نقد و بررسی
نقد کتاب ارواح (Ghost Book) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسون کتاب ممنوعه در مرکز «Ghost Book» ایدهای ساده اما پربازده قرار دارد: کتابی رازآلود که میتواند آرزوها را برآورده کند، ولی هر خواسته را به آزمونی خطرناک گره میزند. این تمهید از همان آغاز، هم نیروی محرک ماجراست و هم پرسشی اخلاقی پیش میکشد: آدمی برای رسیدن به آنچه میخواهد تا کجا حاضر است پیش برود؟
فیلم این پرسش را در قالب ماجرایی فانتزی و خانوادگی عرضه میکند؛ قالبی که امکان میدهد مخاطب کمسنتر با هیجان سفر همراه شود و مخاطب بزرگسال، لایهای تأملیتر را در پس آن ببیند. کازوکی و دوستانش برای یافتن کتاب وارد جهانی میشوند که قواعد آشنای زندگی روزمره در آن کارایی چندانی ندارد.
مواجهه با ارواح و تلاش برای ثبت آنها در کتاب، قصه را به رشتهای از آزمونها و برخوردهای گوناگون تبدیل میکند. این الگو ظرفیت سرگرمکنندهای دارد: هر موجود میتواند چهرهای تازه از جهان خیال را به نمایش بگذارد و گروه را وادار کند راهی متفاوت برای ادامهٔ مسیر بیابد. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند میان این ماجراهای پراکنده و خط اصلی داستان پیوندی محکم برقرار کند.
فانتزیِ خانوادگی با سایهای از خطر «Ghost Book» بیش از آنکه به وحشت تکیه کند، به فانتزی ماجراجویانه و فضای قصههای کودکی نزدیک است. ارواح فیلم قرار نیست همگی منشأ هراس باشند؛ برخی عجیب و بازیگوشاند و برخی دیگر با حضوری ناآرام، حس خطر را به داستان میآورند. همین تغییر لحن به فیلم امکان میدهد هم لحظههایی خیالانگیز بسازد و هم یادآوری کند که ورود به این جهان، سفری بیهزینه نیست.
« کازوکی و دوستانش برای یافتن کتاب وارد جهانی میشوند که قواعد آشنای زندگی روزمره در آن کارایی چندانی ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تعادل میان شوخی، شگفتی و اندوه ملایم از امتیازهای مهم اثر است. فیلم تاریکیِ ایدهٔ اصلی را به شکلی مهارشده عرضه میکند تا فضای آن برای تماشاگر نوجوان و خانواده قابلدسترس بماند، اما آن را کاملاً بیخطر و بیدغدغه نمیسازد. در بهترین لحظهها، ماجراجویی سرگرمکننده با آگاهی از پیامدهای انتخابها همراه میشود.
در لحظههای کماثرتر، اما تغییر حالوهوا آنقدر سریع رخ میدهد که احساس خطر فرصت نمییابد در ذهن تماشاگر تهنشین شود. جهان ارواح و جذابیت دیداری دنیای ارواح، مهمترین میدان خلاقیت بصری فیلم است. طراحی موجودات و محیطهای ناآشنا، حس ورود به قلمرویی جدا از جهان انسانها را تقویت میکند و به هر رویارویی امکان میدهد هویت تصویری خودش را داشته باشد.
تفاوت ظاهر و رفتار ارواح، به سفر گروه رنگوبویی از مجموعهای از افسانهها و قصههای کوچک میبخشد؛ گویی کتاب مورد جستوجو فقط ابزار پیشبرد داستان نیست، بلکه دریچهای به مجموعهای از موجودات و باورهای خیالی است. این تنوع، بااینهمه، همیشه به معنای عمق نیست. بعضی از برخوردها بیش از آنکه به شناخت موجود یا معنای حضورش کمک کنند، حکم مانعی تازه را دارند که قهرمانان باید از آن بگذرند.
اگر هر روح فرصت بیشتری برای شکلدادن به رابطهای عاطفی یا مفهومی با شخصیتها مییافت، جهان فیلم از مجموعهای از تصاویر جذاب فراتر میرفت و بافتی بههمپیوستهتر پیدا میکرد. از همین رو، جذابیت طراحیها گاهی بیش از ماندگاری خودِ ماجراهاست. گروه نوجوانان و معنای دوستی کازوکی و همراهانش هستهٔ عاطفی فیلم را شکل میدهند.
« تعادل میان شوخی، شگفتی و اندوه ملایم از امتیازهای مهم اثر است. »
شخصیتها و اجرا
حضور گروه، قصه را از جستوجویی فردی به تجربهای جمعی بدل میکند و اجازه میدهد همکاری، اعتماد و اختلافنظر در دل خطر آزموده شوند. دوستی در اینجا صرفاً آرایهای شیرین برای داستان نیست؛ بخشی از سازوکار بقاست. شخصیتها برای عبور از موانع، به توانایی شنیدن یکدیگر و تقسیم مسئولیت نیاز دارند، نه فقط به شجاعت فردی.
با این حال، شخصیتپردازی همهٔ اعضای گروه به یک اندازه شکل نمیگیرد. برخی چهرهها بیشتر با یک ویژگی یا واکنش شناخته میشوند و فیلم مجال کافی برای نشاندادن لایههای متناقض یا تغییرات درونیشان پیدا نمیکند. در نتیجه، رابطهٔ جمعی در لحظههایی گرم و دلنشین است، اما گاه ظرفیت عاطفیِ نهفته در آن بهطور کامل به کار گرفته نمیشود.
