نقد و بررسی
نقد Grown-ups | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بزرگشدن در میانهٔ تردید فیلم ژاپنی «Grown-ups» ساختهٔ Takuya Kato، در ظاهر با موقعیتی روشن و تکاندهنده آغاز میشود: یومی، دانشجوی طراحی، درمییابد که باردار است و نمیتواند با اطمینان بگوید چه کسی پدر کودک است. نائویا، دوستپسر او و عضو گروه تئاتر، میگوید که در هر صورت در کنار او خواهد ماند؛ اما قولدادن با پذیرفتن واقعی مسئولیت یکی نیست.
فیلم از همین فاصلهٔ ظریف میان حرف و عمل، درامی دربارهٔ رابطه، بلوغ و پیامدهای انتخابهایی میسازد که شخصیتها هنوز آمادگی رویارویی با آنها را ندارند. این اثر درامی ژاپنی است که Kato نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشته است. «بزرگشدن» در اینجا به معنای رسیدن به یک پاسخ قطعی یا تبدیلشدن ناگهانی به انسانی پخته نیست.
شخصیتها در وضعیتی قرار گرفتهاند که از آنها تصمیم میخواهد، درحالیکه هنوز از خواستهها، ترسها و حتی مرزهای خود آگاهی کاملی ندارند. بارداری، مسئلهای صرفاً پزشکی یا خانوادگی نیست؛ نیرویی است که شکافهای موجود در رابطه را آشکار میکند و پرسشهای معوق را به زمان حال میکشاند. روایت تکهتکه و حافظهٔ رابطه فیلم گذشته و حال را درهم میآمیزد و اطلاعات رابطهٔ یومی و نائویا را تدریجی در اختیار تماشاگر میگذارد.
هر بازگشت به گذشته، قطعهای تازه به تصویر میافزاید: نزدیکی آن دو، دلخوریهایشان و فاصلهای که میان جدایی و آشتی شکل گرفته است. این شگرد، تماشاگر را به جای دریافت یک شرح مرتب و کامل، وامیدارد از واکنشها و سکوتها رابطه را بازسازی کند. این ساختار با وضعیت ذهنی یومی تناسب دارد. برای او، گذشته پروندهای بستهشده نیست که بتوان آن را پشت سر گذاشت؛ خاطرهها مدام به لحظهٔ اکنون راه مییابند و معنای حرفها و وعدهها را تغییر میدهند.
« این اثر درامی ژاپنی است که Kato نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چیزی که در یک زمان نشانهٔ صمیمیت به نظر میرسید، ممکن است در پرتو رخدادی بعدی شکل دیگری پیدا کند. از این رو، جابهجایی زمانی تنها ترفندی برای ایجاد تعلیق نیست؛ بازتاب تجربهٔ کسی است که برای فهمیدن حال خود ناچار است بارها به عقب برگردد. بااینهمه، این انتخاب همیشه به نفع فیلم عمل نمیکند.
گذارهای زمانی گاه چنان ناگهانیاند که تشخیص جایگاه هر صحنه نیازمند مکث است. هنگامی که رشتهٔ عاطفی یک لحظه قطع میشود، توجه تماشاگر از احساس شخصیتها به مرتبکردن ترتیب رویدادها منحرف میشود. روایت عمداً از توضیحهای فراوان پرهیز میکند، اما در چند نقطه مرز میان ابهام ثمربخش و آشفتگی روایی را نزدیک میشود.
یومی؛ دور از داوری، نزدیک به تجربه یکی از انتخابهای مهم فیلم، پرهیز از سادهکردن یومی به شخصیتی بیگناه یا مقصر است. او همزمان میتواند نگران، مردد، خشمگین و ناتوان از تصمیمگیری باشد؛ گاهی نیز حرفی میزند که با احساس واقعیاش همخوان نیست. فیلم قرار نیست هر رفتار او را توجیه کند یا از تماشاگر بخواهد دربارهٔ انتخابهایش حکمی فوری صادر کند.
