نقد و بررسی
نقد ماجراجویی در جستوجوی بازیها (Adventures in Game Chasing) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشته، در جستوجوی یک کنسول «Adventures in Game Chasing» کمدیـماجراجویی مستقلی است که در سال ۲۰۲۲ ساخته شد و بیلی چِیسر آن را کارگردانی کرد. داستان از خواستهای ساده و عاطفی آغاز میشود: بیلی و جی، دو دوست قدیمی که از فرسودگی زندگی بزرگسالی به ستوه آمدهاند، راهی سفری میشوند تا کنسول اصلی نینتندو سرگرمیهای بیلی را پیدا کنند و بار دیگر با آن بازی کنند.
این کنسول فقط وسیلهای برای بازی نیست؛ نشانی ملموس از روزگاری است که زندگی هنوز سادهتر و آینده کمسنگینتر به نظر میرسید. فیلم همین فاصله میان اکنونِ خسته و گذشتهٔ دلخواه را به نیروی محرک ماجرای خود بدل میکند. رفاقتی که از خود ماجرا مهمتر است مهمترین امتیاز فیلم در پیوند میان بیلی و جی نهفته است.
دوستی آنها صرفاً وسیلهای برای پیشبردن سفر نیست؛ رابطهای دیرپا است که خاطره، شوخی و دلخوریهای کوچک را در خود جمع کرده و به روایت گرما میبخشد. از آنجا که مقصد سفر بهخودیخود اهمیت عملی چندانی ندارد، تماشاگر بیش از آنکه نگران یافتن کنسول باشد، به همراهی این دو شخصیت توجه میکند.
آنچه سفر را تماشایی میسازد، تاریخ مشترک آنها و شیوهای است که در لحظههای دشوار دوباره به هم تکیه میکنند. این محور عاطفی همچنین به فیلم امکان میدهد دربارهٔ دوستی در بزرگسالی سخن بگوید، بیآنکه به درامی سنگین تبدیل شود. آدمها ممکن است از مسیرهای متفاوتی خسته یا ناامید شوند، اما گاهی یک خاطرهٔ مشترک، یا حتی تصمیمی ظاهراً بیمنطق، آنها را دوباره کنار هم مینشاند.
« فیلم همین فاصله میان اکنونِ خسته و گذشتهٔ دلخواه را به نیروی محرک ماجرای خود بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بهترین لحظههایش به همین حقیقت ساده وفادار میماند: ارزش سفر بیشتر از آنکه در دستاورد نهایی باشد، در همسفری است. کنسول قدیمی و حافظهٔ بازی نینتندو سرگرمیها در فیلم یک شیء نوستالژیک صرف نیست؛ پلی است میان زمان حال و کودکی. بازیهای قدیمی معمولاً با قواعدی روشن، تصویرهایی ساده و تجربهای بیواسطه شناخته میشوند.
در برابر پیچیدگیهای زندگی بزرگسالانه، بازگشت به چنین جهانی میتواند خیالِ بازگشت به نظمی قابلفهم و روزهایی بیدغدغه را زنده کند. از این منظر، جستوجوی کنسول را میتوان تلاشی برای بازیابی خودِ دستگاه و نیز بخشی از هویت گذشتهٔ بیلی دانست. ارجاعها و جزئیات مربوط به بازیهای کلاسیک به فیلم رنگ و بافت میدهند و برای مخاطبانی که با کنسولهای قدیمی خاطره دارند، نوعی لذت تشخیص و یادآوری میآفرینند.
این عناصر زمانی بهترین کارکرد را دارند که در دل رابطهٔ دو شخصیت قرار میگیرند، نه آنکه به نمایشگاهی از اشارههای مخصوص هواداران بدل شوند. بااینحال، همین وابستگی به آشنایی قبلی محدودیتی نیز ایجاد میکند: کسی که تجربه یا علاقهای به بازیهای رترو ندارد، ممکن است بخشی از بار عاطفی این یادآوریها را دریافت نکند.
در نتیجه، آنچه برای گروهی از تماشاگران صمیمی و شخصی است، برای گروهی دیگر ممکن است صرفاً جزئیاتی تخصصی به نظر برسد. سفر جادهای و فراز و فرود روایت ساختار سفر جادهای برای این ایده انتخابی طبیعی است. حرکت از مکانی به مکان دیگر، دیدار با آدمهای تازه و روبهروشدن با مانعهای گوناگون میتواند هم موقعیت کمدی بسازد و هم رابطهٔ دو همراه را در شرایط تازه بیازماید.
« کنسول قدیمی و حافظهٔ بازی نینتندو سرگرمیها در فیلم یک شیء نوستالژیک صرف نیست؛ پلی است میان زمان حال و کودکی. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از همین ظرفیت بهره میگیرد و فضای خودمانیاش را بر پایهٔ ماجراجوییهای کوچک شکل میدهد. اما سفر، بهتنهایی انسجام نمیآفریند؛ هر ایستگاه باید یا شخصیتها را بیشتر آشکار کند یا داستان را به مقصدی روشن نزدیکتر سازد. در اینجا روایت گاه از خط اصلی فاصله میگیرد و رشتهٔ جستوجو سستی میگیرد.
بعضی موقعیتها بیشتر بهانهای برای گنجاندن شخصیتها یا شوخیهای تازهاند تا حلقهای ضروری در زنجیرهٔ داستان. چنین پراکندگیای ممکن است برای تماشاگرانی که از حالوهوای آزاد و بداههگون ماجرا لذت میبرند پذیرفتنی باشد، اما از نیروی پیشبرندهٔ فیلم میکاهد. وقتی مقصد در مرکز توجه قرار میگیرد و مسیر مرتب به کنارهها میرود، کنجکاوی دربارهٔ ادامهٔ سفر جای خود را به انتظار برای بازگشت روایت به محور اصلی میدهد.
