نقد و بررسی
نقد دستری دوباره میراند (Destry Rides Again) | 1939
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی قهرمان وسترن «Destry Rides Again» بهجای آنکه قهرمانش را با هفتتیر، خشونت و نمایش قدرت معرفی کند، او را از مسیر وارونهای وارد جهان وسترن میسازد. تام دستری، پسر پاسبانی نامدار، به باتلنک میآید؛ شهری که در چنگ فساد است و ساکنانش قانون را نه پناه، که شوخیِ بیمصرفی میدانند.
دستری آرام، مؤدب و دور از هیبت قهرمانان معمول این ژانر است. حتی اصرارش به پرهیز از اسلحه، در آغاز نه نشانهٔ اقتدار، بلکه دستاویزی برای تمسخر دیگران میشود. این انتخاب، سرچشمهٔ اصلی جذابیت فیلم است. دستری از آن دسته قهرمانانی نیست که با ورودشان همهچیز ناگهان به نظم درمیآید؛ او باید ابتدا با بیاعتنایی و خندهٔ مردم کنار بیاید و سپس نشان دهد که آرامش الزاماً مترادف ناتوانی نیست.
فیلم در اینجا بهجای کنارگذاشتن کامل اسطورهٔ وسترن، آن را از درون دستکاری میکند: شجاعت همچنان ضروری است، اما دیگر تنها در تواناییِ کشیدن سلاح خلاصه نمیشود. باتلنک؛ شهری که فساد در آن عادی شده است باتلنک بیش از آنکه صحنهای برای تعقیب و درگیری باشد، نمودارِ یک نظم فاسد است.
قدرت کنت فقط به زور بازوی دارودستهاش متکی نیست؛ نفوذ او در ساختار شهر، در سکوت مردم و در سازش کسانی ریشه دارد که باید حافظ قانون باشند. چنین فضایی به داستان وزن میدهد، زیرا مسئله صرفاً شکستدادن یک تبهکار نیست؛ بازگرداندن اعتماد به قانونی است که مدتهاست اعتبار خود را از دست داده.
« دستری آرام، مؤدب و دور از هیبت قهرمانان معمول این ژانر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این فساد را در رفتار روزمرهٔ مردم نیز جاری میکند. خشونت و بیقانونی چنان جا افتادهاند که حضور فردی قانونمدار، بهجای آنکه آرامش بیاورد، مضحک و نامتناسب به نظر میرسد. این وارونگی، هم موقعیتهای طنزآمیز میسازد و هم به فضای درام عمق میدهد: دستری با شهری روبهرو نیست که تنها یک مجرم بر آن سلطه دارد، بلکه با عادتی جمعی مواجه است که مردم را به تسلیم واداشته است.
طنزِ برخاسته از تضاد طنز فیلم غالباً از شکاف میان منش دستری و محیط پیرامونش پدید میآید. او بهجای آنکه در برابر هر تهدیدی واکنشی پرهیاهو نشان دهد، با خونسردی و گفتوگو پیش میرود؛ درست همان رفتاری که در باتلنک نشانهٔ بیعرضگی تلقی میشود. در نتیجه، شخصیت اصلی بیآنکه به دلقکی بدل شود، در موقعیتهایی قرار میگیرد که دیگران نمیدانند چگونه باید او را جدی بگیرند.
این کمدی، صرفاً مجموعهای از شوخیهای جداافتاده نیست. بخش مهمی از آن از تصور خود شهر دربارهٔ مردانگی و قدرت میآید: مردی که اسلحهاش را راهحل نخست نمیداند، در محیطی مسلح و پرمدعا ناگزیر غریب جلوه میکند. فیلم از این تضاد برای سبککردن فضای داستان بهره میبرد، اما همزمان پرسشی جدی میسازد: اگر خشونت همواره پاسخ نخست باشد، آیا قانون چیزی بیش از شکل رسمیتری از همان زور خواهد بود؟
بازیها و برخورد شخصیتها جیمز استوارت در نقش دستری، نرمی و خویشتنداری را به مرکز شخصیتپردازی میآورد. بازی او بر قدرتنمایی تکیه ندارد؛ مکثها، لحن آرام و واکنشهای کمادعا باعث میشوند قهرمان فیلم در برابر کلیشهٔ مرد خشن وسترن چهرهای متفاوت پیدا کند. بااینحال، این آرامش به انفعال نمیانجامد.
« فیلم این فساد را در رفتار روزمرهٔ مردم نیز جاری میکند. »
شخصیتها و اجرا
استوارت بهخوبی نشان میدهد که دستری از موقعیت آگاه است و رفتار بیشتابش میتواند حاصل انتخاب و سنجش باشد، نه ترس. در برابر او، برایان دانلوی کنت را با خشونتی حسابشده و سلطهجویانه تصویر میکند. کنت برای حفظ قدرت، به نمایش و تهدید نیاز دارد؛ ازاینرو تقابل او با دستری بیش از آنکه برخورد دو تیرانداز باشد، جدال دو تعریف از اقتدار است.
چارلز وینینگر نیز در نقش واش دیمزدیل، همراهی مکمل برای قهرمان میسازد. همکاری این دو، روایت را از قهرمانمحوریِ یکنواخت دور میکند و نشان میدهد که بازگشت قانون میتواند به پیوند میان تجربهٔ محلی و اصول اخلاقی وابسته باشد. مارلین دیتریش و نیروی صحنه مارلین دیتریش در نقش فرنچی، حضوری دارد که به فیلم رنگ و انرژی دیگری میبخشد.
