نقد و بررسی
نقد همه آنچه همیشه میخواستید درباره سکس بدانید اما میترسیدید بپرسید (Everything You Always Wanted to Know About Sex *But Were Afraid to Ask) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرسشهای بزرگ، پاسخهای کوچک و بزرگنماییهای خندهدار «همهچیزهایی که همیشه میخواستید دربارهٔ سکس بدانید اما از پرسیدنش میترسیدید» از همان عنوان بلندش وعده میدهد که پرده از رازهای پنهان بردارد؛ اما فیلم وودی آلن کمتر به دنبال پاسخهای جدی است و بیشتر از خودِ پرسشها، شرم پیرامونشان و تصورات اغراقآمیزی که جامعه دربارهٔ جنسیت میسازد، سوژهٔ طنز میسازد.
فیلم در هفت روایت مستقل، از داروهای محرک و میل جنسی تا لباسپوشی و پژوهشهای جنسی سرک میکشد و هر بار جهان تازهای برای شوخی بنا میکند. این تنوع، هم سرچشمهٔ اصلی جذابیت فیلم است و هم علت پراکندگی آن. ساختار اپیزودیک؛ آزادی و آشفتگی هفت داستان فیلم نه به واسطهٔ شخصیتها و رخدادهای مشترک، بلکه با یک محور موضوعی کنار هم قرار گرفتهاند.
هر اپیزود میتواند لحن، فضا و حتی شیوهٔ روایت خودش را داشته باشد: از نمایش تاریخی و هجو ادبی گرفته تا ملودرام اروپایی، مسابقهٔ تلویزیونی و خیالپردازی علمیتخیلی. این قالب به آلن اجازه میدهد بارها از نقطهٔ صفر شروع کند و برای هر پرسش، دستگاه کمدی متفاوتی بسازد. بااینحال، پیوند موضوعی بهتنهایی برای ایجاد انسجام کافی نیست.
بعضی بخشها پس از مدتی کوتاه به ایدهٔ مرکزیشان وفادار میمانند و آن را با جزئیات تازه گسترش میدهند؛ برخی دیگر بیشتر شبیه شوخیای هستند که امتداد یافته است. در نتیجه، فیلم نه قوسی روایی دارد که تماشاگر را از اپیزودی به اپیزود دیگر بکشاند، نه ضرباهنگی کاملاً یکنواخت. گاهی همین گسست به سود اثر است: پایان یک موقعیت و آغاز جهانی نامتجانس، خود نوعی غافلگیری کمیک میآفریند.
« این تنوع، هم سرچشمهٔ اصلی جذابیت فیلم است و هم علت پراکندگی آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی نیز تماشاگر را با مجموعهای از طرحهای جداافتاده تنها میگذارد. هجوِ میل و زبانِ شرم فیلم دربارهٔ سکس حرف میزند، اما دغدغهاش صرفاً بدن یا میل نیست؛ دستپاچگی آدمها در برابر موضوعی است که آن را هم طبیعی میدانند و هم ناگفتنی. عنوان اثر، با لحنی شبیه وعدهٔ آموزشی، از همان ابتدا با این تناقض بازی میکند: میل به دانستن وجود دارد، اما پرسیدن هزینهٔ اجتماعی دارد.
آلن این فاصله را با اغراق، سوءتفاهم و جابهجایی میان امر خصوصی و عمومی به کمدی بدل میکند. در بسیاری از موقعیتها، شخصیتها بیش از آنکه بر میل خود مسلط باشند، اسیر توضیحاتیاند که برای آن میتراشند. آنان میکوشند رفتار و خواستههایشان را در قالب نظریه، درمان، عرف یا نمایش عمومی جا دهند؛ حاصل، اغلب مضحکتر از خود میل است.
این نگاه به فیلم امکانی برای هجوِ اقتدار فراهم میکند: علم و پزشکی، رسانه و اخلاق اجتماعی همگی میتوانند با همان قطعیتی که مدعی پاسخگوییاند، به سرچشمهٔ سردرگمی بدل شوند. البته فیلم بیشتر به تناقضها اشاره میکند تا آنکه به شناختی عمیق از روان شخصیتها برسد. تقلید از ژانرها و بازی با فرم یکی از دستاوردهای دلپذیر فیلم، آمادگیاش برای تقلید از زبانهای سینمایی گوناگون است.
برخی بخشها با حالوهوای تاریخی و نمایشی پیش میروند؛ بخشی دیگر به ملودرام اروپایی و سینمای روشنفکرانه طعنه میزند؛ و اپیزودهای علمیتخیلی و تلویزیونی، از جلوهها و قراردادهای ژانری برای ساختن شوخی بهره میگیرند. این تغییر لحن صرفاً تزئینی نیست: فرم هر داستان، بخشی از لطیفهٔ آن است.
« گاهی نیز تماشاگر را با مجموعهای از طرحهای جداافتاده تنها میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم گاهی با جدیتِ ساختگیِ یک ژانر، مضمون را از واقعگرایی دور میکند تا ابعاد ابزوردش آشکارتر شوند. این بازی با فرم، بهویژه در لحظههایی موفق است که فیلم بهجای توضیح دادن لطیفه، آن را در طراحی صحنه، میزانسن یا مقیاس نامعقول تصویر میکند. در اینجا کمدی از کلام فراتر میرود و به خودِ سینما متکی میشود: آنچه دیده میشود، بهتنهایی آنقدر نامنتظر است که نیازی به تأکید لفظی ندارد.
