نقد و بررسی
نقد ماجراهای تازهٔ علاءالدین (The Brand New Adventures of Aladdin) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به بغداد؛ ماجراجویی زیر سایهٔ تکرار «ماجراهای تازهٔ علاءالدین» محصول ۲۰۱۸، دنبالهای فرانسوی است که داستان قهرمانش را پس از رهایی بغداد از فرمانروایی ستمگر پی میگیرد. علاءالدین در آستانهٔ ازدواج با شاهدخت است، اما ظهور فرمانروایی تازه و تصرف شهر بار دیگر او را به میدان خطر میکشاند.
این طرح، در ظاهر، زمینهای مناسب برای ماجراجویی فانتزی و کمدی فراهم میکند: قهرمانی که باید میان زندگی آسودهٔ کاخ و مسئولیت نجات شهر یکی را برگزیند. بااینحال، فیلم در گسترش این موقعیت بیش از آنکه به کشف مسیری تازه علاقهمند باشد، به تکرار الگوهای آشنای مجموعه دل میبندد. اثر از همان ابتدا میکوشد فضای افسانهای را با شوخیهای امروزی و لحنی سبک درهم آمیزد.
این ترکیب میتواند برای مخاطبی که انتظار روایتی جدی از افسانهٔ علاءالدین ندارد، سرگرمکننده باشد؛ اما پیوند میان ماجراجویی، طنز و احساس در سراسر فیلم یکدست شکل نمیگیرد. گاهی داستان میخواهد به خطر و کشمکش وزن بدهد و اندکی بعد، با شوخی یا موقعیتی نمایشی، همان فضا را بیاثر میکند.
نتیجه، فیلمی است که انرژی دارد، اما همیشه نمیداند این انرژی را در خدمت چه لحنی قرار دهد. روایتی که شتاب را با پیشروی اشتباه میگیرد یکی از دشواریهای اصلی فیلم در آغاز آن دیده میشود. روایت با سرعتی زیاد از وضعیت قهرمان به بحران تازه میرسد و فرصت کافی برای جاانداختن رابطهها، موقعیتها و انگیزهها باقی نمیگذارد.
« اثر از همان ابتدا میکوشد فضای افسانهای را با شوخیهای امروزی و لحنی سبک درهم آمیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چرخشهای داستانی پشت سر هم از راه میرسند، اما پیوند میان آنها گاهی سست است؛ گویی فیلم از یک صحنه به صحنهٔ بعد میجهد، بیآنکه همیشه نیروی دراماتیکی لازم را برای این گذار فراهم کند. این شتاب تنها به بخش نخست محدود نمیماند. در ادامه نیز بعضی موقعیتها بیش از آنکه از دل تصمیمهای شخصیتها پدید آیند، برای رساندن داستان به ماجرایی بعدی به کار گرفته میشوند.
سفر، تعقیب و رویارویی میتوانند به قصه دامنه بدهند، اما وقتی ساختار اپیزودیک بر انسجام روایی غلبه کند، تماشاگر کمتر احساس میکند در حال دنبالکردن مسیری ناگزیر است. فیلم چند بار به ایدههایی نزدیک میشود که ظرفیت شوخی یا تعلیق دارند، ولی پیش از آنکه پیامدشان بهخوبی شکل بگیرد، از آنها عبور میکند.
جهان دیداری؛ رنگهایی که قصه را نجات نمیدهند از امتیازهای قابلتوجه فیلم، جلوهٔ رنگارنگ و پرتحرک جهان تصویری آن است. لباسها، دکورها و فضاهای خیالپردازانه، به روایت نوعی شکوه قصهگو میبخشند و کمک میکنند بغداد سینمایی فیلم به مکانی صرفاً روزمره و بیهویت تبدیل نشود. طراحیها آشکارا بر چشمنوازی تکیه دارند: رنگهای برجسته و ترکیبهای پرزرقوبرق، فضایی میسازند که با لحن فانتزی و کمدی اثر سازگار است.
