نقد و بررسی
نقد گلوله گمشده ۲ (Lost Bullet 2) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تداوم بیوقفه پس از گلولهٔ نخست «Lost Bullet 2» بهکارگردانی Guillaume Pierret دنبالهای است که میکوشد از همان لحظههای آغازین، شتاب قسمت پیشین را از سر بگیرد. لینو پس از پاکشدن نامش همچنان درگیر پیامدهای خشونت و خیانت است؛ مرگ برادر و استادش به زخمی بدل شده که نه زمان آن را التیام میدهد و نه بازگشت به زندگی عادی.
او اینبار نیز در پی یافتن عاملان جنایت است، اما مسیرش از دل شبکهای از پلیسهای فاسد، همکاران گرفتار در مصلحتسنجی و مجرمانی میگذرد که هرکدام در بازی قدرت سهمی دارند. فیلم بدون آنکه در آغاز درنگی طولانی کند، قهرمانش را به دل تعقیب و درگیری میاندازد و خیلی زود اعلام میکند که قرار است بیش از هر چیز، تجربهای پرتنش و حرکتی باشد.
این انتخاب با ماهیت مجموعه سازگار است. فیلم چندان علاقهای ندارد که لینو را در خلوتی طولانی به سوگواری و اندیشیدن وادارد؛ عاطفهاش را بیشتر از راه رفتار، سرسختی و بیقراری او نشان میدهد. نتیجه، روایتی است که پیوسته رو به جلو میرود و تماشاگر را از یک بحران به بحرانی دیگر میبرد.
همین شتاب در بخشهایی امتیاز فیلم است و در بخشهایی دیگر، به محدودیتی برای پرداخت شخصیتها و موقعیتها تبدیل میشود. قهرمانی که با ابزارهایش فکر میکند لینو از آن قهرمانان اکشن نیست که تواناییشان تنها در مشتزنی یا تیراندازی خلاصه شود. مهارت اصلی او شناخت خودرو و توانایی دستکاری آن است؛ مکانیکی که جهان را به شکل قطعه، موتور، بدنه و امکانهای پنهان میبیند.
« نتیجه، روایتی است که پیوسته رو به جلو میرود و تماشاگر را از یک بحران به بحرانی دیگر میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ویژگی به شخصیتش هویتی متمایز میدهد: او در برابر خطر فقط واکنش نشان نمیدهد، بلکه محیط و اشیای اطرافش را به ابزار مقابله بدل میکند. ماشین برای لینو وسیلهای خنثی نیست؛ امتداد ذهن و اراده اوست. Alban Lenoir با بازی فیزیکی و کمگویی حسابشده، این وجه را باورپذیر میکند. لینو بیش از آنکه با سخنرانیهای طولانی احساساتش را توضیح دهد، با حرکات و تصمیمهایش خود را آشکار میکند.
خشم او آشکار است، اما زیر آن نوعی اندوه فرسوده و احساس مسئولیت نیز جریان دارد. فیلم گاه این پیچیدگی را به شمایل آشنای مردی خشن و خاموش تقلیل میدهد، بااینحال حضور بازیگر مانع میشود شخصیت صرفاً به ماشینی برای پیشبرد صحنههای اکشن تبدیل شود. خودرو بهمثابه زبان سینمایی نقطه قوت برجسته فیلم، طراحی و اجرای صحنههای رانندگی است.
خودروها در اینجا فقط وسیلهای برای رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر نیستند؛ هر تعقیب، شکل خاصی از درگیری را میسازد و هر تغییر در مسیر، وزن تازهای به خطر میدهد. دوربین و تدوین میکوشند حرکت را قابلفهم نگه دارند: تماشاگر میتواند جهت خودروها، موانع و پیامد برخوردها را دنبال کند، بیآنکه همهچیز در آشفتگی برشها گم شود.
این وضوح، به صحنهها نیرویی ملموس میبخشد. ماشین آبی لینو نیز بیش از یک وسیلهٔ نمایشی است. بازسازی و دستکاری آن، پیوند میان گذشته، فقدان و ادامهدادن را در خود دارد. خودرو یادآور استاد ازدسترفته و تجربههای پیشین قهرمان است، اما همزمان به ابزاری تازه برای بقا تبدیل میشود. بدینترتیب، فیلم از عنصر مکانیکیای که میتوانست صرفاً جاذبهای سطحی باشد، نشانهای شخصیتی میسازد.
« ماشین برای لینو وسیلهای خنثی نیست؛ امتداد ذهن و اراده اوست. »
شخصیتها و اجرا
هرچند گاهی اغراقهای بدلکاری و میزان تخریب از مرز واقعنمایی عبور میکند، زبان بصری اثر از ابتدا بر هیجان و شدت بنا شده است، نه بر بازسازی دقیق جهان روزمره. اکشنی خشن با ریتم نفسگیر درگیریهای تنبهتن و تعقیبها مکمل یکدیگرند. خشونت فیلم خام و سنگین طراحی شده است؛ ضربهها وزن دارند و بدنها در فضا حرکت میکنند، نه آنکه صرفاً به واسطهٔ تدوین سریع از قاب حذف شوند.
این انتخاب به اکشن کیفیتی فیزیکی میدهد و با شخصیت لینو، که قهرمانی آسیبپذیر اما مقاوم است، تناسب دارد. او شکستناپذیر به نظر نمیرسد؛ بیشتر کسی است که با وجود خستگی و صدمه، خود را به زور اراده و مهارت به موقعیت بعدی میرساند. بااینحال، ریتمی که در آغاز انرژیبخش است، در ادامه گاهی مجال نفسکشیدن را از فیلم میگیرد.
