نقد و بررسی
نقد The Last Mountain | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کوهستان، میراث و فقدان «The Last Mountain» مستندی دربارهٔ کوهنوردی است، اما مرکز ثقل آن نه فتح قله و نه شرح فنی یک صعود، بلکه خانوادهای است که زندگیاش بارها با کوهستان گره خورده و از آن زخم برداشته است. تام بالارد در سال ۲۰۱۹ هنگام صعود به نانگا پاربات ناپدید شد؛ مادرش، آلیسون هارگریوز، نیز سالها پیش در کوهستان کی۲ جان باخته بود.
فیلم با کنار هم گذاشتن این دو سرگذشت، تراژدی را نه همچون حادثهای منفرد، بلکه بهمثابه میراثی عاطفی و چندنسلی بررسی میکند؛ میراثی که در خاطره، انتخابها و سکوت بازماندگان ادامه مییابد. این پیوند، از همان ابتدا بار دراماتیک سنگینی به اثر میدهد. شباهت میان سرنوشت مادر و پسر آنقدر تکاندهنده است که میتوانست به تکرار نمادین و سادهانگارانه بدل شود؛ بااینحال، فیلم میکوشد بهجای ساختن افسانهای از «خانوادهای نفرینشده»، نشان دهد عشق به کوهستان چگونه میتواند در یک خانواده به خاطرهای مشترک، سرچشمهای از غرور و همزمان زخمی باز تبدیل شود.
در این نگاه، کوه نه صرفاً پسزمینهٔ ماجرا، بلکه حضوری است که روابط خانوادگی را شکل میدهد و معنای فقدان را پیچیدهتر میکند. روایت از دریچهٔ بازماندگان مهمترین تصمیم مستند آن است که داستان را به زندگی کسانی بازگرداند که پس از ناپدیدشدن تام باید با جای خالی او کنار بیایند. خواهرش، کیت، و پدرشان، جیم، صرفاً شاهدانی برای بازگویی خاطرات نیستند؛ هر یک نمایندهٔ شیوهای متفاوت از زیستن با اندوهاند.
« این پیوند، از همان ابتدا بار دراماتیک سنگینی به اثر میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین تمرکز، اثر را از گزارشی دربارهٔ یک صعود خطرناک فراتر میبرد و پرسشی انسانیتر پیش میکشد: پس از آنکه حادثه پایان یافته، برای کسانی که ماندهاند چه چیزی باقی میماند؟ روایت کیت، بهویژه، به فیلم نیروی عاطفی میبخشد. مسیر او به سوی نانگا پاربات، سفری برای رویارویی با خاطره و وداع است؛ نه حرکتی برای یافتن پاسخهایی قطعی که شاید اساساً در دسترس نباشند.
فیلم این سفر را با تصاویر و خاطرات قدیمی خانواده پیوند میزند و به این ترتیب، اکنون و گذشته را در برابر هم قرار میدهد. تماشاگر درک میکند که سوگ فقط به لحظهٔ خبر مرگ محدود نیست؛ در مرور فیلمهای خانوادگی، در یادآوری کودکی و در بازگشت به مکانی که با فقدان پیوند خورده، بار دیگر تجربه میشود.
ساختار زمانی و کار با آرشیو مستند از تصاویر خانوادگی و فیلمهایی بهره میگیرد که در بازهای طولانی ثبت شدهاند؛ همچنین از تصاویر خود تام در سالهای نزدیک به آخرین صعودش استفاده میکند. این مواد آرشیوی به اثر کیفیتی صمیمی میدهند. گذشته در اینجا اطلاعاتی برای تکمیل زندگینامه نیست، بلکه بخشی زنده از روایت است؛ لحظههای عادی کودکی و زندگی خانوادگی در کنار رخدادی قرار میگیرند که بعدها معنای آنها را دگرگون کرده است.
« روایت کیت، بهویژه، به فیلم نیروی عاطفی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم به کمک این تصاویر، فاصلهٔ میان چهرهٔ عمومی کوهنورد و فردی که در خانه و در کنار خانواده حضور داشته را کمتر میکند. جابهجایی میان زمانها، در بهترین لحظات، تجربهٔ ذهنی سوگ را بازتاب میدهد: خاطره خطی و مرتب پیش نمیرود و گذشته ناگهان به اکنون راه مییابد. اما این انتخاب همیشه به روانی روایت کمک نمیکند.
بعضی پیوندها میان بخشها بیش از اندازه ناگهانیاند و گاه تماشاگر باید خود ارتباط میان تصویرها و خاطرات را پیدا کند. ساختار گسسته با موضوع فیلم تناسب دارد، ولی هرگاه تأکیدهای روایی تکرار میشوند، حس کشف و پیشروی جای خود را به درجا زدن میدهد. کوهستان؛ زیبایی و بیاعتنایی تصویرهای کوهستان از برجستهترین وجوه فیلماند.
