نقد و بررسی
نقد فراز و نشیب: بدترین (High & Low The Worst) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهانِ یاغی «High & Low The Worst» فیلمی است که از برخورد دو جهان سینمایی نیرو میگیرد: جهان مجموعهٔ «High & Low» و فضای داستانی مانگای «Worst». حاصل این پیوند، روایتی گروهمحور از رقابت و رفاقت میان دانشآموزان دو دبیرستان است؛ جایی که نام مدرسه، اعتبار گروه و توانایی ایستادن در برابر حریف، بخش بزرگی از هویت شخصیتها را میسازد.
فیلم بهجای آنکه در پی واقعنمایی اجتماعی باشد، قواعد جهان اغراقآمیز خود را میپذیرد و از همان آغاز تماشاگر را به قلمرویی پرتحرک، نمایشی و آکنده از شور جوانانه میبرد. ماجرا با حملههایی آغاز میشود که مهاجمان در آن خود را دانشآموزان مدرسهٔ رقیب معرفی میکنند. این هویتهای اشتباه، آتش دشمنی میان هوسن و اویا را روشن میکند و گروهها را به سوی برخوردی ناگزیر میکشاند.
فیلم این مقدمهٔ ساده را به موتور محرک روایتی سریع بدل میکند؛ روایتی که بیش از آنکه درگیر پیچیدگیهای معمایی شود، از زنجیرهٔ برخوردها، واکنشها و رقابتهای درونگروهی نیرو میگیرد. در نتیجه، تماشاگر زود با مسئلهٔ اصلی روبهرو میشود و اثر مجال چندانی برای سکون یا مکث طولانی پیدا نمیکند.
سوءتفاهم بهمثابه موتور روایت هستهٔ داستانی فیلم بر یک سوءتفاهم بنا شده است؛ تمهیدی آشنا که کارکردش بیش از آنکه غافلگیر کردن باشد، فراهم کردن زمینهای برای رویارویی دو گروه است. این انتخاب از نظر ضرباهنگ مؤثر است، زیرا تنش را بیدرنگ بالا میبرد و شخصیتها را وادار میکند به جای گفتوگو، با زبان زور و وفاداری گروهی واکنش نشان دهند.
« ماجرا با حملههایی آغاز میشود که مهاجمان در آن خود را دانشآموزان مدرسهٔ رقیب معرفی میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عین حال، سادگی همین تمهید گاهی به چشم میآید: پیوند رخدادها آنقدر سرراست است که بخشی از پیچشها را میتوان پیش از وقوع حدس زد. بااینهمه، فیلم از همین سادگی بهرهٔ سرگرمکنندهای میسازد. هر حمله، سوءظن تازهای میآفریند و هر سوءظن، گروهها را به موقعیتی نزدیکتر به انفجار میرساند.
روایت بیشتر بر حفظ حرکت تکیه دارد تا بر ساخت معمایی چندلایه؛ بنابراین کیفیت آن را باید در میزان انرژی و پیوستگی صحنهها سنجید، نه در ظرافت رازآمیز بودن داستان. تا زمانی که فیلم در این مسیر پرشتاب میماند، ضعفهای ساختاریاش کمتر به چشم میآیند؛ اما هرجا انتظار عمق روانشناختی یا تحول پیچیدهٔ شخصیتها پدید میآید، روایت پاسخ محدودتری میدهد.
گروهها، غرور و هویت یکی از جذابیتهای اصلی اثر، ترسیم دو ساختار متفاوت برای هوسن و اویاست. تفاوت در شیوهٔ سازمانیافتن و نوع رابطهٔ اعضا، به رویارویی آنها رنگی فراتر از نزاعی ساده میدهد. هر مدرسه برای خود قاعده، سلسلهمراتب و معنای خاصی از قدرت دارد؛ ازاینرو برخورد دو گروه، هم رقابت بر سر برتری است و هم آزمونی برای سنجش ارزشهایی که اعضا به آنها وفادارند.
