نقد و بررسی
نقد هنر مسابقه در باران (The Art of Racing in the Rain) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت از دریچهای نامتعارف «هنر مسابقهدادن زیر باران» داستانی آشنا دربارهٔ پیوند انسان و حیوان را از زاویهای تازه بازمیگوید: انزو، سگ خانواده، نهفقط همراه خاموش ماجرا، بلکه راوی و مفسر آن است. او جهان آدمها را با هوشیاری، کنجکاوی و نوعی فلسفهورزی سادهدلانه تماشا میکند؛ گویی معنای زندگی را میتوان از حرکت خودرو در پیچ، از وفاداری بیقیدوشرط یا از شیوهٔ ایستادگی در برابر روزهای دشوار آموخت.
این انتخاب، بیش از آنکه معمایی تازه دربارهٔ داستان بسازد، کیفیت عاطفی آن را دگرگون میکند. مخاطب به جای آنکه صرفاً به زندگی دنی نگاه کند، با فاصله و نزدیکی همزمان انزو همراه میشود: او از بسیاری چیزها آگاه است، اما نمیتواند مانند انسانها در رخدادها مداخله کند یا منظور خود را به زبان بیاورد.
همین ناتوانی، سکوت ظاهری سگ را به سرچشمهای برای طنز، تأمل و گاه اندوه بدل میکند. انزو؛ شخصیتی فراتر از ابزار عاطفی خطر اصلی در روایتهایی که حیوان را راوی میکنند، آن است که حیوان به وسیلهای برای شوخی یا تحریک اشک تبدیل شود. فیلم در لحظههای موفقش از این دام فاصله میگیرد. انزو شخصیتی با نگاه و خواست ویژهٔ خود دارد؛ ذهنی که با شوق به مسابقهها و رفتارهای انسانی مینگرد و میکوشد از آنچه میبیند، قانونی برای زیستن استخراج کند.
« این انتخاب، بیش از آنکه معمایی تازه دربارهٔ داستان بسازد، کیفیت عاطفی آن را دگرگون میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او گاه سادهانگار است، اما این سادگی به معنای تهیبودن نیست: محدودیت نگاهش، درست مانند محدودیت زبانش، بخشی از جذابیت شخصیت میشود. صدای آرام و شوخ راوی نیز در ساخت این شخصیت نقشی اساسی دارد. لحن او نه کاملاً کودکانه است و نه سنگین و حکیمانه؛ میان این دو حرکت میکند و به فیلم امکان میدهد که از تأملی جدی به شوخی کوچکی برسد، بیآنکه پیوندش با انزو را از دست بدهد.
بااینحال، فیلم گاهی بیش از حد به دانایی او تکیه میکند و جملههایی در دهانش میگذارد که بیشتر شبیه گزارههای آمادهٔ انگیزشیاند تا اندیشههایی که از تجربهٔ خاص یک شخصیت برآمده باشند. دنی و انزو؛ مرکز ثقل احساسی فیلم رابطهٔ انزو و دنی مهمترین سرمایهٔ فیلم است. دنی، رانندهٔ مسابقهای که رؤیاهای حرفهایاش را دنبال میکند، برای انزو فقط صاحب یا سرپرست نیست؛ نزدیکترین همراه اوست.
فیلم این پیوند را از راه اتفاقهای بزرگ بهتنهایی نمیسازد، بلکه به جزئیات زندگی مشترک و حضور دائمی انزو اهمیت میدهد. او در کنار دنی، هم در لحظههای سبک و روزمره است و هم هنگامی که زندگی خانواده با دشواری روبهرو میشود. بازی Milo Ventimiglia در نقش دنی، رابطه را باورپذیر نگه میدارد.
« صدای آرام و شوخ راوی نیز در ساخت این شخصیت نقشی اساسی دارد. »
شخصیتها و اجرا
او شخصیتی را تصویر میکند که میان جاهطلبی شغلی، مسئولیت خانوادگی و فشارهای بیرونی در رفتوآمد است؛ انسانی که همیشه آسوده یا مسلط نیست، اما پیوندش با انزو را جدی میگیرد. Kevin Costner نیز با صدای راوی، به انزو وقار و گرمایی کمتکلف میبخشد. حاصل، رابطهای است که از آن رو اثر میگذارد که به جای تأکید دائمی بر وفاداری، آن را در رفتارها و تداوم همراهی نشان میدهد.
مسابقه؛ استعارهای برای زیستن مسابقههای خودرو در فیلم صرفاً پسزمینهای هیجانانگیز نیستند؛ آنها چارچوبی استعاری برای فهم زندگی فراهم میکنند. دنی در مسیر حرفهای خود میآموزد که سرعت و مهارت کافی نیست و راننده باید شرایط را بخواند، لحظهٔ مناسب را تشخیص دهد و در دل خطر، کنترل خود را حفظ کند.
