نقد و بررسی
نقد Rosie | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که از دست میرود «Rosie» در روایت خود به رخدادی ساده و بیرحمانه تکیه میکند: صاحبخانه ملک اجارهای خانواده را میفروشد و روزی، همسرش و چهار فرزندشان ناگهان جایی برای ماندن ندارند. فیلم، بهجای آنکه این وضعیت را به نقطهٔ آغاز ماجرایی پرحادثه بدل کند، دوربین را به روزهای متوالیِ جستوجو، انتظار و سرگردانی میسپارد؛ روزهایی که در آنها باید هم سرپناهی پیدا کرد و هم کوشید کودکان از فروپاشی نظم آشنای زندگی کمتر آسیب ببینند.
این درام ایرلندی را پدی برثناخ کارگردانی کرده و فیلمنامهاش را رودی دویل نوشته است. «روزی» در اصل در سال ۲۰۱۸ ساخته و نمایش داده شد، هرچند در برخی کشورها، از جمله ایالات متحده، در ۲۰۱۹ به اکران رسید. دانستن این تفاوت برای روشن شدن عنوان «Rosie (2019)» مفید است؛ اما فارغ از تاریخ انتشار، فیلم بیش از آنکه به یک زمان خاص تعلق داشته باشد، دربارهٔ ناامنیای سخن میگوید که میتواند زندگی معمولی را در چند ساعت از مسیر خود خارج کند.
واقعگراییِ روزمره قدرت اصلی فیلم در آن است که بیخانمانی را نه با تصویرهای نمایشی و اغراقآمیز، بلکه در جزئیات کوچک و مکرر زندگی نشان میدهد. مسئله فقط نداشتن سقف نیست؛ مسئله این است که خانواده باید تصمیم بگیرد کجا بخوابد، چه چیزی را همراه خود نگه دارد، چگونه زمان را پر کند و چطور در برابر پرسشهای کودکان پاسخگو باشد.
« این درام ایرلندی را پدی برثناخ کارگردانی کرده و فیلمنامهاش را رودی دویل نوشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تکرار این دشواریها ممکن است از بیرون کمحادثه به نظر برسد، اما فیلم میکوشد تماشاگر را در همان بنبستی قرار دهد که شخصیتها تجربه میکنند: هر راهحل موقت است و هر پاسخ، پرسشی تازه به دنبال دارد. این انتخاب روایی، بیخانمانی را از یک برچسب اجتماعی به تجربهای ملموس تبدیل میکند. خانه در اینجا صرفاً فضای فیزیکی نیست؛ بنیان احساس امنیت، برنامهریزی و حریم خصوصی خانواده است.
با از دست رفتن آن، کارهای بهظاهر عادی ــ خوابیدن، غذا خوردن یا بردن بچهها به مدرسه ــ دشوار و پرتنش میشوند. فیلم از همین جابهجاییِ میان عادی و اضطراری نیروی خود را میگیرد. مادری در وضعیت فرسایشی روزی محور عاطفی فیلم است، اما شخصیت او به الگوی سادهٔ «مادر فداکار» فروکاسته نمیشود.
او میکوشد کودکانش را از واقعیت تلخ دور نگه دارد، بیآنکه خود بتواند برای لحظهای از آن فاصله بگیرد. مراقبت او در کنشهایی کوچک جلوه میکند: پنهان کردن نگرانی، حفظ روالهای روزانه و تلاش برای آنکه بچهها هنوز چیزی از کودکیِ امن و معمولی را تجربه کنند. در این کوشش، مهربانی با خستگی و درماندگی پیوند میخورد؛ فیلم اجازه نمیدهد این بار عاطفی به تصویری تزئینی از قهرمانی تبدیل شود.
« این انتخاب روایی، بیخانمانی را از یک برچسب اجتماعی به تجربهای ملموس تبدیل میکند. »
شخصیتها و اجرا
در برابر او، جان پل نیز درگیر تلاش برای یافتن راهحل است. رابطهٔ این دو در متن فشار اقتصادی شکل میگیرد و فیلم از تبدیل دشواریها به نزاعی ساده میان زوجها پرهیز میکند. بحران، هر دو را تحت فشار میگذارد، اما فشار را هرکدام به شیوهای متفاوت تحمل میکنند. همین تفاوت، تنشی انسانی میسازد: آنها به هم نیاز دارند، اما راهی که برای عبور از بحران در پیش میگیرند همیشه یکسان نیست.
بازیها و پیوند خانوادگی بازی سارا گرین در نقش روزی، از مهمترین تکیهگاههای فیلم است. او احساسات شخصیت را با نمایش بیرونیِ پررنگ عرضه نمیکند؛ نگرانی، شرم، خشم و محبت بیشتر در مکثها، نگاهها و واکنشهای مهارشده دیده میشوند. این بازی کمادعا با لحن واقعگرایانهٔ اثر سازگار است و اجازه میدهد مخاطب بهجای آنکه صرفاً دربارهٔ روزی داوری کند، به محدودیتهایی که پیش روی او قرار گرفته نزدیک شود.
