نقد و بررسی
نقد کندو (Hive) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از فقدانِ بیپاسخ فیلم «Hive» به نویسندگی و کارگردانی بلرتا باشولی، داستان فهریه را در سالهای پس از جنگ کوزوو دنبال میکند؛ زنی که همسرش ناپدید شده و بار تأمین معاش خانواده بر دوش او افتاده است. او در کنار مراقبت از فرزندان و پدرشوهرش، برای راهاندازی کسبوکاری کوچک قدم پیش میگذارد؛ تصمیمی که در محیطی سنتی، تنها مسئلهای اقتصادی نیست و با انتظار دیرپای جامعه از زنان درهم میآمیزد.
فیلم از همین موقعیت ساده، پرسشی گستردهتر میسازد: وقتی زندگی در تعلیق فقدانی حلنشده گرفتار است، آیا میتوان برای آینده برنامه ریخت؟ قدرت روایت در آن است که فقدان را به خبری قطعی و بستهشده تبدیل نمیکند. ناپدیدشدن همسر فهریه نه گذشتهای دور و تمامشده، بلکه حضوری معلق در لحظههای روزمره است؛ چیزی که تصمیمهای کوچک خانواده را نیز سنگین میکند.
انتظار، در اینجا صرفاً عاطفهای خصوصی نیست، بلکه وضعیتی اجتماعی است که بر جایگاه فهریه و امکان انتخابهایش سایه میاندازد. فیلم این کشمکش را با خویشتنداری پیش میبرد و از تبدیل رنج به نمایش پرهیاهو پرهیز میکند. کار روزانه، شکل ملموس مقاومت کسبوکار فهریه بهتدریج به محور اصلی معنایی فیلم بدل میشود.
کار او راهی برای گذران زندگی است، اما همزمان امکانی برای بازپسگرفتن اختیار نیز به شمار میآید. دستها، مواد خام، ظرفها، رفتوآمدها و کوشش برای یافتن خریدار، جزئیاتی هستند که مقاومت را از سطح شعار پایین میآورند و به تجربهای جسمانی و ملموس بدل میکنند. استقلال در این جهان با یک اعلامیه یا لحظه قهرمانانه آغاز نمیشود؛ باید هر روز ساخته و از نو حفظ شود.
« قدرت روایت در آن است که فقدان را به خبری قطعی و بستهشده تبدیل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اهمیت کار فهریه در این است که دستاورد فردیاش بهتدریج امکان همبستگی را نیز فراهم میکند. زنان دیگری که شرایطی نزدیک به او دارند، با تردیدها و ترسهای خود روبهرو هستند. همکاری میان آنها نتیجهای فوری و بیدردسر ندارد، اما فیلم نشان میدهد که استقلال اقتصادی میتواند از محدوده خانه فراتر رود و رابطهای تازه میان زنان بسازد.
عنوان اثر نیز در پرتو همین پیوند معنایی روشنتر پیدا میکند: جمعی که از کوششهای پراکنده شکل میگیرد، میتواند در برابر انزوا و فشار دوام بیاورد. فهریه؛ شخصیتپردازی با سکوت و کنش بازی یلکا گاشی تکیهگاه عاطفی فیلم است. او فهریه را نه به صورت نماد بینقص مقاومت، بلکه بهعنوان زنی خسته، مسئول و گاه بسته به تصویر میکشد.
شخصیتش احساسات خود را بهآسانی بر زبان نمیآورد و همین امتناع از توضیحدادن، بخشی از بار بازی را بر دوش سکوتها میگذارد. نگاهها و مکثهای او گاه بیش از گفتوگوها نشان میدهند که چه اندازه فشار را در خود نگه داشته است. این بازی با شیوه کارگردانی فیلم هماهنگی دارد. فهریه از راه عملکردن شناخته میشود: به کار میرود، با دشواریها مواجه میشود و برای خانوادهاش تصمیم میگیرد، بیآنکه هر بار احساساتش را در قالب سخنرانی بیان کند.
فیلم در نتیجه، قهرمانی پرزرقوبرق نمیسازد. مقاومت او بیشتر از جنس پایداری روزانه است؛ توان ادامهدادن در شرایطی که هیچ انتخابی کاملاً آسان یا بیهزینه نیست. نقشآفرینیهای گروهی نیز فضای اجتماعی پیرامون او را باورپذیر میسازند، هرچند بعضی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای رسیدن به پیچیدگی مستقل پیدا نمیکنند.
« اهمیت کار فهریه در این است که دستاورد فردیاش بهتدریج امکان همبستگی را نیز فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
جامعه مردسالار، نه فقط یک دشمن بیرونی فشار مردسالارانه در «Hive» فقط از برخورد چند مرد بدرفتار پدید نمیآید؛ در رفتارها، قضاوتها و قواعد نانوشتهای جاری است که زندگی روزمره را شکل میدهند. آنچه برای فهریه اقدامی ضروری و عملی است، از چشم جامعه میتواند سرپیچی از نظمی تلقی شود که اختیار زنان را محدود میکند.
از این رو، مخالفت با کار او تنها مانع بیرونی داستان نیست؛ به روابط خانوادگی، نگاه دیگران و احساس امنیت نیز راه پیدا میکند. فیلم در بهتصویرکشیدن این فشار، از یک سو رویکردی واقعگرا دارد و از سوی دیگر گاه به تکرار میافتد. مخالفتها و ملامتها چند بار با صورتی کمابیش مشابه بازمیگردند و در بخشهایی از فیلم، تنش تازهای به روایت نمیافزایند.