اما زیبایی بصری بهتنهایی جای خلاقیت در روایت را پر نمیکند. این جهان دیداری بیشتر نقش آرایش صحنه را دارد تا نیرویی که در شکلگیری معنا یا پیشبرد قصه دخالت کند. فیلم از امکانهای بالقوهٔ محیط افسانهای برای ساختن تجربهای متمایز استفادهٔ محدودی میکند؛ بنابراین شکوه دکورها، هرچند در لحظه دلپذیر است، پس از مدتی به پسزمینهای تزئینی بدل میشود.
« این شتاب تنها به بخش نخست محدود نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
حتی جلوهٔ دیجیتالی جن، که باید بخشی از جذابیت خیالپردازانهٔ داستان باشد، گاه آنقدر مصنوعی به نظر میرسد که تماشاگر را از جهان فیلم بیرون میبرد. علاءالدین و جنّی؛ رفاقتی گرم در دل کمدی رابطهٔ علاءالدین و جنّی از زندهترین بخشهای فیلم است. میان آن دو نوعی آشنایی و صمیمیت وجود دارد که به شوخیها گرما میبخشد و لحظات مشترکشان را از صرف ردوبدلکردن جملات خندهآور فراتر میبرد.
جنّی میتواند در برابر شتابزدگی یا خودبزرگبینی علاءالدین نقش موازنهگر داشته باشد؛ حضورش هم به کمدی کمک میکند و هم به قهرمان یادآوری میکند که ماجراجوییهایش تنها به خواستههای شخصی او محدود نیست. بااینحال، فیلم از این رابطه بهعنوان فرصتی برای تحول عمیقتر شخصیتها بهره نمیگیرد.
صمیمیت میان آنها بیشتر از آنکه در طول داستان دگرگون شود، بهمنزلهٔ سرمایهای آماده به کار گرفته میشود؛ سرمایهای که هرگاه روایت به لحظهای سبکتر نیاز دارد، میتواند آن را فعال کند. شوخیها گاه با طراوت اجرا میشوند و گاه در تکرار همان لحن آشنا کماثر میمانند. با وجود این، حضور جنّی به فیلم چیزی میبخشد که بخشهایی از قصه فاقد آناند: حس همراهی و پیوند انسانی.
گروه بازیگران و چهرهٔ کمرنگ تهدید بازیگران در کنار یکدیگر حس گروهی و صمیمی ایجاد میکنند. فیلم بیش از آنکه بر قهرمانی تکافتاده تکیه کند، از رفتوآمد میان شخصیتها و حضور چهرههای گوناگون بهره میبرد. این جمعبودن، به فضای کمدی کمک میکند و از خشکی برخی بخشهای روایی میکاهد. Kev Adams در نقش علاءالدین، شخصیتی سبکسر و پرجنبوجوش عرضه میکند که با لحن فیلم سازگار است؛ Jamel Debbouze نیز در مقام فرمانروای تازه، حضوری پرانرژی دارد و میتواند صحنه را به سوی خود بکشد.
« علاءالدین و جنّی؛ رفاقتی گرم در دل کمدی رابطهٔ علاءالدین و جنّی از زندهترین بخشهای فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله این است که انرژی اجرایی همیشه به قدرت دراماتیک تبدیل نمیشود. دیکتاتور تازه، با وجود جایگاهی که باید تهدید اصلی داستان را بسازد، از جذابیت و هراس لازم برخوردار نیست. در نتیجه، خطر تصرف بغداد بیشتر بهانهای برای حرکت قصه میشود تا نیرویی که واقعاً نگرانی یا تعلیق ایجاد کند. وقتی ضدقهرمان نتواند وزن تهدید را بر دوش بکشد، انتخابهای علاءالدین نیز بخشی از اهمیتشان را از دست میدهند.
فیلم به جای آنکه از تضاد میان قهرمان و دشمنش تنشی پیوسته بسازد، بیشتر به نمایش موقعیتهای کمیک و برخوردهای پراکنده متکی میماند. موسیقی و شوخی؛ لحظههایی که به هم نمیرسند ترانهها و بخشهای موسیقایی میتوانند به فیلمی فانتزی ریتم و هویت ببخشند، اما در اینجا اثرگذاری آنها یکسان نیست.
