نقد و بررسی
نقد کاسینو در ایسکیا (Cassino in Ischia) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به صحنه، یا بازگشت به خویشتن؟ «Cassino in Ischia» کمدیای دربارهٔ ستارهای است که از مرکز توجه کنار رفته و میکوشد بار دیگر خود را به سینما تحمیل کند. نیک کاسینو، بازیگر پیشین فیلمهای پرفروش اکشن، با ورود نسل تازهای از قهرمانان از جایگاه سابقش دور شده است؛ سفر او به ایتالیا و همکاری با فیلمسازی گرفتار ناکامی، راهی برای بازسازی حرفهاش به نظر میرسد.
اما فیلم از همان ابتدا روشن میکند که این بازگشت، پروژهای منظم و حسابشده نیست: غرور ستارهای، آرمانهای هنری و بینظمی تولید، یکدیگر را به آشوب میکشانند. هستهٔ جذاب اثر در فاصلهٔ میان تصویر عمومی نیک و واقعیت موقعیت تازهاش شکل میگیرد. او هنوز خود را قهرمان صحنه میبیند، اما جهان سینما دیگر الزاماً با همان قواعد پیشین به او پاسخ نمیدهد.
این شکاف، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است؛ طنزی که به جای اتکا به یک شوخی محوری، از برخورد جاهطلبی با محدودیت و از ناهماهنگی انتظار با واقعیت نیرو میگیرد. هجو ستارهسالاری و سینمای اکشن فیلم ایدهٔ بازگشت یک ستارهٔ اکشن را دستمایهای برای بازی با کلیشههای شهرت و فراموششدن قرار میدهد.
نیک به میراث نقشهای گذشتهاش تکیه دارد، اما همین تکیهگاه گاه او را در برابر دگرگونی زمانه آسیبپذیر میکند. اثر با غرور او شوخی میکند، بیآنکه همیشه او را به چهرهای یکسره مضحک تقلیل دهد. در پس خودشیفتگی و اطمینان به نفسش، میتوان ترس از بیاهمیتشدن را نیز دید؛ ترسی که شخصیت را انسانیتر میکند و به کمدیاش اندکی تلخی میبخشد.
« هستهٔ جذاب اثر در فاصلهٔ میان تصویر عمومی نیک و واقعیت موقعیت تازهاش شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایدهٔ ساخت فیلمی اکشن با رویکردی هنری و متفاوت نیز ظرفیت هجوآمیزی روشنی دارد. این ترکیب، تناقضی آگاهانه در دل پروژه میسازد: قهرمان پرزرقوبرق سینمای تجاری باید در برابر خواستههایی تازه قرار گیرد، درحالیکه تولید فیلم بهجای آنکه راهی مستقیم به سوی احیا باشد، خود به میدان آزمون غرور و سازگاری تبدیل میشود.
بااینحال، فیلم گاهی از این ظرفیت فراتر نمیرود و به اشارهای آشنا به تفاوت میان سینمای عامهپسند و سینمای هنری بسنده میکند. ایتالیا؛ بیش از یک پسزمینه انتقال داستان به ایتالیا، تنها انتخابی جغرافیایی نیست؛ تفاوتهای فرهنگی و شیوههای کاری، بخش مهمی از موتور کمدی را میسازند. نیک وارد فضایی میشود که با تصور او از تولید حرفهای و نظم سینمایی همخوانی کامل ندارد.
از دل این ناهمخوانی، سوءتفاهمها و موقعیتهای بامزه پدید میآیند، اما فیلم در بهترین لحظههایش به تمسخر یک فرهنگ یا دیگری بسنده نمیکند. کشمکش اصلی از آنجا میآید که هر طرف با پیشفرضهای خودش به همکاری نگاه میکند و ناچار است با واقعیتی بیرون از عادتهایش روبهرو شود. فضای ایتالیا همچنین به فیلم رنگ و طراوت بصری میدهد و آن را از کمدیای کاملاً بسته به محیط تولید جدا میکند.
جزیره و محیط پیرامون، حالوهوایی دلپذیر به ماجرا میبخشند؛ بااینهمه، این فضا همیشه به لایهای معنایی مستقل تبدیل نمیشود. ایتالیا گاهی بیش از آنکه در بافت عمیق شخصیتها و داستان نفوذ کند، بستر خوشمنظرهای برای آشفتگیهای پشت صحنه باقی میماند. هرجومرج تولید و موتور کمدی بخش قابلتوجهی از خندههای فیلم از فاصلهٔ میان رؤیای ساخت یک اثر استثنایی و واقعیت دشوار تولید آن برمیآید.
« ایدهٔ ساخت فیلمی اکشن با رویکردی هنری و متفاوت نیز ظرفیت هجوآمیزی روشنی دارد. »
شخصیتها و اجرا
وقتی بازیگران و عوامل با انتظارات متفاوت کنار هم قرار میگیرند، هر تصمیم میتواند به بحرانی کوچک یا سوءتفاهمی تازه تبدیل شود. فیلم از این بینظمی با لحنی بازیگوشانه بهره میبرد و نشان میدهد که پشت تصویر پرصلابت قهرمان اکشن، چه اندازه وابستگی به همکاری دیگران و چه میزان آسیبپذیری پنهان است.