کمدی؛ شور صمیمانه، پرداخت نابرابر طنز فیلم از دل رفتار دوستان، گفتوگوهای خودمانی و برخورد با آدمهای نامتعارف شکل میگیرد. این رویکرد به اثر حالوهوایی غیررسمی میدهد و گاهی نیز لحظههایی خندهآور میآفریند. احساس میشود سازندگان به دنیایی که روایت میکنند علاقه دارند و قصد ندارند آن را با ظرافتی تصنعی یا لحنی بیش از اندازه آراسته عرضه کنند.
این شورِ بیپیرایه بخشی از جذابیت فیلم است؛ تماشاگر میتواند اشتیاق سازندگان به بازیها و دوستی میان شخصیتها را حس کند. اما علاقه به سوژه همیشه به کمدی موفق نمیانجامد. زمانبندی شوخیها یکدست نیست و برخی موقعیتها پیش از آنکه به اوج برسند کش پیدا میکنند یا نتیجهٔ خندهدار مورد انتظار را به دست نمیآورند.
« فیلم از همین ظرفیت بهره میگیرد و فضای خودمانیاش را بر پایهٔ ماجراجوییهای کوچک شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز عامیانه و شخصیتهای عجیب گاه به فضای داستان جان میدهند، ولی در لحظههایی دیگر بیشتر به شلوغی میافزایند تا اینکه ضرباهنگی تازه بسازند. به همین دلیل، فیلم میان کمدی گرمِ رفاقتی و شوخیهای پراکنده در نوسان است و همیشه نمیتواند این دو را در ترکیبی منسجم نگه دارد. بازیگری و دیالوگها بیلی چِیسر و جی هتفیلد در نقش خودشان، هستهٔ اصلی فیلم را شکل میدهند.
انرژی آنها و حس آشناییای که میان دو دوست وجود دارد، بخشی از دشواری طبیعی بازی در چنین داستانی را جبران میکند: رابطهای که باید سابقهای طولانی را القا کند، اگر فاقد صمیمیت باشد، بهسرعت مصنوعی جلوه میکند. فیلم در این زمینه از گرمای تعامل دو بازیگر سود میبرد و همین رابطه در لحظههای آرامتر اثرگذاری بیشتری پیدا میکند.
در مقابل، اجراها و دیالوگها در بخشهایی خام و ناپخته به نظر میرسند. بعضی گفتوگوها بهجای آنکه از دل موقعیت و شخصیتها بجوشند، اطلاعات را بیش از اندازه مستقیم بیان میکنند یا برای رسیدن به شوخی مکث و تأکید نامتناسب دارند. این نارساییها بهویژه زمانی آشکار میشوند که فیلم از بازی طبیعی دو دوست فاصله میگیرد و میکوشد موقعیتی بزرگتر یا نمایشیتر بسازد.
نتیجه اثری است که گاه صادقانه و دلنشین میشود، اما در پرداخت بازی و نوشتار به سطحی یکسان نمیرسد. مخاطب مناسب فیلم «Adventures in Game Chasing» بیش از هر چیز برای تماشاگرانی ساخته شده که با بازیهای کلاسیک، کنسولهای قدیمی یا فضای جمعآوری و جستوجوی بازیهای رترو احساس نزدیکی دارند.
« بازیگری و دیالوگها بیلی چِیسر و جی هتفیلد در نقش خودشان، هستهٔ اصلی فیلم را شکل میدهند. »
قوتها و کاستیها
برای چنین مخاطبی، ارجاعها صرفاً اطلاعات فنی نیستند؛ هرکدام میتوانند دریچهای به خاطرهای شخصی باشند. همچنین کسانی که از داستانهای کمادعا دربارهٔ رفاقت و ماجراجوییهای روزمره لذت میبرند، احتمالاً با گرمای رابطهٔ مرکزی فیلم همراه خواهند شد. برای تماشاگر ناآشنا با این جهان، جذابیت فیلم بیشتر به دوستی شخصیتها وابسته میشود.
اگر این پیوند برای او کار کند، نقصهای روایی و شوخیهای ناموفق آسانتر تحمل میشوند؛ اگر نه، بخشهایی از ارجاعهای بازیمحور ممکن است فاصلهای میان اثر و مخاطب ایجاد کنند. فیلم در نتیجه اثری همگانی با طنزی فراگیر نیست، بلکه تجربهای خودمانیتر است که کامیابیاش تا اندازهای به میزان نزدیکی تماشاگر با موضوع بستگی دارد.
جمعبندی «Adventures in Game Chasing» در جستوجوی تعادلی میان کمدی، ماجراجویی و دلتنگی برای کودکی است. بهترین دستاوردش نه پیچیدگی داستان و نه غافلگیریهای مسیر، بلکه تصویر صمیمانهٔ دوستی دیرپا و معنایی است که یک کنسول قدیمی میتواند برای صاحبش داشته باشد. شور سازندگان و جزئیات بازیهای کلاسیک به فیلم هویتی روشن میبخشند، اما پراکندگی روایت، نابرابری شوخیها و خامی بعضی اجراها مانع از آن میشوند که این هویت به اثری کاملاً پرداختشده تبدیل شود.
حاصل، فیلمی کوچک و دوستداشتنی برای مخاطب همدل با بازیهای رترو و خاطرات مشترک است؛ اثری که لحظههای عاطفیاش از بخشهای پرهیاهوتر آن ماندگارتر میشوند.
« برای چنین مخاطبی، ارجاعها صرفاً اطلاعات فنی نیستند؛ هرکدام میتوانند دریچهای به خاطرهای شخصی باشند. »



ثبت دیدگاه