نقد و بررسی
نقد فاجعه با زیرنویس فارسی (Catastrophe) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای که از بینظمی آغاز میشود «Catastrophe» از همان نقطهای شروع میکند که بسیاری از کمدیهای عاشقانه ترجیح میدهند از آن بگذرند: نه با وعدهای دلنشین درباره عشق در نگاه نخست، بلکه با پیامدهای ناخواسته یک آشنایی کوتاه. راب، مردی آمریکایی، و شارون، زنی ایرلندی ساکن لندن، پس از رابطهای گذرا ناگهان با مسئولیتی روبهرو میشوند که هیچکدام برای پذیرفتنش آمادگی کامل ندارند.
این موقعیت، شالوده قصه را میسازد، اما ارزش سریال در خودِ حادثه نیست؛ در این است که چگونه آن را به زندگی روزمره، فرسودگی، ترس و تلاش برای ساختن رابطه پیوند میزند. عنوان اثر طنین طنزآمیزی دارد: «فاجعه» نه به معنای فروپاشی حتمی، بلکه وصفی اغراقآمیز از انبوه گرفتاریهایی است که زندگی مشترک، مسئولیت و تصمیمهای ناپخته به همراه میآورند.
سریال از ابتدا روشن میکند که عشق در این جهان نه معجزهای آرامشبخش، بلکه فرایندی پر از اصطکاک است؛ چیزی که آدمها باید در میان مشغلهها و آشفتگیها، بارها از نو برایش جا باز کنند. فاصله از افسانه عاشقانه یکی از انتخابهای هوشمندانه اثر، دوری از الگوی آشنای رمانتیک است که در آن اختلافها صرفاً موانعی موقت برای رسیدن به خوشبختیاند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
راب و شارون دو شخصیت آرمانی نیستند که با یافتن یکدیگر کامل شوند. آنها گاه خودخواه، بیحوصله، ناپخته یا در بیان نیازهایشان ناتواناند؛ و همین کاستیهاست که رابطه را ملموس میکند. نزدیکی میانشان از دل تصمیمی بزرگ و حسابشده شکل نمیگیرد، بلکه در برابر واقعیتی پدید میآید که باید با آن کنار بیایند.
سریال رابطه را نه بهعنوان پناهگاهی بینقص، بلکه بهمثابه بخشی از زندگی نشان میدهد که خودش میتواند منبع اضطراب و خستگی باشد. عشق در «Catastrophe» بهسادگی تفاوتها را از میان نمیبرد؛ گاهی آنها را آشکارتر میکند. شخصیتها باید یاد بگیرند با تفاوتهای فرهنگی، خلقوخو و شیوههای متفاوت مواجهه با مسئولیت کنار بیایند، بیآنکه همیشه راهحلی قاطع یا دلنشین پیدا کنند.
از این منظر، اثر بیشتر درباره دوامآوردن در کنار دیگری است تا خیالپردازی درباره یافتن نیمه گمشده. طنزی برآمده از شخصیت کمدی سریال بیش از آنکه بر لطیفههای مستقل تکیه کند، از نحوه حرفزدن و واکنش نشاندادن آدمها نیرو میگیرد. گفتوگوها تیز، بیپرده و گاه عمداً نامؤدبانهاند؛ شوخیها معمولاً از موقعیتهایی بیرون میآیند که شخصیتها در آن احساس راحتی نمیکنند یا نمیدانند چگونه باید رفتار کنند.
« راب و شارون دو شخصیت آرمانی نیستند که با یافتن یکدیگر کامل شوند. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، طنزی است که هم خندهدار است و هم اندکی شرمآور: مخاطب ممکن است از جملهای بخندد و بلافاصله متوجه شود که خندهاش با ناراحتی یا همدلی آمیخته است. این لحن به سریال هویت میدهد. شوخیها برای نرمکردن همه تلخیها به کار نمیروند و هر لحظه سنگین را به پایان خوشایند نمیرسانند. گاهی بیرحمی کلامی، خستگی و واکنشهای نامناسب شخصیتها بخشی از واقعگرایی اثر است.
البته این ویژگی میتواند برای برخی مخاطبان ناخوشایند باشد؛ کسانی که از کمدی انتظار گرما، ملایمت یا شخصیتهایی دوستداشتنی در همه لحظهها دارند، ممکن است با زبان صریح و شوخیهای تلخ سریال ارتباط نگیرند. بازیگری و شیمی دو بازیگر اصلی حضور شارون هورگان و راب دلینی در نقشهای اصلی از ارکان موفقیت اثر است.
هر دو در نقشآفرینی از نمایش اغراقشده احساسات پرهیز میکنند و به شخصیتهایشان اجازه میدهند گاه دستوپاچلفتی، متناقض و حتی دشوار باشند. هورگان، شارون را زنی مستقل و تندزبان میسازد که در عین توانایی، از فرسودگی و تردید مصون نیست. دلینی نیز راب را نه قهرمانی بیعیب، بلکه مردی با ضعفها و عادتهایی قابلتشخیص تصویر میکند؛ کسی که نیت خوب، همیشه به رفتار درست منتهی نمیشود.