با وجود این، همهٔ شوخیها به یک اندازه تازه یا مؤثر نیستند. بخشی از موقعیتها از الگوهایی آشنا پیروی میکنند و از پیش میتوان مسیرشان را حدس زد؛ در نتیجه، آشوبی که باید مدام شدت بگیرد، گاه به تکرار یک ضرباهنگ واحد نزدیک میشود. اثر هنگامی سرزندهتر است که شوخی از ویژگی شخصیتها یا تفاوت نگاهشان به کار بیرون میآید، نه صرفاً از شلوغی و بینظمی صحنه.
میان هجو هالیوود و کمدی سوءتفاهم «Cassino in Ischia» دو گرایش دارد: از یک سو میخواهد به هالیوود و فرهنگ ستارهمحور آن کنایه بزند و از سوی دیگر، کمدیای بر پایهٔ برخورد فرهنگها و اشتباههای ارتباطی پیش ببرد. این دو مسیر میتوانند یکدیگر را تقویت کنند؛ فراموششدن نیک در صنعت سینما، برای نمونه، با ناتوانی او در فهم شرایط تازه پیوندی طبیعی دارد.
اما روایت همیشه این پیوند را با انسجام کافی حفظ نمیکند. در بخشهایی، فیلم از نقد شهرت و صنعت فاصله میگیرد و به مجموعهای از موقعیتهای بامزه میرسد؛ در بخشهایی دیگر، باز به مسئلهٔ هویت حرفهای نیک بازمیگردد. این جابهجایی لزوماً تجربه را بیلذت نمیکند، اما مانع شکلگیری یک مسیر دراماتیک کاملاً متمرکز میشود.
« با وجود این، همهٔ شوخیها به یک اندازه تازه یا مؤثر نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بیشتر به تماشای برخوردهای سرگرمکننده دل میبندد تا آنکه پرسشهای خود را تا پایان با دقتی یکدست دنبال کند. شخصیتها و بازیها مرکز ثقل فیلم نیک است؛ شخصیتی که همزمان باید پرمدعا، فرسوده و تا حدی آسیبپذیر به نظر برسد. جذابیت او از همین دوگانگی میآید: فیلم میتواند رفتارهای خودمحورانهاش را هدف شوخی قرار دهد و در همان حال، ناامنی پنهان زیر ظاهر مطمئنش را نشان دهد.
دومینیک پرسل این نقش را در چارچوب کمدی موقعیت پیش میبرد و حضور فیزیکی و پیشینهٔ تصویریاش به ایدهٔ ستارهٔ اکشنِ رو به افول یاری میرساند. ضعف اصلی در پرداخت گروه پیرامون اوست. کارگردان ناموفق، با آنکه از نظر ایده میتوانست وزنهای برابر برای نیک باشد، به اندازهٔ کافی از کلیشه فاصله نمیگیرد تا به شخصیتی کامل و مستقل بدل شود.
دیگر شخصیتهای فرعی نیز در مواردی بیشتر برای پیشبردن شوخی یا ایجاد مانع به کار میآیند تا آنکه خواستهها و تناقضهای خودشان را آشکار کنند. پیامد این کمپرداختی آن است که جهان فیلم گاهی کوچکتر از ظرفیت ایدهاش جلوه میکند. ریتم و لحن فیلم لحنی سبک و بیتکلف دارد و بیش از آنکه بخواهد به هجوی گزنده تبدیل شود، به کمدیای گرم و خوشگذران نزدیک میشود.
این انتخاب با فضای سفر و کوشش برای احیای حرفهای سازگار است؛ اما نیازمند ریتمی دقیق است تا لحظات سرخوشانه به تکرار نلغزند. در میانهٔ روایت، ضرباهنگ گاه افت میکند و بعضی صحنهها بیش از آنچه برای پیشبرد داستان یا تعمیق شخصیت لازم است ادامه مییابند. در عوض، هرجا فیلم میان طنز و اندکی همدلی تعادل برقرار میکند، تصویر نیک غنیتر میشود.
« پیامد این کمپرداختی آن است که جهان فیلم گاهی کوچکتر از ظرفیت ایدهاش جلوه میکند. »
قوتها و کاستیها
شکست حرفهای در اینجا فقط بهانهای برای خنداندن نیست؛ یادآوری این نکته نیز هست که بازگشت به گذشته ممکن نیست و آدمی برای ادامهدادن باید با تصویری تازه از خود کنار بیاید. فیلم این مضمون را با لطافت لمس میکند، هرچند بهندرت آن را به تأملی عمیق بدل میسازد. جمعبندی «Cassino in Ischia» بر ایدهای خوشظرفیت بنا شده است: ستارهای ازمدافتاده، کارگردانی گرفتار ناکامی و تولیدی که میان جاهطلبی هنری و آشفتگی عملی دستوپا میزند.
برخورد فرهنگها، فضای ایتالیایی و شکاف میان تصویر قهرمان اکشن و واقعیت روزمرهٔ او لحظات سرزندهای میآفرینند. در برابر این امتیازها، شوخیهای قابلپیشبینی، پراکندگی میان هجو هالیوود و کمدی سوءتفاهم، و پرداخت ناکافی برخی شخصیتهای فرعی قرار دارند. حاصل، کمدیای خوشنیت و گاه سرگرمکننده است که ایدههایش از اجرای یکدستش نیرومندترند.
فیلم در بهترین لحظهها، غرور ستارهای را بیرحمانه اما مهربانانه به چالش میکشد و از آشوب تولید، طنزی انسانی بیرون میآورد؛ در لحظههای کماثرتر، به همان آشوب و شوخیهای آشنا بسنده میکند.
« فیلم این مضمون را با لطافت لمس میکند، هرچند بهندرت آن را به تأملی عمیق بدل میسازد. »



ثبت دیدگاه