نقد و بررسی
نقد Valentine's Day | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدی رمانتیک گروهی «روز ولنتاین» ساختهٔ گری مارشال، کمدی رمانتیکی است که بهجای دنبالکردن یک زوج محوری، زندگی چندین زوج و فرد مجرد را در لسآنجلس و طی یک روز به هم پیوند میدهد. روز ولنتاین در اینجا فقط پسزمینهای تزئینی نیست؛ محرکی است که آدمها را وامیدارد دربارهٔ عشق، تعهد، تنهایی و آنچه از رابطه انتظار دارند فکر کنند.
فیلم با گردآوردن گروهی پرشمار از بازیگران شناختهشده، از همان ابتدا وعدهٔ روایتی شلوغ، رنگین و سرگرمکننده میدهد؛ وعدهای که در بخشهایی برآورده میشود، اما گاه به بهای کمرنگشدن شخصیتها تمام میشود. عشق زیر فشار مناسبت یکی از ایدههای اصلی فیلم، فاصلهٔ میان احساس واقعی و نمایش بیرونی آن است.
روزی که قرار است عشق را جشن بگیرد، خود به آزمونی برای رابطهها بدل میشود: هدیهها، قرارها و جملههای عاشقانه ممکن است نشانهٔ مهر باشند، اما میتوانند به تکلیف و توقع نیز تبدیل شوند. فیلم با تکیه بر همین تناقض، به موقعیتهایی آشنا دست مییابد؛ آدمهایی که میخواهند خوشحال باشند، اما نمیدانند از خودشان یا از دیگری چه میخواهند.
« عشق زیر فشار مناسبت یکی از ایدههای اصلی فیلم، فاصلهٔ میان احساس واقعی و نمایش بیرونی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه، در لحظههای بهتر فیلم، به آن امکان میدهد که از تصویر بیدردسر و یکدست عشق فاصله بگیرد. عشق همیشه شور رمانتیک نیست؛ گاه با تردید، پنهانکاری، دلخوری یا ترس از تنها ماندن همراه است. بااینحال، فیلم بیشتر به اشارهکردن به این پیچیدگیها بسنده میکند تا کاوش در آنها. مناسبت، موضوع مناسبی برای طرح پرسش است، اما پاسخها غالباً در محدودهٔ آشنای کمدی رمانتیک باقی میمانند.
روایت چندپاره و پیوندهای میان آدمها ساختار فیلم بر رفتوآمد میان قصههای متعدد استوار است. شخصیتها گاه مستقیم و گاه از راه رابطههای کاری، خانوادگی یا اجتماعی به هم مرتبط میشوند و همین شبکه، به داستان حس شهری و جمعی میدهد. تماشاگر در هر جابهجایی با موقعیتی تازه روبهرو میشود: رابطهای در آغاز راه، عشقی دیرپا، دلبستگیای پنهان یا تنشی که مدتها زیر سطح زندگی روزمره مانده است.
این شیوه در آغاز نیرویی سرگرمکننده دارد. تغییر مداوم فضا و شخصیتها، ریتمی سبک و پرتحرک میسازد و هر قصه امکان ورود به حالوهوایی متفاوت را فراهم میکند. اما همین پراکندگی، نقطهضعف ساختاری فیلم نیز هست. برخی رابطهها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند به تجربهای عاطفی و ملموس بدل شوند، کنار گذاشته میشوند تا نوبت قصهٔ بعدی برسد.
« این نگاه، در لحظههای بهتر فیلم، به آن امکان میدهد که از تصویر بیدردسر و یکدست عشق فاصله بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
پیوند میان آدمها گاهی بیشتر به سازوکار چفتوبست روایت شباهت دارد تا نتیجهٔ طبیعی زندگی شهری. شخصیتها و محدودیت پرداخت انبوه شخصیتها بخش مهمی از جذابیت اولیهٔ فیلم است، اما شمار زیاد آنها محدودیتهایی جدی ایجاد میکند. هر قصه به زمان نیاز دارد تا گذشته، خواستهها و تناقضهای آدمهایش روشن شود؛ در «روز ولنتاین» بسیاری از این عناصر در چند صحنه فشرده میشوند.
در نتیجه، بعضی شخصیتها بیشتر با یک ویژگی یا موقعیت مشخص معرفی میشوند تا با فردیتی کامل و متحولشونده. در میان چهرههای گوناگون، بازیگران باتجربه میکوشند به نقشهای کوتاه وزن و گرما بدهند. بااینحال، حضور بازیگران پرآوازه بهتنهایی نمیتواند خلأ پرداخت را جبران کند. گاه به نظر میرسد فیلم بیش از آنکه به تماشاگر فرصت دهد با آدمها آشنا شود، سرگرم معرفی و جابهجایی آنهاست.
برای همین، برخی تغییرهای احساسی ناگهانی به نظر میرسند: شخصیت از موقعیتی به موقعیتی دیگر میرسد، بیآنکه مسیر درونی این دگرگونی بهاندازهٔ کافی دیده شود. لسآنجلس، رنگ و حالوهوا فضای لسآنجلس به فیلم انرژی و جلوهای دلپذیر میبخشد. شهر در این روایت، محیطی پرجنبوجوش است که آدمهای متفاوت را در روزی شلوغ کنار یکدیگر قرار میدهد.