بحرانها با فاصلهای اندک از راه میرسند و صحنههای پرتنش پشت سر هم قرار میگیرند. این تراکم تماشاگر را سرگرم نگه میدارد، اما فرصت تأمل دربارهٔ پیامدهای خشونت را کم میکند. لحظههای عاطفی گاه پیش از آنکه رسوب کنند، جای خود را به تعقیب یا درگیری دیگری میدهند. در نتیجه، فیلم از نظر هیجان پیوسته فعال است، اما از نظر عاطفی همیشه فرصت نمییابد همان اندازه اثر بگذارد.
روایت انتقام و دام آشنایی هستهٔ داستان، جستوجوی عدالت و انتقام است؛ مضمونی که در سینمای اکشن بارها به شکلهای مختلف روایت شده است. «Lost Bullet 2» نیز از الگوهای شناختهشده بهره میگیرد: قهرمانی زخمی، دشمنانی درون ساختار قدرت، وفاداریهایی که زیر فشار آزموده میشوند و حقیقتی که باید از میان منافع متعارض بیرون کشیده شود.
« اکشنی خشن با ریتم نفسگیر درگیریهای تنبهتن و تعقیبها مکمل یکدیگرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در سطح کلی، غافلگیری بنیادینی در این قالب ایجاد نمیکند و مسیر انتقام در بخشهایی قابلحدس به نظر میرسد. ضعف دیگر، تعدد شخصیتها و جناحهای درگیر است. پیوند میان پلیسهای فاسد، نیروهای قانونمدار، مجرمان و شاهدان، گاهی روایت را شلوغ میکند؛ فیلم اطلاعات و مناسبات تازهای را با سرعت عرضه میکند، بیآنکه همیشه برای تثبیت اهمیت هر چهره زمان کافی داشته باشد.
آشنایی با قسمت نخست میتواند فهم روابط را آسانتر کند، اما حتی در آن صورت نیز بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل. آنان غالباً برای ایجاد مانع، انتقال اطلاعات یا تغییر مسیر بحران وارد داستان میشوند و کمتر از آنچه لازم است، فرصت مییابند به موجوداتی چندوجهی بدل شوند.
جهان شهری و پیوند میان ماشین و هویت فضای فیلم از شهر و جاده تصویری خشن و بیقرار میسازد؛ جهانی که در آن مرز میان اجرای قانون و سوءاستفاده از قدرت بهآسانی مخدوش میشود. محیطها در خدمت حس تهدیدند: خیابانها و جادهها فقط پسزمینه نیستند، بلکه میدانهاییاند که شخصیتها در آنها قدرت، کنترل و آزادی را به چالش میکشند.
حضور خودروهای دستکاریشده نیز به این جهان شکل بصری مشخصی میدهد و فیلم را از یک تریلر جنایی متعارف اندکی متمایز میکند. در دل این فضا، ماشینها حامل معنای شخصی هم هستند. لینو از راه کار با خودروها چیزی را بیان میکند که زبانش از گفتنش ناتوان است: وفاداری، سوگ و نیاز به ادامهدادن.
« فیلم در سطح کلی، غافلگیری بنیادینی در این قالب ایجاد نمیکند و مسیر انتقام در بخشهایی قابلحدس به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
این پیوند، مهمترین عامل تمایز فیلم از بسیاری آثار انتقامی همخانوادهاش است. بااینحال، جهانسازی بیشتر در خدمت حرکت و تعقیب باقی میماند و کمتر به تحلیل اجتماعی گستردهتری از فساد و خشونت میرسد. فیلم نشان میدهد که فساد چگونه در ساختارها نفوذ میکند، اما بیشتر به پیامدهای عملی آن میپردازد تا ریشههایش.
جمعبندی «Lost Bullet 2» دنبالهای پرانرژی و خوشساخت در محدودهٔ سینمای اکشن است؛ فیلمی که ارزش اصلیاش را در صحنههای رانندگی، بدلکاریهای ملموس و قهرمانی جستوجو میکند که هوش مکانیکیاش را به بخشی از شخصیت و شیوهٔ مبارزهاش تبدیل کرده است. Alban Lenoir حضوری محکم دارد و رابطهٔ لینو با خودروها به اثر هویتی دیداری میبخشد.
در مقابل، داستان انتقام از الگوهای آشنا فراتر نمیرود، تعدد شخصیتها گاه تمرکز روایت را پراکنده میکند و شتاب مداوم، مجال چندانی برای تعمیق عاطفی باقی نمیگذارد. فیلم بیش از آنکه بخواهد دربارهٔ زخمهای قهرمانش مکث کند، آنها را به سوخت حرکت بعدی بدل میسازد. برای تماشاگرانی که از اکشن خودرویی پرتنش، قهرمان سرسخت و تعقیبهایی با حس فیزیکی استقبال میکنند، این انتخاب جذاب خواهد بود؛ اما کسانی که در دنبالهای جنایی بهدنبال پیچیدگی روایی و پرداخت گستردهٔ شخصیتهای فرعیاند، ممکن است از محدودیتهای فیلم آگاه بمانند.
در نهایت، اثر در آنچه وعده میدهد ــ هیجان، حرکت و خشونت سینمایی ــ موفقتر است تا در گشودن افق تازهای برای داستان انتقام.
« این پیوند، مهمترین عامل تمایز فیلم از بسیاری آثار انتقامی همخانوادهاش است. »



ثبت دیدگاه