نقد و بررسی
نقد 2022 خوب نیست (Not Okay) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: دروغی کوچک در جهانی تشنهٔ توجه «Not Okay» کمدی سیاهی است دربارهٔ میل به دیدهشدن؛ میلی که در روزگار شبکههای اجتماعی، از خواستهای ساده برای جلب توجه فراتر میرود و به نیرویی شکلدهنده بدل میشود: بر رفتار، هویت و حتی شیوهٔ فهم واقعیت اثر میگذارد. فیلم با دختری جوان و جاهطلب آغاز میکند که برای بالا بردن جایگاهش در فضای مجازی، سفری خیالی به پاریس را به مخاطبانش میفروشد.
اما وقتی حادثهای هولناک رخ میدهد، این دروغ شخصی به بحرانی اخلاقی گره میخورد و توجهی را نصیب او میکند که مدتها آرزویش را داشته است. طرح داستان، با همهٔ سادگیاش، ظرفیت طرح پرسشی جدی را دارد: در جهانی که دیدهشدن خود به نوعی سرمایه تبدیل شده، مرز میان خودنمایی، خودفریبی و بهرهبرداری از رنج دیگران کجاست؟
فیلم پاسخ را در قالب حکمی روشن و یکخطی عرضه نمیکند؛ در عوض، تماشاگر را به همراهی با شخصیتی میکشاند که رفتارهایش هم خشمبرانگیز است و هم، در لحظاتی، از نظر روانی قابلدرک. ارزش اصلی «Not Okay» نیز در همین تنش میان قضاوت و فهم نهفته است. شخصیت اصلی؛ جذابیتِ ناخوشایندِ جاهطلبی دنی، شخصیت محوری فیلم، برای دوستداشتنیبودن طراحی نشده است.
او خودخواه، تشنهٔ تأیید و گرفتار تصویری است که میخواهد از خود به دیگران نشان دهد. بااینحال، فیلم او را صرفاً به نمونهای کارتونی از اینفلوئنسرهای سطحی فرو نمیکاهد. دنی در محیطی کار میکند که توجه را همچون کالا میسنجد و ارزش افراد را با میزان دیدهشدنشان میسنجد؛ او در این بازی، هم قربانی معیارهای رایج است و هم بازیگری فعال که حاضر است قواعد آن را به سود خود به کار گیرد.
« ارزش اصلی «Not Okay» نیز در همین تنش میان قضاوت و فهم نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانگی، دنی را به شخصیتی بحثبرانگیز بدل میکند. تماشاگر ممکن است از انتخابهای او بیزار باشد، اما انگیزهٔ پشت آنها را نیز تشخیص دهد: ترس از بیاهمیتبودن، ناکامی در ساختن هویتی پایدار و نیاز به آنکه دیگران او را ببینند و تأیید کنند. فیلم بهدرستی نشان میدهد که فهمیدن سرچشمهٔ یک رفتار، به معنای توجیهکردن آن نیست.
دنی میتواند محصول فرهنگی بیمار باشد، اما مسئولیت تصمیمهایش همچنان بر دوش خود اوست. بازی زویی دویچ؛ انرژی در خدمت تناقض زویی دویچ در نقش دنی، مهمترین عامل موفقیت فیلم است. اجرای او پرتحرک، پرانرژی و درعینحال دقیق است؛ بازیگری که باید میان جذابیت ظاهری، اضطراب درونی و خودمحوری شخصیت تعادل برقرار کند.
دویچ دنی را چنان بازی میکند که گویی هر لحظه در حال اجرای نسخهای ویرایششده از خود است. حتی هنگامی که با دیگران صحبت میکند، میتوان ردّ محاسبه و نیاز به تأیید را در رفتار و نگاهش دید. نکتهٔ قابلتوجه آن است که اجرای بازیگر، شخصیت را از یک داوری ساده نجات میدهد، بیآنکه او را تبرئه کند.