بهجای آن، او را در موقعیتی قرار میدهد که فشار عاطفی و اجتماعی، امکان اندیشیدن روشن را از او میگیرد. این رویکرد به شخصیت عمق میدهد، چون تردیدهای یومی را نه نشانهٔ ضعف اخلاقی، بلکه بخشی از تجربهٔ انسانی او نشان میدهد. او تنها با پرسش «چه کسی پدر کودک است؟» روبهرو نیست؛ باید بسنجد که در این رابطه چه چیزی میخواهد، تا چه اندازه میتواند به نائویا اعتماد کند و آیندهای که دیگران دربارهاش حرف میزنند تا چه حد با خواست خودش همراستاست.
« چیزی که در یک زمان نشانهٔ صمیمیت به نظر میرسید، ممکن است در پرتو رخدادی بعدی شکل دیگری پیدا کند. »
شخصیتها و اجرا
دوربین و روایت، بهجای آنکه برای هر احساس توضیحی آماده کنند، اجازه میدهند بخشی از این کشمکش در رفتارهای کوچک و لحظههای خاموش باقی بماند. بازی Mai Kiryu در مرکز این تجربه قرار دارد. ظرافت اجرا در آن است که آشفتگی یومی همواره با واکنشی آشکار و پرصدا بیان نمیشود. گاه مکث، تغییر نگاه یا ناتوانی در پاسخدادن، بیش از یک گفتوگوی طولانی دربارهٔ حال او اطلاع میدهد.
این خویشتنداری با لحن کلی فیلم هماهنگ است و مانع میشود شخصیت به وسیلهای صرف برای پیشبرد بحران داستان تبدیل شود. نائویا و شکاف میان وعده و مسئولیت رابطهٔ یومی و نائویا با یک تقابل ساده میان فردی خوب و فردی بد تعریف نمیشود. نائویا نیز آیندهای را تصور کرده است؛ رؤیای راهاندازی گروه تئاتر برای او بخشی از هویت و امیدش به زندگی است.
اما هنگامی که مسئولیتی بزرگتر از برنامههایش پیش رویش قرار میگیرد، وعدههای اولیهاش زیر فشار ترس و تردید قرار میگیرند. همین کشمکش، او را به شخصیتی قابل بحث بدل میکند: نه صرفاً نمادی از پشتیبانی عاطفی، و نه تنها مانعی در برابر خواستههای یومی. فیلم در این بخش به شکاف میان نیت و عمل توجه میکند.
گفتن اینکه «کنارت میمانم» در لحظهای بحرانی ممکن است صادقانه باشد، اما هنوز نشان نمیدهد گوینده مسئولیت روزمره و سنگین آن تصمیم را چگونه درک میکند. نائویا باید میان آرزوهای فردی و واقعیتی که به زندگی مشترکشان مربوط است نسبت تازهای پیدا کند؛ یومی نیز میسنجد که آیا میتواند به این گفتهها تکیه کند یا نه.
« بازی Mai Kiryu در مرکز این تجربه قرار دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گفتوگوهای آنها اغلب پاسخ نهایی نمیدهند، اما نشان میدهند هر یک از رابطه چه انتظاری دارد و کدام بخش از آن انتظار هنوز ناگفته مانده است. بازی Kisetsu Fujiwara به این دوگانگی کمک میکند. شخصیت نائویا در سطح کلام همیشه آنچه را واقعاً در ذهن دارد آشکار نمیکند و فاصلهٔ میان لحن، رفتار و تصمیمهایش بخشی از تنش رابطه را میسازد.
بااینحال، چون فیلم گاه انگیزههای او را بیش از اندازه مبهم نگه میدارد، ممکن است فهم بعضی واکنشهایش دشوار شود. این ابهام در برخی لحظات بار دراماتیک دارد، اما همیشه به شناخت عمیقتر شخصیت نمیانجامد. سکوتها؛ زبان ناتمام صمیمیت «Grown-ups» بیش از آنکه بر افشاگریهای بزرگ تکیه کند، به جملههای ناتمام و حرفهایی توجه دارد که گفته نمیشوند.
یومی و نائویا با هم حرف میزنند، اما گفتوگویشان همیشه به معنای درک متقابل نیست. گاهی یک پاسخ ظاهراً موافقانه، تعارض درونی گوینده را پنهان میکند؛ گاهی هم طرف مقابل آنچه را میشنود بر پایهٔ انتظارها و ترسهای خودش معنا میکند. در چنین وضعی، سوءتفاهم فقط حاصل کمبود اطلاعات نیست، بلکه از ناتوانی دو نفر در شنیدن نیاز واقعی یکدیگر ریشه میگیرد.
