نقد و بررسی
نقد Shanghai Knights | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییِ رفاقتی در لندن ویکتوریایی «Shanghai Knights» دنبالهای است که بیش از آنکه بخواهد داستانی پیچیده یا جهانبینی تازهای عرضه کند، بر جذابیت دو قهرمان نامتجانس خود تکیه دارد. چون وانگ، با بازی جکی چان، و روی اوبنن، با بازی اوون ویلسون، از غرب آمریکا به لندنِ دورهٔ ویکتوریایی میروند؛ سفری که با مرگ پدر چون و تعقیب قاتل او آغاز میشود، اما خیلی زود به بستری برای شوخی، تعقیبوگریز و مبارزههای پرتحرک بدل میگردد.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست تماشاگر را با معمایی دشوار یا درامی سنگین روبهرو کند. مقصد اصلی، سرگرمیِ سبک و پرجنبوجوش است؛ مقصدی که گاه به آن میرسد و گاه در مسیر، گرفتار افتوخیز میشود. لندن برای فیلم فقط پسزمینهای تاریخی نیست؛ صحنهای است که برخورد فرهنگها و بازی با تصویر آشنای بریتانیای قدیم را ممکن میکند.
فضاهای رسمی، خیابانهای شلوغ و نشانههای شهر، در کنار دو قهرمان آمریکایی و چینی، موقعیتهایی برای طنز میسازند. فیلم با تاریخ و چهرههای آشنای آن دوره نیز آزادانه بازی میکند و ارجاعهایش را نه برای بازسازی دقیق گذشته، بلکه برای ایجاد غافلگیری و شوخی به کار میگیرد. این رویکرد، به اثر رنگوبویی کارتونی و عامدانه نامحتمل میدهد؛ هرچند گاهی مرز میان شوخیِ تاریخی و تزئینِ صرف چندان روشن نیست.
روایت؛ مسیری مستقیم با مقصدی روشن هستهٔ داستان ساده است: چون و روی برای یافتن قاتل و پیگرفتن سرنخها راهی لندن میشوند. این خط روایی، انگیزهٔ لازم برای سفر و درگیری را فراهم میکند، اما بهندرت از سطح یک چارچوب کاربردی فراتر میرود. شخصیتها از موقعیتی به موقعیت دیگر میروند، با مانعی تازه روبهرو میشوند و سپس راهی برای عبور از آن پیدا میکنند؛ بنابراین، روایت بیشتر همچون رشتهای برای بههمپیوستن صحنههای کمدی و اکشن عمل میکند تا بنایی دراماتیک با لایههای متعدد.
« فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست تماشاگر را با معمایی دشوار یا درامی سنگین روبهرو کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب لزوماً نقصی جبرانناپذیر نیست؛ کمدیهای ماجراجویانه گاه از همین سادگی نیرو میگیرند. مشکل زمانی پدید میآید که داستان نتواند میان صحنهها پیوندی کافی ایجاد کند. برخی رویدادها چنان بهسرعت بهانهٔ ورود به موقعیتی تازه میشوند که پیامد عاطفی یا رواییشان مجال شکلگیری نمییابد.
موضوع انتقام و فقدان در آغاز ظرفیت ایجاد لحنی جدیتر را دارد، اما فیلم آن را عمدتاً در خدمت حرکت بهسوی ماجراجویی نگه میدارد. ازاینرو، کشش قصه بیشتر به کنجکاوی دربارهٔ شوخی یا مبارزهٔ بعدی وابسته است تا به سرنوشت شخصیتها. جکی چان و هنرِ بدلکردن محیط به میدان نبرد نیرومندترین بخش فیلم، بیتردید طراحی مبارزهها و حضور جسمانی جکی چان است.
کنش در اینجا تنها نمایش ضربه و دفاع نیست؛ اشیا، مبلمان و اجزای محیط به ابزارهای بازیگوشانهٔ مبارزه تبدیل میشوند. چان با چابکی و زمانبندی دقیق، از برخوردهای ساده موقعیتهای کمیک میسازد و بدن خود را همچون بخشی از میزانسن به کار میگیرد. در نتیجه، صحنههای اکشن نه صرفاً میان بخشهای داستانی قرار میگیرند، بلکه خود به صحنههای نمایشیِ کوچک بدل میشوند؛ هر حرکت میتواند هم ضربهای مؤثر باشد و هم لطیفهای بصری.