او شخصیت را به یک نقش فرعیِ صرفاً تزئینی فرو نمیکاهد؛ فرنچی با هوش اجتماعی، جسارت و تواناییاش در ادارهٔ موقعیتها، در فضای مردانهٔ باتلنک جایگاه خود را میسازد. آوازهای او نیز فقط میانپردههایی برای تزیین روایت نیستند: حالوهوای کاباره و نگاه شخصیت به محیط اطرافش را به فیلم وارد میکنند.
یکی از امتیازهای مهم حضور دیتریش، تغییر لحن فیلم است. او از یکسو به کمدی بدنی و شلوغیِ فضای سالن جان میدهد و از سوی دیگر، در لحظههایی که داستان به تنش نزدیک میشود، حضوری پرقدرت و مسلط دارد. بااینهمه، تمرکز چشمگیر او گاهی بر شخصیتهای دیگر سایه میاندازد. بهویژه برخی نقشهای فرعی، در مقایسه با دستری و فرنچی، مجال کمتری برای تبدیلشدن به شخصیتهایی کامل پیدا میکنند.
« در برابر او، برایان دانلوی کنت را با خشونتی حسابشده و سلطهجویانه تصویر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و ساختار روایت ریتم «Destry Rides Again» در همهٔ بخشها یکدست نیست. فیلم برای ساختن فضای باتلنک، معرفی چهرههای گوناگون و جاانداختن طنزِ ناشی از ورود دستری، زمانی نسبتاً طولانی صرف میکند. این مکثها در بهترین لحظات به شکلگیری جهان داستان کمک میکنند، اما در بخشهایی نیز حرکت روایت را کند میسازند و رسیدن به کشمکش مرکزی را به تأخیر میاندازند.
پس از آنکه داستان به جستوجوی حقیقت و رویارویی با فساد نزدیک میشود، مسیر دراماتیک روشنتر میگردد، اما بعضی گرهها نسبتاً سریع حل میشوند. از سوی دیگر، خط کلیِ پاکسازی شهر از نفوذ تبهکاران برای مخاطب وسترن آشناست و ممکن است جهت حرکت داستان را زودتر از آنچه فیلم میخواهد آشکار کند.
بااینحال، ارزش اثر تنها به غافلگیری در طرح وابسته نیست؛ بخش مهمی از کشش آن در این است که چگونه یک روایت آشنا را با قهرمانی نامتعارف و لحنی سبکبال بازآرایی میکند. جایگاه خشونت و معنای قانون فیلم بهسادگی خشونت را با عدالت یکی نمیگیرد. دستری در گفتار و رفتارش بر این نکته پافشاری میکند که مجازاتِ قانونی میتواند اثرگذارتر از کشتنِ بیمحابا باشد؛ زیرا شلیککردن، چهبسا به دشمن جلوهٔ قهرمانانه ببخشد، حال آنکه محاکمه و پاسخگوکردن او، قدرتش را کوچک و رسوا میکند.
این دیدگاه، بهویژه در دل جهانی که مدام قانون را با زور اشتباه میگیرد، هستهٔ اخلاقی فیلم را میسازد. البته اثر از تناقض دشوار خود آگاه است: وقتی شهر با زور اداره میشود، بازگرداندن قانون نیز نمیتواند کاملاً بیرون از منطق قدرت بایستد. فیلم این تنش را از مسیر سرگرمی و کمدی میگذراند، نه از راه بحثی فلسفی و سنگین؛ اما همین تقابل، به ماجرا معنایی فراتر از شکست یک دارودسته میدهد.
« ریتم و ساختار روایت ریتم «Destry Rides Again» در همهٔ بخشها یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
قهرمان باید ثابت کند که خویشتنداری راهی برای رویارویی است، نه بهانهای برای چشمپوشی. جمعبندی «Destry Rides Again» وسترنی کلاسیک و کمدیای پرجنبوجوش است که تازگیاش را بیش از هر چیز از شخصیت مرکزی خود میگیرد. تام دستری با صبر، گفتوگو و پرهیز از نمایش خشونت، تصویری متفاوت از شجاعت عرضه میکند؛ تصویری که هم خنده میآفریند و هم به معنای قانون و اقتدار میاندیشد.
باتلنک نیز با فسادِ نهادینه و سکوت مردم، بستری مناسب برای این آزمون فراهم میآورد. کندی و ناهماهنگیِ گاهبهگاه ریتم، پرداخت محدود بعضی شخصیتهای فرعی و پیشبینیپذیری نسبیِ خط اصلی، از کاستیهای فیلماند؛ اما این ضعفها نیروی بازیها، طنز موقعیت و وارونهکردن انتظار از قهرمان وسترن را از میان نمیبرند.
حاصل، اثری سرگرمکننده و متمایز است که بهجای ستایش بیواسطهٔ هفتتیر، میپرسد آیا قدرت واقعی در تواناییِ شلیککردن است، یا در اینکه آدمی بتواند در برابر جهانی خشن، به اصول خود وفادار بماند.
« قهرمان باید ثابت کند که خویشتنداری راهی برای رویارویی است، نه بهانهای برای چشمپوشی. »



ثبت دیدگاه