نقد و بررسی
نقد جوجهاردک را آزار نده (Don't Torture a Duckling) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روستایی که از وحشت خود خبر ندارد «Don't Torture a Duckling» ساختهٔ لوچو فولچی، در ظاهر معمایی جنایی دربارهٔ قتلهای پیدرپی کودکان در آبادیای دورافتاده در جنوب ایتالیاست. اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که جنایتها تنها مرکز داستان نیستند؛ آنها شکافی را در دل جامعهای آشکار میکنند که با خرافه، ترس از بیگانه و سکوت در برابر حقیقت خو گرفته است.
خبرنگاری از شهر و زنی که نگاه مردم محل به او آمیخته به سوءظن است، در پی سرنخها میروند؛ اما هر گام در مسیر کشف راز، تصویری تازه از مناسبات قدرت و اخلاق در این اجتماع میسازد. فولچی فیلم را در مرز چند گونهٔ سینمایی پیش میبرد: معمای قتل، تریلر روانشناختی و وحشت عامیانه. نتیجه اثری است که هم میل به سرگرمکردن و گرهگشایی دارد و هم میخواهد تماشاگر را با پرسشهای دشوارتری روبهرو کند.
این دو وجه همیشه بیاصطکاک در کنار هم قرار نمیگیرند، اما همین ناآرامی بخشی از هویت فیلم است. معما بهمثابه نیروی پیشبرنده داستان با انباشتن سرنخها و مظنونان، کنجکاوی مخاطب را زنده نگه میدارد. در فضای بستهٔ روستا، تقریباً هر فردی میتواند چیزی را پنهان کند یا از حقیقتی مهم بیخبر باشد.
فیلم اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و توجه را میان شخصیتها و دیدگاههای گوناگون جابهجا میسازد؛ بنابراین تماشاگر نه فقط دنبال پاسخ «چه کسی؟»، بلکه در پی فهم این است که ترس جمعی چگونه بر قضاوت مردم اثر میگذارد. بااینحال، این شیوه گاهی به نابرابری ریتم میانجامد. بعضی بخشها با انرژی و اضطراب پیش میروند و برخی دیگر مکثهایی طولانیتر از نیاز روایت دارند.
« فولچی فیلم را در مرز چند گونهٔ سینمایی پیش میبرد: معمای قتل، تریلر روانشناختی و وحشت عامیانه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تعدد شخصیتها نیز ممکن است در آغاز رابطهٔ میان سرنخها را مبهم کند. این ابهام در بهترین لحظات، تعلیق میآفریند؛ در لحظاتی دیگر، حس میشود فیلم هنوز میان پیشبرد معما و پرداخت فضای اجتماعی تصمیم نگرفته است. با وجود این، ساختار کلی آن به اندازهای جذاب هست که توجه را تا واپسین پرده حفظ کند، بیآنکه لازم باشد راز اصلی یا مسیر پایان آشکار شود.
چهرههای گرفتار در نگاه جمعی بازیگران، بهویژه فلوریندا بولکان، باربارا بوچه و توماس میلیان، به شخصیتهایی جان میدهند که بهآسانی در قالب قهرمان و ضدقهرمان جا نمیگیرند. خبرنگارِ پیگیر، زن جوانِ بیرونمانده از معیارهای اخلاقی روستا و چهرههای صاحبنفوذ محلی، هر یک از زاویهای متفاوت با بحران روبهرو میشوند.
فیلم از این تفاوتها برای ترسیم جامعهای بهره میگیرد که بهسرعت برچسب میزند، اما در شناخت انگیزهها و رنجهای آدمها شتابزده و کمدقت است. بازیها در بخشهای آرام نیز اهمیت دارند؛ نگاهها، مکثها و واکنشهای کوتاه گاه بیش از گفتوگوها دربارهٔ شخصیتها اطلاعات میدهند. بااینهمه، همهٔ شخصیتها به یک اندازه بسط نمییابند.
برخی رفتارها بیشتر در خدمت نیاز دراماتیک داستاناند تا آنکه از پیشینهای روانشناختی کاملاً روشن برخیزند. این مسئله، بهخصوص وقتی روایت میخواهد از یک معمای جنایی به تصویری فراگیر از جامعه برسد، گاهی باورپذیری روابط را کاهش میدهد. جغرافیای هراس یکی از دستاوردهای چشمگیر فیلم، ساختن فضایی است که در آن منظرههای زیبا با احساس ناامنی پیوند میخورند.
« تعدد شخصیتها نیز ممکن است در آغاز رابطهٔ میان سرنخها را مبهم کند. »
شخصیتها و اجرا
چشماندازهای گسترده و محیط روستایی، بهجای آنکه پناهگاهی آرام باشند، حس انزوا را پررنگتر میکنند. زیبایی بصری اینجا آرامشبخش نیست؛ بیشتر یادآوری میکند که جامعهای کوچک میتواند در ظاهر منظم و آشنا باشد و در درون، زیر فشار سوءظن و پنهانکاری از هم بگسلد. فولچی گاه با قابهای باز، فاصلهٔ میان آدمها را برجسته میکند و گاه با نزدیکشدن ناگهانی دوربین، اضطراب صحنه را افزایش میدهد.
این تغییر مقیاس در بعضی لحظات جسورانه و مؤثر است و به تصاویر کیفیتی ناآرام میبخشد. موسیقی ریتس اورتولانی نیز در ساختن این حالوهوا سهم دارد؛ لحنی که میتواند میان اندوه، تعلیق و زیبایی تلخ حرکت کند. همهٔ انتخابهای دیداری و شنیداری به یک اندازه ظریف نیستند، اما مجموع آنها جهانی مشخص و بهیادماندنی میسازد.
