نقد و بررسی
نقد بزرگ شو (Get Big) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده، ظرفیتی آشنا «Get Big» کمدی مستقلی است که از موقعیتی روزمره و کموبیش آشنا آغاز میکند: دو دوست قدیمی باید خود را به عروسی یکی از همکلاسیهای دبیرستانیشان برسانند، اما پیش از آنکه راهی مراسم شوند، تهیه ماریجوانا به شرطی برای همراهی بدل میشود. همین خواسته کوچک، مسیرشان را به زنجیرهای از دردسرها و برخوردهای غیرمنتظره میکشاند.
داستان در محدوده یک شبانهروز میگذرد و ساعتِ در حال حرکت، به فیلم نوعی فوریت میدهد؛ هرچه به زمان مراسم نزدیکتر میشوند، فرصت کمتر و گرفتاریها بیشتر میشود. این الگو در کمدیهای جوانانه و سفرهای پرحادثه سابقه دارد و فیلم نیز چندان نمیکوشد آن را از نو اختراع کند. ارزش اصلی ایده، نه تازگی مطلق، بلکه امکان برخورد دو شخصیت متفاوت در موقعیتهایی است که کنترل از دستشان خارج میشود.
عروسی هم صرفاً مقصدی برای حرکت قصه نیست؛ نمادی از گذر زمان و پیوند دوباره با جمعی است که قهرمانان از آن فاصله گرفتهاند. از این رو، زیر لایه شوخیهای بزرگسالانه و ماجراهای آشفته، پرسشی ساده درباره دوستی و آغاز بزرگسالی حضور دارد. فیلم این پرسش را بیشتر در رفتار آدمها میجوید تا در گفتوگوهای جدی و مفصل.
تضاد الک و نیت؛ موتور کمدی الک و نیت بهواسطه تفاوتهایشان کار میکنند. نیت عصبیتر، محتاطتر و در موقعیتهای اجتماعی دستوپاچلفتیتر است؛ الک، در مقابل، خوشزبان، بیقرار و آماده ورود به دردسر است. یکی پیش از هر تصمیم پیامدهای احتمالی را میسنجد و دیگری ترجیح میدهد نخست دست به کار شود و بعد با نتیجه کنار بیاید.
« همین خواسته کوچک، مسیرشان را به زنجیرهای از دردسرها و برخوردهای غیرمنتظره میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این اختلاف، منبع اصلی کمدی فیلم است: هر اتفاقی برای یکی فرصتی برای بداههپردازی به نظر میرسد و برای دیگری تهدیدی که باید هرچه زودتر از آن گریخت. بااینحال، فیلم رابطه این دو را صرفاً به دوگانه «آدم عاقل و آدم خرابکار» تقلیل نمیدهد. سابقه مشترکشان در مکثها، کنایهها و راحتیِ گاه ناموجهی که در کنار هم دارند، حس میشود.
آنان لازم نیست هر بار همهچیز را برای هم توضیح دهند؛ همین آشنایی قدیمی به گفتوگوها کیفیتی خودمانی میدهد. در بهترین لحظات، شوخی از تضاد خلقوخوها برمیخیزد، نه از یک جمله بامزه که میتوانست در هر فیلم دیگری هم گفته شود. در نتیجه، حتی وقتی قصه به مسیرهای پرهیاهو میافتد، تماشاگر دلیلی برای همراهی با این دو دارد: کنجکاوی درباره اینکه رفاقتشان در مواجهه با گرفتاری بعدی چگونه دوام میآورد.
ریتم و ساختار شبانهروزی ساختار زمانی محدود، به «Get Big» انرژی میبخشد. مسئله اصلی روشن است و مسیر بهسادگی قابلفهم: دو دوست باید خود را به عروسی برسانند، اما پیش از آن با مانعهایی روبهرو میشوند که راه را طولانیتر و نامطمئنتر میکنند. در هر ایستگاه، چهرهای تازه یا موقعیتی عجیب وارد میشود و برنامه آنها را بههم میزند.
