نقد و بررسی
نقد مسابقه بزرگ (The Great Race) | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای که عمداً از اندازهٔ خود فراتر میرود «مسابقهٔ بزرگ» ساختهٔ بلیک ادواردز، کمدی ماجراجویانهای است که از همان آغاز، واقعگرایی را کنار میگذارد و به منطق کارتون پناه میبرد. ایدهٔ مسابقهٔ اتومبیلرانی از نیویورک تا پاریس، از مسیرهایی نامتعارف و سرزمینهایی دوردست، فقط یک رقابت ورزشی نیست؛ بهانهای است برای ساختن جهانی پر از تعقیب، خرابکاری، نمایشهای پرزرقوبرق و موقعیتهای کمیک.
فیلم از مسابقهٔ واقعی سال ۱۹۰۸ الهام گرفته، اما آن را نه بازسازی تاریخی، بلکه سکویی برای خیالپردازی آزادانه میبیند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم منشأ برخی کاستیهایش. «مسابقهٔ بزرگ» میخواهد همهچیز را در مقیاسی عظیم عرضه کند: ماجراجویی، عاشقانه، هجو، کمدی بدنی و رقابت قهرمانانه.
حاصل، فیلمی پرانرژی و دیدنی است که گاه از فراوانی ایدههایش نیرو میگیرد و گاه زیر بار همان فراوانی، کشدار و پراکنده میشود. تقابل دو چهرهٔ افسانهای قلب فیلم در دوگانهٔ لسلی و پروفسور فیت میتپد؛ دو شخصیتی که بیش از آنکه آدمهایی واقعگرا باشند، نمونههایی اغراقشده از قهرمان و ضدقهرماناند.
لسلی، با جامهٔ سپید، آراستگی بینقص و اعتمادبهنفسی که مرز خودستایی را لمس میکند، مظهر قهرمان پاکدل و شکستناپذیر است. فیت، در پوشش سیاه و با نقشههای شرورانهاش، چهرهٔ آشنای تبهکاران ملودراماتیک را به هجو میگیرد. برخورد این دو نه بر پایهٔ دگرگونی روانشناختی، بلکه بر مدار تکرار و تصاعد شکل میگیرد: فیت نقشهای میکشد، نقشه از کنترلش خارج میشود و لسلی، گاه با مهارت و گاه به مدد خوشاقبالی، از مهلکه میگریزد.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم منشأ برخی کاستیهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این الگو بارها بازمیگردد و سرانجام بخشی از تازگی نخستین خود را از دست میدهد؛ بااینحال، تضاد بصری و رفتاری دو رقیب همچنان نیروی نمایشی فیلم را حفظ میکند. مسابقه در اینجا بیش از آنکه دربارهٔ پیروزی باشد، بهانهای است برای سنجش دو گونهٔ کمدی: وقارِ مضحک لسلی و آشوبِ بدخواهانهٔ فیت.
بازیگری؛ میان خونسردی و جنون تونی کرتیس نقش لسلی را با خونسردی حسابشدهای بازی میکند. او قهرمان را چنان جدی میگیرد که خودِ جدیت به شوخی بدل میشود؛ لبخند مطمئن و ژستهای بیلکنتش، تصویری مضحک اما دوستداشتنی از مردی میسازد که همواره باور دارد جهان به سود او سامان مییابد. این بازی، بهجای آنکه کمدی را با اداهای پیدرپی توضیح دهد، از اعتمادبهنفس افراطی شخصیت بهره میبرد.
جک لمون در برابر او، مجال بیشتری برای انفجارهای نمایشی دارد. پروفسور فیت با خندههای جنونآمیز، خشم کودکانه و ناکامیهای پیدرپی، در مرز میان تهدید و لودگی حرکت میکند. لمون شور و بیپروایی لازم را به نقش میبخشد، اما گاهی شدت اغراق چنان بالا میرود که شخصیت به مجموعهای از تیکهای کمدی فروکاسته میشود.
پیتر فالک نیز در نقش دستیار فیت، با واکنشهای خشکتر و نگاههای آگاهانهاش، تعادلی سودمند در برابر آشوب ارباب خود ایجاد میکند. بازیگران مکمل، با حضورهای کوتاهتر، به رنگارنگی دنیای فیلم میافزایند، هرچند همهٔ آنان فرصت پرداخت یکسانی نمییابند. مگی دوبوا و مسئلهٔ عاملیت حضور مگی دوبوا، روزنامهنگار و مدافع حقوق زنان، امکان میدهد فیلم از چارچوب رقابت مردانه فراتر برود.
« بازیگری؛ میان خونسردی و جنون تونی کرتیس نقش لسلی را با خونسردی حسابشدهای بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
او قرار نیست صرفاً جایزهای عاطفی در پایان مسیر باشد؛ با ورود فعالانهاش به مسابقه، مناسبات رانندهها و مسیر روایت را تغییر میدهد. مگی در برابر انتظارهای مردسالارانه میایستد و خواهان آن است که نه بهعنوان همراه یا زینت ماجرا، بلکه بهعنوان فردی مستقل دیده شود. ناتالی وود برای این نقش سرزندگی و هوشمندی به همراه میآورد و در برخوردهایش با لسلی، تنش فکری و عاطفی ایجاد میکند.
بااینحال، فیلم در پرداخت این ظرفیت همیشه پیگیر نیست. استقلال مگی گاهی به نیروی پیشبرندهٔ روایت بدل میشود و گاهی در حاشیهٔ شوخیها و ماجراهای مردانه قرار میگیرد. ازاینرو، شخصیت او از نظر ایده جذابتر از میزان انسجامی است که فیلم در عمل به او میبخشد؛ تناقضی که هم به فیلم بُعدی جالب میدهد و هم محدودیت نگاه زمانهاش را آشکار میکند.
