نقد و بررسی
نقد Sweet Movie | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که از نظم سر باز میزند «فیلم شیرین» ساختهٔ Dušan Makavejev، بیش از آنکه روایتی متعارف با آغاز و میانه و پایان باشد، برخوردی پرتنش میان تصویرهای ناهمگون، هجو سیاسی، اروتیسم و گروتسک است. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ یک تجربهٔ سرراست نمیدهد؛ بلکه تماشاگر را به فضایی میکشاند که در آن طنز میتواند ناگهان به انزجار بدل شود و تصویرهای بهظاهر شاد و رنگین، تهدیدی پنهان در خود داشته باشند.
این آشفتگی صرفاً حاصل بیاعتنایی به قصه نیست؛ بخشی از شیوهٔ فیلم برای بههمریختن قواعدی است که سینمای متعارف بر آنها تکیه میکند. بااینحال، نیت آوانگارد بهتنهایی هر گسستی را معنادار نمیکند؛ از همین رو، «فیلم شیرین» هم میتواند مجذوبکننده باشد و هم فرساینده. دو مسیر روایی، دو صورتِ سلطه فیلم دو خط روایی را در کنار هم پیش میبرد.
در مسیر نخست، برندهٔ مسابقهای برای انتخاب «دوشیزهٔ باکرهٔ جهان» وارد ازدواجی میشود که پشت ظاهر مجلل و رسمیاش، تحقیر و سلطه نهفته است. گریز او از این وضعیت، به رهایی ساده و آسودهای نمیانجامد؛ بلکه او را به جهانهایی میبرد که در آنها آزادی، لذت و استثمار مرزهایی لغزان دارند.
مسیر دوم حول زنی به نام آنا پلانتِتا و کشتی شیرینیبار او شکل میگیرد؛ تصویری خیالانگیز که با نشانههای سیاسی و انقلابی درمیآمیزد. این دو روایت از نظر فضا و لحن بهسادگی در یکدیگر حل نمیشوند. یکی از منابع اصلی بیقراری فیلم نیز همین است: تماشاگر مدام باید نسبت خود را با قصه عوض کند، بیآنکه رشتهٔ اتصال دو جهان همیشه روشن باشد.
« دو مسیر روایی، دو صورتِ سلطه فیلم دو خط روایی را در کنار هم پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، میتوان میان آنها پیوندی مفهومی یافت. هر دو به رؤیای رهایی از نظم مسلط نظر دارند، اما هر دو نشان میدهند که میل به آزادی ممکن است در ساختارهای تازهای از قدرت، مالکیت و خشونت گرفتار شود. فیلم بهجای آنکه این اندیشه را در قالب استدلالی مرتب عرضه کند، آن را در تصاویر و برخوردهای ناگهانی میپراکند.
هجو سرمایه، سیاست و رؤیای انقلاب یکی از محورهای مهم اثر، نقد جامعهای است که انسان را به کالا بدل میکند. مسابقهٔ زیبایی و ازدواج مبتنی بر ثروت، بدن زن را همچون چیزی قابل سنجش، عرضه و تملک نشان میدهند. مناسک ظاهراً باشکوه این جهان، با بیرحمیِ روابطی که در پس آنها پنهان است، تضادی تلخ میسازند.
در این چارچوب، فرار شخصیت زن صرفاً ترک یک ازدواج آزارگرانه نیست؛ گریز از نظمی است که خواست و بدن او را در قالب معامله تعریف میکند. اما ماکاویف از نقد سرمایهداری به دفاع بیقیدوشرط از بدیلهای انقلابی نمیرسد. حضور نمادهای سیاسی و فضای کمونگونه، همراه با آشوب و خشونت، این تصور را نیز زیر سؤال میبرد که با کنارزدن یک دستگاه قدرت، آزادی خودبهخود پدیدار میشود.
طنز فیلم گاه به همهسو شلیک میکند: سرمایه، اخلاق رسمی و آرمانگرایی سیاسی را از فاصلهای امن نمینگرد. همین بیطرفنماندنِ طعنهآمیز، اثر را پیچیده میکند، اما گاهی نیز هدف انتقادی آن را مبهم میسازد. ممکن است تماشاگر پیام سیاسی را در میان هیاهوی تمثیلها و شوکها بهسختی تشخیص دهد.