در چنین جهانی، غرور صرفاً خودنمایی نیست؛ راهی برای اعلام حضور و حفظ جایگاه در جمع است. رفاقت نیز در بسیاری از لحظات نه با اعترافهای عاطفی، بلکه از خلال ایستادن کنار یکدیگر و پذیرفتن خطر معنا پیدا میکند. فیلم در نمایش این پیوندهای جمعی موفق است، زیرا به شور گروهی اجازه میدهد جای بخش مهمی از گفتوگوهای توضیحی را بگیرد.
« بااینهمه، فیلم از همین سادگی بهرهٔ سرگرمکنندهای میسازد. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر درمییابد که شخصیتها بهسبب تنها بودن در میدان نمیایستند؛ پشت هر مشت، تعهدی به دوستان و هویتی مشترک قرار دارد. البته این شیوه گاه به تصویرسازی آرمانی و سادهشدهای از خشونت نزدیک میشود، بیآنکه پیامدهای آن را با همان شدت بررسی کند. شخصیتهای فراوان و پرداخت نابرابر فیلم به مجموعهای بزرگ از شخصیتها میدان میدهد و این انتخاب با ماهیت جهان داستانی آن تناسب دارد.
وجود چهرههای متعدد، حس یک اجتماع زنده و گسترده را ایجاد میکند؛ گویی هر گروه، گذشته و قواعد خاص خود را دارد. تنوع رفتارها و ظاهرها نیز به صحنههای جمعی رنگ میبخشد و کمک میکند اعضای دو مدرسه در تودهای یکشکل حل نشوند. اما همین گستردگی، هزینهای روایی دارد. وقتی شمار شخصیتها بالا میرود، فرصت پرداخت به همه محدود میشود.
برخی چهرهها بیشتر با جایگاهشان در گروه یا مهارتشان در مبارزه تعریف میشوند تا با خواستهها، تردیدها و دگرگونیهای درونیشان. فیلم گاه شخصیتی را برای ایجاد انرژی یا پیشبردن درگیری وارد میدان میکند، بیآنکه زمان کافی برای ساختن رابطهای عمیق میان او و تماشاگر داشته باشد. به همین دلیل، ممکن است مخاطب نام و نقش بعضی افراد را به خاطر بسپارد، اما پیوند عاطفی یکسانی با همهٔ آنها پیدا نکند.
طراحی نبردها و زبان بصری صحنههای مبارزه مهمترین جاذبهٔ اجرایی فیلماند. درگیریها با تحرک و تأکید بر ضربههای پیاپی ساخته شدهاند و قرار نیست خشونت را در قالبی واقعگرایانه و خام عرضه کنند؛ وجه نمایشی و پرشور آنها بخشی از هویت اثر است. هر برخورد فرصتی برای نمایش توانایی فردی و هماهنگی یا آشفتگی گروهی فراهم میکند.
« وجود چهرههای متعدد، حس یک اجتماع زنده و گسترده را ایجاد میکند؛ گویی هر گروه، گذشته و قواعد خاص خود را دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین رویکرد باعث میشود نبردها، حتی در چارچوب داستانی نسبتاً ساده، حس رویداد داشته باشند. فیلم در انتقال هیجان جمعی نیز موفق است. ریتم صحنهها، حضور همزمان شمار زیادی از مبارزان و تغییر مداوم موقعیت، تماشاگر را در متن آشوب قرار میدهد. بااینحال، اتکای فراوان به این بخش گاهی به بهای تنوع روایی تمام میشود.
اگر درگیریها پشت سر هم بیایند، خطر آن هست که هر کدام از نظر دراماتیک کارکردی مشابه پیدا کنند: حریف تازه ظاهر میشود، تنش بالا میرود و پاسخ اصلی در قالب نبرد داده میشود. در این لحظات، فیلم بیشتر انرژی تولید میکند تا معنای تازه. ضرباهنگ و تعادل میان اکشن و احساس ضرباهنگ تند اثر با جهان پررقابت آن سازگار است.
