نقد و بررسی
نقد The Endless | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جایی که از آن گریختهاند «The Endless» از همان آغاز، بازگشت را نه کنشی ساده برای تجدید خاطره، بلکه مواجههای با گذشتهای حلنشده تصویر میکند. دو برادر که سالها پیش از جمعی بسته و شبهفرقهای گریختهاند، با پیامی مرموز دوباره به همان اردوگاه کشانده میشوند؛ اما خاطرهای مشترک از آن مکان ندارند.
برای یکی، اردوگاه یادآور نظمی آرام و تعلقی ازدسترفته است؛ برای دیگری، نشانهای از خطر و سلطه. همین شکاف میان دو روایت، موتور عاطفی و فکری فیلم را روشن میکند. بازگشت آنها بیش از آنکه جستوجوی پاسخ باشد، آزمونی برای سنجش اعتماد است: اعتماد به خاطره، به برداشت شخصی و سرانجام به نزدیکترین فرد زندگیشان.
گذشته در این فیلم شیئی نیست که بتوان از فاصلهای امن دربارهاش داوری کرد؛ نیرویی زنده است که بر اکنون سایه میاندازد و آدمها را وامیدارد دوباره بپرسند از چه گریختهاند و چه چیزی را در راه از دست دادهاند. معمایی که بهتدریج شکل میگیرد فیلمنامه به جای آنکه قواعد جهان داستان را از ابتدا توضیح دهد، اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند.
رخدادهای کوچک و نامتعارف نخست بیشتر حس اختلال میآفرینند تا ترس مستقیم؛ سپس کنار هم قرار میگیرند و تصویری بزرگتر میسازند. این روش، تماشاگر را در جایگاهی نزدیک به برادران قرار میدهد: او نیز باید میان توضیحهای ممکن رفتوآمد کند و از نشانههای پراکنده معنایی موقت بسازد. قدرت اصلی این معما در آن است که پرسشهایش صرفاً فنی نیستند.
« برای یکی، اردوگاه یادآور نظمی آرام و تعلقی ازدسترفته است؛ برای دیگری، نشانهای از خطر و سلطه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم فقط نمیپرسد چه نیرویی پشت رویدادهای عجیب قرار دارد؛ میپرسد آدمی تا چه اندازه میتواند به فهم خود از واقعیت اطمینان کند. باورهای فرقه، که در نگاه نخست بیپایه و نامعقول جلوه میکنند، بهتدریج در نسبت تازهای با تجربههای شخصیتها قرار میگیرند. اثر با این جابهجایی، پاسخ قطعی را عقب میاندازد و فضای ذهنی خود را گسترش میدهد؛ بیآنکه برای فهم جذابیتش لازم باشد رازهای اصلی آن افشا شوند.
ترس از امر نامعلوم وحشت در «The Endless» کمتر بر شوکهای ناگهانی یا نمایش آشکار خشونت تکیه دارد و بیشتر از انتظار، سکون و حسِ نادرستبودن فضا نیرو میگیرد. جنگل، ساختمانهای اردوگاه و مسیرهای میان آنها به محیطهایی بدل میشوند که آشناییشان آرامشبخش نیست. طبیعت بهجای آنکه پناهگاهی بیرون از تمدن باشد، به صحنهای برای رویارویی با چیزی ناشناخته تبدیل میشود.
فیلم در ساختن این حس، از صدا و قاببندی سنجیده بهره میبرد. سکوتها گاه بهاندازه موسیقی دلهرهآورند و صداهای محیطی، بیآنکه توضیحی روشن عرضه کنند، توجه را به گوشههایی از تصویر میکشانند. نشانههای بصری تکرارشونده و ترکیببندیهای دقیق نیز احساس محصورشدن را تقویت میکنند. دوربین همیشه اطلاعات را یکباره در اختیار تماشاگر نمیگذارد؛ گاهی با مکثی حسابشده، فضای خالی یا جزئیاتی حاشیهای را برجسته میکند تا ذهن بیننده خودش احتمال خطر را بسازد.
این شیوه، فیلم را به تجربهای تعلیقی بدل میکند که اثرش بیشتر در انتظار و تردید است تا در نمایش مستقیم. دو برادر و مرکز انسانی داستان در میان ایدههای فراطبیعی و معماهای روایی، رابطه دو برادر مهمترین نقطه اتکای فیلم است. اختلاف آنها بر سر اردوگاه، تنها تفاوت دو حافظه نیست؛ از نیازهای متفاوتشان به امنیت، تعلق و استقلال نیز خبر میدهد.
« جنگل، ساختمانهای اردوگاه و مسیرهای میان آنها به محیطهایی بدل میشوند که آشناییشان آرامشبخش نیست. »
شخصیتها و اجرا
یکی میخواهد برادرش را از خطر دور نگه دارد، دیگری میخواهد گذشتهای را که شاید در آن احساس تعلق میکرد دوباره ببیند. هیچکدام از این خواستهها بهسادگی خودخواهانه یا کاملاً درست نیست. گفتوگوهای میان آنها در بخشهایی از فیلم حالوهوای روزمره و گاه طنزی کمصدا دارد. این صمیمیت، آگاهانه در برابر فضای وهمآلود قرار میگیرد و مانع میشود شخصیتها صرفاً ابزار پیشبرد معما باشند.
حضور خود کارگردانان، Justin Benson و Aaron Moorhead، در نقش دو برادر نیز به رابطهشان کیفیتی غیرمتعارف میدهد: آنها به جای قهرمانانی پرهیاهو، آدمهایی عادی و خستهاند که با موقعیتی فراتر از درکشان روبهرو شدهاند. البته بازیها و گفتوگوهای آغازین در جاهایی اندکی توضیحمحور میشوند و طبیعیبودن رابطه همیشه به معنای ایجاز کامل نیست.