« شوخیها برای نرمکردن همه تلخیها به کار نمیروند و هر لحظه سنگین را به پایان خوشایند نمیرسانند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شیمی میان این دو به معنای هماهنگی بیوقفه نیست. بخش مهمی از جذابیت رابطهشان از کشمکش و ناهماهنگی میآید: از اینکه گاهی به هم نزدیکاند و لحظهای بعد از گفتن حرفی نسنجیده پشیمان میشوند. بازیها به این فراز و فرودها وزن میدهند و اجازه نمیدهند اختلافها صرفاً ابزاری برای پیشبردن داستان به نظر برسند.
در نقشهای مکمل نیز بازیگران فضای اجتماعی سریال را گسترش میدهند و نشان میدهند زندگی این زوج در خلأ نمیگذرد؛ دوستان و نزدیکانشان نیز با مسائل، قضاوتها و گرفتاریهای خود حضور دارند. ریتم و ساختار روایی ساختار اپیزودیک سریال فرصت میدهد که مسائل رابطه در قالب موقعیتهای گوناگون بررسی شوند، اما همین انتخاب گاهی به افت ریتم میانجامد.
برخی قسمتها با تمرکز بر تنش یا گرفتاری مشخصی، شتاب و انسجام خوبی دارند؛ در برخی دیگر، پیشروی قصه کندتر میشود و بخشهایی از ماجرا بیشتر به حالوهوای روزمره متکی میمانند تا تحول چشمگیر. این کندی لزوماً با طبیعت اثر در تضاد نیست، زیرا زندگی مشترک نیز اغلب از رشتهای از رویدادهای کوچک و تکرارشونده ساخته میشود، اما ممکن است برای مخاطبی که انتظار حرکت روایی پیوسته دارد، خستهکننده باشد.
« شیمی میان این دو به معنای هماهنگی بیوقفه نیست. »
قوتها و کاستیها
چالش دیگر، بازگشت مکرر به مشاجرهها و سوءتفاهمهاست. تکرار میتواند بر این نکته تأکید کند که آدمها الزاماً از یک اختلاف درس نمیگیرند و گاه همان الگو را در شکلی تازه بازتولید میکنند. بااینحال، اگر این چرخه به اندازه کافی تغییر نکند، تازگی رابطه و موقعیتها کاهش مییابد. سریال در بهترین لحظههایش از تکرار برای نشاندادن فرسایش و پیچیدگی زندگی بهره میبرد؛ در لحظههای کماثرتر، همان تکرار صرفاً سرعت داستان را پایین میآورد.
تصویر خانواده و مسئولیت «Catastrophe» از مسیر داستان عاشقانهاش به موضوعهایی فراتر از آغاز رابطه میرسد: مسئولیتپذیری، سازگاری و فاصله میان تصویری که آدمها از خود دارند با رفتاری که در عمل نشان میدهند. شخصیتها ناچارند در شرایطی تصمیم بگیرند که فرصت آمادگی کامل برایش نداشتهاند.
سریال از این وضعیت برای ساختن کمدی استفاده میکند، اما آن را به یک شوخی ساده درباره ناآمادگی فرو نمیکاهد. زیر خندهها، پرسشی جدیتر جریان دارد: آیا دو نفر میتوانند بدون آنکه از همه ضعفهای خود رها شوند، برای ساختن زندگی مشترک تلاش کنند؟ پاسخ اثر نه خوشبینانه و بیدردسر است و نه بدبینانه و قطعی.
« چالش دیگر، بازگشت مکرر به مشاجرهها و سوءتفاهمهاست. »
جمعبندی
شخصیتها خطا میکنند، از خودشان دفاع میکنند و گاهی بهسختی متوجه اثر رفتارشان بر دیگری میشوند. در عین حال، لحظههایی از محبت و همراهی نیز در دل همین آشفتگی شکل میگیرد. سریال این لحظهها را بیش از اندازه شیرین نمیکند؛ ازاینرو، تأثیر عاطفیشان بیشتر از آن است که اگر در قالبهای آشنای احساساتی عرضه میشدند.
جمعبندی «Catastrophe» کمدی عاشقانهای است که جذابیتش را از نازیباییهای زندگی روزمره میگیرد: تصمیمهای نادرست، گفتوگوهای تند، اضطراب مسئولیت و تلاش ناکامل آدمها برای فهمیدن یکدیگر. دیالوگهای زنده، بازیهای طبیعی هورگان و دلینی و شیمی پرتنش میان آنها، سریال را از یک طرح آشنای عاشقانه فراتر میبرد و به رابطهای زمینی و قابلباور نزدیک میکند.
اثر در همه قسمتها یکدست نیست؛ افت ریتم و بازگشت برخی مشاجرهها میتواند از تازگی آن بکاهد، و طنز تلخ و بیپردهاش نیز سلیقه همه مخاطبان را برآورده نمیکند. بااینحال، صداقت آن در نشاندادن رابطهای ناقص اما زنده، نقطه قوتی اساسی است. «Catastrophe» عشق را نه راهحل همه مشکلات، بلکه تلاشی مداوم برای کنارآمدن با آدمی دیگر تصویر میکند؛ تلاشی آشفته، خندهدار و گاه دردناک که درست به همین دلیل باورپذیر میماند.
« شخصیتها خطا میکنند، از خودشان دفاع میکنند و گاهی بهسختی متوجه اثر رفتارشان بر دیگری میشوند. »



ثبت دیدگاه