انزو نیز این اصول را از بیرون تماشا میکند و میکوشد آنها را به تجربههای انسانی تعمیم دهد. این استعاره گاه به فیلم انسجام میدهد؛ بهخصوص وقتی تجربهٔ رانندگی و دشواریهای زندگی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. اما اثر از ظرفیت تصویری مسابقهها به اندازهٔ کافی بهره نمیبرد. رقابت و سرعت میتوانستند نیروی دراماتیک مستقلتری داشته باشند، حال آنکه بخشهای مسابقهای اغلب در خدمت مسیر عاطفی دنی باقی میمانند.
« Kevin Costner نیز با صدای راوی، به انزو وقار و گرمایی کمتکلف میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، فیلم بیش از آنکه دربارهٔ جهان مسابقه باشد، دربارهٔ خانوادهای است که مسابقه فقط یکی از زبانهای فهم زندگی در آن است. خانواده، فقدان و ملودرام با گسترش زندگی دنی و شکلگیری خانوادهاش، فیلم از روایت دو همراه به داستانی دربارهٔ عشق، مسئولیت و شکنندگی پیوندهای انسانی تبدیل میشود.
انزو در این میان شاهدی خاموش است؛ حضوری که هم به صحنهها گرما میبخشد و هم باعث میشود رخدادهای دشوار از چشم موجودی دیده شوند که نمیتواند آنها را با منطق حقوقی یا اجتماعی انسانها توضیح دهد. از این منظر، فیلم بهدرستی نشان میدهد که حیوانات در حاشیهٔ زندگی خانوادگی نیستند؛ آنها بخشی از حافظه و عاطفهٔ خانهاند.
بااینحال، اثر برای برانگیختن احساسات گاه به موقعیتهای ملودراماتیک متوسل میشود. برخی رویدادها چنان آشکار برای افزایش تنش یا اندوه چیده شدهاند که جای ظرافت را به تأکید میدهند. فیلم از تماشاگر میخواهد با شخصیتها همدلی کند، اما گاهی فرصت شکلگیری طبیعی این همدلی را کوتاه میکند و آن را با لحظههایی پررنگ و مستقیم جایگزین میسازد.
« بااینحال، اثر برای برانگیختن احساسات گاه به موقعیتهای ملودراماتیک متوسل میشود. »
قوتها و کاستیها
این رویکرد برای مخاطبی که با ملودرام خانوادگی ارتباط میگیرد مؤثر است، اما ممکن است برای تماشاگر حساس به اغراق، تصنعی جلوه کند. تغییر لحن و ریتم یکی از چالشهای ساختاری فیلم، رفتوآمد میان چند لحن است: شوخیهای انزو، هیجان مسابقهها، لحظههای خانوادگی و بحرانهای جدی. این تنوع بالقوه میتوانست به تجربهای غنی و چندلایه بینجامد، اما اتصال میان بخشها همیشه نرم نیست.
گاهی تغییر ناگهانی از شوخی به اندوه یا از فضای خانگی به رقابت ورزشی، حس یکپارچگی را مختل میکند. فیلم در بخشهایی موفق میشود این تفاوتها را با صدای راوی به هم پیوند دهد، اما در بخشهایی دیگر، روایت بیشتر کنار هم قرار دادن رخدادهاست تا ساختن جریانی پیوسته از آنها. ریتم داستان نیز تابع همین نوسان است.
برخی دورههای زندگی شخصیتها با جزئیات و مکث عاطفی روایت میشوند، در حالی که بعضی تغییرهای مهم شتابزده از برابر چشم مخاطب میگذرند. این نابرابری سبب میشود همهٔ فصلهای داستان وزن یکسانی پیدا نکنند. با وجود این، فیلم به کمک پیوند مرکزی انزو و دنی، رشتهای عاطفی حفظ میکند که تماشاگر را در میان این نوسانها نگه میدارد.
« این تنوع بالقوه میتوانست به تجربهای غنی و چندلایه بینجامد، اما اتصال میان بخشها همیشه نرم نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «هنر مسابقهدادن زیر باران» اثری است که نیروی اصلیاش نه در تازگی طرح، بلکه در کیفیت رابطهای نهفته است که میان انزو و دنی میسازد. روایت از نگاه سگ، داستانی آشنا را به تجربهای گرم و تا اندازهای متفاوت تبدیل میکند؛ صدای راوی آرام و شوخ، فضای فیلم را زنده نگه میدارد و استعارهٔ مسابقه راهی برای اندیشیدن به پایداری و انتخاب پیش میگذارد.
در سوی دیگر، پندهای بیش از اندازه مستقیم، تغییرهای ناهماهنگ لحن و اتکای گاه آشکار به ملودرام، مانع از آن میشوند که اثر به ظرافتی همسنگ ظرفیت عاطفی خود برسد. بااینهمه، فیلم در یادآوری اهمیت همراهی و وفاداری صادق است. جهانبینی سادهٔ انزو، حتی وقتی به شعار نزدیک میشود، از مهر و میل به فهمیدن سرچشمه میگیرد.
حاصل، درامی خانوادگی و احساسبرانگیز است که بیشتر از آنکه دربارهٔ پیروزی در مسابقه باشد، دربارهٔ ماندن در کنار کسانی است که زندگی را با آنها طی میکنیم.
« بااینهمه، فیلم در یادآوری اهمیت همراهی و وفاداری صادق است. »



ثبت دیدگاه