نقد و بررسی
نقد دوستان ادی کایل (The Friends of Eddie Coyle) | 1973
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری از حاشیهٔ جهان خلافکاران «The Friends of Eddie Coyle» ساختهٔ Peter Yates در سال ۱۹۷۳، داستان جنایت را از مرکز پرزرقوبرق آن بیرون میکشد و به حاشیهای میبرد که در آن نه مغز متفکران افسانهای حضور دارند و نه قهرمانانی با نقشههای درخشان. ادی کویل خلافکاری کوچک و سالخورده است؛ مردی گرفتار میان حکم زندان، خانوادهای که باید از آن مراقبت کند و شبکهای از آشنایان که نام «دوست» دربارهشان بیش از آنکه نشانهٔ صمیمیت باشد، نوعی عادت زبانی است.
او برای سبکتر کردن مجازاتش با مأموران فدرال وارد معامله میشود، اما همچنان به خلافکاران اسلحه میرساند. همین دوگانگی، بیآنکه فیلم به تعقیبوگریز یا هیجانهای متعارف متوسل شود، موتور اخلاقی و دراماتیک اثر را میسازد. عنوان فیلم نیز از همان آغاز لحنی تلخ دارد. ادی در جهانی زندگی میکند که هرکس به دیگری نزدیک است، اما هیچ نزدیکیای پایدار یا بیخطر نیست.
آدمها کنار هم مینشینند، مشروب مینوشند و از کار و زندگی حرف میزنند، ولی پشت این معاشرت روزمره، حسابوکتاب و مراقبت از منافع شخصی جریان دارد. فیلم این جهان را با لحنی سرد و بیتعارف مینگرد؛ نه آن را باشکوه میکند و نه برای شخصیتهایش توجیهی قهرمانانه میتراشد. ادی کویل؛ مردی که دیر رسیده است مهمترین دستاورد فیلم، شخصیتپردازی ادی است.
او نه گانگستری افسانهای است و نه شروری که بتوان بهسادگی از او بیزار شد. مردی است فرسوده، گرفتار و تا حدی درمانده که بهجای رؤیای قدرت یا ثروت، در پی راهی برای گذراندن روزهای دشوار پیش روست. احساس خطر در رفتار او نه به شکل اضطراب آشکار، بلکه در مکثها، نگاهها و تصمیمهای محتاطانهاش نمود پیدا میکند.
« او برای سبکتر کردن مجازاتش با مأموران فدرال وارد معامله میشود، اما همچنان به خلافکاران اسلحه میرساند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ادی میداند که در این بازی جایگاه مهمی ندارد؛ بااینحال، هنوز امیدوار است بتواند سرنوشت خودش را اندکی جابهجا کند. بازی Robert Mitchum نقشی اساسی در شکلگیری این تأثیر دارد. او ادی را با نوعی سادگی خسته و بیادعا میسازد؛ گویی شخصیت از سالها تحمل شکست، دیگر نیرویی برای تظاهر یا خودنمایی ندارد.
همین کیفیت، او را باورپذیر میکند. میچم نه از ادی چهرهای جذاب و پرصلابت میسازد و نه درماندگیاش را به ملودرام بدل میکند. حضورش آرام است، اما در پس آن آرامش، حس فرسودگی و نگرانی مدام جریان دارد. تماشاگر ممکن است با انتخابهای ادی موافق نباشد، اما دشواری موقعیتی را که در آن گرفتار شده درک میکند.
وفاداری در جهانی مبتنی بر معامله فیلم پرسشی اخلاقی را در مرکز خود میگذارد: وقتی هر رابطهای میتواند به معاملهای برای نجات خویش تبدیل شود، وفاداری چه معنایی دارد؟ ادی از یک سو میخواهد با اطلاعات دادن به مأموران، از مجازاتی سنگین بگریزد و از سوی دیگر نمیتواند بهآسانی از شبکهٔ خلافکارانی جدا شود که زندگیاش را شکل دادهاند.