این پیدرپیبودن به فیلم ضرباهنگی تند میدهد و اجازه نمیدهد روایت برای مدتی طولانی در یک وضعیت ثابت بماند. اما سرعت، همیشه معادل انسجام نیست. بخشی از ماجراها بیش از آنکه پیامد طبیعی انتخابهای شخصیتها باشند، بهانهای برای رسیدن به شوخی بعدی به نظر میرسند. فیلم گاهی از یک برخورد به برخورد دیگر میپرد، بیآنکه پیوند میان آنها را به اندازه کافی محکم کند.
« بااینحال، فیلم رابطه این دو را صرفاً به دوگانه «آدم عاقل و آدم خرابکار» تقلیل نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
در چنین لحظاتی، ساختار جادهای و episodic فیلم هم مزیت است و هم محدودیت: موقعیتهای تازه مجال خنداندن فراهم میکنند، ولی تکرار الگوی «مشکل تازه، آدم عجیب تازه، فرار تازه» میتواند پیشبینیپذیر شود. ریتم کلی همچنان سرزنده است، اما در بعضی بخشها شتاب، جای پرداخت روایی را میگیرد.
کمدی، اغراق و برخورد با آدمهای فرعی دنیای فیلم بر مجموعهای از برخوردهای نامتعارف بنا شده است. پلیسهای عجیب، همسایههای بداخلاق، خلافکاران و دیگر چهرههایی که بر سر راه دو دوست قرار میگیرند، هر یک فضای داستان را برای مدتی تغییر میدهند. همین شخصیتهای فرعی به فیلم امکان میدهند دامنه شوخیهایش را گسترش دهد و از تکرار صرف گفتوگوهای میان الک و نیت فاصله بگیرد.
بهترین برخوردها زمانی شکل میگیرند که شخصیتهای فرعی، بهجای آنکه فقط وسیلهای برای متوقفکردن قهرمانان باشند، واکنشی مستقل و غافلگیرکننده به آشفتگی آنها نشان میدهند. در مقابل، اغراق گاه از حدی که کمدی به آن نیاز دارد فراتر میرود. برخی آدمها بیشتر شبیه قطعههایی برای بالا بردن میزان هرجومرجاند تا شخصیتهایی با منطق درونی.
وقتی هر برخورد از برخورد قبلی عجیبتر طراحی میشود، اثرگذاری شوخیها نیز کاهش مییابد؛ غافلگیری بهتدریج به انتظارِ اغراق بدل میشود. بخشی از شوخیها نیز بر تکرار یک لحن یا موقعیت متکی است. تکرار در کمدی میتواند به ساختن انتظار و سپس شکستن آن کمک کند، اما این فیلم همیشه در مرحله دوم موفق نیست.
« ریتم کلی همچنان سرزنده است، اما در بعضی بخشها شتاب، جای پرداخت روایی را میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی همان الگوی آشنا بازمیگردد، بیآنکه زاویه تازهای به آن افزوده شود. بازیها و حضور کارگردان در نقش نیت تکیه فیلم بر دو بازیگر اصلی، برای اثری با چنین ساختاری اهمیت زیادی دارد. Tanner Stine در نقش الک، انرژی و چالاکی لازم را به شخصیت میبخشد؛ جذابیت او در این است که اعتمادبهنفسش هم میتواند دردسر بسازد و هم راهی موقت برای عبور از آن پیدا کند.
Dylan Anthony Moran، که فیلمنامه را نوشته و کارگردانی اثر را نیز بر عهده داشته، نیت را با نوعی آشفتگی مهارشده بازی میکند. نیت نه قهرمانی بینقص است و نه صرفاً تماشاگرِ اعمال دوستش؛ نگرانیهایش گاه سد راه میشوند و گاه باعث میشوند خطرهایی را ببیند که الک نادیده گرفته است. هماهنگی میان این دو، در لحظاتی که صحنه فرصت مکث میدهد، بهتر از بخشهایی است که صرفاً بر شتاب و شوخی تکیه دارند.