بازیگران جوان در ایجاد حس همراهی و صمیمیت سهم دارند، ولی محدودیتهایی که در پرداخت نقشها وجود دارد، مانع از آن میشود که هر شخصیت به حضوری کاملاً متمایز بدل شود. ضرباهنگ و انسجام روایی یکی از دشواریهای اصلی فیلم، فاصله میان فوریتِ مأموریت و آهنگ آرام روایت است. قصه موقعیتی بنا میکند که انتظار میرود اضطراب و شتاب در آن نقش مهمی داشته باشد، اما بعضی بخشها با مکثهایی پیش میروند که تنش را کاهش میدهند.
این آرامش گاهی به فضای خانوادگی فیلم کمک میکند و فرصت میدهد شخصیتها کنار یکدیگر نفس بکشند؛ اما در مواقعی دیگر، حس ضرورت را کمرنگ میسازد و تماشاگر را از پرسش محوری داستان دور میکند. پیوند میان بعضی ماجراها نیز گاهی شتابزده یا سست به نظر میرسد. فیلم ایدههای زیادی برای گسترش جهان خود دارد، اما همهٔ آنها به یک اندازه در مسیر اصلی جا نمیافتند.
« دوستی در اینجا صرفاً آرایهای شیرین برای داستان نیست؛ بخشی از سازوکار بقاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، بخشهایی از سفر بیش از آنکه اجزای یک روایت واحد باشند، شبیه ماجراهایی مستقلاند که پشت سر هم قرار گرفتهاند. این پراکندگی از قدرت تعلیق میکاهد و اجازه نمیدهد هر مرحله، پیامد مرحلهٔ پیشین را با وضوحی کافی به همراه داشته باشد. آرزو، بها و نگاه اخلاقی فیلم پرسش دربارهٔ بهای آرزوها، جدیترین مضمون «Ghost Book» است.
فیلم وعدهٔ برآوردهشدن خواستهها را با خطر و آزمون همراه میکند تا میان میل و پیامد فاصله نیندازد. خواستن در این جهان، عملی بیطرف نیست؛ تصمیمی است که دیگران را نیز درگیر میکند و ممکن است تصویری از خودِ خواهان به دست دهد. همین ایده، داستان را از یک ماجرای سادهٔ شکار ارواح فراتر میبرد و به آن امکان میدهد دربارهٔ مسئولیت، دلبستگی و پذیرش محدودیتها سخن بگوید.
بااینحال، مضمون همیشه از دل کنشها بهطور یکپارچه بیرون نمیآید. گاه پرسش اخلاقی فیلم روشن و تأثیرگذار است، اما گاه میان ماجراجوییهای پیدرپی مجال کافی برای رشد پیدا نمیکند. اثر بیشتر به سوی لحنی انسانی و امیدبخش گرایش دارد تا کاوشی تیره و بیرحمانه در پیامدهای آرزو؛ انتخابی که با مخاطب خانوادگیاش تناسب دارد، ولی پیچیدگی بالقوهٔ ایده را محدود میکند.
جایگاه فیلم در سینمای نوجوانانه «Ghost Book» را میتوان اثری دانست که ارزش اصلیاش در ترکیب ماجراجویی نوجوانانه با تخیل تصویری و لحنی صمیمی نهفته است. فیلم میکوشد ترس را در حدی نگه دارد که هیجان بسازد، نه آنکه فضای خانوادگی را از میان ببرد؛ در عین حال، از طرح پرسشی جدی دربارهٔ آرزو و بهای آن نیز صرفنظر نمیکند.
« آرزو، بها و نگاه اخلاقی فیلم پرسش دربارهٔ بهای آرزوها، جدیترین مضمون «Ghost Book» است. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، آن را برای تماشاگرانی مناسب میسازد که از سفرهای فانتزی، موجودات عجیب و داستانهای گروهی لذت میبرند، بهویژه اگر انتظار روایتی پیچیده یا شخصیتهایی با تحول عمیق نداشته باشند. اثر در بخشهایی از جهانسازی و اتمسفر موفقتر از ساختار روایی عمل میکند. گاهی میتوان آرزو کرد که فیلم زمان بیشتری به پیوند میان شخصیتها و ارواح اختصاص میداد و در تنظیم ضرباهنگ، حس مأموریت را حفظ میکرد.
بااینهمه، گرمای عاطفی و بازیگوشی خیالپردازانهاش باعث میشود کاستیهایش تمام تجربه را تحتالشعاع قرار ندهند. جمعبندی «Ghost Book» فیلمی فانتزی و خانوادگی است که از ایدهای بهیادماندنی آغاز میکند: کتابی که آرزوها را برآورده میسازد، اما رسیدن به آنها را به بهایی دشوار گره میزند.
دنیای ارواح، طراحیهای خیالانگیز و تأکید بر دوستی و همکاری، لحظههایی دلنشین و گاه پرتعلیق میآفرینند. در سوی دیگر، ضرباهنگ نامتوازن، شخصیتپردازی محدود بعضی چهرهها و پیوند نهچندان محکم میان برخی ماجراها مانع از آن میشود که فیلم به تمامی از ظرفیت ایدهٔ اصلی خود بهره ببرد. با وجود این نارساییها، اثر تجربهای گرم و سرگرمکننده باقی میماند؛ فیلمی که بیش از آنکه به پیچیدگی روایی تکیه کند، بر تخیل، همراهی و پرسشی ساده اما ماندگار بنا شده است: هر آرزویی، حتی اگر دستیافتنی باشد، واقعاً ارزش بهایش را دارد؟
« اثر در بخشهایی از جهانسازی و اتمسفر موفقتر از ساختار روایی عمل میکند. »



ثبت دیدگاه