این تضاد، صرفاً کشمکش میان قانون و جرم نیست؛ مسئله، وابستگی آدمی به محیطی است که هم او را به خطر انداخته و هم تنها دنیای آشنای اوست. در این جهان، خیانت نیز معمولاً با نطقهای بزرگ یا انفجارهای احساسی همراه نیست. تصمیمها در گفتوگوهای عادی، وعدههای مبهم و امتیازهای کوچک پنهان میشوند.
« بازی Robert Mitchum نقشی اساسی در شکلگیری این تأثیر دارد. »
شخصیتها و اجرا
همین عادیبودن، بیرحمی موقعیت را پررنگتر میکند: آدمها نه برای آرمانهای بزرگ، بلکه برای باقیماندن در بازی از یکدیگر استفاده میکنند. فیلم بهجای آنکه دربارهٔ اخلاق حکم صادر کند، نشان میدهد چگونه ترس، عادت و منفعت، مرز میان وفاداری و خیانت را محو میکنند. گفتوگوها؛ جایی که تعلیق شکل میگیرد از آنجا که داستان به کنشهای پرشتاب متکی نیست، گفتوگوها بار سنگینی بر دوش دارند.
شخصیتها اغلب دربارهٔ اسلحه، پول، مجازات، سرقت و روابطشان حرف میزنند؛ اما زیر سطح این صحبتها، پرسش دیگری در جریان است: چه کسی چه چیزی را میداند، چه کسی دیگری را میآزماید و چه کسی ممکن است در لحظهٔ مناسب خود را نجات دهد؟ تعلیق فیلم بیشتر از همین شکاف میان حرف و نیت پدید میآید تا از خطرهای آشکار.
این شیوه گاه به قوت و گاه به محدودیت فیلم بدل میشود. گفتوگوها به جهان اثر بافتی زنده و جزئی میبخشند؛ زبان شخصیتها بیش از آنکه ادبی یا نمایشی باشد، کاربردی و روزمره است. اما همین مکثها و مکالمههای طولانی ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار پیشروی سریعتری دارند، کشدار به نظر برسند.
فیلم بهندرت برای جلب توجه، سرعت خود را تغییر میدهد. تماشاگر باید به لحنها، سکوتها و جزئیاتی گوش بسپارد که ممکن است در نگاه نخست کماهمیت جلوه کنند. بوستون؛ منظرهای سرد برای زندگیهای فرسوده بوستونِ فیلم صرفاً پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ حالوهوای شهر به جهانبینی اثر شکل میدهد.
« تعلیق فیلم بیشتر از همین شکاف میان حرف و نیت پدید میآید تا از خطرهای آشکار. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضاهای معمولی، خیابانهای کمرمق، بارها و مکانهای گذرا، همگی تصویری از زندگیهایی میسازند که در آنها خبری از شکوه و آسودگی نیست. شهر در قاب فیلم سرد، خاکستری و عاری از زرقوبرق به نظر میرسد؛ انگار شخصیتها نه در صحنهای بزرگ برای سرنوشتهای استثنایی، بلکه در محیطی روزمره و محدود دستوپا میزنند.
این انتخاب بصری، با رویکرد واقعگرایانهٔ Peter Yates هماهنگ است. دوربین بهجای آنکه از جنایت منظرهای چشمگیر بسازد، به آن اجازه میدهد بخشی از زندگی عادی شخصیتها باقی بماند. سرقتها نیز از همین منطق پیروی میکنند: کمسروصدا، برنامهریزیشده و عاری از نمایش قهرمانانه. دوری از هیجانسازی، گاهی از شدت سرگرمکنندگی فیلم میکاهد، اما در عوض حس میدهد که تماشاگر با آدمهایی واقعی و پیشبینیناپذیر روبهروست، نه با نسخههایی باشکوه از خلافکاران سینمایی.