« پیوند میان آدمها گاهی بیشتر به سازوکار چفتوبست روایت شباهت دارد تا نتیجهٔ طبیعی زندگی شهری. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حس حرکت، رفتوآمد و برخوردهای اتفاقی با ساختار چندروایتی هماهنگ است و به قصهها زمینهای شهری میدهد. فیلم همچنین از رنگهای گرم و نشانههای آشنای مناسبت بهره میگیرد تا از همان ابتدا جهانش را در محدودهٔ کمدی رمانتیک تثبیت کند. این زیبایی بصری، گرچه به فیلم صمیمیت میبخشد، گاهی بیش از اندازه به آرایش صحنه متکی میشود.
رنگها، گلها و فضای جشن، تصویری خوشایند میسازند، اما نمیتوانند همیشه جایگزین عمق عاطفی شوند. بااینهمه، فیلم در ساختن حالوهوایی سبک و تماشایی توفیق دارد؛ حالوهوایی که برای مخاطبی که به دنبال سرگرمی مناسبتی است، بخشی از لذت اثر به شمار میآید. طنز و لحظههای صمیمی طنز فیلم عمدتاً از موقعیتهای روزمره و تفاوت میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه واقعاً احساس میکنند شکل میگیرد.
سوءتفاهمها، قرارهای ناموفق و کوشش برای پنهانکردن حقیقت، مواد آشنای کمدی رمانتیکاند و در برخی بخشها به لحظههایی سبک و بامزه میانجامند. فیلم در بهترین لحظههایش، بهجای آنکه صرفاً بر شوخیهای پرصدا تکیه کند، از دستپاچگی و آسیبپذیری آدمها خنده میگیرد. اما کیفیت طنز یکنواخت نیست.
« حس حرکت، رفتوآمد و برخوردهای اتفاقی با ساختار چندروایتی هماهنگ است و به قصهها زمینهای شهری میدهد. »
قوتها و کاستیها
شوخیهایی که از شخصیتپردازی برمیآیند معمولاً دلنشینتر از لحظههایی هستند که صرفاً برای ایجاد خنده یا شتابدادن به صحنه طراحی شدهاند. همین تفاوت در خطهای داستانی نیز دیده میشود: بعضی موقعیتها بهدلیل سادگی و صمیمیتشان اثر میگذارند، در حالی که برخی دیگر بیش از حد به الگوهای آشنا وابستهاند.
فیلم میتواند سرگرم کند، اما همیشه نمیتواند خنده را به تأثیر عاطفی ماندگار پیوند بزند. ریتم، انسجام و باورپذیری ریتم سریع، لازمهٔ روایت چندگانه است؛ اگر فیلم بیش از اندازه در هر قصه مکث کند، جریان کلی از حرکت بازمیماند. بااینحال، سرعت «روز ولنتاین» گاهی چنان زیاد است که اتفاقهای عاطفی مجال رسوبکردن پیدا نمیکنند.
بعضی خطها شتابزده پیش میروند و تماشاگر باید تغییر احساس شخصیتها را بر پایهٔ اطلاعاتی اندک بپذیرد. این مسئله بهویژه زمانی محسوس است که فیلم میخواهد همزمان دربارهٔ آغاز عشق، جدایی، وفاداری و آشتی حرف بزند. در نتیجه، انسجام اثر بیشتر از طریق اتصالهای روایی حفظ میشود تا از راه یک ایدهٔ عاطفی واحد و پرورده.
« فیلم میتواند سرگرم کند، اما همیشه نمیتواند خنده را به تأثیر عاطفی ماندگار پیوند بزند. »
جمعبندی
مناسبت ولنتاین رشتهای مشترک میان داستانها فراهم میکند، اما همهٔ قصهها به یک اندازه از آن بهره نمیگیرند. برخی به شکلی طبیعی در موضوع توقع و عشق جا میگیرند؛ برخی دیگر بیشتر همچون ایستگاههایی جداگانه در مسیر فیلم به نظر میرسند. جمعبندی «روز ولنتاین» فیلمی رنگارنگ و خوشتماشا دربارهٔ رابطههایی است که در یک روز خاص زیر نور توقعها قرار میگیرند.
ساختار چندقصهای، فضای گرم لسآنجلس و چند موقعیت شیرین، آن را به اثری مناسب برای مخاطبی بدل میکند که از کمدی رمانتیک سبک و گروهی لذت میبرد. در سوی دیگر، فراوانی شخصیتها و شتاب روایت مانع میشود بسیاری از قصهها به عمق و ماندگاری مطلوب برسند. ارزش فیلم بیش از آنکه در نوآوری یا تحلیل ژرف عشق باشد، در حالوهوای دلنشین و لحظههای کوچک همدلی آن است.
اثر گاهی صادقانه به تنهایی و میل به دوستداشتهشدن نزدیک میشود، اما بهسرعت به مسیر آشنای سرگرمی بازمیگردد. حاصل، فیلمی است که گرمایی گذرا و چند لحظهٔ دوستداشتنی دارد، ولی پراکندگیاش نمیگذارد همهٔ این لحظهها به تجربهای یکپارچه و ماندگار تبدیل شوند.
« مناسبت ولنتاین رشتهای مشترک میان داستانها فراهم میکند، اما همهٔ قصهها به یک اندازه از آن بهره نمیگیرند. »



ثبت دیدگاه