نقد و بررسی
نقد Adolescence | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوجوانی در آستانهٔ فروپاشی «Adolescence» محصول ۲۰۱۸، ساختهٔ Ashley Avis، درامی دربارهٔ نوجوانی حساس و خلاق به نام Adam است که در خانوادهای ازهمگسیخته زندگی میکند. آشنایی او با Alice، دختری گریزان و رازآلود، راهی تازه پیش پایش میگذارد؛ اما این راه بهسرعت با مهمانیها، مواد مخدر و اعتیاد گره میخورد.
فیلم مسیر سقوط را نه بهصورت حادثهای ناگهانی، بلکه همچون رشتهای از انتخابها و لغزشهای کوچک تصویر میکند؛ انتخابهایی که در ابتدا شاید راهی برای رهایی به نظر برسند، اما سرانجام دامنهٔ خطر را گسترش میدهند. این توصیف کلی از داستان، هستهٔ اصلی درام را روشن میکند، بیآنکه پایان یا پیچشهای آن را آشکار سازد.
آسیب پیش از انتخاب یکی از امتیازهای اثر آن است که رفتارهای خطرناک Adam را در خلأ نمایش نمیدهد. محیط خانوادگی خشونتبار و آشفتهٔ او، پسزمینهای عاطفی میسازد که تصمیمهایش را قابلفهمتر میکند؛ نه به این معنا که فیلم آنها را توجیه میکند، بلکه به این معنا که نشان میدهد یک نوجوان چگونه ممکن است در جستوجوی پناه، تعلق یا تأیید به سوی موقعیتهایی برود که آسیب بیشتری به او میزنند.
خشونت در این چارچوب صرفاً یک ویژگی تیره برای سنگینکردن فضا نیست؛ نیرویی است که نگاه شخصیت به امنیت و صمیمیت را شکل میدهد. همین توجه به زمینه، مانع از آن میشود که Adam به نمونهای ساده از «نوجوان خطاکار» تقلیل یابد. او همزمان آسیبپذیر و مسئول است: فشارهای پیرامونش در تصمیمهای او سهم دارند، اما مسیر روایت نیز پیامد انتخابهایش را محو نمیکند.
« این توصیف کلی از داستان، هستهٔ اصلی درام را روشن میکند، بیآنکه پایان یا پیچشهای آن را آشکار سازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تعادل، هرچند همیشه بینقص نیست، به درام امکان میدهد از قضاوت شتابزده فاصله بگیرد و به جای برچسبزدن، به سازوکار شکلگیری خطر نگاه کند. عشق، فرار و جاذبهٔ خطر رابطهٔ Adam و Alice نیروی محرک مهمی برای داستان است. Alice برای او فقط موضوع دلبستگی نیست؛ تصویری از امکان فرار از زندگی محدود و دردناک خانه نیز هست.
این کشش، رابطه را از یک عاشقانهٔ ساده فراتر میبرد: میل به نزدیکشدن به دیگری با میل به دورشدن از محیط خانوادگی درهم میآمیزد. فیلم در آغاز از همین ابهام بهره میگیرد و نشان میدهد که شیفتگی نوجوانانه چگونه میتواند وعدهٔ رهایی بدهد، حتی وقتی مسیر پیش رو خطرناک است. بااینحال، پرداخت Alice از محدودیتهای اثر نیز خبر میدهد.
در بخشهایی، او بیشتر به عاملی برای حرکتدادن داستان Adam و تغییر مسیر زندگی او شباهت دارد تا شخصیتی با خواستهها و تناقضهای مستقل. رازآلودبودن او به جذابیت اولیهٔ رابطه کمک میکند، اما اگر مخاطب بخواهد جهان درونی Alice را به همان اندازه که جهان Adam را میبیند بشناسد، ممکن است با کمبود روبهرو شود.
گسترش نگاه او میتوانست رابطه را پیچیدهتر کند و از این تصور بکاهد که دختر صرفاً محرک سقوط یا تحول قهرمان است. ریتم لغزش به سوی اعتیاد فیلم در ترسیم شتاب روایی، امتیاز چشمگیری دارد. حرکت Adam از محیط آشنا به فضایی پرهیاهو و بیثبات، با ضرباهنگی همراه است که حس ازدسترفتن کنترل را منتقل میکند.
« عشق، فرار و جاذبهٔ خطر رابطهٔ Adam و Alice نیروی محرک مهمی برای داستان است. »
شخصیتها و اجرا
پرشتابی صرفاً وسیلهای برای سرگرمکردن یا افزودن هیجان نیست؛ با وضعیت درونی شخصیت پیوند میخورد. هرچه تجربههای تازه و لحظهایِ رهایی بیشتر میشوند، فرصت مکث و سنجیدن پیامدها کمتر به نظر میرسد. این تضاد، تماشاگر را با منطق فریبندهٔ فرار روبهرو میکند: آنچه موقتاً آزادی میبخشد، میتواند به وابستگی و محدودیتی تازه بدل شود.
در کنار لحظههای پرتنش، مکثهای روایت نیز اهمیت دارند؛ زیرا در آنها میتوان اثر تجربهها را بر Adam و رابطههایش حس کرد. بااینهمه، برخی گذرهای زمانی توضیح کافی ندارند و تغییر وضعیتها گاه سریعتر از آن رخ میدهد که پیامد عاطفی آنها مجال رسوب پیدا کند. این شتاب، در قسمتهایی به انتقال حس آشفتگی کمک میکند، اما در بخشهایی دیگر پیوستگی تحول شخصیت را کمرنگ میسازد.