« بااینحال، میتوان میان آنها پیوندی مفهومی یافت. »
شخصیتها و اجرا
بدن، لذت و مرزهای تحمل در «فیلم شیرین»، بدن نه موضوعی حاشیهای، بلکه میدان اصلی نزاع است. فیلم از بدن برای نمایش میل و رهایی استفاده میکند، اما همزمان نشان میدهد که چگونه میل میتواند به مالکیت، اجبار یا نمایش بدل شود. این نگاه، اثر را از تصویر سادهانگارانهٔ آزادی جنسی دور میکند؛ زیرا آزادی را با رهایی از همهٔ قیدها یکی نمیگیرد.
پرسش دشوار فیلم این است که آیا شکستن تابوها واقعاً به رهایی میانجامد یا ممکن است خشونت را با ظاهری تازه بازتولید کند. بااینهمه، برخی صحنهها چنان بر تحریک و شوک تکیه میکنند که فاصلهٔ انتقادی فیلم برای بخشی از مخاطبان از میان میرود. هنگامی که تصویر زننده جای تأمل را میگیرد، تماشاگر ممکن است احساس کند اثر بهجای نقد بهرهکشی، خود از همان سازوکارِ نمایش بهره میبرد.
این تناقض را نمیتوان بهآسانی حل کرد و شاید بخشی از جنجال ماندگار فیلم نیز از همینجا میآید. تماشای آن نیازمند پذیرش مواجهه با تصویرهای ناخوشایند است؛ اما حتی تحملپذیریِ آنها نیز تضمین نمیکند که هر صحنه از نظر هنری یا فکری قانعکننده باشد. زبان بصری و منطق سوررئال قدرت فیلم در ساختن فضایی است که هم کودکانه و شیرین به نظر میرسد و هم خطرناک و ناپایدار.
رنگها، اشیای اغراقشده و موقعیتهای نامعمول، حسی شبیه کابوسِ آمیخته با نمایش خیابانی میآفرینند. عنوان اثر نیز در این میان معنایی دوپهلو پیدا میکند: «شیرینی» هم به لذت و دلفریبی اشاره دارد و هم میتواند پوششی باشد برای چیزی فاسد، تهدیدآمیز یا آزارنده. فیلم بارها میان جاذبه و پسزدگی رفتوآمد میکند و از تماشاگر میخواهد دربارهٔ واکنش خود نیز بیندیشد: چرا جذب میشود، از چه چیزی روی میگرداند و کدام تصویر را از محدودهٔ پذیرفتنی بیرون میداند؟
« بدن، لذت و مرزهای تحمل در «فیلم شیرین»، بدن نه موضوعی حاشیهای، بلکه میدان اصلی نزاع است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد در لحظههای موفق، تخیلی تصویری و بهیادماندنی پدید میآورد. بااینحال، استعارهها همیشه به یک اندازه استوار نیستند. برخی تصویرها چنان پررنگاند که گویی بهتنهایی میخواهند بار معنایی کل صحنه را بر دوش بکشند؛ برخی دیگر بیشتر به شوخیهای بصری یا ترفندهایی برای برانگیختن واکنش شباهت دارند.
نتیجه، جهانی است که از نظر حسی پرانرژی است، اما از نظر معنایی نامتقارن: بخشهایی از آن ذهن را به کار میاندازند و بخشهایی دیگر فقط لحظهای غافلگیر میکنند. تدوین، ریتم و بازیها تدوین ناپیوسته و جابهجایی میان دو مسیر روایی، مهمترین سرچشمهٔ نیروی فرمی فیلم و درعینحال یکی از محدودیتهای آن است.
