نقد و بررسی
نقد لوپن سوم در برابر چشم گربهای (LUPIN THE 3rd vs. CAT'S EYE) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو جهان «LUPIN THE 3rd vs. CAT’S EYE» بر ایدهای بنا شده که جذابیتش پیش از هر چیز از کنار هم نشاندن دو گروه دزدِ محبوب میآید: لوپین سوم و همراهانش از یک سو، و خواهران کیسوگی از سوی دیگر. فیلم نه میکوشد این پیوند را به برخوردی کاملاً نامنتظر بدل کند و نه ادعا دارد قواعد آشنای هر دو مجموعه را از نو بنویسد.
ارزش اصلیاش در تماشای تفاوت دو جهان است: بازیگوشی و نمایشگری لوپین در برابر دقت و خویشتنداری خواهران کیسوگی. ماجرای سهلتی نقاشیها نیز بستری مناسب فراهم میآورد تا سرقت، رقابت و معمایی خانوادگی در مسیری مشترک قرار گیرند. این تقاطع، در کلیت خود، طبیعیتر از آن چیزی است که ممکن است از یک همکاری میان دو مجموعه انتظار رود.
هر دو گروه با مهارت، هویت مخفی و نوعی استقلال اخلاقی تعریف میشوند؛ بنابراین، رقابتشان صرفاً بر سر این نیست که چه کسی زودتر به اثر هنری دست پیدا میکند. هرکدام جهانبینی و غرور حرفهای خود را دارد و همین تفاوت، کشمکش را از یک مسابقه ساده فراتر میبرد. فیلم خیلی زود شخصیتهای اصلی را وارد بازی میکند و برای آشنایی با دو جهان، مقدمهای طولانی نمیچیند.
طرح داستان و راز نقاشیها موتور روایت، مجموعهای از نقاشیهاست که زمانی به پدر خواهران کیسوگی تعلق داشته و سرنخی برای گشودن معمایی دیرینه در خود پنهان کرده است. لوپین نیز به دلایل خودش سراغ این آثار میرود و بهاینترتیب، دو گروه در مسیری قرار میگیرند که هم رقابتآمیز است و هم بهتدریج ابعاد بزرگتری پیدا میکند.
« ارزش اصلیاش در تماشای تفاوت دو جهان است: بازیگوشی و نمایشگری لوپین در برابر دقت و خویشتنداری خواهران کیسوگی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این چهارچوب، برای فیلمی ماجراجویانه کاملاً کارآمد است: نقاشیها هم موضوع سرقتاند، هم نشانهای از گذشته و هم راهی برای کشاندن شخصیتها به موقعیتهای تازه. با اینحال، داستان در پرداخت راز مرکزی به اندازه ایدهاش کنجکاویبرانگیز باقی نمیماند. فیلم مرتب میان گشودن گره معما و پیش بردن صحنههای تعقیبوگریز جابهجا میشود و گاهی هیجان لحظهای، جای مکث و تأمل را میگیرد.
در نتیجه، گذشته نقاشیها و معنای عاطفی آنها برای خواهران کیسوگی میتوانست با جزئیات بیشتری بسط پیدا کند. نشانهها برای پیش بردن ماجرا کافیاند، اما همواره فرصت نمییابند به راز خانوادگی عمق ببخشند. پیچشها نیز بیشتر در خدمت حفظ حرکت قصهاند تا برهمزدن برداشت مخاطب؛ ازاینرو، مخاطبی که به الگوهای داستانهای سرقت و معما آشناست، احتمالاً زودتر از فیلم به بعضی پاسخها میرسد.
رقابت و شخصیتپردازی بزرگترین امتیاز فیلم، انرژی برخورد شخصیتهاست. لوپین با خونسردی شیطنتآمیز و اعتمادبهنفس همیشگیاش وارد میدان میشود، درحالیکه خواهران کیسوگی رویکردی حسابشدهتر دارند. تفاوت میان این دو شیوه، هم زمینهساز طنز است و هم به رقابت وزن میدهد: هیچیک صرفاً حریفی بیاثر برای دیگری نیست.
مهارت و غرور حرفهای هر دو طرف به چشم میآید و فیلم از کنار هم قرار دادن این شخصیتها لذت میبرد. حضور گروههای مکمل نیز به توازن فضا کمک میکند. همراهان لوپین هرکدام با منش و توانایی آشنای خود در ماجرا سهم دارند، درحالیکه خواهران کیسوگی در مرکز عاطفی قصه باقی میمانند. با وجود این، همه شخصیتها به یک اندازه فرصت رشد نمییابند.
« با اینحال، داستان در پرداخت راز مرکزی به اندازه ایدهاش کنجکاویبرانگیز باقی نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
بعضی لحظهها بیشتر کارکرد معرفی دوباره قهرمانان را دارند: گویی فیلم میخواهد یادآوری کند هر شخصیت چه ویژگی شاخصی دارد، حتی زمانی که قصه به جای معرفی، به پیشرفت نیازمند است. این مکثها طولانی نیستند، اما از پیوستگی روایت میکاهند و گاهی حس قسمتهای جداگانهای را میسازند که کنار هم چیده شدهاند.
طنز، اکشن و ریتم فیلم در بخش سرگرمی، مطمئن و پرتحرک عمل میکند. تعقیبوگریزها، نقشههای ناگهانی و رفتوآمد میان دو گروه، ریتمی تند میسازند که اجازه نمیدهد ماجرا برای مدت زیادی از حرکت بایستد. شوخیهای لوپین، بهخصوص در تقابل با جدیت خواهران کیسوگی، از دل شخصیتها بیرون میآیند و بهجای آنکه صرفاً وقفهای کمیک باشند، بخشی از کشمکش را شکل میدهند.
