نقد و بررسی
نقد ما در بهشت (Paradise) | 2015
«Paradise» ساختهٔ Sina Ataeian Dena از آن فیلمهایی است که برای نمایش خشونت به انفجار، درگیری یا حادثهای آشکار نیاز ندارد؛ کافی است دوربین را به زندگی روزمره زنی جوان نزدیک کند تا فشار یک ساختار اجتماعی، اداری و فرهنگی بهتدریج خود را آشکار کند. فیلم در ظاهر دربارهٔ تلاش Hanieh برای تغییر شرایط کاری و زندگیاش است، اما در لایههای عمیقتر، تصویری از جامعهای ارائه میدهد که محدودیت را چنان در تار و پود روزمرگی تنیده است که بسیاری از شخصیتها دیگر آن را بهعنوان امری غیرعادی تشخیص نمیدهند. حاصل، اثری سرد، خویشتندار و بهشدت مشاهدهگر است که میان سینمای داستانی و مستند حرکت میکند.
S
Senses of Cinema
+1
وعدهٔ ژانری؛ بهشت در جایی که آزادی غایب است
عنوان «Paradise» از همان ابتدا حامل تناقضی مرکزی است. «ما در بهشت» عبارتی است که در برابر جهانی از محدودیت، کنترل و اضطراب قرار میگیرد و معنای آن هرچه فیلم جلوتر میرود، بیش از پیش کنایهآمیز میشود. کارگردان به جای آنکه این تضاد را با بیانیههای سیاسی یا دیالوگهای توضیحی به مخاطب تحمیل کند، آن را در جزئیات زندگی روزمره میسازد: مدرسهای دخترانه، رفتوآمدهای طولانی، فرمهای اداری، مقررات پوشش، تذکرهای ظاهراً کوچک و موقعیتهایی که در نگاه اول شاید حتی ارزش ثبت شدن نداشته باشند. اما کنار هم قرار گرفتن همین جزئیات، تصویری بزرگتر و نگرانکنندهتر میسازد. F Festival des 3 Continents +1 وعدهٔ فیلم، بنابراین، یک درام اجتماعی متعارف نیست که در آن قهرمان با مانعی مشخص روبهرو شود، مبارزه کند و سرانجام به نتیجه برسد. «Paradise» از ابتدا علاقهای به چنین الگوی کلاسیکی ندارد. مانع اصلی نه یک شخصیت شرور، بلکه شبکهای از قواعد، نهادها، عادتها و ترسهای درونیشده است. همین انتخاب باعث میشود فیلم بیش از آنکه دربارهٔ «یک مشکل» باشد، دربارهٔ وضعیت دائمی گرفتار بودن باشد. Hanieh در محیطی زندگی میکند که تقریباً هر مسیر سادهای میتواند به فرمی تازه، اتاقی دیگر، مسئولی تازه یا مقرراتی تازه ختم شود. O OutNow +1 نکتهٔ مهمتر این است که فیلم، مفهوم خشونت را نیز از تعریف معمول آن خارج میکند. خشونت لزوماً در مشت و فریاد ظاهر نمیشود؛ گاهی در یک نگاه، یک تذکر، یک صف، یک تأخیر اداری یا حتی در آموزشی که از کودکی به دختران داده میشود حضور دارد. «Paradise» دقیقاً از همینجا قدرت میگیرد: امر سیاسی را از صفحات روزنامه و سخنرانیها بیرون میآورد و به سطح زندگی روزانه میکشاند. در «Paradise»، ترسناکترین شکل خشونت آن است که به بخشی عادی از زندگی تبدیل شود.
