نقد و بررسی
نقد اژدهایان: سواران برک (DreamWorks Dragons) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه مجموعه در جهان «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» «DreamWorks Dragons» ــ که فصل آغازینش با عنوان «Dragons: Riders of Berk» شناخته میشود ــ ادامهای تلویزیونی بر جهان «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» است؛ روایتی که میان فیلم نخست و رویدادهای بعدی مجموعه قرار میگیرد. بازگشت به برک، بازگشت به فضایی آشناست، اما کارکرد سریال صرفاً زندهکردن خاطرهٔ فیلم نیست: این بار فرصت بیشتری فراهم میشود تا زندگی روزمرهٔ وایکینگها در کنار اژدهایان، با همهٔ دشواریها و ناسازگاریهایش، به تصویر درآید.
پیوند میان انسانها و اژدهایان برقرار شده، اما پذیرفتن این همزیستی هنوز کاری تمامشده نیست. همین فاصله میان دوستیِ شکلگرفته و اعتمادِ کاملنشده، موتور بسیاری از ماجراهاست. گسترش برک و منطق کشف یکی از لذتهای اصلی سریال، گسترش تدریجی جغرافیا و فرهنگ برک است. در فیلم سینمایی، جهان داستان بهناچار در خدمت خط روایی فشردهای قرار میگرفت؛ اما قالب اپیزودیک اجازه میدهد گوشههای بیشتری از جزیره، عادتهای مردم و قابلیتهای گوناگون اژدهایان دیده شود.
معرفی گونههای تازه، فقط افزودن موجوداتی عجیب به مجموعه نیست؛ هر اژدها امکان تازهای برای ماجراجویی و حل مسئله به وجود میآورد و نگاه شخصیتها را به طبیعت و همسایگان ناآشنایشان گسترش میدهد. این کنجکاویآفرینی، بهویژه برای مخاطب جوان، جذاب است: هر رویارویی میتواند دریچهای به توانایی یا رفتاری ناشناخته باز کند.
بااینحال، جهانسازی سریال همیشه به عمق یکسانی نمیرسد. گاه گونهٔ تازه بیش از آنکه بخشی از زیستبومی باورپذیر باشد، وسیلهای برای پیشبرد ماجرای همان قسمت به نظر میآید. با وجود این، حسِ کشف در بیشتر موارد زنده میماند و برک را از پسزمینهای آشنا به مکانی بدل میکند که هنوز رازهایی برای عرضه دارد.
« پیوند میان انسانها و اژدهایان برقرار شده، اما پذیرفتن این همزیستی هنوز کاری تمامشده نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هیکاپ؛ قهرمانی با نیروی اندیشه هیکاپ همچنان نقطهٔ ثقل اخلاقی و روایی مجموعه است، اما جذابیتش در قدرت جسمانی یا بیخطابودنش نیست. او قهرمانی است که پیش از واکنش، مشاهده میکند؛ بهجای آنکه هر مشکل را با زور حل کند، میکوشد انگیزهها و ترسهای موجودات پیرامونش را بفهمد. این ویژگی در جهانی که سنت جنگاوری و شجاعت غالباً با خشونت سنجیده میشود، به او هویتی متفاوت میبخشد.
هوش، همدلی و آمادگی برای تغییر نظر، در عمل ابزارهای اصلی او هستند. البته تأکید بر این ویژگی گاهی به الگویی قابل پیشبینی میانجامد: مسئلهای پدید میآید، دیگران زود قضاوت میکنند، هیکاپ راهی سنجیدهتر پیشنهاد میدهد و سرانجام سوءتفاهم برطرف میشود. تکرار این قالب از پیچیدگی برخی قسمتها میکاهد، اما با شخصیت محوری سریال سازگار است.
داستانها میکوشند نشان دهند که متفاوتبودن الزاماً ضعف نیست و گاه درست همان چیزی است که به جامعه راهی تازه نشان میدهد. هیکاپ و بیدندان؛ پیوندی فراتر از همراهی رابطهٔ هیکاپ و بیدندان، همچنان قلب عاطفی «DreamWorks Dragons» است. این دوستی از جنس فرمانبرداری سادهٔ حیوان از انسان نیست؛ بر شناخت متقابل، اعتماد و ارتباطی شکل گرفته که همیشه به کلام وابسته نیست.
بیدندان در بسیاری از لحظهها حضوری مستقل دارد و واکنشها و خلقوخویش به او شخصیت میبخشد، نه آنکه صرفاً وسیلهای برای پیشبرد نقشههای هیکاپ باشد. در مقابل، هیکاپ نیز رابطه را مالکانه نمیبیند و میداند که همراهی حقیقی با مراقبت و احترام معنا پیدا میکند. سریال با فرصت بیشتری که برای مکثهای کوتاه و لحظههای روزمره دارد، صمیمیت این دو را ملموستر میکند.
« این ویژگی در جهانی که سنت جنگاوری و شجاعت غالباً با خشونت سنجیده میشود، به او هویتی متفاوت میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
شوخیهای کوچک، نگاهها و همراهی در موقعیتهای خطر، به رابطهای که در فیلمها شکل گرفته بود ادامه میدهند. همین لحظههای آرام، به ماجراجوییها وزن عاطفی میبخشند: خطر زمانی اهمیت دارد که مخاطب بداند شخصیتها چه چیزی را برای یکدیگر به خطر میاندازند. گروه شخصیتها و تعادل لحن حضور آسترید، فیشلگز، اسناتلات، دوقلوها و دیگر چهرههای آشنا، به سریال امکان میدهد که از تکقهرمانی فاصله بگیرد و پویایی گروهی بسازد.