خشونت بیزرقوبرق و ضدقهرمانبودن فیلم از خشونت برای ساختن نمایش استفاده نمیکند. خطر در آن حضور دارد، اما غالباً چون سایهای بر مکالمهها و تصمیمها سنگینی میکند. همین خویشتنداری باعث میشود لحظههای خشن، بهجای آنکه اوج سرگرمی باشند، یادآور بیثباتی جهان شخصیتها شوند. در اینجا جنایت نه راهی برای آزادی و شکوه، بلکه کاری روزمره و فرساینده است؛ شغلی بیثبات که میتواند یک اشتباه کوچک را به پیامدی بزرگ تبدیل کند.
این نگاه، ادی را نیز از الگوی ضدقهرمانِ جذاب و مسلط دور میکند. او اغلب بیشتر از آنکه کنشگر باشد، واکنش نشان میدهد و در پی آن است که از زیر فشار لحظهای بعد بیرون بماند. فیلم به این انفعال ظاهری احترام میگذارد و نمیکوشد آن را با تحول نمایشی یا قهرمانی ناگهانی جبران کند. ضعف ادی بخشی از حقیقت اوست؛ او آدمی است که فرصتهایش محدود شدهاند، نه قهرمانی پنهان که تنها به لحظهای مناسب نیاز دارد.
« این انتخاب بصری، با رویکرد واقعگرایانهٔ Peter Yates هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
ریتم و محدودیتهای اثر آهستگی فیلم انتخابی سبکی است، اما انتخابی نیست که برای همه کار کند. برخی صحنهها با تکیه بر مکالمه و رفتوآمد میان آدمها شکل میگیرند و اتفاقهای داستانی با فاصله پیش میروند. اگر تماشاگر در انتظار دگرگونیهای پیاپی یا صحنههای پرتنش باشد، ممکن است فیلم را کمحادثه و حتی خستهکننده بیابد.
همچنین، طول بعضی گفتوگوها گاهی از میزان اطلاعات یا تنشی که به داستان میافزایند فراتر میرود. بااینهمه، کندی اثر صرفاً نتیجهٔ کمبود رویداد نیست؛ با تجربهٔ شخصیت اصلی پیوند دارد. ادی در جهانی فرسوده زندگی میکند که زمان در آن نه با شتاب حادثهها، بلکه با تکرار کارهای کوچک و نگرانیهای روزمره میگذرد.
مشکل زمانی پدید میآید که این ریتم، بهجای انباشتن فشار، برای تماشاگر به یکنواختی بدل شود. فیلم در بهترین لحظههایش از سکون، تعلیق میسازد؛ در لحظههای کماثرتر، همان سکون بیش از اندازه امتداد مییابد. جمعبندی «The Friends of Eddie Coyle» فیلمی دربارهٔ خلافکارانی نیست که در پی تبدیلشدن به اسطورهاند؛ دربارهٔ آدمهایی است که برای دوامآوردن، به معامله و احتیاط پناه میبرند و در همان حال، به یکدیگر اعتماد ندارند.
Robert Mitchum با بازی فرسوده و کمادعایش، تصویری ماندگار از مردی میسازد که میخواهد اندکی بیشتر از سقوط فاصله بگیرد. فضای سرد بوستون، گفتوگوهای دقیق و سرقتهای بیزرقوبرق نیز جهانی را میسازند که در آن خشونت و خیانت، نه استثناهایی دراماتیک، بلکه بخشی از زندگی روزانهاند. فیلم برای مخاطبی که ریتم تند و تعلیق پرهیاهو میخواهد، ممکن است بیش از اندازه آرام باشد؛ اما برای تماشاگر علاقهمند به جنایتنگاری واقعگرا و شخصیتمحور، ارزشش دقیقاً در همین خویشتنداری است.
« ریتم و محدودیتهای اثر آهستگی فیلم انتخابی سبکی است، اما انتخابی نیست که برای همه کار کند. »
جمعبندی
تلخی اثر از آنجا میآید که هیچکس در آن بهراستی برنده به نظر نمیرسد و واژهٔ «دوست» هم نمیتواند تنهایی شخصیتها را پنهان کند.



ثبت دیدگاه