جذابیت این مبارزهها در تفاوتشان با اکشنِ متکی بر تدوین سریع و جلوههای نمایشی نهفته است. تماشاگر معمولاً میتواند مسیر حرکت را دنبال کند و از ترکیب خطر، دقت و شوخی لذت ببرد. این سبک، بهویژه در تقابل با حریفانی که توانایی رزمی چشمگیری دارند، جلوهای برجسته پیدا میکند. بااینهمه، وفور صحنههای درگیری همیشه به معنای پیشرفت داستان نیست.
« این انتخاب لزوماً نقصی جبرانناپذیر نیست؛ کمدیهای ماجراجویانه گاه از همین سادگی نیرو میگیرند. »
شخصیتها و اجرا
گاهی فیلم بیش از اندازه به نیروی اجرای چان اعتماد میکند و از همین رو، بعضی مبارزهها حس تکرار پیدا میکنند: موقعیت عوض میشود، اما الگوی کلیِ خطر، گریز و واکنش کمیک چندان دگرگون نمیشود. شیمی بازیگران؛ موتور اصلی کمدی جکی چان و اوون ویلسون از دو جنس کمدی متفاوت بهره میگیرند. چان بیشتر با حرکت، واکنش جسمانی و آشفتگیِ کنترلشده میخنداند؛ ویلسون با لحن خونسرد، اعتمادبهنفسِ بیجا و شوخیهای کلامی.
این تفاوت، به رابطهٔ چون و روی جان میدهد. یکی معمولاً درگیر مسئلهای واقعی و فوری است و دیگری با بیخیالیِ ظاهری میکوشد موقعیت را به سود خود تغییر دهد. تضاد میان این دو، منبعی دائمی برای شوخی و کشمکش دوستانه فراهم میکند. بخش مهمی از موفقیت فیلم نه در تکجملهها، بلکه در واکنشهای بازیگران به یکدیگر است: مکثها، نگاهها و تفاوت در شیوهٔ برخوردشان با خطر.
ویلسون میتواند آشفتگی را با لحنی آرام عرضه کند، درحالیکه چان از همان آشفتگی به حرکتی بدنی و دیدنی میرسد. همین هماهنگی سبب میشود فیلم در لحظاتی که قصه کمجان است، همچنان تماشایی بماند. بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه کارآمد نیستند. شماری از آنها بر کلیشههای فرهنگی یا بازیهای زبانیِ وابسته به دورهٔ ساخت فیلم تکیه دارند و ممکن است امروز کهنهتر از آنچه زمانی بودهاند به نظر برسند.
لندن، ارجاعهای سینمایی و بازی با تاریخ لندنِ فیلم آمیزهای است از مکانهای تاریخی، تصویرهای آشنا و اغراق کمیک. فضای ویکتوریایی به قصه امکان میدهد تضاد میان رسوم رسمی و رفتار نامنضبط قهرمانان را برجسته کند. فیلم از این تضاد برای ساختن موقعیتهای طنزآمیز بهره میگیرد و با اشاره به سینما و چهرههای تاریخی، نوعی بازیِ آگاهانه با حافظهٔ فرهنگی تماشاگر به راه میاندازد.
« شیمی بازیگران؛ موتور اصلی کمدی جکی چان و اوون ویلسون از دو جنس کمدی متفاوت بهره میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ارجاعها در بهترین لحظات، مانند چشمکی کوتاهاند: بهاندازهای روشن که شناخته شوند، اما آنقدر طولانی نیستند که جریان ماجراجویی را متوقف کنند. بااینحال، اثر چندان در پی بازنمایی دقیق تاریخ نیست. دورهٔ تاریخی بیشتر وسیلهای برای ساختن جهانِ ماجراجویانه است تا موضوعی برای تأمل.
گاه شخصیتها و نشانههای تاریخی همچون وسایل صحنه وارد فیلم میشوند و کارکردشان به شوخی یا غافلگیری محدود میماند. این آزادی برای تماشاگرانی که از تاریخپردازی موشکافانه انتظار دارند میتواند سطحی جلوه کند، اما برای کسانی که با منطق فانتزی و هجو فیلم همراه میشوند، بخشی از سرزندگی آن است.
اثر از جدیگرفتن بیش از اندازهٔ خود پرهیز میکند و همین، گاهی به سودش تمام میشود. ریتم و تعادل میان خنده و هیجان ریتم فیلم یکنواخت نیست. بخشهایی با حرکت پیوسته و ضرباهنگ خوب پیش میروند؛ بهویژه هنگامی که شوخی کلامی، کنش بدنی و جابهجایی شخصیتها در یک صحنه به هم پیوند میخورند.