آسترید با جدیت و مهارتش نیرویی منظم و عملگرا به گروه میدهد؛ فیشلگز اغلب دانش و شیفتگی خود را وارد موقعیت میکند؛ و شوخیهای دوقلوها فضا را از سنگینی بیش از اندازه دور نگه میدارد. تضاد میان این خصلتها، بهویژه در موقعیتهای بحرانی، ظرفیت کمدی و همکاری را همزمان فراهم میآورد.
بااینهمه، همهٔ شخصیتها از پرداخت برابر برخوردار نیستند. برخی چهرههای فرعی بیشتر با یک ویژگی برجسته ــ غرور، خامی یا شوخطبعی ــ تعریف میشوند و کمتر فرصت مییابند لایههای تازهای از خود نشان دهند. این محدودیت تا اندازهای به ساختار قسمتمحور مجموعه مربوط است: هر داستان باید در زمانی کوتاه آغاز شود، تعارضی بسازد و به فرجام برسد.
نتیجه، گروهی دوستداشتنی و پرانرژی است که گاه عمق فردی اعضایش زیر سایهٔ سرعت روایت قرار میگیرد. ماجراجویی، پرواز و تصویر پرواز در این مجموعه فقط جلوهای تماشایی نیست؛ بیان تصویری آزادی و رهایی است. عبور اژدهایان از آسمان، حرکت میان صخرهها و چشماندازهای شمالی، یادآور نیروی تخیلیای است که جهان فیلمها را محبوب کرد.
« شوخیهای کوچک، نگاهها و همراهی در موقعیتهای خطر، به رابطهای که در فیلمها شکل گرفته بود ادامه میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لحظهها برای سریال نقشی ساختاری نیز دارند: پرواز امکان جابهجایی، خطر و همکاری را یکجا به صحنه میآورد و رابطهٔ سوارکار و اژدها را از راه حرکت و هماهنگی نمایش میدهد. طبیعتاً زبان بصری یک تولید تلویزیونی به اندازهٔ فیلم سینمایی فرصت پرداخت و جزئیات ندارد. طراحیها و پسزمینهها سادهترند و بعضی صحنهها شکوه و تراکم بصری پردهٔ سینما را بازنمیآفرینند.
اما انیمیشن در لحظههای پرتحرک، بهخصوص هنگام پرواز و تعقیب، حس جنبوجوش خود را حفظ میکند. سریال بیش از آنکه بخواهد هر قاب را به نمایشگاهی از جزئیات بدل کند، بر خوانایی کنش و انرژی صحنه تکیه دارد؛ انتخابی که با ریتم ماجراجویانهٔ آن تناسب دارد. مضمونها و محدودیتهای روایت در زیرِ ماجراهای اژدهایی، مضمونهایی چون مدارا، همکاری، شجاعت و پرهیز از پیشداوری جریان دارند.
سریال بارها نشان میدهد که همزیستی صرفاً با یک تصمیم قهرمانانه برقرار نمیشود؛ ترسها، عادتها و زیانهای کوچک روزمره نیز باید به رسمیت شناخته شوند. این نگاه، جهان داستان را از دوگانهٔ سادهٔ «انسان خوب، اژدهای بد» دور میکند و به مخاطب یادآور میشود که شناختن دیگری بخشی از مسئولیت زندگی جمعی است.
ضعف اصلی مجموعه در همین سادگیِ گاه بیش از اندازهٔ داستانها آشکار میشود. برخی قسمتها تعارضی محدود دارند و مسیر حل آن از ابتدا چندان دور از انتظار نیست. الگوی خطر، اختلاف، همکاری و آشتی، وقتی بارها تکرار شود، از نیروی غافلگیری میکاهد. این امر لزوماً تجربه را ناخوشایند نمیکند؛ سریال برای تماشای خانوادگی و مخاطب جوان طراحی شده و وضوح اخلاقیاش بخشی از دسترسپذیری آن است.
« طبیعتاً زبان بصری یک تولید تلویزیونی به اندازهٔ فیلم سینمایی فرصت پرداخت و جزئیات ندارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، بینندهای که به دنبال پیچیدگی روایی پیوسته یا تحولهای عمیق در هر قسمت باشد، ممکن است گاه با روایتی بیش از حد سرراست روبهرو شود. جمعبندی «DreamWorks Dragons» ادامهای وفادار و دلپذیر برای دنیای «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» است؛ اثری که ارزشش بیش از هر چیز در گسترش برک، معرفی اژدهایان تازه و پروراندن دوبارهٔ دوستی هیکاپ و بیدندان نهفته است.
سریال از قهرمانی بهره میگیرد که با همدلی و اندیشه پیش میرود و جهانی میسازد که در آن شجاعت، گاه به معنای حملهکردن نیست، بلکه به معنای شنیدن و تجدیدنظرکردن است. بعضی روایتها ساده و کمغافلگیریاند و تصویرپردازی تلویزیونی به شکوه فیلمها نمیرسد؛ اما گرمای شخصیتها، حس ماجراجویی و لحظههای پرواز این کاستیها را تا حد زیادی جبران میکنند.
حاصل، مجموعهای سرگرمکننده و خوشقلب است که نه جای فیلمها را میگیرد و نه صرفاً تکرار آنهاست؛ بلکه فرصتی برای ماندن بیشتر در جهانی است که همچنان میل به کشف را برمیانگیزد.



ثبت دیدگاه