دنی گاهی خندهدار است، گاهی شرمآور و گاهی بهطرزی آزاردهنده بیتفاوت؛ این حالات در بازی دویچ به هم پیوند میخورند و تصویری از انسانی ناپخته و تناقضآمیز میسازند. فیلم در بخشهایی به واکنشهای پرشتاب و نمایشی شخصیت تکیه میکند، اما حضور پرقدرت بازیگر مانع میشود که این اغراقها کاملاً مصنوعی به نظر برسند.
« این دوگانگی، دنی را به شخصیتی بحثبرانگیز بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
طنز سیاه و فرهنگ شبکههای اجتماعی طنز «Not Okay» از فاصلهٔ میان واقعیت و نمایش شکل میگیرد. در جهان فیلم، رویدادهای واقعی خیلی زود به محتوایی قابلمصرف تبدیل میشوند و رنج انسانی میتواند در کنار تصویرهای روزمره، تبلیغات و روایتهای شخصی گردش کند. این طنز، بهجای آنکه تنها کاربران را بهدلیل سطحیبودن سرزنش کند، سازوکاری را هدف میگیرد که توجه را به معیار موفقیت بدل کرده است: سازوکاری که در آن دیدهشدن مهمتر از فهمیدن و واکنش سریع گاه ارزشمندتر از تأمل است.
فیلم در نمایش این منطق، لحظات تیز و مؤثری دارد. دروغ دنی نه بهواسطهٔ پیچیدگیاش، بلکه چون با میل مخاطبان و نیاز فضای مجازی به داستانهای هیجانانگیز سازگار است، امکان گسترش پیدا میکند. حقیقت در برابر روایت پرکشش و سودمند، بهآسانی عقب مینشیند. بااینهمه، نقد فیلم به این فرهنگ چندان تازه نیست.
آثاری پیش از آن نیز به اقتصاد توجه، خودنمایی آنلاین و تبدیل زندگی به نمایش پرداختهاند؛ بنابراین «Not Okay» بیشتر در اجرای ملموس و شخصیتمحورش موفق است تا در گشودن زاویهای کاملاً نو. پیوند انسانی در دل نمایش در میان هیاهوی شهرتطلبی و خودنمایی، رابطهٔ دنی با دیگر شخصیتها به فیلم عمق عاطفی میبخشد.
دوستی و پیوندهای انسانی در این داستان صرفاً راهی برای پیشبرد ماجرا نیستند؛ آنها معیارهاییاند که رفتار دنی را در برابرشان میتوان سنجید. در فضایی که هر رابطه ممکن است به فرصتی برای منفعت شخصی یا تولید محتوایی تازه بدل شود، صمیمیت واقعی با دشواری و شکنندگی همراه است. این وجه احساسی بهویژه از آن رو اهمیت دارد که فیلم موضوع خود را به نقد رسانهها محدود نمیکند.
« طنز سیاه و فرهنگ شبکههای اجتماعی طنز «Not Okay» از فاصلهٔ میان واقعیت و نمایش شکل میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله فقط آن نیست که دنی در فضای مجازی چه تصویری از خود میسازد؛ مسئله این است که این تصویر چگونه بر توانایی او برای دیدن و شنیدن دیگران اثر میگذارد. داستان، در بهترین لحظاتش، نشان میدهد که خودمحوری چگونه میتواند به انزوایی عاطفی بینجامد و آنکه جلب توجه، الزاماً به معنای برقراری ارتباط نیست.
همین پیوندها سبب میشوند پیام فیلم از سطح هشدار دربارهٔ رفتار آنلاین فراتر رود و به مسئلهٔ همدلی و مسئولیت در برابر دیگران برسد. نوسان لحن و محدودیتهای روایت با وجود نقاط قوت، «Not Okay» در تنظیم لحن همیشه یکدست نیست. فیلم میان طنز سیاه، هجو اجتماعی و درام جدی رفتوآمد میکند و در برخی لحظات، گذار میان این فضاها با ظرافت کافی انجام نمیشود.
شوخیای که در یک بخش بهخوبی کار میکند، ممکن است در بخش دیگر از کنار رنج یا پیامدهای جدی ماجرا عبور کند، بیآنکه نسبت میان این دو بهروشنی شکل گرفته باشد. در نتیجه، تماشاگر گاه مطمئن نیست فیلم از او میخواهد بخندد، احساس ناراحتی کند یا همزمان هر دو واکنش را داشته باشد. شتاب در برخی تحولهای داستانی نیز از محدودیتهای اثر است.