روایت و ریتم؛ قصهای که عمداً راه فرار ندارد
ساختار روایی فیلم بیش از آنکه متکی بر حادثههای پیدرپی باشد، بر تکرار و انباشت موقعیتها بنا شده است. رفتوآمدهای طولانی Hanieh، حضور او در مدرسه، تلاشهایش برای جابهجایی محل کار و برخوردهایش با ساختار اداری، بارها به شکلهایی متفاوت تکرار میشوند. این تکرار ممکن است برای مخاطبی که به روایتهای پرشتاب عادت دارد، کند یا حتی فرساینده به نظر برسد؛ اما در منطق فیلم، همین فرسودگی بخشی از مضمون است. فیلم میخواهد مخاطب نیز تا حدی همان احساس گرفتار شدن و درجا زدن را تجربه کند. O OutNow +1 در اینجا ریتم صرفاً مسئلهای تکنیکی نیست، بلکه ابزار روایت است. اگر کارگردان همین داستان را با تدوین تند، موسیقی تأکیدگر و حذف مراحل اداری روایت میکرد، نتیجه احتمالاً به درامی اجتماعی و آشنا تبدیل میشد؛ فیلمی دربارهٔ زنی که میخواهد زندگیاش را تغییر دهد و با موانع روبهرو میشود. اما «Paradise» اصرار دارد زمان را به تماشاگر تحمیل کند. مسیرها طولانیاند، انتظارها واقعاً انتظار هستند و بسیاری از موقعیتها بدون نتیجهٔ فوری باقی میمانند. به همین دلیل، فیلم بیشتر از آنکه دربارهٔ یک تلاش باشد، دربارهٔ فرسایش تدریجی ناشی از تلاش بیپایان است. این انتخاب البته بدون هزینه نیست. مهمترین ضعف فیلم نیز دقیقاً از همین نقطه سرچشمه میگیرد. برای بخشی از مخاطبان، فاصله گرفتن روایت از الگوی کلاسیک و اتکای زیاد به مشاهده میتواند موجب شود برخی بخشها بیش از اندازه کشدار به نظر برسند. فیلم گاهی به جای آنکه تنش موجود در یک موقعیت را تشدید کند، صرفاً اجازه میدهد موقعیت ادامه پیدا کند. از منظر درام سنتی، این تصمیم ممکن است کمبود به نظر برسد؛ اما از منظر سینمای مشاهدهگر، میتوان آن را بخشی از منطق اثر دانست. در واقع «Paradise» میان دو میل در حال کشمکش است: میل به تعریف داستان و میل به ثبت واقعیت. فیلم هرگز کاملاً به یکی از این دو تسلیم نمیشود. همین وضعیت، به اثر هویتی خاص میدهد، هرچند همزمان توضیح میدهد چرا ممکن است برخی تماشاگران با آن ارتباطی عمیق برقرار کنند و برخی دیگر ریتم آن را بیش از حد کند بدانند. این فیلم برای کسانی ساخته نشده که میخواهند هر چند دقیقه یک بار شاهد تغییر وضعیت داستان باشند؛ مخاطب آن باید بتواند از دل جزئیات، تغییرات کوچک و نشانههای پراکنده معنا استخراج کند.
