نقد و بررسی
نقد جنگ نابینا (Blind War) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قهرمان در تاریکی «Blind War» یا «مانگ ژان» فیلمی اکشن و جنایی از سینمای چین است که هستهٔ دراماتیکش را بر تقابل میان توانایی جسمانی و فقدان بینایی بنا میکند. دونگ گو، فرماندهای کارآزموده از نیروهای ویژه، پس از مأموریتی فاجعهبار بیناییاش را از دست میدهد و از نیروی پلیس کنار گذاشته میشود.
آنچه در آغاز شبیه داستانی آشنا دربارهٔ بازگشت یک مأمور بازنشسته به میدان نبرد به نظر میرسد، با ورود دختر او وجهی شخصیتر پیدا میکند: ماجرا فقط نجات یک گروگان نیست، بلکه تلاش مردی است برای یافتن دوبارهٔ جایگاه خود در جهانی که ناگهان از دسترس دیدش خارج شده است. فیلم به این ترتیب از الگوی اکشنِ «قهرمان در برابر انبوه دشمنان» فاصلهای هرچند محدود میگیرد و به زخم روانی شخصیت اصلی نزدیک میشود.
دونگ گو پیش از آنکه دوباره مبارزه کند، باید با خشم، احساس گناه و وابستگیاش به هویت پیشین خود کنار بیاید. این کشمکش، بهویژه در بخشهای آغازین، به قهرمان وزن انسانی میبخشد و انگیزهٔ او را از انتقام یا وظیفهٔ حرفهای فراتر میبرد. فقدان بینایی بهمثابه تجربهای نمایشی مهمترین ایدهٔ فیلم آن است که نابینایی را صرفاً محدودیتی برای قهرمان نمیگیرد؛ آن را به اصل سازماندهندهٔ برخی صحنههای اکشن تبدیل میکند.
دونگ گو برای درک محیط ناچار است به صدا، فاصله، حرکت و حافظهٔ بدنی تکیه کند. در نتیجه، تماشاگر نیز در لحظاتی از امتیاز دیدن محروم میشود و باید از نشانههای شنیداری و تصویری ناقص، موقعیت خطر را حدس بزند. این جابهجاییِ موقت، تجربهٔ تماشای مبارزه را از تماشای معمولِ ضربه و واکنش متمایز میکند.
« دونگ گو پیش از آنکه دوباره مبارزه کند، باید با خشم، احساس گناه و وابستگیاش به هویت پیشین خود کنار بیاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طراحی صدا در این زمینه نقشی اساسی دارد. صدای گامها، برخوردها و جابهجایی اشیا میتواند به نشانهای برای تعیین موقعیت دشمن بدل شود و گاه پیش از آنکه تصویر پاسخ روشنی بدهد، انتظار خطر را شکل دهد. این تمهید در بهترین لحظههای فیلم به تعلیقی مؤثر میانجامد: قهرمان نه با دانستن کاملِ موقعیت، بلکه با تفسیر نشانههای پراکنده پیش میرود.
بااینحال، فیلم همیشه به ظرفیت این ایده وفادار نمیماند. تواناییهای ادراکی دونگ گو در بعضی صحنهها دقیق و تعیینکنندهاند و در بعضی دیگر ناگهان کمرنگ میشوند؛ همین نوسان، پیوستگی قواعد جهان فیلم را تضعیف میکند. رابطهٔ پدر و دختر؛ گرمای داستان ربودهشدن دختر، محرک اصلی بخش اکشن داستان است؛ اما اهمیت او تنها به این کارکرد محدود نمیشود.
رابطهٔ پدر و دختر نیروی عاطفیای فراهم میآورد که خشونت و تعقیبوگریزها را از مجموعهای از نمایشهای مهارتی فراتر میبرد. حضور دختر، امیدی برای بازسازی زندگی دونگ گوست و در عین حال یادآور مسئولیتی است که او، با وجود ناتوانی و اندوه، هنوز میتواند بر عهده بگیرد. فیلم در این رابطه به لحظههایی آرام نیاز دارد؛ لحظههایی که پدر را نه در قامت جنگجو، بلکه در موقعیت مراقبت، وابستگی و آسیبپذیری نشان دهند.
چنین بخشهایی به روایت گرما میبخشند و انگیزهٔ نجات را باورپذیرتر میکنند. بااینهمه، پرداخت دختر به اندازهٔ پرداخت پدر مستقل نیست. او بیشتر در نسبت با دگرگونی و کنش دونگ گو تعریف میشود تا بر پایهٔ خواستهها و ویژگیهای شخصی خودش. اگر شخصیت دختر امکان بیشتری برای تصمیمگیری و حضور فعال در روایت مییافت، پیوند میان آن دو نیز پیچیدهتر و متقابلتر میشد.
« بااینحال، فیلم همیشه به ظرفیت این ایده وفادار نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
بازیگری و دگرگونی قهرمان Andy On در نقش دونگ گو، با چهرهای منضبط و بازیای کمپیرایه، برای شخصیت مناسبی است که عادت دارد احساساتش را زیر لایهای از خویشتنداری پنهان کند. بخش مهمی از بازی او بر نمایش ناتوانی و آشفتگی استوار است: مردی که زمانی با اتکا به مهارت و اقتدارش خطر را مهار میکرد، اکنون با بدنی دگرگونشده و آیندهای نامعلوم روبهروست.
