نقد و بررسی
نقد چگونه یک همسر خوب باشیم (How to Be a Good Wife) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مدرسهای برای «همسر خوب» فیلم «How to Be a Good Wife» ساختهٔ مارتن پرووست، کمدیدرامی فرانسوی است که در آستانهٔ دگرگونیهای اجتماعی سال ۱۹۶۸ میگذرد. پولت وان در بک مدرسهای برای آموزش خانهداری و آداب همسرداری اداره میکند؛ نهادی که دختران را برای نقشی ازپیشتعیینشده آماده میسازد: همسری فرمانبردار و کدبانویی بینقص.
مرگ ناگهانی همسر پولت، او را با مسئولیتی روبهرو میکند که پیشتر در اختیار شوهرش بوده و همزمان پرده از بحران مالی مدرسه برمیدارد. در بیرون از دیوارهای مدرسه نیز اعتراضهای مه ۱۹۶۸ نظم کهنه را به چالش میکشند و پرسشی تازه را پیش میکشند: آیا شاگردان واقعاً باید همان آیندهای را بپذیرند که برایشان طراحی شده است؟
پرووست از این موقعیت تاریخی نه برای ساختن روایتی تلخ و یکسویه، بلکه برای پرداختن به برخورد میان عادتهای دیرپا و خواست تغییر بهره میگیرد. فیلم در ظاهر دربارهٔ مؤسسهای کوچک در آلزاس است، اما دامنهٔ بحثش فراتر میرود: آموزش چگونه میتواند نابرابری را به صورت «فضیلت» عرضه کند؟ و وقتی سازوکارهای اجتماعی تغییر میکنند، کسانی که سالها از آنها پیروی کردهاند چگونه خود را با واقعیت تازه روبهرو میسازند؟
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز در خدمت نقد اجتماعی مهمترین ابزار فیلم برای نزدیکشدن به این پرسشها، طنزی است که از تضاد میان آموزههای مدرسه و جهان در حال دگرگونی پدید میآید. کلاسهای مرتب، قواعد خشک و درسهایی که زنان را به خدمتگزاری در خانه فرامیخوانند، در کنار صدای اعتراضهای خیابانی معنایی دوگانه پیدا میکنند.
آنچه روزگاری طبیعی و حتی محترم جلوه میکرد، اکنون بهتدریج مضحک و بیتناسب به نظر میرسد. این رویکرد، نقد فیلم را برای مخاطب قابلدسترس میکند؛ بهجای آنکه درسهای خانهداری را صرفاً با لحنی خطابی محکوم کند، تناقضهای نهفته در آنها را به نمایش میگذارد. بااینحال، طنز همیشه به یک اندازه سنجیده نیست.
گاهی شوخیها چنان به اغراق و نمایش آشکار رو میآورند که ظرافت انتقادیشان کاهش مییابد. فیلم در بهترین لحظهها با کنار هم گذاشتن نظم مصنوعی مدرسه و آشفتگی زمانه، خندهای تلخ میآفریند؛ در لحظههای کماثرتر، به کاریکاتور نزدیک میشود و فرصت تأمل را از مخاطب میگیرد. پولت؛ میان اقتدار و بیداری پولت با بازی ژولیت بینوش، مرکز ثقل روایت است؛ زنی که هم مدیر مدرسه است و هم محصول همان نظامی که به ادارهکردنش کمک میکند.
« آنچه روزگاری طبیعی و حتی محترم جلوه میکرد، اکنون بهتدریج مضحک و بیتناسب به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
او در آغاز، نه چهرهای انقلابی و نه مخالفی آشکار است. باورها و رفتارهایش در چارچوبی شکل گرفتهاند که برای زنان تعیین میکند چه چیزی شایسته، اخلاقی و قابلقبول است. ازاینرو، مواجههاش با مسئولیت تازه فقط تغییری در وضعیت روزمره نیست؛ او ناچار میشود نسبت خود را با اقتدار، استقلال و خواستههای شخصی بازبسنجد.
بینوش در اجرای نقش، میان جدیت و کمدی رفتوآمد میکند و حضورش به فیلم نیرویی آرام اما محسوس میبخشد. بااینحال، فیلمنامه گاهی مسیر تحول پولت را بیش از اندازه هموار میکند. پرسشهای بزرگی دربارهٔ آزادی و هویت در برابر او قرار میگیرند، اما همهٔ این پرسشها فرصت نمییابند در رفتار و تصمیمهایش به شکلی پیچیده و تدریجی رسوب کنند.
نتیجه، شخصیتی است که جذابیت دارد، اما گاه بیشتر حامل ایدههای فیلم است تا انسانی که تناقضهایش با حوصله کاویده شده باشد. زنان پیرامون او و محدودیت پرداخت شخصیتها یکی از امتیازهای بالقوهٔ فیلم، حضور گروهی از زنان با منشها و تجربههای متفاوت است. ژیلبرت، با روحیهٔ نامتعارفش، امکان فاصلهگرفتن از قالبهای رسمی را نمایندگی میکند؛ ماریترز، راهبهٔ سختگیر، به سنت و نظم اخلاقی پیوند دارد؛ و دختران مدرسه میان پذیرش قواعد، کنجکاوی نسبت به جهان بیرون و میل به استقلال در نوساناند.