بازیها کمک میکنند تفاوت شخصیتها خوانا بماند و دوستی آنها از زیر هیاهوی روایت بیرون بیاید. البته حضور کارگردان در نقش اصلی بهخودیخود امتیاز یا ضعف نیست؛ نتیجه به این بستگی دارد که فیلم تا چه اندازه بتواند میان شخصیتپردازی و میل به نمایشدادن شوخیها تعادل برقرار کند. در اینجا آن تعادل گاهی حاصل میشود و گاهی توجه بیش از اندازه به موقعیت کمدی، فرصت پرداخت بیشتر به نیت و دگرگونی او را میگیرد.
زیرمتن دوستی و بلوغ عنوان و طرح پرجنبوجوش فیلم ممکن است در نگاه نخست وعده کمدیای بدهد که هدفش صرفاً تولید موقعیتهای بیپرواست. بااینحال، رابطه الک و نیت لایهای انسانیتر به ماجرا میدهد. این دو در آستانه بزرگسالی قرار دارند؛ عروسیِ همکلاسی قدیمیشان یادآور آن است که زندگی دیگران در حال حرکت است، حتی اگر خودشان هنوز در همان عادتهای جوانی گرفتار باشند.
« گاهی همان الگوی آشنا بازمیگردد، بیآنکه زاویه تازهای به آن افزوده شود. »
قوتها و کاستیها
رفتن به مراسم، در سطح بیرونی، یک مأموریت ساده است؛ در سطح عاطفی، فرصتی است برای سنجیدن فاصله میان کسانی که بودهاند و آدمهایی که ممکن است بشوند. فیلم این مضمون را با ظرافتی یکدست پیش نمیبرد. گاهی لحظهای از تأمل یا صمیمیت از دل شلوغی بیرون میآید و به رابطه دو شخصیت عمق میبخشد؛ گاهی نیز شوخیهای پیدرپی اجازه نمیدهند همان لحظه اثر خود را کامل کند.
با وجود این نوسان، رفاقت محور عاطفی قابلتشخیص فیلم باقی میماند. اهمیت این محور در آن است که آشوبهای بیرونی را به تجربهای مشترک تبدیل میکند: دو دوست نه فقط برای رسیدن به یک مقصد، بلکه برای تحملکردن انتخابها و کاستیهای یکدیگر در مسیر با هماند. فیلم در این زمینه صمیمیتر و موفقتر از زمانی است که میکوشد هر صحنه را به اوج تازهای از اغراق برساند.
جمعبندی «Get Big» کمدی مستقلی است که با تکیه بر تضاد الک و نیت، ضرباهنگ یک شبانهروز پرحادثه و ردیفی از برخوردهای عجیب، تجربهای سرگرمکننده میسازد. فیلم در بازنمایی رفاقت قدیمی و در لحظاتی که کمدی از تفاوت واکنشهای دو شخصیت زاده میشود، جان میگیرد. بازیهای دو نقش اصلی نیز کمک میکنند مخاطب در میان آشفتگیهای داستان، رشته رابطه آنها را گم نکند.
محدودیتهای اثر به همان سازوکارهایی بازمیگردد که انرژی آن را فراهم میکنند: شوخیهای تکراری، شخصیتهای فرعی اغراقشده و تکیه بر تصادفهای نامحتمل، گاهی انسجام و تازگی را کاهش میدهند. بنابراین فیلم را بهتر است نه بهعنوان کمدیای با ساختاری کاملاً صیقلی، بلکه بهمنزله سفری پرجنبوجوش درباره دوستی، بیقراری جوانی و دشواریِ روبهروشدن با تغییر دید.
« فیلم این مضمون را با ظرافتی یکدست پیش نمیبرد. »
جمعبندی
«Get Big» در بهترین لحظاتش از دوستیِ نامتعارف قهرمانانش خنده میسازد؛ در ضعیفترین لحظات، شلوغی را جایگزین پرداخت میکند.



ثبت دیدگاه