بعضی تصمیمها و تغییرهای شخصیتی زودتر از آنچه روایت برایشان زمینه فراهم کرده، به مرحلهٔ بعد میرسند. این شتاب، گاه از پیچیدگی روانی موقعیت میکاهد و فرصت کافی برای نشستن پیامدها بر شخصیتها باقی نمیگذارد. همچنین فیلم در بعضی بزنگاهها بهجای آنکه تناقض اخلاقی را از دل رفتارها و موقعیتها بیرون بکشد، آن را با تأکید بیشتری بیان میکند.
« نوسان لحن و محدودیتهای روایت با وجود نقاط قوت، «Not Okay» در تنظیم لحن همیشه یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
چنین لحظاتی از ظرافت اثر میکاهند و مضمون را اندکی صریحتر از حد لازم جلوه میدهند. مضمون اخلاقی: فهمیدن، بدون تبرئهکردن قوت اخلاقی فیلم در آن است که از دنی نمیخواهد صرفاً نمادی برای محکومکردن یک نسل یا یک پلتفرم باشد. او انسانی است که میخواهد مشهور شود، اما در مسیر رسیدن به این خواسته با پرسشی دشوار روبهرو میشود: آیا ممکن است توجهی که بر دروغ بنا شده، به هویت واقعی فرد تبدیل شود؟
فیلم با دنبالکردن این پرسش، نشان میدهد که دروغ در فضای عمومی فقط رابطهٔ فرد با حقیقت را تغییر نمیدهد؛ بلکه رابطهٔ او با مخاطبان و کسانی را هم که از ماجرا تأثیر میپذیرند، دگرگون میکند. البته پاسخ اثر گاه بیش از اندازه قابلپیشبینی است. نقد شهرتطلبی و خودشیفتگی رسانهای، هرچند همچنان موضوعی زنده و مهم است، در این فیلم بیشتر بر نمونهای آشنا تکیه دارد تا بر کاوشی تازه.
اما همین آشنایی لزوماً اثر را بیاهمیت نمیکند. «Not Okay» دستکم یادآوری میکند که توجه عمومی میتواند هم موهبت به نظر برسد و هم نیرویی مخرب؛ و هر روایتی که برای جلب نگاه دیگران ساخته شود، بیهزینه و بیپیامد نخواهد ماند. جمعبندی «Not Okay» فیلمی بینقص نیست، اما در مرکز خود شخصیتی زنده و متناقض دارد که تماشای داستان را جذاب میکند.
بازی زویی دویچ به دنی انرژی و باورپذیری میبخشد، طنز تلخ اثر بخشی از سازوکارهای شهرتطلبی آنلاین را روشن میکند و پیوندهای انسانی، داستان را از هجوی صرف دربارهٔ شبکههای اجتماعی فراتر میبرند. در مقابل، نوسان لحن، شتاب بعضی تحولها و محدودماندن تازگی نقد اجتماعی، مانع میشوند که فیلم به کاوشی کاملاً عمیق و منسجم بدل شود.
« چنین لحظاتی از ظرافت اثر میکاهند و مضمون را اندکی صریحتر از حد لازم جلوه میدهند. »
جمعبندی
بااینحال، اثر در طرح پرسشی اساسی موفق است: وقتی برای دیدهشدن، واقعیت را به نمایشی قابلمصرف تبدیل میکنیم، چه چیزی را از دست میدهیم؟ پاسخ «Not Okay» را باید در سرنوشت روابط، مسئولیتها و تصویرهایی جستوجو کرد که شخصیتها از خود میسازند. فیلم بیش از آنکه موعظه کند، مخاطب را با ناراحتی حاصل از تماشای انتخابهای دنی تنها میگذارد؛ و همین ناراحتی، بهترین بخش تجربهٔ آن است.
« پاسخ «Not Okay» را باید در سرنوشت روابط، مسئولیتها و تصویرهایی جستوجو کرد که شخصیتها از خود میسازند. »



ثبت دیدگاه