نقد و بررسی
نقد The Corruptor | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان پلیسیِ پایان دههٔ نود «The Corruptor» به کارگردانی James Foley، تریلری جنایی از دورانی است که سینمای جریان اصلی آمریکا با شوقی آشکار سراغ تلفیق پلیسهای ناهمگون، جنگ باندها و فساد درون دستگاه قانون میرفت. فیلم در محلهٔ چینینشین نیویورک میگذرد؛ فضایی که نه صرفاً پسزمینهٔ رخدادها، بلکه میدان برخورد هویت، قدرت و بیاعتمادی است.
دنی، پلیس جوان، در کنار نیک، مأموری باسابقه و پیچیده، مأمور میشود از گسترش خشونت میان گروههای رقیب جلوگیری کند. همین همکاری، هستهٔ دراماتیک فیلم را میسازد: اعتماد به همکار از کجا آغاز میشود و چه زمانی به چشمپوشی از حقیقت بدل میگردد؟ شهری که آرامش در آن شکننده است چایناتاون فیلم، شهری پرجنبوجوش و در عین حال محاصرهشده در تنش است.
خیابانها، مغازهها و فضاهای بسته با حس تهدیدی دائمی قاب گرفته میشوند؛ گویی خشونت همیشه چند قدم آنسوتر کمین کرده است. این انتخاب به فیلم هویتی تیره و نئونوآر میدهد: شخصیتها در محیطی حرکت میکنند که مرز میان زندگی روزمره و میدان درگیری پیوسته محو میشود. با اینحال، تصویر جامعهٔ مهاجر و گروههای تبهکار گاه به کلیشههای آشنای سینمای پلیسی نزدیک میشود.
« شهری که آرامش در آن شکننده است چایناتاون فیلم، شهری پرجنبوجوش و در عین حال محاصرهشده در تنش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم میخواهد دربارهٔ مناسبات پیچیدهٔ قدرت و وفاداری حرف بزند، اما گاهی محله را بیش از آنکه محل زندگی مردمان گوناگون باشد، به صحنهای برای توطئه و تیراندازی تقلیل میدهد. حضور شهر از نظر بصری مؤثر است، ولی پرداخت اجتماعی آن به اندازهٔ ظرفیت موضوعش عمیق نمیشود. نیک و دنی؛ رابطهای زیر سایهٔ سوءظن جذابترین ایدهٔ فیلم در رابطهٔ دو مأمور اصلی نهفته است.
دنی در آغاز به تجربه و اقتدار نیک تکیه میکند؛ نیک نیز بهظاهر راهنمایی است که قوانین نانوشتهٔ محله را میشناسد. اما هرچه دنی بیشتر با روشهای همکارش مواجه میشود، فاصلهٔ میان «کارآمدی» و «درستی» برایش آشکارتر میگردد. فیلم از این شکاف برای ساختن تعلیق استفاده میکند: آیا میتوان با روشهایی آلوده، نتیجهای درست به دست آورد؟
چاو یونفت در نقش نیک، حضوری مغناطیسی دارد. او شخصیت را با خونسردی و نوعی فرسودگی پنهان پیش میبرد؛ مردی که هم اقتدار دارد و هم چیزی از سنگینی انتخابهای گذشته را با خود حمل میکند. نگاهها و مکثهای او گاه بیش از گفتوگوها دربارهٔ نیک اطلاع میدهند. در مقابل، بازی مارک والبرگ در نقش دنی کمدامنهتر است.
« حضور شهر از نظر بصری مؤثر است، ولی پرداخت اجتماعی آن به اندازهٔ ظرفیت موضوعش عمیق نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این محدودیت میتوانست به شخصیت جوان و محتاط او بخورد، اما در لحظاتی که فیلم به واکنش عاطفی یا کشمکش اخلاقی نیاز دارد، دنی چندان پررنگ نمیشود. نتیجه آن است که رابطهای که باید بار اصلی درام را حمل کند، اغلب به نیروی کاریزماتیک چاو یونفت وابسته میماند. فساد؛ موضوعی جدی با پرداختی نابرابر عنوان فیلم وعدهٔ کاوشی دربارهٔ فساد میدهد، و روایت نیز پیوسته به این پرسش بازمیگردد که پلیس تا چه اندازه میتواند با قدرتهای غیرقانونی کنار بیاید، بیآنکه خود بخشی از آنها شود.
نیک شخصیتی ساده و یکبعدی نیست؛ او نه صرفاً قهرمانی پاکدست است و نه شروری بیتردید. همین ناحیهٔ خاکستری، امکان بحثی اخلاقی را فراهم میکند: آیا مصالحه برای جلوگیری از خونریزی قابل توجیه است، یا هر مصالحهای راه را برای سوءاستفادهای بزرگتر باز میکند؟ با وجود این ظرفیت، فیلم همیشه فرصت نمییابد پرسشهایش را با دقت بپروراند.
داستان جنایی چند مسیر و راز را پیش میکشد و برخی پیچشها بهجای آنکه معنای تازهای به شخصیتها بدهند، روایت را شلوغتر میکنند. در نتیجه، درام گاه از تأمل دربارهٔ فساد فاصله میگیرد و به زنجیرهای از سوءظنها و افشاگریها بدل میشود. فیلم نگاه اخلاقی روشنی عرضه نمیکند؛ این ابهام بالقوه ثمربخش است، اما در بعضی بخشها بیش از آنکه اندیشیده به نظر برسد، حاصل پراکندگی روایت است.
