نقد و بررسی
نقد For a Handful of Kisses | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای در سایهی یک راز «For a Handful of Kisses» یا «Por un puñado de besos» فیلمی اسپانیاییزبان از David Menkes است که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. در مرکز داستان، سول و دانی قرار دارند: دو جوان که آشناییشان با نیت یافتن همراهی عاطفی آغاز میشود و بهتدریج رنگ رابطهای جدیتر میگیرد.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که این فقط قصهی دلباختگی نیست؛ ترس، آسیبپذیری و رازی پنهان نیز بر مسیر این نزدیکی سایه میاندازند. با اینهمه، بررسی این عناصر بدون افشای پیچش اصلی ممکن است: فیلم میکوشد بسنجد که عشق در برابر حقیقت دشوار چه معنایی پیدا میکند، نه آنکه صرفاً تماشاگر را با رازگشایی غافلگیر کند.
لطافت و اندوه در کنار هم لحن اثر میان شیرینی و اندوه در رفتوآمد است. لحظههای صمیمی و سبکتر به رابطه مجال میدهند که باورپذیر و انسانی به نظر برسد؛ در مقابل، نگرانیهای شخصیتها یادآوری میکند که این عشق در خلأ شکل نمیگیرد و گذشته و شرایط زندگیشان همواره حاضرند. همین ترکیب، فیلم را از یک عاشقانهی کاملاً سرخوش جدا میکند.
« لطافت و اندوه در کنار هم لحن اثر میان شیرینی و اندوه در رفتوآمد است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، توازن میان دو حالوهوا همیشه یکدست نیست: گاهی اثر میخواهد هم لطیف باشد، هم تکاندهنده، اما گذار میان این دو کیفیت به اندازهی کافی نرم و طبیعی از کار درنمیآید. نتیجه فیلمی است که لحظههایی صادقانه و اثرگذار دارد، اما در برخی بخشها احساساتش بیش از آنکه از دل موقعیت بجوشند، به مخاطب اعلام میشوند.
سول؛ قلب تپندهی فیلم سول مهمترین دلیل ماندگاری فیلم است. او با دلرحمی و شجاعتی که در برابر دشواریها نشان میدهد، شخصیتی صرفاً معصوم یا آرمانی نیست؛ نیروی او از تلاش برای ادامهدادن و حفظ امید میآید. فیلم او را با نگاهی مهربان مینگرد، اما جذابیتش فقط در خوشقلبی خلاصه نمیشود: در وجودش نوعی سرزندگی و اراده هست که به رابطه و صحنههای مشترک جان میبخشد.
بازی Ana de Armas نیز در همین نقطه به فیلم کمک میکند. او حضور صحنهای گیرا دارد و میتواند میان آسیبپذیری و عزم درونی شخصیت رفتوآمد کند؛ ازاینرو سول حتی هنگامی که متن به بیان مستقیم احساسات متوسل میشود، همچنان زنده و قابلدلبستگی باقی میماند. رابطهی دو شخصیت و مسئلهی باورپذیری شیمی میان سول و دانی یکی از پایههای عاطفی اثر است.
« سول؛ قلب تپندهی فیلم سول مهمترین دلیل ماندگاری فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
رابطهی آنها با آشنایی و گفتوگو پیش میرود و فیلم میکوشد نشان دهد که میل به دوستداشتن، در کنار ترس از قضاوت یا ازدستدادن، چه اندازه شکننده است. Martiño Rivas در نقش دانی، در کنار بازی Ana de Armas، تصویری از مردی ارائه میدهد که بخشی از وجودش را از دیگری پنهان میکند. این پنهانکاری به رابطه تنش میبخشد، بیآنکه لازم باشد جزئیات آن را آشکار کنیم.
بااینحال، هر دو بازیگر در همهی لحظهها به یک اندازه متقاعدکننده نیستند. برخی صحنهها از همراهی و نزدیکی طبیعی برخوردارند؛ در برخی دیگر، مکثها و واکنشها چنان طراحیشده به نظر میرسند که پیوند احساسی میان شخصیتها اندکی سست میشود. دیالوگهایی که گاه بیش از اندازه توضیح میدهند ضعف آشکار فیلم در نوشتار و اجرای بعضی دیالوگهاست.
