نقد و بررسی
نقد سرگشتگان (The Wanderers) | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیابان بهمثابه جهان فیلیپ کافمن در «The Wanderers» خیابانهای برانکس را نه صرفاً پسزمینهای برای زدوخوردهای نوجوانانه، بلکه جهانی کوچک و خودبسنده میسازد؛ جهانی با مرزها، آیینها، زبان و سلسلهمراتب خاص خود. داستان در سال ۱۹۶۳ میگذرد و گروه ایتالیاییآمریکایی «سرگردانها» را دنبال میکند؛ جوانانی که میان رفاقت، رقابت با دارودستههای دیگر، عشق و دغدغههای روزمره سرگرداناند.
اما نیروی اصلی فیلم نه در یک خط داستانی واحد، بلکه در حس ملموس زندگی جمعی نهفته است: در نگاهها، شوخیها، لافزدنها و قواعد نانوشتهای که اعضای گروه را به هم پیوند میدهد و همزمان آنان را در محله محصور میکند. فیلم بر رمانی از ریچارد پرایس بنا شده و اقتباس کافمن و همسرش، رز کافمن، حالتی اپیزودیک دارد؛ گویی تماشاگر در برشهایی از زندگی این نوجوانان قدم میزند، نه در مسیری کاملاً منظم و علتومعلولی.
بازسازی زمان و مکان یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، بازآفرینی برانکسِ اوایل دههٔ شصت است. خیابانها، لباسها، خودروها و فضاهای عمومی چنان در بافت روایت حضور دارند که محله به نیرویی فعال بدل میشود؛ نیرویی که بر انتخابهای شخصیتها و تصورشان از آینده اثر میگذارد. این بازسازی صرفاً نمایش جزئیات نوستالژیک نیست.
« بازسازی زمان و مکان یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، بازآفرینی برانکسِ اوایل دههٔ شصت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از طریق محیط نشان میدهد که نوجوانان چگونه هویت خود را در نسبت با محله، گروه و قلمروهای خیابانی تعریف میکنند. در چنین جهانی، تعلق داشتن به یک دارودسته هم پشتوانهای برای احساس امنیت است و هم محدودیتی که خروج از آن را دشوار میکند. برانکسِ فیلم زنده و پرتحرک است، اما در پس جنبوجوشش نوعی تنگنا هم احساس میشود: هرکس جای خود را میشناسد، و عبور از مرزها ممکن است هزینه داشته باشد.
موسیقی؛ حافظهای شنیداری موسیقی در «The Wanderers» تزئینی حاشیهای نیست، بلکه بخشی از معماری عاطفی و تاریخی فیلم است. ترانههای راکاندرول و دووپ، فضای دوره را میسازند و به صحنهها ضرباهنگی میدهند که گاه شادی نوجوانانه را برجسته میکند و گاه زیر آن اندوهی آرام پنهان میسازد. موسیقی، همانند لباسها و زبان شخصیتها، نشانهای از زمانه است؛ اما کارکردش از بازسازی تاریخی فراتر میرود.
ترانهها به یادآوری جمعی شکل میدهند و تضاد میان شور لحظه و گذر زمان را آشکار میکنند. در کنار انرژی پرطنین قطعهها، اشارههای فرهنگی فیلم به تغییرات نزدیکشوندهٔ جامعه نیز اهمیت دارند: جهان آشنا و بستهٔ شخصیتها دیگر قرار نیست بیتغییر باقی بماند. موسیقی این دگرگونی را نه با توضیح مستقیم، بلکه با ایجاد حسی از فاصله میان گذشته و آینده منتقل میکند.
« موسیقی، همانند لباسها و زبان شخصیتها، نشانهای از زمانه است؛ اما کارکردش از بازسازی تاریخی فراتر میرود. »
شخصیتها و اجرا
رفاقت، شوخی و خشونت رابطهٔ میان اعضای گروه از نقاط قوت فیلم است. شوخیها، کلکلها و لحظههای بیاهمیتِ ظاهری، به شخصیتها حیات میبخشند و نشان میدهند که پیوند آنان فقط بر خشونت یا نمایش قدرت استوار نیست. آنها در کنار هم میخندند، رقابت میکنند و برای خودشان قواعدی میسازند؛ همین جزئیات روزمره است که رفاقت را باورپذیر میکند.
بازیگران جوان نیز به این جمع انرژی خام و بیتکلفی میدهند و شخصیتها را از تیپهای صرفاً نمادین دور میکنند. بااینحال، خشونت در فیلم همواره در کمین این صمیمیت است. درگیریها ناگهانی و ناخوشایندند و بهندرت به شکل قهرمانانه تصویر میشوند. همین تضاد، فاصلهٔ میان بازیگوشی نوجوانانه و پیامدهای واقعی خیابان را روشن میکند.