این نگاه، هستهٔ احساسی فیلم را از موضوع پدر احتمالی کودک فراتر میبرد. پرسش اصلی تنها این نیست که گذشته چه رخ داده، بلکه این است که آیا دو نفر میتوانند اکنون با صداقت دربارهٔ خود و آیندهشان حرف بزنند. فیلم در این زمینه به پاسخهای آسان علاقهای ندارد؛ سکوت را هم نشانهٔ ظرافت میداند و هم مانعی که رابطه را فرسوده میکند.
« بازی Kisetsu Fujiwara به این دوگانگی کمک میکند. »
قوتها و کاستیها
البته ناگفتهماندن احساسها همیشه به سود اثر نیست. تماشاگر ممکن است از بعضی شخصیتها توضیح بیشتری بخواهد، بهویژه وقتی یک واکنش تند یا تصمیم مهم، زمینهٔ عاطفی روشنی پیدا نمیکند. در بهترین لحظهها، این کمگویی تماشاگر را به خواندن لایههای پنهان دعوت میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، فاصلهای ایجاد میکند که نه به رازآلودگی، بلکه به گنگی میانجامد.
لحن بصری و سنگینی روزمره فیلم بحران را با جلوهگری یا ملودرام پرزرقوبرق عرضه نمیکند. فشار زندگی بیشتر در مقیاس روزمره حس میشود: در گفتوگوهایی که به بنبست میرسند، در تصمیمهایی که مدام به تعویق میافتند و در فاصلهای که میان دو نفر، حتی هنگام حضور در کنار یکدیگر، باقی میماند.
این رویکرد به داستان کیفیتی نزدیک به مشاهدهٔ زندگی میدهد؛ گویی تماشاگر نه با رویدادهایی استثنایی، بلکه با انباشتهشدن جزئیات کوچک مواجه است. نتیجه، فضایی تلخ و گاه ناخوشایند است. فیلم برای سبککردن بار موقعیت، از شوخی یا لحظههای آرامشبخش فراوان استفاده نمیکند و همین میتواند تجربهای سنگین بسازد.
این سنگینی برای مضمون اثر مناسب است، زیرا تصمیمهای مربوط به رابطه و آینده را به مسئلههایی واقعی و فرساینده بدل میکند؛ اما تماشاگرانی که انتظار درامی رمانتیک با مسیری روشنتر دارند، ممکن است با فاصلهٔ عاطفی فیلم کنار نیایند. فضای صمیمی و طبیعی روایت نیز در کنار این تلخی، بر حس نزدیکی به بحران میافزاید.
« البته ناگفتهماندن احساسها همیشه به سود اثر نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «Grown-ups» درام رابطهای است که بحران بارداری را نه بهانهای برای تعلیق صرف، بلکه راهی برای آشکارکردن ناپختگیها، ناگفتهها و شکافهای یک زندگی مشترک میسازد. قوت اصلی آن در نگاه غیرقضاوتگر به یومی، بازیهای خویشتندار و توجه به فاصلهٔ میان حرف و احساس نهفته است. ساختار رفتوبرگشتی فیلم نیز در بهترین لحظات، گذشته را به نیرویی زنده در اکنون تبدیل میکند و تردیدهای شخصیت را برای تماشاگر ملموستر میسازد.
در برابر این امتیازها، جابهجاییهای زمانی گاه تمرکز را برهم میزنند و کمگویی فیلم در بعضی صحنهها فهم انگیزهها را دشوار میکند. بااینحال، همین کاستیها از صداقت کلی اثر نمیکاهند: این فیلم دربارهٔ آدمهایی است که باید تصمیم بگیرند، بیآنکه آمادگی کامل یا پاسخهای بیابهام داشته باشند.
تلخی آن آسانهضم نیست، اما برای تماشاگر علاقهمند به درامهای انسانی و ظریف، تصویری ماندگار از دشواریِ صادقانه روبهروشدن با دیگری و با خویشتن به جا میگذارد.
« قوت اصلی آن در نگاه غیرقضاوتگر به یومی، بازیهای خویشتندار و توجه به فاصلهٔ میان حرف و احساس نهفته است. »

ثبت دیدگاه