ریتم و معماری تعلیق کندی ریتم، هم بخشی از هویت فیلم است و هم یکی از محدودیتهای آن. «The Endless» برای رسیدن به فضای مطلوب خود زمان میخواهد: نخست شخصیتها را در زندگی روزمرهشان مستقر میکند، سپس بازگشتشان را میسازد و بعد نشانههای ناآرامکننده را یکییکی وارد روایت میکند. این مقدمهچینی به تعلیق فرصت رسوبکردن میدهد، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار حرکت سریع داستانی یا رخدادهای پیدرپی دارند، طولانی و کمشتاب به نظر برسد.
در برخی لحظهها، فیلم بیش از اندازه به حالوهوا و ایدههایش دل میبندد. صحنههایی که از نظر فضاسازی کارآمدند، لزوماً در همان لحظه پیشرفت چشمگیری در روایت ایجاد نمیکنند. در نتیجه، بخشهایی از میانه فیلم ممکن است میان مکاشفه و درجا زدن معلق بمانند. بااینحال، همین تأخیرها به اثر امکان میدهند تا حس زمانِ نامطمئن و گرفتارشدن را نه فقط در مضمون، بلکه در تجربه تماشاگر نیز بازتاب دهد.
« هیچکدام از این خواستهها بهسادگی خودخواهانه یا کاملاً درست نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله آن است که این انتخاب همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. ابهام و مرزهای جهانسازی ابهام در این فیلم هم ابزار اصلی جذابیت است و هم منشأ بخشی از نارضایتی احتمالی. بسیاری از قواعد جهان داستان بهطور کامل شرح داده نمیشوند و تماشاگر باید بخشی از ارتباط میان نشانهها را خودش برقرار کند.
این امتناع از توضیح، با فضای فیلم سازگار است: اگر همهچیز به قانونی روشن و قابلفهم فروکاسته شود، بخش مهمی از اضطراب ناشی از ناشناختگی از میان میرود. بااینحال، مرز میان ابهامِ بارور و ابهامِ ناکافی همیشه روشن نیست. بعضی پرسشها پس از طرحشدن، پاسخی پیدا نمیکنند یا تنها سرنخی مبهم دریافت میکنند.
از این رو، بخشی از مخاطبان ممکن است احساس کنند فیلم پرسشهایی بیش از آنچه میتواند پرورش دهد مطرح کرده است. این کاستی، لزوماً نشانه بیسامانی کامل نیست؛ بیشتر حاصل بلندپروازی رواییای است که گاه از میزان توضیح و پرداخت موجود فراتر میرود. اثر در ایجاد پرسش تواناتر از آن است که همه آنها را به نظمی بینقص تبدیل کند.
امکانات مستقل و محدودیتهای بصری فیلم با امکاناتی محدود، بهجای نمایش پرهزینه، بر میزانسن و تصویرهای حسابشده تکیه میکند. این انتخاب در بخش بزرگی از اثر جواب میدهد: محیطهای نسبتاً ساده به فضایی ناآشنا بدل میشوند و قابها بیشتر با آنچه پنهان میکنند اثر میگذارند تا با آنچه آشکارا نشان میدهند.
« مسئله آن است که این انتخاب همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. »
قوتها و کاستیها
طراحی صدا نیز بار مهمی از تعلیق را بر دوش میکشد و کمک میکند محدودیتهای تولید به مانعی دائمی تبدیل نشوند. اما در بخشهای پرتنشتر، بهویژه هنگامی که روایت به اوج بصری خود نزدیک میشود، جلوههای ویژه و پرداخت تصویری به اندازه ایدهها قانعکننده نیستند. فاصله میان بزرگی مفهومی رخداد و محدودیت اجرای آن گاهی به چشم میآید و از شدت تأثیر میکاهد.
این نابرابری قابلتوجه است: فیلم در ساختن ترس نامرئی و القای خطر توانمندتر از نمایش صریح آن است. به همین دلیل، هرجا به تصویر آشکارتر متکی میشود، بخشی از ظرافتی را که پیشتر ساخته بود از دست میدهد. جمعبندی «The Endless» فیلمی معمایی و فراطبیعی است که جذابیتش را از پیوند میان ترس، خاطره و نیاز انسانی به تعلق میگیرد.
مهمترین دستاورد آن، جهانی رازآلود است که با نشانههای تدریجی، صداگذاری مؤثر و رابطهای باورپذیر میان دو برادر شکل میگیرد؛ جهانی که تماشاگر را به جای دریافت پاسخهای فوری، به مشاهده و تفسیر وامیدارد. در مقابل، ریتم کند، برخی قواعد توضیحنیافته و محدودیتهای جلوههای بصری، مانع از آن میشوند که همه ایدههای فیلم به یک اندازه به ثمر برسند.
این اثر بیش از آنکه بر ترسهای آشکار تکیه کند، در حافظه میماند: در حس ناخوشایند بازگشت به جایی که زمانی خانه بوده، در تردید نسبت به آنچه به خاطر میآوریم و در این پرسش که آیا رهایی از گذشته، بهتنهایی برای ساختن زندگی تازه کافی است. کسانی که از سینمای رازآمیز و صبور لذت میبرند، احتمالاً از فضای خاص و ایدههای بلندپروازانهاش بهره خواهند برد؛ تماشاگرانی که توضیح روشن و ریتم تند میخواهند، ممکن است با فاصله بیشتری از آن روبهرو شوند.
« طراحی صدا نیز بار مهمی از تعلیق را بر دوش میکشد و کمک میکند محدودیتهای تولید به مانعی دائمی تبدیل نشوند. »



ثبت دیدگاه