شخصیت Hanieh؛ قهرمانی بدون شعار
Hanieh از آن قهرمانهایی نیست که از همان ابتدا در قامت یک شورشی آشکار ظاهر شود. او شخصیتی عادی، خسته، گاهی عصبی و در بسیاری از لحظات سازگار با محیط پیرامونش است. همین عادی بودن، یکی از مهمترین نقاط قوت شخصیتپردازی فیلم محسوب میشود. او قرار نیست نمایندهای بینقص از آزادیخواهی باشد؛ بلکه خودش نیز در بسیاری از موارد درون همان نظام ارزشی و رفتاری گرفتار است که از آن رنج میبرد. F Festival des 3 Continents +1 این ویژگی باعث میشود رابطهٔ او با شاگردانش نیز معنای پیچیدهتری پیدا کند. Hanieh در جایگاه معلم، هم بخشی از ساختار آموزشی است و هم خود قربانی همان ساختار. او باید قواعد را به دختران آموزش دهد، در حالی که خودش با محدودیتهایی مواجه است که اعتبار و کارآمدی همان قواعد را زیر سؤال میبرند. این تضاد، شخصیت را از یک نماد سیاسی ساده فراتر میبرد و او را به انسانی تبدیل میکند که در یک تناقض دائمی زندگی میکند. بازی Dorna Dibaj نیز در همین راستا قابل توجه است. بازی او بر اغراق، نمایش آشکار رنج یا بیانهای پرقدرت استوار نیست. بسیاری از احساسات Hanieh در سکوت، نگاه، مکث و واکنشهای کوچک منتقل میشوند. این شیوهٔ اجرا با رویکرد کلی فیلم هماهنگ است؛ دوربین نیز همانقدر که شخصیت اصلی از ابراز مستقیم خودداری میکند، از توضیح دادن پرهیز دارد. از سوی دیگر، شخصیتهای پیرامونی نیز عمدتاً بهعنوان کاریکاتورهای یک جامعهٔ سرکوبگر طراحی نشدهاند. حتی هنگامی که رفتار یک شخصیت آزاردهنده یا محدودکننده است، فیلم تلاش میکند او را به یک «هیولای داستانی» تبدیل نکند. این تصمیم اهمیت زیادی دارد، زیرا اگر تمام فشار موجود در جهان فیلم به چند شخصیت منفی نسبت داده میشد، مسئله بهسادگی قابل حل به نظر میرسید: کافی بود آن افراد کنار بروند. اما «Paradise» نشان میدهد مشکل بسیار گستردهتر از چند فرد است؛ مسئله ساختاری است که حتی افراد عادی را به حاملان و بازتولیدکنندگان قواعد خود تبدیل میکند. Hanieh قربانی صرف نیست؛ او انسانی است که گاهی ناخواسته همان قواعدی را بازتولید میکند که خودش را محدود کردهاند.
مدرسه، خیابان و خانه؛ جغرافیای یک فشار دائمی
یکی از هوشمندانهترین جنبههای فیلم، استفاده از فضا بهعنوان ابزار شخصیتپردازی است. مدرسه تنها محل کار Hanieh نیست؛ نوعی آزمایشگاه اجتماعی است که در آن میتوان سازوکارهای کنترل را در مقیاسی کوچکتر مشاهده کرد. دختران در محیط مدرسه با مجموعهای از قواعد دربارهٔ بدن، پوشش و رفتار مواجهاند و فیلم نشان میدهد چگونه این قواعد از طریق آموزش و تکرار به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشوند. F Filmstelle - Kino immer anders +1 در سوی دیگر، مسیرهای رفتوآمد Hanieh قرار دارند. فاصلهٔ جغرافیایی میان محل زندگی و مدرسه فقط یک مشکل حملونقلی نیست؛ این فاصله به استعارهای از موقعیت او تبدیل میشود. او هر روز باید مسیری طولانی را طی کند تا به محیطی برسد که در آن نیز احساس تعلق کامل ندارد. شهر به جای آنکه فضایی برای آزادی و حرکت باشد، گاهی مانند شبکهای از مسیرهای تکرارشونده عمل میکند که شخصیت را در خود نگه میدارد. A
