نقد و بررسی
نقد دستنیافتنیها (The Intouchables) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو جهان، فراتر از یک تقابل ساده «دستنیافتنیها» از طرحی آشنا آغاز میشود: فیلیپ، مردی ثروتمند و اشرافزاده که پس از سانحهٔ پاراگلایدینگ از گردن به پایین فلج شده، برای مراقبت از خود به دنبال نیرویی تازه میگردد. در میان داوطلبان، دریسی را انتخاب میکند؛ جوانی از حاشیهٔ شهر که نه تجربهای در این کار دارد و نه در آغاز، چندان مشتاق استخدامشدن به نظر میرسد.
این برخورد، در ظاهر، تقابل دو طبقه و دو شیوهٔ زیستن است؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که تفاوتها فقط فاصله نمیسازند، بلکه میتوانند زبان مشترکی تازه پدید آورند. فیلم که با الهام از ماجرایی واقعی ساخته شده، بهجای آنکه تضاد طبقاتی را به جدالی آشکار تبدیل کند، آن را در جزئیات روزمره مینشاند: در آداب معاشرت، سلیقهٔ موسیقایی، شیوهٔ حرفزدن و برداشت هر یک از دو شخصیت از استقلال و شأن انسانی.
این تفاوتها هم منبع طنز هستند و هم نیروی محرک رابطه. بااینحال، روایت کمتر میکوشد ساختارهای اجتماعیِ پشت این فاصله را به پرسش بگیرد؛ تمرکز اصلیاش بر رابطهای فردی است که امکان شناخت متقابل را فراهم میکند. دوستی بهمثابه رابطهای دوسویه یکی از انتخابهای مهم فیلم آن است که پیوند فیلیپ و دریسی را صرفاً داستان «نجاتدادن» یک فرد به دست دیگری نمیسازد.
دریسی قرار نیست با مهربانیِ یکطرفه، زندگی فیلیپ را از نو سامان دهد؛ همانطور که فیلیپ نیز تنها کارفرمایی بخشنده نیست که به جوانی نیازمند فرصت میدهد. هر دو در این رابطه چیزی میبخشند و چیزی میآموزند. فیلیپ با حضور دریسی از جایگاه بیماری که همواره موضوع مراقبت دیگران است فاصله میگیرد، و دریسی نیز در فضایی تازه، امکان تجربه و مسئولیتی متفاوت را پیدا میکند.
« این تفاوتها هم منبع طنز هستند و هم نیروی محرک رابطه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوسویگی، دوستی را باورپذیرتر میکند. صمیمیت میان آنها نه با یک اعتراف بزرگ، بلکه از خلال رفتارهای کوچک و تکرارشونده شکل میگیرد: شوخی، مخالفت، کنجکاوی و عبور از تشریفاتی که معمولاً میان کارفرما و مراقب برقرار میشود. رابطه بهتدریج از توافقی کاری فراتر میرود، بیآنکه فیلم برای این تغییر به توضیحهای طولانی متوسل شود.
بازیگری و شیمی میان بازیگران بخش بزرگی از نیروی فیلم از بازیهای فرانسوا کلوزه و عمر سی میآید. کلوزه محدودیت حرکتی شخصیتش را به بازیای ظریف و متکی بر چهره، نگاه و مکث تبدیل میکند. فیلیپ در اجرای او نه نمادی از رنج، بلکه انسانی با سلیقه، غرور، شوخطبعی و میل به ارتباط است. این بازی اجازه نمیدهد معلولیت به تمام هویت شخصیت بدل شود؛ ویژگی جسمانی او مهم است، اما او را به یک وضعیت تقلیل نمیدهد.
عمر سی در نقش دریسی حضوری پرتحرک و کاریزماتیک دارد. انرژی بازی او میتوانست به اغراق و نمایش صرف بدل شود، اما در بهترین لحظات، شوخطبعیاش از بیپروایی و اعتمادبهنفس شخصیت سرچشمه میگیرد، نه از خودنمایی بازیگر. هماهنگی این دو بازیگر، تفاوتهایشان را زنده نگه میدارد و درعینحال اجازه میدهد نزدیکیشان طبیعی به نظر برسد.
فیلم در صحنههایی که هر دو در یک قاباند، بیش از هر چیز به همین واکنشها و زمانبندی میان آنها متکی است. طنز، گرما و نگاه فیلم به معلولیت لحن سرزندهٔ اثر یکی از ویژگیهای اصلی آن است. «دستنیافتنیها» از پرداختن به موضوعی دشوار نمیگریزد، اما نمیخواهد تمام تجربهٔ تماشاگر را با اندوه و ترحم هدایت کند.
« این دوسویگی، دوستی را باورپذیرتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
طنز در اینجا راهی برای ایجاد رابطه است: شخصیتها به جای آنکه پیوسته دربارهٔ وضعیت فیلیپ سخن بگویند، در موقعیتهایی قرار میگیرند که شوخی و صراحت، فاصلهٔ میانشان را کمتر میکند. همین رویکرد به فیلم انرژی میدهد و از سنگینی یکنواخت فضا میکاهد. در عین حال، این انتخاب همیشه بینقص نیست.
برخی شوخیها بر تصورات سادهشده دربارهٔ طبقه، نژاد یا معلولیت تکیه دارند و ممکن است پیچیدگی تجربهٔ زیسته را به لحظهای سرگرمکننده تقلیل دهند. گاه فیلم چنان به تأثیر دلنشین شوخی اعتماد میکند که فرصت نمییابد پیامدهای آن را بسنجد. از سوی دیگر، دوری از ترحم به معنای نادیدهگرفتن دشواریها نیست، اما روایت گاهی بهجای مکث بر موانع واقعی زندگی، سریعتر به سوی آسودگی و صمیمیت حرکت میکند.