گسستها با روحیهٔ آشفته و هجوآمیز اثر سازگارند و مانع از آن میشوند که تماشاگر در پیگیری داستان، به آرامشی کامل برسد. اما هر گسست الزاماً تنش یا معنا نمیسازد. گاهی صحنهها چنان کنار هم قرار میگیرند که بهجای تداعی یا تقابل ثمربخش، حس تکهتکهبودن و پراکندگی بهجا میگذارند. ریتم نیز یکدست نیست: مکثهای طولانی و لحظههای ایستا میتوانند فرصت تأمل فراهم کنند، ولی در کنار رشتهای از موقعیتهای پرشور، گاه کشدار و خستهکننده به نظر میرسند.
بازیها با این جهان نامتعارف همخوانی دارند. بازیگران بهجای تکیهٔ کامل بر روانشناسی واقعگرا، اغلب در قالب چهرههایی نمادین و اغراقشده ظاهر میشوند؛ گویی هر شخصیت در بخشی از یک نمایش هجوآمیز مشارکت دارد. این انتخاب، فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکند. در نتیجه، همدلی عاطفی کمتر از تماشای مناسبات و نقشهایی است که شخصیتها در آن گرفتار شدهاند.
« این رویکرد در لحظههای موفق، تخیلی تصویری و بهیادماندنی پدید میآورد. »
قوتها و کاستیها
برای کسانی که بازی ظریف و تحول تدریجی شخصیت را معیار اصلی میدانند، این فاصله ممکن است سردکننده باشد؛ اما برای تماشاگرانی که با سینمای تمثیلی و نمایشی همراهاند، همین کیفیت میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد. تجربهای نامتعارف و بحثبرانگیز «فیلم شیرین» از آن دسته فیلمهایی نیست که بتوان آن را صرفاً با دوستداشتن یا نپسندیدن توضیح داد.
یک تماشاگر ممکن است جسارت و بیپروایی آن را نیرویی رهاییبخش بداند و دیگری همان بیپروایی را افراطی، تصنعی یا آزارنده تجربه کند. واکنشهای متناقض به فیلم، تا حدی از خودِ ساختار آن میآیند: اثر پیوسته میان کمدی و تهدید، رنگآمیزی خیالپردازانه و خشونت، و نقد اجتماعی و نمایش افراطی در نوسان است.
موسیقی نیز در کنار این تصاویر، گاه به فضای سرخوش و کارناوالی فیلم نیرو میدهد، هرچند نمیتواند پراکندگی روایت را برطرف کند. این فیلم برای مخاطبی مناسبتر است که از سینمای نامتعارف، ساختارهای گسسته و مضمونهای دشوار استقبال میکند و با تصویرهای زننده مسئلهای ندارد. در مقابل، اگر انسجام داستانی، ریتم روان و مرز روشن میان نقد و نمایش برای تماشاگر اهمیت اساسی داشته باشد، احتمالاً «فیلم شیرین» تجربهای دشوار خواهد بود.
بهتر است آن را نه بهعنوان قصهای سرراست، بلکه همچون کلاژی سیاسی و حسی دید؛ کلاژی که گاهی تصویری نافذ میسازد و گاهی در انبوه نشانهها و شوکهایش از حرکت بازمیماند. جمعبندی «فیلم شیرین» اثری جسور، ناآرام و عمیقاً دوپهلو است؛ فیلمی که با پیوندزدن بدن، قدرت، لذت و سیاست، میکوشد آسودگیِ نگاه تماشاگر را برهم بزند.
جمعبندی
دستاورد اصلیاش در تصویرهای سوررئال، هجو بیملاحظه و امتناع از ارائهٔ پاسخهای ساده نهفته است. در سوی دیگر، روایت پراکنده، ریتم نابرابر و صحنههای آزارنده گاه میان ایده و اثرگذاری فاصله میاندازند. اهمیت فیلم بیش از آنکه در یک روایت کاملاً مهارشده باشد، در خطرپذیریِ فرم و تواناییاش برای برانگیختن واکنشهای متضاد است.
تجربهای فراموشنشدنی میتواند باشد، اما نه لزوماً دلپذیر یا کاملاً موفق.
« دستاورد اصلیاش در تصویرهای سوررئال، هجو بیملاحظه و امتناع از ارائهٔ پاسخهای ساده نهفته است. »



ثبت دیدگاه