نقد و بررسی
نقد والمونت (Valmont) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازی اغوا در جامهٔ نزاکت «والمو» ساختهٔ میلوس فورمن، اقتباسی آزاد از رمان «روابط خطرناک» اثر پیر شودرلو دو لاکلو است؛ اثری که جهان اشرافیاش را نه صرفاً پسزمینهای پرزرقوبرق، بلکه صحنهای برای نمایش مناسبات قدرت میسازد. در این جهان، نزاکت و آداب اجتماعی اغلب پوششی برای میل، رقابت و سلطهاند.
بیوهای دسیسهگر و معشوقش شرط میبندند که آیا والمو میتواند زنی تازهازدواجکرده و پاکدامن را بفریبد یا نه؛ اما آنچه در آغاز بازیای حسابشده به نظر میرسد، بهتدریج با پیدایش احساسی واقعی پیچیده میشود. فیلم همین فاصلهٔ میان نقشه و عاطفه را به کانون کشمکش خود بدل میکند. فورمن بهجای آنکه از همان ابتدا جهان داستان را با شرارتی یکدست و تیره ترسیم کند، به آن لحنی سبکتر و گاه طنازانه میدهد.
این انتخاب، هم به فیلم هویتی مستقل میبخشد و هم از تیزی اخلاقی روایت میکاهد. نتیجه اثری است که بیش از آنکه حکمی قاطع دربارهٔ فساد اشراف صادر کند، رفتار آدمهایی را مینگرد که در بازیهای خود چنان مهارت یافتهاند که گاه دیگر مرز میان نمایش و احساس را تشخیص نمیدهند. نمایش اشرافیت و معماری قدرت فضای فرانسهٔ پیش از انقلاب در «والمو» با دقتی چشمگیر جان میگیرد.
لباسها، آرایش مو، اتاقهای مجلل و تشریفات روزمره، فقط زینت بصری فیلم نیستند؛ آنها بخشی از زبان آناند. در جهانی که منزلت اجتماعی اهمیتی تعیینکننده دارد، ظاهر نه امری فرعی، بلکه ابزار تثبیت جایگاه و پنهانکردن نیت است. حتی سکونِ مجالس و گفتوگوهای مؤدبانه، حسی از مراقبت دائمی ایجاد میکند: هرکس میکوشد دریابد دیگری چه میخواهد و چه چیزی را از او پنهان میکند.
« در این جهان، نزاکت و آداب اجتماعی اغلب پوششی برای میل، رقابت و سلطهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصاویر چشمنواز فیلم، بااینحال، از نگاه انتقادی جدا نیستند. زیبایی محیط اشرافی با بیرحمی بازیهای درون آن تضاد دارد. قصرها و باغها فضایی برای آسودگی واقعی نیستند؛ بیشتر به صحنههایی میمانند که شخصیتها در آن نقشهای خود را اجرا میکنند. این پیوند میان شکوه و حسابگری از نقاط قوت اثر است: تماشاگر درمییابد که تجمل، لزوماً نشانهٔ زندگی پربار نیست و میتواند پوستهای زیبا بر خلأ عاطفی و رقابت اجتماعی باشد.
روایت میان نقشه و احساس هستهٔ دراماتیک فیلم بر شرطبندی و اغوا استوار است، اما جذابیتش صرفاً از این پرسش نمیآید که چه کسی برنده خواهد شد. مسئلهٔ مهمتر، دگرگونی معنای بازی در طول مسیر است. والمو ابتدا با اعتمادبهنفس کسی وارد ماجرا میشود که مهارتش را در فریبدادن دیگران آزموده است؛ بااینحال، مواجهه با زنی که قرار است هدف نقشه باشد، بهتدریج قطعیت او را مختل میکند.
عشق در اینجا چون حادثهای بیرونی بر داستان تحمیل نمیشود، بلکه از دل همان سازوکار فریب سر برمیآورد و آن را از درون متزلزل میکند. این دگرگونی، ظرفیت عاطفی فیلم را بالا میبرد، اما همیشه با عمق روانشناختی کافی همراه نیست. برخی شخصیتها بیشتر در خدمت پیشبردن طرحاند تا آنکه به انسانهایی کاملاً مستقل و چندوجهی بدل شوند.
بهویژه در بخشهایی از روایت، انگیزهها روشناند، اما پیچیدگی درونیِ لازم برای آنکه هر تصمیم وزنی سنگین پیدا کند، کمتر احساس میشود. بااینهمه، کشمکش میان احساس واقعی و محاسبهٔ سرد همچنان نیروی پیشبرندهٔ اثر باقی میماند. بازیها و زیرمتن گفتوگوها بازیهای فیلم بیش از آنکه بر فورانهای عاطفی تکیه کنند، از نگاه، مکث و لحن بهره میگیرند.
« تصاویر چشمنواز فیلم، بااینحال، از نگاه انتقادی جدا نیستند. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوها غالباً دو لایه دارند: معنای آشکارشان مؤدبانه و آرام است، اما زیر آن کشمکشی برای پیشدستی، جلب توجه یا حفظ برتری جریان دارد. همین دوگانگی است که به صحنههای ظاهراً ساده تنش میبخشد. تعارف میتواند تهدیدی پنهان باشد و اعترافی صمیمانه نیز شاید بخشی از نقشهای بزرگتر. آنیتا بنتینگ در نقش مرتوی حضوری مقتدر و حسابگر دارد و به شخصیتش هوشیاری و کنترل میبخشد.