« نتیجه آن است که رابطهای که باید بار اصلی درام را حمل کند، اغلب به نیروی کاریزماتیک چاو یونفت وابسته میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن؛ انرژی فراوان و خشونتی فرساینده صحنههای درگیری از مهمترین منابع انرژی فیلماند. تیراندازیها پرتعداد و پرتحرکند و تدوین میکوشد حس آشوب و بیثباتی را به تماشاگر منتقل کند. در این لحظات، فیلم به سنت اکشن پلیسی دههٔ نود نزدیک میشود؛ سنتی که هیجان را از برخورد مستقیم، انفجار ناگهانی و تعقیبوگریزهای پرتنش میگرفت.
چاو یونفت در این قلمرو راحتتر از بخشهای گفتوگومحور به نظر میرسد و حضورش به سکانسها وزن میدهد. اما فراوانی خشونت سرانجام به نقطهضعف بدل میشود. وقتی هر بحران با اسلحه و رگبار پاسخ میگیرد، تأثیر صحنههای بعدی کاهش مییابد. خشونت بهویژه هنگامی که آسیبدیدن افراد بیگناه را نیز دربرمیگیرد، میتواند پیامد تلخی داشته باشد؛ ولی فیلم همیشه این پیامد را به اندازهٔ کافی در بافت شخصیتها و روایت دنبال نمیکند.
گاه شدت رخدادها بیش از آنکه معنای اخلاقی پیدا کند، به ابزاری برای حفظ ضرباهنگ تبدیل میشود. موسیقی و امضای دوره موسیقی و فضای صوتی، حسوحال اواخر دههٔ نود را تقویت میکنند. ترکیب موسیقی هیپهاپ با امتیاز موسیقایی Carter Burwell به فیلم رنگی شهری و زمانمند میدهد؛ رنگی که بخشی از جذابیت آن است، حتی اگر همهٔ انتخابهای سبکی امروز به یک اندازه تازه به نظر نرسند.
« اکشن؛ انرژی فراوان و خشونتی فرساینده صحنههای درگیری از مهمترین منابع انرژی فیلماند. »
قوتها و کاستیها
این اثر از آن فیلمهایی است که دورهٔ تولیدش در تصویر، صدا و شیوهٔ چیدمان اکشن حضور آشکاری دارد. کارگردانی James Foley در ساختن فضای متشنج موفقتر از پرداخت ظریف روابط است. قابها و موقعیتها اغلب حس تهدید را خوب منتقل میکنند، اما لایههای انسانی قصه همیشه به همان اندازه دقیق شکل نمیگیرند.
برخی شخصیتهای فرعی نیز بیشتر در خدمت پیشبرد ماجرا هستند تا آنکه زندگی و انگیزهای مستقل پیدا کنند. از این رو، جهان فیلم از نظر ظاهر ملموس است، اما از نظر عمق انسانی گاه ناتمام میماند. دستاوردها و محدودیتها «The Corruptor» فیلمی است که بیش از هر چیز با جو، اکشن و بازی چاو یونفت در ذهن میماند.
نئونوآر شهری آن جذاب است، تقابل اخلاقی نیک و دنی ایدهای مناسب برای یک تریلر پلیسی فراهم میکند و صحنههای پرتحرک مانع از ایستایی کامل روایت میشوند. این عناصر به فیلم لحظاتی پرکشش میبخشند و آن را برای علاقهمندان به اکشنهای جنایی آن دوره دیدنی میکنند. در برابر این نقاط قوت، قصه تازگی چندانی ندارد و پیچیدگیهایش گاهی به جای افزایش تعلیق، تمرکز را از بین میبرد.
« این اثر از آن فیلمهایی است که دورهٔ تولیدش در تصویر، صدا و شیوهٔ چیدمان اکشن حضور آشکاری دارد. »
جمعبندی
بازی کمانعطافتر والبرگ نیز توازن میان دو شخصیت اصلی را برهم میزند. فیلم مسئلهای جدی دربارهٔ قانون و فساد پیش میکشد، اما بیش از آنکه آن را به تحلیلی ماندگار تبدیل کند، به هیجان لحظهای و خشونت تکیه دارد. همین فاصله میان جاهطلبی موضوعی و اجرای نابرابر، سبب میشود اثر جذابیتهایی روشن داشته باشد، بیآنکه به تمام ظرفیت خود برسد.
جمعبندی «The Corruptor» تریلری جنایی با حالوهوای مشخص و حضوری بهیادماندنی از چاو یونفت است؛ فیلمی که در بهترین لحظاتش، فضای پرتنش شهر و رابطهٔ ناپایدار دو پلیس را به اکشنی پرانرژی پیوند میزند. در عین حال، کلیشههای داستان پلیسی، شخصیتپردازی نابرابر و خشونتی که گاه از حد نیاز فراتر میرود، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری عمیق یا ماندگار بدل شود.
حاصل، تجربهای سرگرمکننده اما ناپیوسته است: فیلمی که بیشتر بهواسطهٔ حسوحال و بازی محوریاش ارزش تماشا دارد تا بهسبب تازگی روایت یا انسجام دراماتیکش.
« بازی کمانعطافتر والبرگ نیز توازن میان دو شخصیت اصلی را برهم میزند. »



ثبت دیدگاه