بااینهمه، بعضی تقلیدها بیشتر به ارجاعی آشنا بسنده میکنند تا بازآفرینی خلاقانه؛ شوخی در آنها وابسته به شناخت الگوی مورد هجو است و ممکن است برای تماشاگر امروز کماثرتر باشد. بازیگران و کمدیِ اغراق بازیهای فیلم بر پایهٔ واقعنمایی روانشناختی بنا نشدهاند. شخصیتها اغلب با واکنشهای بزرگ، مکثهای معنادار و جدیتی بیش از اندازه، خود را بهعنوان مهرههای یک دستگاه کمدی عرضه میکنند.
وودی آلن در نقشهایی که بر دستپاچگی و خودآگاهی کلامی تکیه دارند، از همان لحن مردد و عصبی آشنایش بهره میبرد؛ اما فیلم با حضور بازیگرانی چون جین وایلدر، لوئیز لَسِر، لو جاکوبی، لین ردگریو و جان کارادین رنگهای متنوعتری پیدا میکند. جین وایلدر با ترکیب معصومیت، اضطراب و جدیت، میتواند موقعیتی نامعقول را بیآنکه از مرکز آن بیرون بزند باورپذیر کند.
جان کارادین نیز در فضای هجوآمیز و شبهعلمی، حضوری پرطنین و نمایشی دارد که با اغراق کلی فیلم هماهنگ است. بازیگران مهمان و چهرههای آشنا در بخشهای تلویزیونی، به هجو رسانهای آنها نیرویی مضاعف میدهند. نقطهضعف همین شیوه آن است که اغراق گاه به تکرار میرسد: وقتی هر شخصیت از ابتدا در بالاترین درجهٔ هراس یا سردرگمی قرار دارد، مجال چندانی برای تغییر یا ظرافت باقی نمیماند.
« فیلم گاهی با جدیتِ ساختگیِ یک ژانر، مضمون را از واقعگرایی دور میکند تا ابعاد ابزوردش آشکارتر شوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کمدیِ بدن؛ تازگیِ دیروز و فاصلهٔ امروز طنز فیلم بیپروا و گاه آگاهانه مبتذل است. شوخیهای جسمانی و جنسی در آن نه لحظههایی حاشیهای، بلکه از مصالح اصلی روایتاند؛ ازاینرو نمیتوان آن را اثری ظریف یا پیوسته زیرکانه دانست. برخی لطیفهها از برخورد میان امر عادی و تصویر ناممکن نیرو میگیرند، اما برخی دیگر به سادگیِ موضوع جنسی تکیه میکنند و پس از آشکار شدن غافلگیری، چیز زیادی برای افزودن ندارند.
گذشت زمان نیز بر تجربهٔ فیلم اثر گذاشته است. شوخیهایی که در فضای فرهنگی اوایل دههٔ هفتاد میتوانستند تابوشکنانه یا رسواگر باشند، امروز گاه به کلیشههایی آشنا بدل شدهاند. افزون بر این، بعضی نگاههای فیلم به هویت جنسی و رفتارهای نامتعارف، بیش از آنکه پیچیدگی موضوع را بکاوند، آن را به موقعیتی برای خنده تبدیل میکنند.
تماشای امروزی اثر بنابراین دوگانه است: از یک سو میتوان جسارت تاریخی و میل آن به شکستن سکوت را دید؛ از سوی دیگر، باید محدودیتهای فرهنگی و طنز گاه سادهانگارانهاش را هم در نظر گرفت. ریتم و تأثیر عاطفی ریتم تند فیلم، بهخصوص در بخشهایی که از یک تصویر یا موقعیت نامنتظر به تصویر بعدی میجهند، آن را سرگرمکننده نگه میدارد.
فیلم بهندرت در یک فضا میماند و پیوسته تماشاگر را به ژانر، شخصیت یا سازوکار کمیک تازهای میبرد. این شتاب با ماهیت اپیزودیک اثر تناسب دارد و اجازه نمیدهد ضعف بعضی طرحها بیش از اندازه خودنمایی کند. اما سرعت، جایگزین عمق نمیشود. چون شخصیتها معمولاً برای خدمت به شوخی ساخته شدهاند، اثر کمتر به پیامدهای عاطفی یا اجتماعی رفتارهایشان میپردازد.
« کمدیِ بدن؛ تازگیِ دیروز و فاصلهٔ امروز طنز فیلم بیپروا و گاه آگاهانه مبتذل است. »
قوتها و کاستیها
حتی در اپیزودهایی که ظرفیت پرداختی انسانیتر دارند، طنز غالباً پیش از آنکه به تأملی طولانی برسد، راه خود را به سوی اغراق بعدی باز میکند. ازاینرو فیلم بیشتر مجموعهای از لحظهها و تصاویر ماندگار است تا روایتی که پس از پایان، با شخصیتهایش در ذهن تماشاگر ادامه یابد. جمعبندی «همهچیزهایی که همیشه میخواستید دربارهٔ سکس بدانید اما از پرسیدنش میترسیدید» کمدیای نابرابر، پرانرژی و بازیگوش است که موضوعی تابو را بهانهای برای هجوِ شرم، اقتدار و خیالپردازیهای اجتماعی میکند.
تنوع ژانری، بازیهای اغراقآمیز و جسارت بصری آن هنوز جذابیت دارند؛ در مقابل، پراکندگی روایی، اتکای پارهای شوخیها به ابتذال و کهنگی بعضی نگاهها از نیروی اثر میکاهند. فیلم را بهتر است نه رسالهای دربارهٔ جنسیت، بلکه نمایشگاهی از ایدههای کمیک دانست: برخی تیز و ماندگار، برخی کمرمق و وابسته به زمانهٔ خود.
ارزش تماشایش در همین نوسان است؛ در اثری که گاه با خلاقیت میدرخشد و گاه با صدای بلندتر از آنچه لازم است، اصرار میکند که خندهدار باشد.



ثبت دیدگاه