Around the World in 14 Films
فیلم در خیابان نیز نگاه جالبی دارد. حضور دوربین در محیطهای واقعی، بهویژه با توجه به شرایط تولید اثر، مرز میان داستان و مشاهدهٔ مستند را کمرنگ میکند. برخی رهگذران و فضاهای شهری به شکلی وارد فیلم میشوند که حس میکنیم با جهانی از پیش طراحیشده مواجه نیستیم. همین کیفیت به فیلم اعتبار بصری میدهد و باعث میشود تهرانِ «Paradise» نه یک پسزمینه، بلکه موجودیتی زنده و پرتنش باشد. A Around the World in 14 Films +1 قاببندیها نیز اغلب بر حس محصورشدگی تأکید دارند. محدودیت فقط در دیالوگها بیان نمیشود؛ گاهی خود تصویر نشان میدهد شخصیت چقدر فضای کمی برای حرکت دارد. این هماهنگی میان مضمون و فرم از آن جهت مهم است که فیلم به جای توضیح دادن فشار روانی، آن را به تجربهای بصری تبدیل میکند. رنگها نیز با انتخاب محدود و کنترلشدهشان، به این حس خفقان کمک میکنند. نتیجه، فضایی است که حتی لحظات ظاهراً عادی آن نیز نوعی بیقراری پنهان با خود دارند. I IFFR
فرم و نگاه مستندگونه؛ واقعیت بهجای نمایش واقعیت
«Paradise» در مرز میان سینمای داستانی و مستند حرکت میکند و این ویژگی یکی از برجستهترین وجوه سبکی آن است. گزارشهای مربوط به تولید فیلم نشان میدهند که بخشهایی از آن در شرایطی خارج از سازوکار رسمی و بدون مجوز معمول فیلمبرداری شدهاند و همین مسئله به حضور دوربین در خیابانها و فضاهای روزمره کیفیتی متفاوت داده است. این شرایط صرفاً یک نکتهٔ پشتصحنه نیست؛ اثر آن را میتوان در بافت خود فیلم احساس کرد. A Around the World in 14 Films +1 فیلم بهویژه در استفاده از صدا و تصویر، به جای تأکیدهای نمایشی، به مشاهده متکی است. آغاز اثر نمونهای روشن از این رویکرد است: پیش از آنکه تصویر بهطور کامل وارد میدان شود، صدا و گفتوگو فضای ذهنی و اجتماعی اثر را شکل میدهند. این انتخاب نشان میدهد که کنترل بدن و پوشش زنان قرار است نه صرفاً بهعنوان یک مضمون، بلکه بهعنوان تجربهای شنیداری و روانی نیز منتقل شود. S
Senses of Cinema
دوربین نیز معمولاً با شخصیت همراه است، بدون آنکه بیش از اندازه به او نزدیک شود. این فاصله نوعی اخلاق مشاهده ایجاد میکند: فیلم میخواهد مخاطب ببیند، اما نمیخواهد به جای شخصیت احساس کند. از همین رو، لحظات احساسی بزرگ نیز اغلب بدون موسیقیهای پرحجم یا تأکیدهای دستوری روایت میشوند. این خویشتنداری، یکی از دلایلی است که فیلم با وجود موضوع سنگین خود، به ملودرام تبدیل نمیشود. در عین حال، این سبک برای همه جذاب نیست. مخاطبی که انتظار دارد سینمای اجتماعی، پیام خود را مستقیم و قاطع بیان کند، ممکن است سکوتها و ابهامهای فیلم را ناکافی بداند. اما برای فیلمی که مسئلهاش تا حد زیادی دربارهٔ چیزهای ناگفته و فشارهای نامرئی است، همین امتناع از توضیح بیش از حد میتواند یک انتخاب هنرمندانه باشد. «Paradise» به مخاطب اعتماد میکند و اجازه میدهد او میان نشانهها ارتباط برقرار کند. این فیلم واقعیت را توضیح نمیدهد؛ آن را آنقدر نزدیک میکند که تماشاگر ناچار شود خودش آن را لمس کند.