مو دانفورد نیز در نقش جان پل، حضوری مکمل دارد و رابطهٔ میان این دو را از حالت تقابلهای نمایشی دور نگه میدارد. کودکان خانواده نیز صرفاً ابزاری برای تشدید اندوه نیستند. حضورشان، با نیازها و رفتارهای روزمره، یادآوری میکند که بحران بزرگسالان چگونه به جهان کوچکتر آنها راه مییابد.
« در برابر او، جان پل نیز درگیر تلاش برای یافتن راهحل است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این زمینه از احساساتگرایی آشکار فاصله میگیرد: پیوند خانوادگی نه درمانی جادویی برای بیخانمانی است و نه سپری کامل در برابر پیامدهای آن؛ با این همه، همان پیوند چیزی است که شخصیتها برای حفظش میکوشند. میزانسن و زبان تصویری لحن آرام و صمیمی فیلم با دوربینی همراه است که به شخصیتها نزدیک میماند، اما معمولاً از تحمیل معنای قطعی بر رنج آنها پرهیز میکند.
قابهای نزدیک میتوانند فشار روانی روزی را به تماشاگر منتقل کنند، در حالی که نماهای متحرک و فاصلهدارتر، بیقراری و ناپایداری وضعیت خانواده را برجسته میسازند. این زبان بصری بیش از آنکه زیباییپرداز باشد، کارکردی حسی دارد: جهان فیلم تنگ و ناآرام است، زیرا زندگی شخصیتها نیز امکان خلوت و آسودگی را از دست داده است.
برخی نقدها نیز بر نقش نماهای نزدیک و دوربین دستی در انتقال اضطراب و تلاش روزی برای حفظ ظاهر عادی تأکید کردهاند. این شیوه با پرهیز فیلم از موسیقیپردازیِ احساساتی و اوجهای دراماتیک هماهنگ است. بهجای آنکه هر صحنه بهسرعت به نقطهٔ عطفی پررنگ برسد، لحظهها روی هم انباشته میشوند.
« این شیوه با پرهیز فیلم از موسیقیپردازیِ احساساتی و اوجهای دراماتیک هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
حاصل، فضایی تلخ و گاه خفهکننده است؛ فضایی که در آن انتظار خود به بخشی از تجربهٔ شخصیتها بدل میشود. محدودیتهای روایت وفاداری فیلم به تجربهٔ روزمره، در عین حال محدودیت آن نیز هست. روایت عمدتاً از چشمانداز خانواده پی گرفته میشود و از این راه، بحران را به سطح عاطفی و ملموس نزدیک میکند؛ اما همین تمرکز، ابعاد گستردهتر مسئلهٔ مسکن را کمرنگ میگذارد.
سازوکارهای اقتصادی و اجتماعیِ منتهی به بیخانمانی کمتر واکاوی میشوند و تماشاگر ممکن است پس از پایان، بیش از آنکه تصویری روشن از زمینههای ساختاری بحران داشته باشد، با رنج یک خانواده تنها بماند. این محدودیت در برخی واکنشهای انتقادی نیز مطرح شده است. از سوی دیگر، تکرار جستوجوی محل اقامت و مواجهه با بنبستهای تازه میتواند ریتم را کند کند.
فیلم عمداً از تنوع رویدادها میکاهد تا فشارِ استمرار را منتقل کند؛ اما این تصمیم برای همهٔ مخاطبان کارآمد نخواهد بود. اگر انتظار روایتی پرپیچوخم یا تحولهای پیاپی وجود داشته باشد، «روزی» ممکن است یکنواخت به نظر برسد. تلخی مداوم و کمبود لحظههای رهایی نیز بخشی از همین انتخاب است: اثر نمیخواهد رنج را با تسکینی آسان خنثی کند، اما این اصرار گاهی به فرسودگی عاطفی میانجامد.
« حاصل، فضایی تلخ و گاه خفهکننده است؛ فضایی که در آن انتظار خود به بخشی از تجربهٔ شخصیتها بدل میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «روزی» فیلمی کوچکمقیاس، انسانی و تلخ دربارهٔ خانوادهای است که ناامنی مسکن، زندگی روزمرهاش را از هم میگسلد. ارزش آن در خلق راهحلهای داستانی یا نتیجهگیریهای مطمئن نیست؛ در مشاهدهٔ دقیق تلاش آدمهایی است که میکوشند، زیر فشار شرایط، خانواده و حس عادیبودن زندگی را حفظ کنند.
بازیهای طبیعی، لحن آرام و توجه به جزئیات، این تجربه را باورپذیر میسازند. در مقابل، کندیِ آگاهانه و محدود ماندن نگاه اجتماعی ممکن است از اثرگذاری آن برای برخی تماشاگران بکاهد. با این همه، فیلم تصویری ماندگار از شکنندگیِ خانه و دشواریِ پنهان کردن بحران از کسانی ارائه میدهد که بیش از همه به امنیت آن نیاز دارند.
« بازیهای طبیعی، لحن آرام و توجه به جزئیات، این تجربه را باورپذیر میسازند. »



ثبت دیدگاه