چنین تکراری میتواند حس محاصره و فرسودگی فهریه را تقویت کند، اما وقتی کشمکشها تفاوت چندانی در شدت یا معنای خود ندارند، از نیروی دراماتیک صحنهها میکاهد. فیلم در این لحظات بیشتر بر انباشتهشدن فشار تکیه میکند تا تحول آن. لحن بصری و ریتم روایت باشولی برای روایت داستان، لحنی آرام و کمتظاهر برمیگزیند.
دوربین به جای آنکه رنج شخصیتها را با تأکیدهای نمایشی برجسته کند، در نزدیکی زندگی روزانه آنان میماند. این انتخاب به فضای فیلم حس واقعگرایی میدهد و کمک میکند فشارهای اجتماعی همچون بخشی از محیط زیست شخصیتها دیده شوند، نه مسئلهای که فقط در لحظههای اوج ظاهر میشود. سکوت و مکث، در ساختار روایت نقشی اساسی دارند و تماشاگر را به مشاهده جزئیات دعوت میکنند.
« فیلم در بهتصویرکشیدن این فشار، از یک سو رویکردی واقعگرا دارد و از سوی دیگر گاه به تکرار میافتد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همین خویشتنداری در میانه فیلم گاهی به کندی میانجامد. مسیر فهریه با پیشروی پیوسته و کمشتاب شکل میگیرد، اما بعضی موقعیتها بیش از اندازه طول میکشند یا داستان را چندان جلو نمیبرند. ریتم آهسته در اصل با تجربه فرساینده شخصیت سازگار است، ولی همیشه به تعمیق آن منتهی نمیشود.
گاه تماشاگر پیش از آنکه روایت به مرحلهای تازه برسد، معنای فشار و دشواری را دریافته است. همچنین در برخی لحظهها فیلم به جای اعتماد کامل به تصویر و کنش، مقصود خود را روشنتر از اندازه توضیح میدهد و از فضای برداشت شخصی میکاهد. سوگ شخصی و زمینه تاریخی یکی از وجوه مؤثر فیلم، پیوندی است که میان تجربه خصوصی فهریه و پیامدهای گستردهتر جنگ برقرار میکند.
جنگ در «Hive» صرفاً پیشزمینهای برای آغاز قصه نیست؛ غیبت، ناتمامی و فشار اقتصادی از آثار ماندگار آناند. فیلم توجه را به زندگی کسانی میبرد که با پاسخهای قطعی روبهرو نشدهاند و ناچارند در وضعیتی میان امید و سوگواری ادامه دهند. در چنین وضعی، آینده نه با فراموشکردن گذشته، بلکه با یافتن راهی برای زندگی در کنار آن ممکن میشود.
این نگاه به داستان عمق میدهد، زیرا تلاش فهریه را به مسئلهای بیش از تأمین هزینههای خانه بدل میکند. او برای حق تصمیمگیری و امکان ساختن آینده نیز مبارزه میکند؛ بیآنکه فیلم این مبارزه را از پیچیدگی تجربه شخصیاش جدا سازد. بااینحال، اثر در برخی لحظهها معنای اجتماعی رخدادها را چنان صریح بیان میکند که تماشاگر مجال کمتری برای کشف تدریجی آنها دارد.
« بااینحال، همین خویشتنداری در میانه فیلم گاهی به کندی میانجامد. »
قوتها و کاستیها
ارزش فیلم بیش از هر چیز در جزئیات و رفتارهای روزانهاش آشکار میشود؛ همانجا که سوگ و مقاومت، به جای آنکه به مفاهیمی انتزاعی تبدیل شوند، در زندگی عادی ریشه میدوانند. جمعبندی «Hive» درامی واقعگرا و آرام درباره زنی است که در میان فقدانی حلنشده، فشار اجتماعی و دشواری اقتصادی، میکوشد زندگی خانوادهاش را پیش ببرد.
مهمترین دستاورد فیلم، تصویرکردن مقاومت بهمثابه کاری روزمره است: تلاشی که نه با یک پیروزی ناگهانی پایان مییابد و نه از رنج جداست. بازی کنترلشده یلکا گاشی، فضای باورپذیر و پیوند میان سوگ فردی و استقلال اقتصادی، اثر را به تجربهای عاطفی و اجتماعی بدل میکنند. در مقابل، کندی بخشهایی از روایت، تکرار برخی مخالفتها و توضیح مستقیم بعضی معناها از نیروی فیلم میکاهند.
اما این محدودیتها بر صداقت نگاه و تمرکز آن بر شخصیت اصلی سایه کامل نمیاندازند. «Hive» بیش از آنکه درباره غلبهای ساده بر موانع باشد، درباره ساختن امکان زندگی در دل وضعیتی نامطمئن است؛ تصویری از زنی که اختیار را نه یکباره، بلکه با هر گام دشوار دوباره به دست میآورد.
« در مقابل، کندی بخشهایی از روایت، تکرار برخی مخالفتها و توضیح مستقیم بعضی معناها از نیروی فیلم میکاهند. »



ثبت دیدگاه