قوتها و ضعفها؛ فیلمی جسور که همیشه بینقص نیست
بزرگترین قوت «Paradise» را باید در نوع نگاه آن جستوجو کرد. فیلم دربارهٔ موضوعی سیاسی و اجتماعی سخن میگوید، اما از تبدیل شدن به سخنرانی تصویری پرهیز میکند. فشار بر زنان، ساختار اداری، آموزش، ترس و محدودیتهای اجتماعی همگی در دل موقعیتهای کوچک و روزمره ظاهر میشوند. همین رویکرد باعث میشود فیلم حتی زمانی که از یک حادثه یا مسئلهٔ مشخص فاصله میگیرد، همچنان موضوع اصلی خود را دنبال کند. S Senses of Cinema +1 نقطهٔ قوت دوم، هماهنگی میان فرم و محتواست. فیلم دربارهٔ محدودیت است و قابهای آن نیز اغلب حس محدودیت ایجاد میکنند؛ دربارهٔ تکرار است و ریتمش بر تکرار بنا شده؛ دربارهٔ واقعیتی است که نمیتوان آزادانه دربارهٔ آن سخن گفت و خود اثر نیز در بسیاری از لحظات ترجیح میدهد از سکوت و اشاره استفاده کند. این هماهنگی اتفاقی به نظر نمیرسد و نشاندهندهٔ تسلط قابل توجه کارگردان بر زبان سینماست. اما همین ویژگیها در سوی دیگر میتوانند به ضعف تبدیل شوند. روایت در بعضی مقاطع چنان بر مشاهده و تکرار اصرار میکند که کشش دراماتیک کاهش مییابد. شخصیتهای فرعی نیز گاهی بیشتر کارکردی مفهومی دارند تا اینکه به شخصیتهایی با قوس کامل تبدیل شوند. فیلم همچنین برای مخاطبی که به روایتهای کلاسیک و پایانبندیهای کاملاً توضیحدادهشده عادت دارد، میتواند عامدانه مبهم و حتی ناتمام جلوه کند. ضعف دیگر، فاصلهای است که گاه میان قدرت ایده و قدرت درام ایجاد میشود. «Paradise» ایدههای مهم و تصاویر ماندگاری دارد، اما همهٔ این ایدهها الزاماً با قدرت یکسان دراماتیزه نمیشوند. در نتیجه، ارزش فیلم بیشتر از آنکه به پیچیدگی پیرنگ وابسته باشد، به تجربهای مربوط میشود که از طریق فضا، تکرار و مشاهده به مخاطب منتقل میکند. این نکته هم دلیل جذابیت فیلم برای مخاطب سینمای هنری است و هم دلیل فاصله گرفتن احتمالی مخاطبان جریان اصلی از آن.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ سینمایی برای تماشای دقیق
«Paradise» را میتوان نمونهای قابل توجه از سینمای مستقل معاصر ایران دانست که به جای اتکا به روایتهای بزرگ، به جزئیات زندگی روزانه پناه میبرد. فیلم در امتداد سنتی قرار میگیرد که مسائل اجتماعی را نه با خطابه، بلکه از طریق شخصیت و موقعیت بیان میکند؛ با این تفاوت که Sina Ataeian Dena در نخستین فیلم بلند خود، رویکردی مستندگونه و جسورانه را نیز به این سنت اضافه میکند. نمایش اثر در جشنوارهٔ لوکارنو و دریافت جایزهٔ هیئت داوران کلیسایی و جایزهٔ ویژهٔ فیلم اول، نشانهای از توجه فضای جشنوارهای به این رویکرد بوده است. S Senses of Cinema +1 مخاطب مناسب فیلم، بیش از هر چیز تماشاگر صبور و علاقهمند به سینمای اجتماعی و شخصیتمحور است. اگر کسی به دنبال یک درام پرحادثه دربارهٔ تقابل یک قهرمان با یک نظام سرکوبگر باشد، احتمالاً از کندی و خویشتنداری «Paradise» فاصله خواهد گرفت. اما اگر مخاطب بتواند از ریتم آرام، سکوت، جزئیات روزمره و ابهامهای حسابشده لذت ببرد، فیلم تجربهای بسیار غنیتر ارائه میکند. ارزش فیلم همچنین در این است که مسائل اجتماعی را به سطح تجربهٔ انسانی میآورد. مسئله فقط دربارهٔ قوانین یا ساختارهای رسمی نیست؛ دربارهٔ خستگی، انتظار، عادت، ترس و میل سادهٔ انسانی به داشتن اختیار بر زندگی خویش است. همین وجه انسانی سبب میشود فیلم، با وجود ریشه داشتن در زمینهای کاملاً مشخص، برای مخاطب خارج از آن جامعه نیز قابل درک باشد. در نهایت، «Paradise» فیلمی نیست که همهٔ مخاطبان را با خود همراه کند و اتفاقاً ارزش آن تا حدی در همین سرسختی نهفته است. این اثر از تماشاگر میخواهد سرعت خود را کاهش دهد، به حاشیههای تصویر توجه کند و بفهمد چگونه مجموعهای از محدودیتهای کوچک میتواند به تجربهای عظیم از بیاختیاری منجر شود. اینجا سینما نه وسیلهای برای سرگرمی سریع، بلکه ابزاری برای مشاهدهٔ دقیق جامعه است.
