نقد و بررسی
نقد ایر فورس وان (Air Force One) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعلیق در ارتفاع «Air Force One» از آن فیلمهایی است که ایدهاش را بیدرنگ به هستهای نمایشی بدل میکند: هواپیمایی که نماد اقتدار سیاسی و امنیت ملی است، ناگهان به محفظهای بسته برای ترس، چانهزنی و بقا تبدیل میشود. گروهی از ملیگرایان افراطی روس هواپیمای رئیسجمهور را میربایند و او را میان خواستههای گروگانگیران و مسئولیتش در قبال کشور و خانوادهاش قرار میدهند.
فیلم به جای آنکه این موقعیت را به تریلری سیاسیِ پیچیده تبدیل کند، آن را همچون میدان نبردی فشرده میسازد؛ جایی که هر راهرو، کابین و درِ بسته میتواند بخشی از خطر یا فرصتی برای گریز باشد. نتیجه، اثری است که بیش از تحلیل سیاست، بر نیروی بیواسطه تعلیق تکیه دارد. فضای بسته، دامنه هیجان کارگردان، ولفگانگ پترسن، از محدودیت اصلی داستان—محصور بودن تقریباً تمام شخصیتها در یک هواپیما—بهخوبی بهره میگیرد.
فضای تنگ، برخلاف میدانهای نبرد گسترده و پرجمعیت، امکان فاصلهگرفتن از خطر را از میان میبرد. راهروها به گذرگاههایی شکننده بدل میشوند و تفاوت میان پنهانماندن و گرفتارشدن گاه به چند قدم وابسته است. این جغرافیای محدود، تنش را ملموس میکند: تماشاگر نه فقط در انتظار رویارویی بعدی، بلکه در حال سنجیدن امکان حرکت در محیطی است که هر صدایی ممکن است موقعیت قهرمان را آشکار کند.
« نتیجه، اثری است که بیش از تحلیل سیاست، بر نیروی بیواسطه تعلیق تکیه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این زمینه از تدوین شتابزده و آشفتگی تصویریِ بسیاری از آثار اکشن همدورهاش کمتر آسیب میبیند. پترسن معمولاً اجازه میدهد کنش در قاب خوانا بماند؛ بنابراین تماشاگر میتواند مسیر حادثه و پیامد حرکتها را دنبال کند. فشار صحنهها از روشنبودن خطر و محدودبودن انتخابها میآید، نه فقط از برشهای پیاپی و صدای بلند.
همین خویشتنداری نسبی به «Air Force One» کمک میکند تا با وجود اغراقهایش، ریتمی مؤثر داشته باشد. هریسون فورد؛ رئیسجمهور و قهرمان اکشن در مرکز فیلم، هریسون فورد قرار دارد؛ بازیگری که بهواسطه حضوری مطمئن و آشنا، میتواند هم اقتدار رئیسجمهور را القا کند و هم وجه آسیبپذیر انسانی او را حفظ کند.
جیمز مارشال در اینجا سیاستمداری نیست که صرفاً از دور فرمان صادر کند. او در متن خطر حضور دارد و فیلم از همین جابهجایی، انرژی اصلی خود را میگیرد. فورد نقش را با جدیت و صلابت بازی میکند، اما بخشی از جذابیتش نیز به همان کیفیت قهرمانان اکشن کلاسیک بازمیگردد: مردی که کم میآورد، ضربه میخورد، اما از میدان کنار نمیرود.
« فیلم در این زمینه از تدوین شتابزده و آشفتگی تصویریِ بسیاری از آثار اکشن همدورهاش کمتر آسیب میبیند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، هم نقطه قوت فیلم است و هم منشأ یکی از محدودیتهایش. فورد شخصیت را چنان کاریزماتیک میسازد که تماشاگر بهراحتی با او همراه میشود؛ اما داستان بهتدریج از رئیسجمهوری که در وضعی استثنایی دست به تصمیمهای اضطراری میزند، به قهرمانی تقریباً همهتوان نزدیک میشود. مرز میان وظیفه سیاسی و قهرمانبازی سینمایی کمرنگ میشود.
فیلم قرار نیست تصویری واقعگرایانه از تواناییهای یک رئیسجمهور ارائه دهد، اما گاهی فاصله میان این خیال قهرمانانه و باورپذیری روایی بیش از اندازه آشکار است. تقابل با گری اولدمن گری اولدمن در نقش ایگور کورشونوف، تهدیدی پرتنش و نمایشی میسازد. حضور او در برابر خونسردی نسبی فورد، تقابلی روشن و کارآمد پدید میآورد: یک سو قهرمانی که میکوشد کنترل اوضاع را به دست گیرد و سوی دیگر دشمنی که با خشونت و بیرحمی، نظم هواپیما را به هم میریزد.
اولدمن نقش را با شدت و تغییرپذیری اجرا میکند و به شخصیتش حضوری میدهد که از یک مانع داستانی صرف فراتر میرود. بااینحال، فیلم فرصت چندانی برای پیچیدهکردن انگیزههای او یا ترسیم لایههای سیاسی گروهش فراهم نمیکند. مخالفان بیش از آنکه شخصیتهایی با جهانبینی مستقل باشند، کارکردی دراماتیک دارند: ایجاد خطر، افزایش فشار و واداشتن قهرمان به واکنش.