اما در بخشهایی دیگر، فیلم بیش از اندازه در موقعیتهای فرعی مکث میکند یا صحنههایی را ادامه میدهد که ایدهٔ اصلیشان زودتر از پایانشان به مقصد رسیده است. نتیجه، افتهایی است که حس کشآمدن روایت را ایجاد میکند، بهخصوص برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر صحنه به شکلی روشن ماجرا را جلو ببرد.
« بااینحال، اثر چندان در پی بازنمایی دقیق تاریخ نیست. »
قوتها و کاستیها
این نوسان به تعادل میان کمدی و اکشن نیز سرایت میکند. گاهی شوخیها درست پیش از آنکه صحنه از نفس بیفتد، به حرکت تازهای میرسند؛ گاهی هم طنز، مانع شکلگیری تعلیق میشود یا ضرباهنگ مبارزه را قطع میکند. فیلم در اصل قرار نیست تعلیقی پایدار بسازد، اما حتی کمدیِ سبک نیز برای اثرگذاری به زمانبندی نیاز دارد.
هرگاه تدوین و میزانسن این زمانبندی را حفظ میکنند، نتیجه دلپذیر است؛ هرگاه شوخی یا درگیری بیش از حد ادامه مییابد، انرژی اثر کاهش پیدا میکند. جایگاه فیلم در میان کمدیهای اکشن «Shanghai Knights» بیش از آنکه بر پیچیدگی داستان یا عمق روانشناختی تکیه کند، بر حضور ستارههایش و کیفیت اجرای فیزیکی بنا شده است.
این ویژگی، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. از یک سو، اثر میداند چه چیزی آن را متمایز میکند: مهارت جکی چان در پیوند دادن بدلکاری و کمدی، و همراهی اوون ویلسون با لحنی سبک و بیتکلف. از سوی دیگر، وقتی این عناصر در صحنهای کمرمق قرار میگیرند، فیلم ابزارهای چندانی برای جبران ندارد.
شخصیتها بیش از آنکه دگرگون شوند، در محدودهٔ ویژگیهای آشنای خود باقی میمانند و بار اصلی تحول بر دوش جابهجایی مکانها و ماجراهای تازه میافتد. از همین رو، ارزش فیلم را باید در نسبت با هدف خودش سنجید. اگر انتظار یک درام تاریخی یا کمدیِ ظریف و پیوسته وجود داشته باشد، نتیجه احتمالاً ناهموار خواهد بود.
« این نوسان به تعادل میان کمدی و اکشن نیز سرایت میکند. »
جمعبندی
اما اگر اثر بهعنوان ماجراجوییِ رفاقتیِ پرتحرکی دیده شود که قرار است با بدلکاری، شوخی و بازی با کلیشهها سرگرم کند، بسیاری از ضعفهایش قابلفهمتر میشوند. فیلم در بهترین لحظاتش بهجای آنکه ادعای بزرگی داشته باشد، از مهارت بازیگران و لذتِ حرکت بهره میگیرد. جمعبندی «Shanghai Knights» فیلمی استوار بر انرژیِ بازیگران و ابتکار صحنههای اکشن است؛ اثری که داستان سادهاش بیشتر نقش مسیرنما را دارد تا نیروی محرک اصلی.
بدلکاریهای جکی چان، شیمی او با اوون ویلسون و فضای لندنِ ویکتوریایی، لحظاتی سرگرمکننده و گاه بسیار جذاب میآفرینند. در مقابل، روایت کمعمق، افتوخیز ریتم و شوخیهایی که همیشه بهخوبی از کار درنمیآیند، مانع میشوند فیلم در تمام مدت سرزنده بماند. بااینهمه، اثر در شناختن ماهیت خود موفق است: ماجراجوییای سبکبال که از جدیگرفتن افراطیِ قصه پرهیز میکند و بر لذتِ همراهی دو شخصیت ناساز اما هماهنگ تکیه دارد.
تماشاگرانی که اولویتشان کنش خلاقانه و زوج بازیگریِ خوشهماهنگ باشد، احتمالاً از آن بهره خواهند برد؛ کسانی که به روایت منسجم، طنز تازه و ریتم فشرده اهمیت بیشتری میدهند، با اثری نابرابرتر روبهرو خواهند شد. «Shanghai Knights» در نهایت نه به سبب پیچیدگی، بلکه به برکت چابکی و رفاقتِ روی پرده در خاطر میمان
« فیلم در بهترین لحظاتش بهجای آنکه ادعای بزرگی داشته باشد، از مهارت بازیگران و لذتِ حرکت بهره میگیرد. »



ثبت دیدگاه