این شکست، در بهترین لحظهها، پیش از آنکه زمینهای برای نمایش قدرت تازه باشد، تجربهای از فقدان است. بااینحال، گذار دونگ گو از اندوه و درماندگی به جنگجویی مسلط کمی شتابزده به نظر میرسد. فیلم میخواهد هم زوال روانی او را جدی بگیرد و هم هرچه زودتر او را به صحنهٔ مبارزه بازگرداند؛ این دو خواسته گاهی با یکدیگر اصطکاک پیدا میکنند.
در سوی دیگر، بعضی چهرههای مخالف قهرمان با انگیزههایی روشن اما پرداختی محدود معرفی میشوند. تهدیدشان برای پیشبرد تعقیبوگریزها کافی است، اما کمتر به شخصیتهایی چندوجهی تبدیل میشوند که حضورشان بتواند معنای اخلاقی یا روانی تازهای به داستان اضافه کند. طراحی مبارزه و محدودیتهای اکشن اکشن فیلم پرتحرک و در بخشهایی خشن است.
طراحی مبارزهها میکوشد محدودیت دید قهرمان را در حرکات و تصمیمهای او وارد کند، نه اینکه آن را فقط در گفتوگوها یادآوری کند. گاهی جایگیری بازیگران و استفاده از صدا به صحنهها وضوح و کشش میدهد؛ در لحظههایی دیگر، نبردها به الگوهای آشنای اکشن نزدیک میشوند و ضرباهنگ یا نتیجهشان را میتوان زودتر حدس زد.
« این شکست، در بهترین لحظهها، پیش از آنکه زمینهای برای نمایش قدرت تازه باشد، تجربهای از فقدان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین فیلم میان یک ایدهٔ اجرایی تازه و قالبی آشنا در رفتوآمد است. تدوین نیز همیشه به سود تعلیق عمل نمیکند. در برخی صحنهها، برشهای سریع و جابهجایی میان زوایا به انرژی مبارزه میافزایند، اما گاه مجال نمیدهند فاصله، خطر و دشواری موقعیت بهدرستی در ذهن تماشاگر بنشیند. این مسئله بهخصوص زمانی مهم است که فیلم از ما میخواهد باور کنیم قهرمان با شنیدن یا حسکردن، جای دشمنان را پیدا میکند.
اگر تدوین فرصت بیشتری برای ساختن انتظار و روشنکردن موقعیت مکانی میداد، تفاوت میان نبرد دونگ گو و یک مبارزهٔ معمولی برجستهتر میشد. ریتم، لحن و منطق روایی «Blind War» از ابتدا وعدهٔ فیلمی پرتنش میدهد و در بخش عمدهای از زمان خود به این وعده وفادار میماند. تعقیبها و درگیریها پیدرپی از راه میرسند و روایت را به سوی هدف اصلی سوق میدهند.
این شتاب برای مخاطبی که در پی اکشن مستقیم است جذابیت دارد، اما بهایش کاهش فرصت برای مکث و تعمیق است. لحظههای پدر و دختر، که میتوانند پیوند عاطفی را محکمتر کنند، گاه زودتر از آنچه لازم است کنار میروند تا قصه به حادثهٔ بعدی برسد. همچنین فیلم میان جدیت تراژیک و سرگرمی اغراقآمیز نوسان میکند.
این جابهجایی میتواند بخشی از لحن پرهیجان سینمای اکشن باشد، اما هرگاه شوخی یا گسست لحنی در میانهٔ موقعیتی بحرانی قرار میگیرد، از فوریت خطر میکاهد. پیچشها نیز همیشه به اندازهای که روایت انتظار دارد غافلگیرکننده نیستند؛ برخی بیشتر برای حفظ حرکت قصه عمل میکنند تا آنکه برداشت تازهای از شخصیتها یا رویدادها بسازند.
« بنابراین فیلم میان یک ایدهٔ اجرایی تازه و قالبی آشنا در رفتوآمد است. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، فیلمی است که در پیشبردن هیجان موفقتر از ساختن روایتی منسجم و چندلایه عمل میکند. جمعبندی «Blind War» اثری استوار بر ایدهای دیدنی: قهرمانی که از بینایی محروم شده، باید نهفقط با دشمنان، بلکه با فروپاشی تصویر پیشینش از خود روبهرو شود. پیوند این فقدان با تجربهٔ پدری زخمی، به داستان گرمایی انسانی میدهد و طراحی صدا در بهترین صحنهها مبارزهها را از اکشنهای متعارف متمایز میکند.
Andy On نیز در نمایش خشم، درماندگی و تلاش برای بازگشت، حضوری متناسب با نقش دارد. در مقابل، مبارزههای آشنا، تدوینی که گاهی از شدت خطر میکاهد، دگرگونی نسبتاً شتابان قهرمان و شخصیتپردازی محدود دختر، مانع میشوند فیلم از ظرفیت ایدهٔ مرکزی خود بهتمامی بهره ببرد. «Blind War» بیش از آنکه اثری دربارهٔ سازگاری با فقدان و بازسازی زندگی باشد، فیلمی اکشن است که این مضمون را بهعنوان نیروی عاطفیِ پشت ماجرا به کار میگیرد.
با وجود کاستیهای روایی، برای تماشاگر علاقهمند به اکشنهای پرتحرک و قهرمانانی که در دل محدودیت میجنگند، تجربهای سرگرمکننده و گاه مؤثر فراهم میآورد.
« نتیجه، فیلمی است که در پیشبردن هیجان موفقتر از ساختن روایتی منسجم و چندلایه عمل میکند. »



ثبت دیدگاه