جمعبندی؛ وقتی زندگی روزمره به شکل دیگری از خشونت تبدیل میشود
«Paradise» در بهترین لحظات خود فیلمی دربارهٔ خشونتِ آشکار نیست؛ دربارهٔ خشونتی است که در زندگی روزمره حل شده و به همین دلیل، تشخیص آن دشوارتر است. Sina Ataeian Dena با تمرکز بر Hanieh و محیط مدرسه، رفتوآمدهای شهری و مناسبات اداری، جهانی میسازد که در آن آزادی نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه چیزی بسیار ساده و ملموس است: توانایی انتخاب محل کار، حرکت در شهر، تصمیمگیری دربارهٔ بدن و زندگی و رهایی از ترس دائمی. قدرت فیلم در آن است که برای اثبات این مسئله فریاد نمیزند. دوربین به جای صدور حکم، مشاهده میکند؛ شخصیت به جای سخنرانی، زندگی میکند و ساختار اجتماعی به جای آنکه در قالب یک دشمن واحد ظاهر شود، در جزئیات پراکنده حضور دارد. همین روش، «Paradise» را به اثری تبدیل میکند که ممکن است در لحظهٔ تماشا آرام به نظر برسد، اما مضمون آن پس از پایان فیلم همچنان در ذهن باقی بماند. در کنار این نقاط قوت، کندی، تکرار و فاصله گرفتن از الگوی کلاسیک روایت میتواند برای برخی مخاطبان مانعی جدی باشد. بااینحال، اگر این ویژگیها را نه نقص مطلق، بلکه بخشی از زبان فیلم در نظر بگیریم، میتوان دید که «Paradise» تا چه اندازه آگاهانه تجربهٔ فرسایش و گرفتارشدن را به فرم سینمایی تبدیل میکند. «Paradise» دربارهٔ جستوجوی بهشت نیست؛ دربارهٔ زندگی در جهانی است که نام بهشت بر محدودیت گذاشته است. در نهایت، فیلم بیش از آنکه با یک پاسخ قطعی به پایان برسد، با مجموعهای از پرسشها در ذهن مخاطب باقی میماند: وقتی یک قانون از کودکی آموزش داده میشود، مرز میان اطاعت و انتخاب کجاست؟ وقتی محدودیت به عادت تبدیل میشود، مقاومت چه شکلی پیدا میکند؟ و وقتی خشونت دیگر چهرهای مشخص ندارد، چگونه میتوان آن را تشخیص داد؟ «Paradise» پاسخ همهٔ این پرسشها را نمیدهد و شاید ارزش اصلی آن دقیقاً در همین امتناع باشد؛ اثری آرام، تلخ و مشاهدهگر که به جای ارائهٔ یک قضاوت ساده، تماشاگر را وادار میکند به چیزهایی نگاه کند که معمولاً از کنارشان عبور میکنیم. S F O Sources
ثبت دیدگاه