روایت وقت زیادی صرف مقدمهچینی نمیکند و پیوسته به سوی برخورد بعدی حرکت دارد. چنین ساختاری برای مخاطبی که از ابتدا در پی اکشن و فضای پرهیجان است، امتیاز محسوب میشود؛ زیرا فیلم در بخش عمدهای از مسیرش حس تعلیق و انتظار را زنده نگه میدارد. تماشاگر دائماً میپرسد کدام گروه قدم بعدی را برمیدارد و رقابت چگونه از کنترل خارج خواهد شد.
در مقابل، سرعت بالا مجال چندانی برای رسوب عاطفی باقی نمیگذارد. روابطی که میتوانستند به مرکز درام تبدیل شوند، گاه به نشانههایی کوتاه از وفاداری یا خصومت محدود میمانند. فیلم بیشتر به لحظهٔ تصمیم و واکنش علاقه دارد تا به فرایند روانیای که شخصیت را به آن تصمیم رسانده است. این رویکرد از شدت سرگرمی نمیکاهد، اما عمق احساسی اثر را محدود میکند.
« همین رویکرد باعث میشود نبردها، حتی در چارچوب داستانی نسبتاً ساده، حس رویداد داشته باشند. »
قوتها و کاستیها
وقتی داستان در آستانهٔ پرداختن به معنای رفاقت، مسئولیت یا تغییر قرار میگیرد، اغلب دوباره به مسیر پرتحرک خود بازمیگردد. جایگاه فیلم در ژانر «High & Low The Worst» به سنت داستانهای دبیرستانیِ گروهمحور و درامهای بزهکارانه نزدیک است؛ آثاری که رقابت، وفاداری و جایگاه اجتماعی را از خلال برخوردهای فیزیکی به تصویر میکشند.
فیلم از این قواعد آگاهانه بهره میگیرد و چندان نمیکوشد آنها را به پرسشی اجتماعی یا اخلاقی پیچیده تبدیل کند. خشونت در اینجا بیشتر زبان نمایشی شخصیتهاست؛ زبانی که با آن شأن خود را اعلام میکنند، مرز میکشند و رابطهٔ خود را با دیگران میسنجند. این انتخاب ممکن است برای تماشاگرانی که در پی درامی واقعگرایانه و شخصیتمحورند کافی نباشد.
اما برای مخاطبی که با جهانهای اغراقآمیز و نبردهای گروهی ارتباط برقرار میکند، فیلم تجربهای پرانرژی و روشن عرضه میکند. اثر بهویژه زمانی بهتر کار میکند که از خود انتظار پیچیدگی روانشناختی نداشته باشیم و آن را بهعنوان سرگرمی اکشنِ متکی بر گروه، رقابت و نمایش بپذیریم. جمعبندی «High & Low The Worst» فیلمی پرتحرک و تماشایی است که از تقابل هوسن و اویا، سوءتفاهمی ساده اما مؤثر برای ساختن روایتی پرشتاب میآفریند.
نبردهای خیابانی و فضای گروهی پرشور، ستونهای اصلی جذابیت آناند؛ عناصری که به اثر هویتی مشخص و نیرویی جوانانه میبخشند. در برابر این تواناییها، تعدد شخصیتها، پیشبینیپذیری برخی مسیرها و کمبود مکثهای عاطفی، مانع از آن میشود که درام همپای اکشن رشد کند. بااینحال، فیلم در محدودهای که برای خود برگزیده، تجربهای سرگرمکننده و پرانرژی فراهم میکند.
« فیلم از این قواعد آگاهانه بهره میگیرد و چندان نمیکوشد آنها را به پرسشی اجتماعی یا اخلاقی پیچیده تبدیل کند. »
جمعبندی
ارزش آن بیش از هر چیز در شور جمعی، طراحی برخوردها و ساختن جهانی است که در آن رفاقت و رقابت بهسرعت به کنش بدل میشوند. اثری که داستانگوییاش همواره ظریف نیست، اما میداند چگونه نیروی حرکت و هیجان را تا پایان زنده نگه دارد.
« اثری که داستانگوییاش همواره ظریف نیست، اما میداند چگونه نیروی حرکت و هیجان را تا پایان زنده نگه دارد. »



ثبت دیدگاه