عظمت سنگ، یخ و ارتفاع در قابهایی نفسگیر ثبت میشود، اما این شکوه همواره با احساس خطر همراه است. کوهستان در این مستند منظرهای برای تحسین صرف نیست؛ نیرویی عظیم و بیطرف است که انسان در برابرش کوچک و آسیبپذیر به نظر میرسد. زیبایی تصویرها نمیتواند واقعیت خطر را بپوشاند؛ برعکس، تضاد میان چشمانداز باشکوه و اندوه خانواده، حضور مرگ را ملموستر میکند.
« اما این انتخاب همیشه به روانی روایت کمک نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، تصاویر دیدنی گاهی خطر آن را دارند که بر تجربهٔ روزمرهٔ بازماندگان سایه بیندازند. فیلم در بعضی لحظات بیش از آنکه در کنار خانواده بماند، به کشش بصری کوهستان متکی میشود. این دو وجه البته از هم جداشدنی نیستند: خود کوه بخشی از جهان تام و آلیسون بوده و همین پیوند است که به فقدان آنها معنایی دوگانه میدهد.
با وجود این، توازن میان زیبایی منظره و خلوت عاطفی خانواده همیشه یکسان نیست. انتخاب، خطر و میراث خانوادگی «The Last Mountain» حکم سادهای دربارهٔ کوهنوردی صادر نمیکند. نه خطر را به نشانهای از حماقت تقلیل میدهد و نه عشق به صعود را بیپرسش به قهرمانی بدل میسازد. در عوض، فیلم مخاطب را با دشواریِ فهم انتخابی روبهرو میکند که برای خود کوهنورد معنا دارد، اما پیامدهایش به نزدیکان او نیز میرسد.
این پرسش در نسبت میان آلیسون و تام برجستهتر میشود: آیا عشق به کوهستان صرفاً میراثی از مهارت و شور است، یا خطر و فقدانی را نیز به نسل بعد منتقل میکند؟ ارزش اثر در آن است که این پرسشها را به پاسخهای آماده فرونمیکاهد. خانواده در برابر حادثه موضعی یکسان ندارد و اندوه نیز برای هر کس شکل دیگری میگیرد.
« بااینهمه، تصاویر دیدنی گاهی خطر آن را دارند که بر تجربهٔ روزمرهٔ بازماندگان سایه بیندازند. »
قوتها و کاستیها
فیلم با نمایش این تفاوتها، از قهرمانسازی یکدست فاصله میگیرد، هرچند در برخی بخشها بهنظر میرسد وزن تراژدی چنان سنگین میشود که مجال کافی برای پیچیدگی شخصیتها باقی نمیماند. همینجا است که مستند میان ستایش شور زندگی و سنجش بهای آن در رفتوآمد میماند. ریتم و محدودیتهای روایت نقطهضعف اصلی اثر در میانهٔ روایت آشکار میشود؛ جایی که ریتم کندتر میشود و برخی اطلاعات یا مضمونهای عاطفی با تأکید دوباره بازمیگردند.
تکرار میتواند نشان دهد که سوگ چگونه پیوسته به ذهن بازمیگردد، اما همیشه به لایهای تازه از معنا نمیانجامد. در نتیجه، بخشی از فیلم بهجای گسترش روایت، همان اندوه پیشین را بازگو میکند و حرکت اثر را کند میسازد. همچنین، تمرکز عمیق بر خانواده به این معناست که فیلم کمتر به جنبههای فنی کوهنوردی میپردازد.
برای مخاطبی که انتظار دارد مستند شرح مفصلی از راهبرد صعود یا جزئیات ورزشی ارائه کند، این رویکرد ممکن است محدودکننده باشد. بااینحال، انتخاب فیلم روشن است: هدف اصلی آن توضیح یک مسیر کوهنوردی نیست، بلکه ثبت اثر آن مسیر بر زندگی انسانهایی است که با خاطرهٔ غایبان زندگی میکنند. این اولویت، هم سرچشمهٔ قدرت اثر است و هم مرز آن.
« همینجا است که مستند میان ستایش شور زندگی و سنجش بهای آن در رفتوآمد میماند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Last Mountain» مستندی تلخ و تأملبرانگیز است که با پیوند دادن سرگذشت تام بالارد و آلیسون هارگریوز، سوگ خانوادگی را در برابر عظمت بیاعتنای کوهستان قرار میدهد. تصاویر باشکوه، مواد آرشیوی صمیمی و حضور کیت و جیم، به روایت عمقی انسانی میبخشند؛ فیلم از ماجرای صعود فراتر میرود و دربارهٔ میراث، انتخاب و بهای خطر پرسش میکند، بیآنکه پاسخی قطعی عرضه کند.
در مقابل، تکرار برخی مضمونها و کندشدن ریتم در میانه، از انسجام آن میکاهد و گاه تراژدی را بیش از حد برجسته میسازد. بااینهمه، اثر در ثبت فاصلهٔ میان شکوه کوهستان و خلأیی که در زندگی بازماندگان به جا میماند، تصویری ماندگار و انسانی خلق میکند.



ثبت دیدگاه