برخی قطعات در خدمت فضای شاد و نمایشی فیلم قرار میگیرند، ولی بعضی دیگر آنقدر در بافت داستانی ریشه نمیدوانند که در ذهن بمانند یا احساس صحنه را دگرگون کنند. موسیقی گاهی همچون مکثی میان رخدادها ظاهر میشود، نه ادامهٔ طبیعی آنها. به همین دلیل، ترانهها نه همیشه محرک روایتاند و نه در همهٔ موارد به لحظههایی مستقل و بهیادماندنی تبدیل میشوند.
شوخیها نیز از همین نوسان رنج میبرند. فیلم به کمدی پرتحرک و برخوردهای آشکار علاقه دارد، اما هر شوخی لزوماً از موقعیت شخصیتها زاده نمیشود. بخشی از طنز بر غافلگیری یا اغراق تکیه دارد و میتواند برای مخاطب جوان یا خانواده سرگرمکننده باشد؛ بخشی دیگر، چون بیش از حد به الگوهای آشنا وابسته است، پیشبینیپذیر جلوه میکند.
« مسئله این است که انرژی اجرایی همیشه به قدرت دراماتیک تبدیل نمیشود. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، خنده و هیجان در فیلم بهجای آنکه در مسیری منسجم رشد کنند، اغلب به صورت موجهایی جدا از هم میآیند و فرو مینشینند. دنبالهای وفادار، اما کمخطر وفاداری به نسخهٔ پیشین و الگوی آشنای ماجراهای علاءالدین، برای فیلم هم امتیاز است و هم محدودیت. این وفاداری باعث میشود اثر برای مخاطبی که با جهان شخصیتها آشناست، بیدرنگ قابلدسترس باشد؛ اما همان آشنایی، بار خلاقیت را نیز سنگینتر میکند.
دنباله باید چیزی به میراث قبلی بیفزاید: زاویهای تازه دربارهٔ قهرمان، پیچیدگی بیشتر در روابط، یا دستکم استفادهای متفاوت از جهان فانتزی. این فیلم کمتر به چنین مخاطرهای تن میدهد و بیشتر در محدودهٔ امنِ بازآفرینی شوخیها و موقعیتهای شناختهشده باقی میماند. این انتخاب لزوماً اثر را برای همهٔ مخاطبان بیجاذبه نمیکند.
کسانی که در پی سرگرمی سبک، رنگآمیزی چشمنواز و همراهی چند شخصیت دوستداشتنیاند، ممکن است از آن لحظاتی خوشایند به دست آورند. اما تماشاگرانی که انتظار دارند دنباله به افسانه یا شخصیتهایش لایهای تازه اضافه کند، احتمالاً با اثری روبهرو میشوند که ظرفیتهایش را کامل به کار نمیگیرد.
جمعبندی «ماجراهای تازهٔ علاءالدین» فیلمی است با ظاهری سرزنده و جهانی رنگارنگ، اما روایتی که اغلب زیر بار شتاب، تکرار و پراکندگی کمدی میماند. لباسها و دکورهای چشمنواز، همراهی گرم علاءالدین و جنّی و حس صمیمیت گروه بازیگران، از جذابیتهای واقعی آن هستند. در برابر، آغاز ناپیوسته، ترانههای کماثر، تهدید کمرنگ ضدقهرمان و جلوههای دیجیتالی ناهماهنگ، مانع میشوند که ماجراجویی به تجربهای پیوسته و ماندگار بدل شود.
« این انتخاب لزوماً اثر را برای همهٔ مخاطبان بیجاذبه نمیکند. »
جمعبندی
حاصل، دنبالهای سبک و پرجنبوجوش است که برای سرگرمی گذرا کفایت میکند، اما در افزودن معنایی تازه به داستان علاءالدین چندان جسور نیست.



ثبت دیدگاه