شخصیتها گاهی احساس یا مضمون را با صراحتی بیان میکنند که برای گفتوگویی واقعی چندان طبیعی نیست. در چنین لحظههایی، کلمات به جای آنکه لایهای تازه به شخصیت ببخشند، انگار وظیفه دارند پیام فیلم را برای تماشاگر توضیح دهند. این مسئله بهخصوص در داستانی که بر اعتماد، ترس و حقیقت تکیه دارد اهمیت پیدا میکند؛ زیرا هرچه رابطه به ظرافت بیشتری نیاز داشته باشد، دیالوگ تصنعی آسانتر میتواند حس صمیمیت را مختل کند.
« این پنهانکاری به رابطه تنش میبخشد، بیآنکه لازم باشد جزئیات آن را آشکار کنیم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی نیز لحن اجرا و جدیت موضوع با هم جور درنمیآیند و فیلم برای لحظاتی میان درام احساسی و عاشقانهی سبک مردد میماند. این نوسان، یکی از دلایلی است که اثر با وجود ایدهی درگیرکنندهاش، همیشه به عمق بالقوهی خود نمیرسد. فضا و انتخابهای بصری فضای فیلم در خدمت نزدیککردن تماشاگر به دو شخصیت است و بهجای نمایش پرتحرک شهر، توجه را به دیدارها و گفتوگوهای خصوصی معطوف میکند.
این تمرکز با حالوهوای درونی قصه سازگار است: جهان بیرون کمرنگ میشود تا رابطه در مرکز قاب بماند. اما همین انتخاب گاهی نتیجهای ناخواسته دارد. خیابانها و محیطهای شهری ممکن است بیش از حد خالی و بیجنبوجوش به نظر برسند؛ در نتیجه، واقعگرایی صحنه آسیب میبیند و شهر به پسزمینهای کمجان بدل میشود.
این خلوت میتواند حس انزوا را تقویت کند، ولی وقتی مکرر و بیتغییر به کار میرود، بیشتر نشانهی محدودیت اجرایی به چشم میآید تا انتخابی معنادار. فیلم از نظر فضاسازی لحظههای مؤثری دارد، اما همیشه نمیتواند میان صمیمیت بصری و حس زندگی جاری در جهان پیرامون تعادل برقرار کند. امید، دوستی و معنای عشق موضوع محوری فیلم را نمیتوان به عاشقشدن دو نفر فروکاست.
« این نوسان، یکی از دلایلی است که اثر با وجود ایدهی درگیرکنندهاش، همیشه به عمق بالقوهی خود نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
اثر دربارهی امیدواری در شرایط دشوار، نیاز به همراهی و دشواریِ پذیرفتن دیگری با تمام حقیقت اوست. دوستی و حمایت اطرافیان نیز در شکلگیری جهان عاطفی داستان سهم دارند، هرچند تمرکز اصلی همچنان بر رابطهی سول و دانی باقی میماند. این نگاه، بهویژه در پرداختن به انگ اجتماعی و هراس از طردشدن، به فیلم وجهی انسانی میدهد.
در بهترین لحظهها، «For a Handful of Kisses» عشق را درمانی جادویی معرفی نمیکند؛ بیشتر نشان میدهد که محبت میتواند به انسان دلگرمی بدهد، بیآنکه دشواریهای زندگی را یکباره محو کند. بااینحال، فیلم در پرداخت این ایدهها محتاط میماند و گاه بهجای کاوشی پیچیدهتر، به بیان ساده و آشنا بسنده میکند.
جمعبندی «For a Handful of Kisses» عاشقانهای صمیمی و گاه اندوهبار است که قوت اصلیاش را از شخصیت سول و بازی دلنشین Ana de Armas میگیرد. رابطهی دو شخصیت و مضمونهایی چون امید، دوستی و پذیرفتن دیگری، فیلم را برای مخاطبی که به درامهای عاشقانهی احساسی علاقه دارد، تماشایی میکند.
« اثر دربارهی امیدواری در شرایط دشوار، نیاز به همراهی و دشواریِ پذیرفتن دیگری با تمام حقیقت اوست. »
جمعبندی
در سوی دیگر، دیالوگهای گاه تصنعی، نوسان لحن، بعضی اجراهای نابرابر و فضای شهری کمرمق مانع میشوند اثر به اندازهی موضوعش اثرگذار و منسجم باشد. فیلم نه عاشقانهای بینقص است و نه اثری کاملاً سطحی: لحظههایی دارد که با صداقتی ساده به دل مینشینند، اما در لحظههای دیگر بیش از آنکه احساس را کشف کند، آن را توضیح میدهد.



ثبت دیدگاه