فیلم میخواهد سقوط را ناگهانی و فرساینده جلوه دهد؛ با این حال، فاصلهٔ میان بعضی مراحل میتوانست روشنتر باشد تا هر گام، وزن دراماتیک دقیقتری پیدا کند. ملودرام و مرز همدلی درام برای برانگیختن همدلی، به رنج خانوادگی و عاطفی شخصیت تکیه میکند. این انتخاب در اصل مؤثر است: مخاطب درمییابد که آسیبپذیری Adam از کجا میآید و چرا وعدهٔ تعلق و فرار برای او چنین جذابیتی دارد.
اما اثر گاهی این مواد عاطفی را با تأکیدی چنان آشکار کنار هم میچیند که بار ملودرام سنگین میشود. در این لحظات، بهجای آنکه سکوت، رفتار یا جزئیات رابطه احساس را منتقل کند، خودِ موقعیت انگار از مخاطب میخواهد شدت رنج را بیدرنگ بپذیرد. این گرایش، قدرت فیلم را کاملاً از میان نمیبرد، اما از ظرافت آن میکاهد.
« پرشتابی صرفاً وسیلهای برای سرگرمکردن یا افزودن هیجان نیست؛ با وضعیت درونی شخصیت پیوند میخورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
درام هرگاه به مشاهدهٔ جزئی و پرهیز از توضیح مستقیم نزدیک میشود، اثرگذارتر است؛ هرگاه چند عامل اندوهبار را روی هم میگذارد، خطر آن وجود دارد که شخصیتها به ابزار تولید تأثر بدل شوند. این نوسان میان صداقت عاطفی و تأکید ملودراماتیک، از مهمترین نقاط قابلتأمل فیلم است. شخصیتپردازی و چرخشهای داستانی Adam در مرکز توجه قرار دارد و بخش بزرگی از نیروی اثر از تلاش برای فهمیدن او میآید.
فیلم نمیکوشد نوجوان را بیگناهی کامل یا عامل شر مطلق نشان دهد؛ بلکه بر فاصلهٔ میان نیازهای عاطفی او و پیامدهای رفتارش تمرکز میکند. این پیچیدگی، بهویژه در روایتی دربارهٔ اعتیاد و آسیب خانوادگی، ارزشمند است، زیرا راه را بر توضیحهای تکعلتی میبندد. در عین حال، بعضی چرخشهای داستانی از پیش قابل حدساند و گاه بیش از آنکه برداشت تماشاگر را دگرگون کنند، انتظاری را که روایت ساخته تأیید میکنند.
قابلپیشبینیبودن این بخشها لزوماً تجربهٔ فیلم را بیاثر نمیکند؛ گاهی دانستن اینکه اوضاع رو به وخامت است، حس اضطراب را افزایش میدهد. مسئله آنجاست که روایت در چنین لحظاتی کمتر غافلگیرکننده میشود و بیشتر بر شدت تجربه تکیه میکند. اگر شخصیتهای پیرامونی، بهویژه Alice، از استقلال و لایههای بیشتری برخوردار بودند، امکان داشت چرخشهای داستانی از پیوند میان آدمها و خواستههایشان برآیند، نه فقط از مسیر محتمل سقوط.
دامنهٔ نگاه فیلم «Adolescence» بیش از آنکه اعتیاد را پدیدهای اجتماعی با شبکهای گسترده از پیامدها بررسی کند، بر آشفتگی شخصی و عاطفی Adam متمرکز میماند. این تمرکز به فیلم انسجام میدهد: تماشاگر در کنار نوجوان میماند و فرسایش تدریجی او را از نزدیک دنبال میکند. اما بهای این انتخاب، محدودشدن دامنهٔ نگاه است.
« این نوسان میان صداقت عاطفی و تأکید ملودراماتیک، از مهمترین نقاط قابلتأمل فیلم است. »
قوتها و کاستیها
پیامدهای اجتماعی اعتیاد و اثر آن بر پیرامونیان، در قیاس با بحران درونی قهرمان، کمتر کاویده میشوند. بنابراین فیلم بیشتر پرترهای از آسیبپذیری و جاذبهٔ فرار است تا تصویری فراگیر از مسئلهٔ اعتیاد. جمعبندی «Adolescence» در تصویرکردن نوجوانی آسیبدیده و پیوند میان خشونت خانوادگی، نیاز به تعلق و انتخابهای خطرناک، اثری قابلتوجه است.
ریتم پرشتاب آن، لغزش تدریجی Adam به سوی اعتیاد را ملموس میکند و توجهش به زمینهٔ عاطفی شخصیت، او را از کلیشهٔ نوجوان خطاکار دور نگه میدارد. در برابر این قوتها، چرخشهای گاه قابلپیشبینی، پرداخت محدودتر Alice، گذرهای زمانی کمتوضیح و لحظههای ملودراماتیک، از ظرافت روایت میکاهند.
حاصل، درامی نابرابر اما انسانی است: اثری که در بهترین لحظههایش بهجای محکومکردن، میکوشد بفهمد چگونه میل به فرار میتواند به مسیری ویرانگر بدل شود.
« پیامدهای اجتماعی اعتیاد و اثر آن بر پیرامونیان، در قیاس با بحران درونی قهرمان، کمتر کاویده میشوند. »



ثبت دیدگاه