کمدی بدنی و شکوه بصری ادواردز کمدی را به دیالوگ محدود نمیکند. خودروهای خیالی، وسایل نقلیهٔ دستساز، تعقیبوگریزها و خرابکاریهای پیاپی، بدنها و اشیا را به ابزار شوخی بدل میکنند. جهان فیلم عمداً رنگارنگ و ساختگی است؛ هر ایستگاه مسابقه میتواند قواعد و فضای کمیک تازهای داشته باشد و همین تنوع، حس سفر را زنده نگه میدارد.
طراحی صحنه و پوششها نیز به این فضای افسانهگون کمک میکنند: گذشتهٔ فیلم، بازسازی دقیق تاریخ نیست، بلکه صحنهای آراسته برای بازی و نمایش است. درخشانترین نمونهٔ کمدی بدنی فیلم، نبرد خامهای مشهور آن است؛ سکانسی که شوخی را از مقیاس یک لطیفهٔ کوتاه بیرون میآورد و به نمایشی عظیم و آشفته بدل میکند.
« بااینحال، فیلم در پرداخت این ظرفیت همیشه پیگیر نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنه از یکسو لذت کودکانهٔ اغراق را به اوج میرساند و از سوی دیگر، شیوهٔ فیلم را خلاصه میکند: هر ایده تا جایی ادامه مییابد که دیگر صرفاً شوخی نباشد، بلکه به منظرهای کامل تبدیل شود. این رویکرد تماشایی است، اما همیشه ظریف نیست؛ فیلم گاه بهجای ایجاز، بر انباشت و طولانیکردن gagها تکیه میکند.
ریتم، پراکندگی و ماجرای شاهزاده طول قابلتوجه فیلم، برای اثری متکی بر حرکت و شوخی، چالشی جدی پدید میآورد. پیش از آنکه مسابقه به حرکت درآید، مقدمه فرصت زیادی صرف معرفی شخصیتها و زمینهچینی میکند. پس از آغاز نیز، بعضی بخشها بیش از آنکه داستان را پیش ببرند، بر یک موقعیت کمیک میمانند و آن را از چند زاویه تکرار میکنند.
نتیجه آن است که انرژی فیلم در لحظههایی فروکش میکند؛ بهخصوص برای تماشاگر امروزی که انتظار دارد هر صحنه هم خندهآور باشد و هم مسیر روایت را جلو ببرد. ماجرای شاهزاده و جابهجایی هویتها، نمونهٔ روشن همین پراکندگی است. این بخش امکانات تازهای برای کمدی نقش و تقلید فراهم میآورد، اما تمرکز را از مسابقه و رقابت اصلی دور میکند.
در فیلمی که نیروی مرکزیاش از سفر و رودررویی لسلی و فیت میآید، این انحراف روایی باعث میشود رشتهٔ اصلی برای مدتی سست شود. چنین گسستی لزوماً بیفایده نیست، اما انسجام کلی را کاهش میدهد و به احساس طولانیبودن فیلم دامن میزند. میراث یک کمدی عظیم «مسابقهٔ بزرگ» را باید اثری دانست که جاهطلبی را نه در پیچیدگی داستان، بلکه در ابعاد اجرایی و تخیل تصویری جستوجو میکند.
« این رویکرد تماشایی است، اما همیشه ظریف نیست؛ فیلم گاه بهجای ایجاز، بر انباشت و طولانیکردن gagها تکیه میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم، با الهام آزاد از یک رویداد تاریخی، رقابتی جهانی را به کارتونی زنده تبدیل میکند؛ جایی که شخصیتها تیپهایی روشناند، خطرها بهانهای برای شوخیاند و هر مسیر تازه امکان یک نمایش بصری دیگر را فراهم میآورد. این جهانِ عمداً نامحتمل، به فیلم هویتی متمایز میدهد. اما بلندپروازی بهتنهایی ضامن انسجام نیست.
تکرار شوخیهای رقابتی، افتوخیز ریتم و انحرافهای داستانی، مانع میشوند که تمام بخشهای فیلم به یک اندازه اثرگذار باشند. بااینحال، ترکیب بازیهای پرشور، طراحی پرزرقوبرق و کمدی بدنیِ بیمحابا، آن را به نمونهای شاخص از سرگرمی عظیم و بیاعتنا به واقعنمایی بدل میکند. جمعبندی «مسابقهٔ بزرگ» بیش از آنکه داستانی فشرده و بینقص باشد، ضیافتی نمایشی از حرکت، رنگ و اغراق است.
جذابیت اصلیاش در تقابل کارتونی لسلی و فیت، حضور فعال مگی و جسارت تبدیل یک مسابقه به سلسلهای از منظرههای کمیک نهفته است. در مقابل، زمان طولانی، تکرار برخی شوخیها و انحراف از خط اصلی، از انسجام و شتاب اثر میکاهد. فیلم برای مخاطبی که از کمدی کلاسیکِ پرزرقوبرق و بیپروایانه لذت میبرد، همچنان تجربهای سرزنده است؛ تجربهای که نه با ظرافت همیشگی، بلکه با مقیاس، شور و خیالپردازی در یاد میماند.
« این جهانِ عمداً نامحتمل، به فیلم هویتی متمایز میدهد. »



ثبت دیدگاه