روایت و ریتم: روان، اما گاه بیش از اندازه مرتب ساختار روایی فیلم ساده و روشن است. موقعیتها بهسرعت معرفی میشوند و رابطهٔ مرکزی، مسیر داستان را در دست میگیرد. این تمرکز باعث میشود فیلم از پراکندگی دور بماند و تماشاگر بتواند تغییرات میان دو مرد را دنبال کند. ریتم روان، همراه با جابهجایی میان لحظههای کمدی و عاطفی، اثر را تماشایی نگه میدارد؛ هیچیک از دو لحن برای مدتی طولانی بر دیگری غلبه نمیکند.
اما همین روانی گاهی به بهای پیچیدگی تمام میشود. تغییرات عاطفی بعضی اوقات بسیار منظم و حسابشده به نظر میرسند؛ انگار هر موقعیت دقیقاً برای پیشبردن دوستی طراحی شده است. بخشی از تنشها نیز بهسرعت حل میشوند و فیلم کمتر به بنبستها یا ناسازگاریهایی میپردازد که در رابطهای میان دو انسان با تجربههای متفاوت ممکن است دوام بیاورند.
« همین رویکرد به فیلم انرژی میدهد و از سنگینی یکنواخت فضا میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، روایت دلپذیر و خوشساخت است، اما همیشه به اندازهٔ ظرفیت موضوعش چندلایه نمیشود. شخصیتهای فرعی و جهان بیرون از رابطهٔ مرکزی فیلم آگاهانه بر فیلیپ و دریسی متمرکز میماند و بیشتر شخصیتهای دیگر در حاشیهٔ این محور قرار میگیرند. این تمرکز، به رابطهٔ اصلی فرصت رشد میدهد، ولی همزمان دنیای اطراف دو مرد را کمعمقتر میکند.
اطرافیان فیلیپ و دریسی بیشتر به شکل موقعیتهایی برای آشکارکردن تفاوتها یا پیشبردن مسیر آنها ظاهر میشوند تا شخصیتهایی با کشمکشهای مستقل و کامل. این محدودیت بهویژه در پرداخت زندگی اجتماعی هر دو شخصیت محسوس است. فیلم نشانههایی از فشارها و مسئولیتهای بیرونی را مطرح میکند، اما معمولاً بهسرعت دوباره به رابطهٔ مرکزی بازمیگردد.
بنابراین، جهان داستان از نظر عاطفی گرم و قابلدسترس است، اما تصویر کاملی از محیطهای طبقاتی و خانوادگیای که این دو مرد از آنها میآیند ارائه نمیدهد. این کاستی، فیلم را از اثری گستردهتر و اجتماعیتر دور میکند، بیآنکه نیروی صمیمی داستان را از میان ببرد. اجراهای بصری و موسیقایی فیلم در تصویرپردازی، بهجای نمایشهای فرمیِ پرزرقوبرق، از شیوهای روشن و کارآمد بهره میگیرد.
قابها عمدتاً به شخصیتها و تعاملشان فرصت میدهند و تفاوت محیطهای زندگی آنها را بدون تأکید سنگین به نمایش میگذارند. موسیقی نیز نقش مهمی در شکلدادن به حالوهوای اثر دارد: ترکیب قطعات کلاسیک با موسیقی پرانرژیتر، به تقابل سلیقهها بُعدی شنیداری میبخشد و گاه خود به بخشی از شوخی و نزدیکی دو شخصیت تبدیل میشود.
« در نتیجه، روایت دلپذیر و خوشساخت است، اما همیشه به اندازهٔ ظرفیت موضوعش چندلایه نمیشود. »
قوتها و کاستیها
موسیقی در اینجا صرفاً پوششی احساسی برای صحنهها نیست؛ یکی از راههایی است که جهانهای متفاوت را به گفتوگو درمیآورد. جمعبندی «دستنیافتنیها» فیلمی است که نیروی اصلی خود را از رابطهای انسانی و اجرای گرم دو بازیگر میگیرد. اثر با دوریکردن از ترحم مستقیم، در پی آن است که فیلیپ را بیش از وضعیت جسمانیاش و دریسی را بیش از پیشینهٔ اجتماعیاش نشان دهد.
طنز، ریتم روان و شکلگیری تدریجی اعتماد، داستان را به تجربهای دلنشین و تأثیرگذار بدل میکنند. بااینحال، سادهسازی برخی مسیرهای عاطفی، کمپرداختی شخصیتهای فرعی و اتکای گاهوبیگاه به کلیشهها مانع از آن میشود که فیلم همهٔ پیچیدگیهای موضوعش را بکاود. دستاوردش نه در ارائهٔ تصویری جامع از معلولیت یا نابرابری طبقاتی، بلکه در ترسیم دوستیای است که از تفاوت آغاز میشود و به شناخت متقابل میرسد.
فیلم در بهترین لحظاتش یادآور میشود که صمیمیت نه از شباهت کامل، بلکه از آمادگی برای دیدن دیگری شکل میگیرد؛ و همین ایده، گرمای ماندگار اثر را میسازد.
« جمعبندی «دستنیافتنیها» فیلمی است که نیروی اصلی خود را از رابطهای انسانی و اجرای گرم دو بازیگر میگیرد. »



ثبت دیدگاه