همین تفاوت لحن، یکی از منابع اصلی نشاط فیلم است. اما شتاب روایت هزینهای هم دارد. صحنههای اکشن گاه چنان سهم بزرگی از زمان میگیرند که معمای نقاشیها در پسزمینه میماند. فیلم بهجای آنکه هر تعقیب یا درگیری را به گامی روشن در حل راز تبدیل کند، بیشتر به نیروی سرگرمکننده خود تکیه میکند.
نتیجه، اثری خوشریتم اما نه همیشه متمرکز است: تماشاگر سرگرم میشود، ولی ممکن است احساس کند داستان میتوانست از همان میزان تحرک برای عمیقتر کردن رابطه شخصیتها و گذشته خانوادگی نیز بهره ببرد. تصویر و حرکت سبک بصری فیلم میکوشد دو میراث طراحی متفاوت را به زبانی مشترک نزدیک کند. رنگهای زنده، لباسها و شمایل آشنای شخصیتها، حالوهوای یک ماجرای کلاسیک را حفظ میکنند؛ در عین حال، حرکت دوربین و چیدمان صحنهها به فیلم ظاهری امروزیتر میدهد.
« طنز، اکشن و ریتم فیلم در بخش سرگرمی، مطمئن و پرتحرک عمل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ترکیب، بهویژه در لحظههایی که شخصیتها در فضاهای باز یا میان وسایل نقلیه حرکت میکنند، امکان خلق قابهای پویا و چشمنواز را فراهم میآورد. بااینهمه، انیمیشن رایانهای در حرکتهای انسانی همیشه به اندازه طراحی صحنهها موفق نیست. گاهی بدنها و چهرهها کمی خشک یا کمانعطاف به نظر میرسند؛ مسئلهای که در گفتوگوهای آرام بیشتر جلب توجه میکند، زیرا در صحنههای سریع، ضرباهنگ و حرکت کلی آن را میپوشاند.
بنابراین، کیفیت بصری فیلم دو وجه دارد: رنگآمیزی و موقعیتهای اکشن، سرزندگی اثر را تقویت میکنند، اما محدودیتهای حرکت، مانع از آن میشوند که تمام لحظههای نمایشی به یک اندازه زنده و بیانگر باشند. موسیقی و حس نوستالژی برای چنین تقاطعی، موسیقی فقط همراهیکننده تصویر نیست؛ بخشی از هویت دو مجموعه را به هم متصل میکند.
آشنایی حالوهوای موسیقی لوپین با رنگوبوی موسیقایی «Cat’s Eye» به فیلم کمک میکند تا همزمان حس آشنایی و تازگی بسازد. این وجه، برای مخاطبان قدیمی دو مجموعه اهمیت ویژهای دارد: بازگشت شخصیتها و شنیدن نشانههای موسیقایی آشنا، چیزی فراتر از اطلاعات داستانی به همراه میآورد و لذت دیدار دوباره را تقویت میکند.
نوستالژی، البته، جای پرداخت دراماتیک را نمیگیرد. فیلم گاهی بیش از آنکه رابطههای قدیمی را بسط دهد، به یادآوری حضور و شمایل شخصیتها بسنده میکند. برای مخاطبی که با «Cat’s Eye» آشنایی دارد، همین بازگشت میتواند جذاب و عاطفی باشد؛ اما برای تماشاگر تازهوارد، بخشی از بار احساسی صحنهها ممکن است به اندازه کافی زمینهچینی نشده باشد.
« بااینهمه، انیمیشن رایانهای در حرکتهای انسانی همیشه به اندازه طراحی صحنهها موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فیلم طوری ساخته شده که لازم نیست شناختی کامل از هر دو مجموعه داشته باشید تا اصل رقابت و ماجراجویی را دنبال کنید. جمعبندی «LUPIN THE 3rd vs. CAT’S EYE» یک ماجرای پرجنبوجوش و خوشتماشا است که بهترین لحظههایش را از برخورد دو گروه دزدِ کاریزماتیک میگیرد. شوخیهای لوپین، جدیت خواهران کیسوگی، رنگهای زنده و تعقیبوگریزهای سرگرمکننده، روح یک ماجرای کلاسیک را زنده نگه میدارند.
فیلم در پیوند دادن دو جهان نیز موفق است و شخصیتها را بیدرنگ وارد میدان میکند. در سوی دیگر، راز نقاشیها ظرفیت بیشتری از آنچه روایت به آن میدهد دارد. شتاب قصه، حضور برخی لحظههای معرفیوار و پیشبینیپذیری تعدادی از پیچشها، مانع از آن میشود که اثر به معمایی واقعاً غافلگیرکننده یا درامی خانوادگی با عمق چشمگیر تبدیل شود.
بااینهمه، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن دیداری پرانرژی میان دو جهان آشنا—موفق است. حاصل، اثری سرگرمکننده و نوستالژیک است که بیش از آنکه با پیچیدگی داستانی در خاطر بماند، با شیمی شخصیتها و لذت رقابتشان به یاد میآید.
« فیلم در پیوند دادن دو جهان نیز موفق است و شخصیتها را بیدرنگ وارد میدان میکند. »



ثبت دیدگاه