فیلم یادآور میشود که قواعد گروهی میتوانند حس تعلق ایجاد کنند، اما همین قواعد ممکن است افراد را به رویاروییهایی بکشانند که از کنترلشان بیرون میرود. در برخی لحظهها، تکرار درگیریها از اثرشان میکاهد؛ وقتی برخوردی تازه به شناخت شخصیتها یا پیشرفت درام چیزی نمیافزاید، فیلم بهجای تشدید معنا، در همان مدار آشنا میچرخد.
« رفاقت، شوخی و خشونت رابطهٔ میان اعضای گروه از نقاط قوت فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بزرگشدن در آستانهٔ تغییر زیر ظاهر پرهیاهوی داستان، موضوعی آرامتر جریان دارد: ترس از بزرگشدن و از دست دادن آنچه نوجوانان را به یکدیگر پیوند داده است. شخصیتها هنوز به جهان گروهی خود وفادارند، اما واقعیتهای بیرون از آن بهآرامی نزدیک میشوند. فیلم این گذار را با خطابه یا توضیح روانشناختی پیش نمیبرد؛ آن را در مکثها، تردیدها و تفاوت میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه از آینده میخواهند مینشاند.
رفاقت در اینجا هم پناه است و هم مسئله: وفاداری به دوستان چه زمانی به ماندن در گذشته تبدیل میشود؟ و آیا میتوان از محله و نقشهایی که دیگران برای فرد تعیین کردهاند فاصله گرفت؟ این لایهٔ عاطفی، هرچند تأثیرگذار است، همیشه به عمقی که وعده میدهد نمیرسد. گاه فیلم از کنار اضطرابها میگذرد و به ماجرا یا شوخی بعدی روی میآورد؛ در نتیجه، بعضی کشمکشهای درونی بیشتر حس میشوند تا آنکه بهطور کامل پرورانده شوند.
بااینهمه، همین ناتمامی با جهان نوجوانان تناسبی دارد: آنان هنوز زبان روشنی برای فهمیدن احساسات خود ندارند و اغلب تجربه را پیش از آنکه بتوانند تحلیلش کنند، پشت سر میگذارند. لحن و انسجام روایی «The Wanderers» میان کمدی، درام و لحظههای تلخوشیرین حرکت میکند. این آمیختگی به فیلم شخصیتی متمایز میدهد و مانع از آن میشود که صرفاً به یک روایت خشن دربارهٔ دارودستههای خیابانی تقلیل یابد.
« شخصیتها هنوز به جهان گروهی خود وفادارند، اما واقعیتهای بیرون از آن بهآرامی نزدیک میشوند. »
قوتها و کاستیها
کافمن گاهی به واقعگرایی نزدیک میشود و گاهی تجربهٔ شخصیتها را با لحنی اغراقشده و خاطرهگون بازمیسازد؛ انگار گذشته نه عین واقعیت، بلکه صورتی است که ذهنِ بزرگسالان از ترسها و هیجانهای نوجوانی نگه داشته است. این انتخاب، بهویژه در لحظههایی که جهان بزرگسالان از چشم جوانان تهدیدآمیز و عظیم جلوه میکند، ظرفیت تصویری جذابی دارد.
اما همین گوناگونی، گاهی به پراکندگی میانجامد. روایت اپیزودیک فیلم سرشار از موقعیتهای زنده است، ولی همهٔ آنها به یک اندازه در خدمت قوس کلی داستان قرار نمیگیرند. بعضی بخشها بیشتر همچون خاطرههایی مستقل عمل میکنند و اتصالشان به مسیر عاطفی شخصیتها کمرنگ میماند. این گسست، برای تماشاگرانی که انتظار روایتی فشرده و خطی دارند، میتواند نقطهضعف باشد؛ در عوض، برای کسانی که فیلم را همچون آلبومی از لحظههای یک دوره میبینند، بخشی از جذابیت آن است.
جمعبندی «The Wanderers» فیلمی است که بیش از هر چیز در ساختن جهان خود موفق میشود: برانکسی پرجنبوجوش و پرتنش که در آن رفاقت و خشونت، شوخی و اضطراب، و دلبستگی به گذشته و میل به آینده کنار هم زندگی میکنند. موسیقی و جزئیات محیطی، حس زمانه را غنی میسازند و بازیهای پرانرژی، جمع نوجوانان را زنده و باورپذیر نگه میدارند.
« اما همین گوناگونی، گاهی به پراکندگی میانجامد. »
جمعبندی
در برابر این قوتها، روایت گاهی پراکنده میشود، برخی درگیریها تکراری به نظر میرسند و لایهٔ عاطفیِ گذار به بزرگسالی آنچنان که میتوانست بسط نمییابد. بااینحال، فیلم در خاطرهٔ تماشاگر بیش از آنکه بهسبب یک رشته رخداد منسجم بماند، بهواسطهٔ حالوهوا، صداها و چهرههایش ماندگار میشود.
کافمن از دل داستان یک گروه خیابانی، تصویری از نوجوانی میسازد که هم پرشور است و هم آسیبپذیر؛ دورانی که آدمها هنوز در کنار دوستانشان ایستادهاند، اما سایهٔ جدایی و تغییر را نیز احساس میکنند.



ثبت دیدگاه