خرافه، دین و ریاکاری اجتماعی هستهٔ انتقادی فیلم در نحوهٔ برخورد روستا با ناشناختهها نهفته است. مردم در جستوجوی پاسخی فوری، آمادهاند ترس خود را به یک فرد یا گروه نسبت دهند؛ انگار نامگذاری یک «مقصر» بتواند جای فهم واقعیت را بگیرد. فیلم از این گرایش برای نقد خرافهپرستی و خشونت جمعی استفاده میکند، اما نگاهش به مذهب نیز صرفاً متوجه باور فردی نیست.
آنچه زیر ذرهبین میرود، فاصلهٔ میان زبان اخلاقی و رفتار واقعی کسانی است که خود را نگهبان فضیلت میدانند. این نقد زمانی اثرگذارتر میشود که فیلم بهجای صدور حکم مستقیم، تناقضها را کنار هم میگذارد: جامعهای که از کودکان سخن میگوید، اما از دیدن رنج واقعی ناتوان است؛ مردمی که از پاکی و گناه حرف میزنند، ولی در لحظهٔ هراس میتوانند بیرحمانهترین داوریها را روا بدارند.
« چشماندازهای گسترده و محیط روستایی، بهجای آنکه پناهگاهی آرام باشند، حس انزوا را پررنگتر میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، بعضی تمهیدها صریح و ملودراماتیکاند و ممکن است برای تماشاگر امروز بیش از اندازه آشکار به نظر برسند. این صراحت، گاهی از پیچیدگی بحث میکاهد، ولی به خشم و لحن معترض فیلم نیز نیرو میدهد. خشونتی که تماشاگر را پس میزند موضوع مرکزی فیلم، یعنی قتل کودکان، بهخودیخود بار عاطفی سنگینی دارد و اثر آن وابسته به نمایش مکرر خشونت نیست.
فیلم بسیاری از لحظات را با خویشتنداری روایت میکند؛ اما همین پرهیز از نمایش مستقیم، گاه تخیل تماشاگر را فعالتر میسازد و هراس را ماندگارتر میکند. خشونت در اینجا صرفاً ابزار شوک نیست؛ با بیرحمی جمعی و فروپاشی معیارهای اخلاقی پیوند میخورد. بااینحال، فیلم در بخشهایی شدت خود را ناگهان بالا میبرد و این تغییر برای بسیاری از مخاطبان آزاردهنده خواهد بود.
جنس خشونت و بار عاطفی آن، بهویژه با توجه به قربانیان داستان، تماشای اثر را به تجربهای دشوار بدل میکند. چنین سنگینیای ممکن است برای بعضیها عامل ماندگاری فیلم باشد و برای برخی دیگر مانعی جدی. فیلم از این حیث میان تعلیق جنایی و مواجههای تلخ با آسیبپذیری انسان حرکت میکند و از تماشاگر انتظار دارد بیتفاوت نماند.
ریتمی ناصاف، اثری ماندگار نامتوازنبودن روایت یکی از ضعفهای اصلی فیلم است. برخی رشتههای داستانی با دقت و تنش شکل میگیرند، اما بعضی دیگر کوتاه یا کمجان میمانند. افشای رازها نیز ممکن است برای گروهی از تماشاگران دیرهنگام جلوه کند، بهخصوص اگر در طول مسیر انتظار داشته باشند فیلم با نظمی کلاسیک و سرنخهایی کاملاً شفاف پیش برود.
« بااینحال، بعضی تمهیدها صریح و ملودراماتیکاند و ممکن است برای تماشاگر امروز بیش از اندازه آشکار به نظر برسند. »
قوتها و کاستیها
افزون بر این، برخی انگیزهها و واکنشها بیشتر از آنکه طبیعی به نظر برسند، برای رساندن داستان به نقطهٔ بعدی طراحی شدهاند. اما فیلم پس از پایان نیز در ذهن باقی میماند؛ نه فقط بهدلیل معما، بلکه بهخاطر تصویری که از جامعهای هراسان و آمادهٔ قربانیکردن دیگری به دست میدهد. این ماندگاری، از کنار هم قرارگرفتن منظرههای زیبا، فضای تلخ، بازیهای محکم و مضمونهای بحثبرانگیز حاصل میشود.
ضعفهای اجرایی را نمیتوان نادیده گرفت، ولی آنها نیز از فیلم اثری کاملاً هموار و مطمئن نساختهاند؛ چیزی نامنظم و ناآرام در آن باقی میگذارند که با موضوعش تناسب دارد. جمعبندی «Don't Torture a Duckling» تریلری جنایی است که از معمای قتل برای کاوش در خرافه، سوءظن و ریاکاری اجتماعی بهره میگیرد.
بازیهای باورپذیر، چشماندازهای چشمگیر و فضای فشردهٔ روستا از امتیازهای مهم آناند؛ در مقابل، ریتم نابرابر، پرداخت ناهمگون بعضی شخصیتها و خشونت عاطفاً سنگین میتواند تجربهٔ تماشا را دشوار کند. این فیلم برای مخاطبی مناسب است که در کنار تعلیق، از سینمایی تلخ و پرسشبرانگیز نیز استقبال میکند؛ اثری که ارزشش نه در بینقصبودن، بلکه در قدرت آشفته و گزندهاش برای برهمزدن آسودگی تماشاگر است.



ثبت دیدگاه