« این انتخاب، هم نقطه قوت فیلم است و هم منشأ یکی از محدودیتهایش. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لهجه روسی و اجرای زبانی اولدمن نیز ممکن است برای بعضی تماشاگران اندکی تصنعی جلوه کند؛ اما انرژی بازی او غالباً این لغزشها را میپوشاند. در کنار او، بازیگران دیگر—از جمله گلن کلوز و ویلیام اچ. میسی—به ترکیب گروهی فیلم استحکام میدهند، هرچند مجال پرداخت عمیق برای همه فراهم نیست. سیاست بهمثابه نمایش فیلم با موقعیتی سیاسی آغاز میشود، اما سیاست را بیشتر ماده خام یک ماجرای اکشن میبیند تا موضوعی برای واکاوی.
در مرکز روایت، مسئله مذاکره با تروریستها، اقتدار دولت و هزینه تصمیمهای رئیسجمهور قرار دارد؛ بااینحال، این پرسشها بهسرعت در خدمت سازوکار هیجان قرار میگیرند. شعارهای ملیگرایانه و تصویر رئیسجمهوری که در لحظه بحران به نماد مقاومت بدل میشود، بخشی از زبان اغراقآمیز و آشکارا قهرمانپرور فیلماند.
این لحن برای برخی تماشاگران بخشی از لذت اثر است و برای برخی دیگر به شعاریبودن آن میانجامد. فیلم گاه چنان بر تصویر قهرمانِ استوار و ملتِ یکپارچه پافشاری میکند که خودآگاهی نمایشی آن از واقعگرایی پیشی میگیرد. بااینهمه، اثر را میتوان در چارچوب سینمای اکشن دهه نود بهتر فهمید: دورهای که قهرمانان بزرگ، بحرانهای ملی و دشمنان صریح، مصالح محبوب روایتهای پرشتاب بودند.
« در کنار او، بازیگران دیگر—از جمله گلن کلوز و ویلیام اچ. »
قوتها و کاستیها
«Air Force One» این عناصر را نه پنهان میکند و نه از آنها فاصله میگیرد؛ بلکه با اطمینان به دلشان میزند. ریتم، ساختار و باورپذیری فیلمنامه اندرو مارلو بر تصاعد پیوسته فشار بنا شده است. هر بحران، بحران دیگری را پیش میکشد و زمانِ اندیشیدن را از شخصیتها میگیرد. این ساختار در بیشتر لحظات سرگرمکننده است؛ فیلم از همان آغاز میداند که تماشاگر را در انتظار نگه دارد و چگونه تهدید را به تجربهای دیداری و فوری تبدیل کند.
تعلیق آن بیش از آنکه از رازآلودگی یا پیچیدگی روانشناختی سرچشمه بگیرد، بر پرسش ساده و مؤثر «گام بعدی چیست؟» استوار است. اما شتاب داستان گاهی به بهای منطق تمام میشود. بعضی رخدادها به تصادف، تواناییهای نامعمول شخصیت اصلی یا تسهیلهایی وابستهاند که برای پیشبرد ماجرا لازماند، نه الزاماً برای باورپذیرکردن جهان آن.
همین امر مانع از آن میشود که فیلم را تریلری واقعگرا بدانیم. بهتر است آن را همچون یک خیال اکشن پرهزینه تماشا کرد: اثری که قواعدش را برای افزایش هیجان کش میدهد و از تماشاگر میخواهد همراهی با ضربآهنگ را بر سنجش دقیق امکانهای عملی ترجیح دهد. میراث یک اکشن دهه نودی «Air Force One» از الگوی آشنای قهرمان تنها در محیطی محدود بهره میگیرد، اما با قراردادن رئیسجمهور در مرکز آن، به فرمول جلوهای تازه میدهد.
« Air Force One» این عناصر را نه پنهان میکند و نه از آنها فاصله میگیرد؛ بلکه با اطمینان به دلشان میزند. »
جمعبندی
جذابیت فیلم در همین ترکیب است: موقعیتی سیاسی با ابعاد ملی، قهرمانی جسمانی و پرتحرک، و فضایی بسته که اجازه نمیدهد خطر از قاب بیرون برود. فیلم نمیکوشد مرزهای ژانر را دگرگون کند؛ تواناییاش بیشتر در اجرای پرانرژی و روشنِ قواعدی است که مخاطب از یک تریلر اکشن میشناسد. به همین دلیل، اثر حتی با نقصهایش بهیادماندنی میماند.
لحظههای پرتنش، تقابل فورد و اولدمن و لحن جدی اما اغراقآمیز فیلم، تصویری مشخص از سینمای سرگرمیِ آن دوران میسازند. ممکن است بازبینی فیلم، فاصله میان واقعیت و خیال را آشکارتر کند؛ اما همان فاصله گاه به بخشی از جذابیت نوستالژیک آن بدل میشود. جمعبندی «Air Force One» تریلری پرتحرک و خوشساخت در چارچوب سینمای اکشن عامهپسند است که از فضای بسته هواپیما برای حفظ تنش بهره میبرد و با حضور کاریزماتیک هریسون فورد، قهرمانی مرکزی و بهیادماندنی میسازد.
گری اولدمن نیز با بازی پرقدرتش به رویارویی اصلی فیلم جان میدهد. در سوی دیگر، قهرمانپردازی افراطی، شعارزدگی و رخدادهای کمباور، مانع از آن میشوند که فیلم در مقام درامی سیاسی یا تصویری واقعگرایانه از بحران دوام بیاورد. اما اگر معیار را سرگرمکنندگی، ریتم و هیجان بگذاریم، «Air Force One» همچنان نمونهای مؤثر از اکشن دهه نود است: نه اثری ظریف و واقعنما، بلکه نمایشی پرانرژی از قهرمانی که در تنگترین موقعیتها نیز تسلیم نمیشود.
« به همین دلیل، اثر حتی با نقصهایش بهیادماندنی میماند. »



ثبت دیدگاه