« او در آغاز، نه چهرهای انقلابی و نه مخالفی آشکار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مجموعه میتوانست تصویری چندلایه از زنانی بسازد که هر یک به شیوهای متفاوت با محدودیتهای زمانه کنار آمدهاند. بازیهای گروهی و هماهنگی بازیگران در لحظههای کمدی، به فیلم انرژی میبخشد. بهویژه شخصیتهای پیرامونی گاه با واکنشها و حضورشان صحنه را از انحصار پولت بیرون میآورند.
اما فیلمنامه در پرداخت همهٔ آنها به یک اندازه موفق نیست. برخی از شاگردان بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل با کشمکشهای روشن باشند، نمونههایی از مواضع مختلف دربارهٔ تغییر باقی میمانند. همین فشردگی، دگرگونی بعضی شخصیتها را شتابزده یا کماقناع میسازد. فیلم میل دارد تصویری جمعی از بیداری زنان ارائه کند، اما برای آنکه این بیداری باورپذیرتر شود، به مکثهای بیشتری بر تجربهٔ فردی هر یک نیاز داشت.
گذشتهٔ تاریخی در قابهای رنگارنگ طراحی صحنه و لباس، از عناصر مؤثر در ساخت جهان فیلم است. فضای مدرسه با نظم و آراستگیاش، بر تصویری از زندگی تأکید میکند که قرار است بینقص و قابلکنترل باشد. لباسها و جزئیات محیط نیز حالوهوای فرانسهٔ دههٔ شصت را با دقت و جذابیت بازمیسازند؛ تماشاگر نه فقط به کمک گفتوگوها، بلکه از طریق ظاهر آدمها و فضای پیرامونشان، درون نظمی تاریخی قرار میگیرد.
« بازیهای گروهی و هماهنگی بازیگران در لحظههای کمدی، به فیلم انرژی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
این جلوهٔ دیداری فقط نقش تزئینی ندارد. تضاد میان ظاهر مرتب و واقعیت متغیر، خود به بخشی از معنا بدل میشود: مدرسه میکوشد زندگی را با مجموعهای از قواعد ثابت تنظیم کند، حال آنکه جامعه در بیرون از آن از کنترل این قواعد میگریزد. بااینهمه، فیلم در بهرهگیری از زمینهٔ مه ۱۹۶۸ گاهی بیشتر به نشانههای آشنا تکیه میکند تا به پیچیدگی تاریخی آن.
فضای اجتماعی، موتور تغییر است، اما همهٔ ابعاد و پیامدهای این تغییر به یک اندازه در قصه جذب نمیشوند. لحن ناپایدار و جمعبندی بیش از حد مرتب «How to Be a Good Wife» میان کمدی، درام اجتماعی و گاه حالوهوایی نمایشیتر حرکت میکند. این ترکیب میتواند به فیلم سرزندگی ببخشد، اما انسجام لحن را نیز دشوار میسازد.
لحظهای شوخی بر پایهٔ رفتارهای خشک و خجالتآور شخصیتها شکل میگیرد؛ لحظهای دیگر فیلم میخواهد بر اهمیت تاریخی رهایی زنان تأکید کند. فاصلهٔ میان این دو گرایش همیشه بهخوبی پر نمیشود و بعضی گذارها ناگهانی به نظر میرسند. مشکل مهمتر، شتاب در حلوفصل کشمکشهاست. فیلم پس از طرح پرسشهایی دربارهٔ استقلال، نقشهای جنسیتی و آیندهٔ دختران، در مسیر پایان به سوی جمعبندیای منظم و خوشبینانه حرکت میکند.
« فضای اجتماعی، موتور تغییر است، اما همهٔ ابعاد و پیامدهای این تغییر به یک اندازه در قصه جذب نمیشوند. »
جمعبندی
چنین انتخابی با لحن سبک و سرزندهٔ اثر سازگار است، اما هزینهاش سادهشدن بخشی از تعارضهاست. تحولهای اجتماعی معمولاً آمیخته به مقاومت، تردید و پیامدهای پیشبینیناپذیرند؛ فیلم از این پیچیدگی آگاه است، ولی در واپسین مرحله ترجیح میدهد تصویری روشنتر و آشتیجویانهتر بسازد. جمعبندی «How to Be a Good Wife» اثری خوشساخت و سرگرمکننده است که با تکیه بر طنز، طراحی دیداری دلنشین و بازیهای پرتحرک، سنتهای محدودکنندهٔ زنانه را به پرسش میکشد.
جذابیت اصلیاش در برخورد میان یک مدرسهٔ منضبط و جامعهای است که دیگر نمیخواهد بیچونوچرا از قواعد گذشته پیروی کند. فیلم در لحظههایی که تناقضهای روزمره را به نقد اجتماعی بدل میکند، هوشمند و مؤثر است؛ اما اغراق کمدی، کمعمقی برخی شخصیتها و جمعبندی بیش از اندازه مرتب، از نیروی بالقوهٔ آن میکاهد.
حاصل، فیلمی است با نیت روشن و لحظههای دلپذیر که بیش از آنکه تحولی پیچیده را کاوش کند، تصویری سبک و خوشپوش از بیداری زنان ارائه میدهد.
« چنین انتخابی با لحن سبک و سرزندهٔ اثر سازگار است، اما هزینهاش سادهشدن بخشی از تعارضهاست. »



ثبت دیدگاه