مگ تیلی نیز با لطافتی سنجیده، سویهٔ عاطفی داستان را نمایندگی میکند؛ حضوری که در برابر جهان مبتنی بر معامله و فریب، نوعی آسیبپذیری به همراه دارد. کالین فرث در نقش والمو، بااینحال، تصویری نرمتر و کمخطرتر از اغواگر بیرحمِ افسانهای ارائه میدهد. این انتخاب با لحن ملایمتر فیلم سازگار است، اما از کاریزمای خطرناک شخصیت میکاهد و گاه باعث میشود دگرگونی عاطفی او بهاندازهٔ کافی تکاندهنده نباشد.
لحن ملایم و طنز مهارشده یکی از تصمیمهای اساسی فورمن، دوری از خشونت آشکار و تلخی بیامان است. فیلم بهجای تأکید مداوم بر بیرحمی شخصیتها، گاه رفتارشان را با فاصلهای ironیک مینگرد و از تناقض میان ادعای نجابت و نیتهای خودخواهانهشان طنز میسازد. این نگاه با جهان اشرافی اثر تناسب دارد: آدمهایی که به قواعد و آداب میبالند، در خلوت همان قواعد را وسیلهای برای فریب و انتقام میکنند.
اما ملایمت لحن بهایی نیز دارد. طنز اجتماعی فیلم به اندازهای تند نمیشود که ساختار طبقاتی و فساد اخلاقی را با تمام نیروی خود به پرسش بکشد. در مقایسه با ظرفیت نهفته در داستان، برخی پیامدها کموزن جلوه میکنند و نقد اجتماعی گاهی در زیبایی صحنهها و روانی روایت حل میشود. ازاینرو، فیلم بیشتر به مطالعهای کنایی دربارهٔ رفتار اشرافی نزدیک میشود تا رسالهای بیرحمانه علیه آن.
« همین دوگانگی است که به صحنههای ظاهراً ساده تنش میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و انسجام دراماتیک «والمو» فیلمی بلند و آرامگام است و بهجای شتاب در رخدادها، فرصت میدهد بازیهای اجتماعی و دگرگونی رابطهها شکل بگیرند. این ریتم با جهانی سازگار است که در آن انتظار، سکوت و تأخیر خود بخشی از قدرتاند. شخصیتها بهندرت همهچیز را مستقیم میگویند؛ بنابراین مکثها و جابهجاییهای ظریف در لحن، فضای لازم برای خواندن زیرمتن را فراهم میکنند.
بااینحال، این خویشتنداری همیشه به سود فیلم نیست. بعضی بخشها طولانیتر از نیاز دراماتیک خود به نظر میرسند و تکرار موقعیتهای مبتنی بر اغوا و دسیسه میتواند از نیروی تعلیق بکاهد. افزون بر این، وقتی شخصیتها بیشتر به مهرههای یک طرح تبدیل میشوند، مکثهای طولانی الزاماً به شناخت عمیقتر آنها نمیانجامد.
ریتم آرام، برای تماشاگر علاقهمند به جزئیات بازیگری و فضای تاریخی دلپذیر است، اما ممکن است برای کسی که انتظار پیشرفت سریعتر و پیامدهای تندتر دارد، فرساینده شود. اقتباس و نگاه مستقل فیلم اقتباس فورمن و ژانکلود کاریر، رمان لاکلو را عیناً بازسازی نمیکند و در برداشت خود بر جنبههایی دیگر از داستان تأکید میگذارد.
فیلم بهجای آنکه صرفاً بر رسوایی و مجازات اخلاقی متمرکز بماند، به روابط انسانی و سازوکارهای اجتماعیای مینگرد که شخصیتها را به بازیگرانی دائمی بدل کردهاند. همین تغییر زاویه، اثر را از بازگویی صرف دور میکند و به آن حالوهوایی مستقل میدهد. در عین حال، انتخاب پایانی و نحوهٔ توزیع پیامدها میتواند از شدت داوری اخلاقی داستان بکاهد.
« این ریتم با جهانی سازگار است که در آن انتظار، سکوت و تأخیر خود بخشی از قدرتاند. »
قوتها و کاستیها
وقتی زیانها و تنبیهها بهاندازهٔ اعمال شخصیتها سنگین به نظر نمیرسند، تصویری که فیلم از بیرحمی و خودخواهی ساخته، اندکی نرم میشود. این نرمی الزاماً نقصی مطلق نیست؛ بخشی از نگاه انسانیتر و کمتر محکومکنندهٔ فورمن است. اما اگر انتظار برشی تیز از مناسبات قدرت و فساد اجتماعی داشته باشیم، فیلم در لحظاتی محتاطتر از ظرفیت موضوع خود جلوه میکند.
جمعبندی «والمو» اثری دیدنی و خوشساخت است که شکوه بصری فرانسهٔ اشرافی را با بازیهای ظریف و نبرد پنهان میان میل، قدرت و احساس درهم میآمیزد. جذابیت اصلی فیلم در این است که اغوا را سرگرمیای بیخطر نمیبیند: هر نقشه میتواند زندگی عاطفی آدمها را دگرگون کند و هر پیروزی، هزینهای داشته باشد.
فضای تاریخی، بازیهای مبتنی بر زیرمتن و کشمکش والمو میان نقش فاتح و احساس واقعی، فیلم را زنده نگه میدارند. در برابر این امتیازها، ریتم طولانی و گاه کند، شخصیتپردازی نابرابر و ملایمت نقد اجتماعی از نیروی اثر میکاهند. والمو نیز در این برداشت، بیش از آنکه تجسمی هراسانگیز از اغواگری باشد، انسانی است که با اطمینان وارد بازی میشود و آرامآرام برتری خود را از دست میدهد.
حاصل، نه اقتباسی بیرحم و گزنده، بلکه درامی تاریخی و کنایی است؛ فیلمی که زیبایی را با فریب، و عاطفه را با حسابگری روبهرو میکند و از تماشاگر میخواهد زیر آداب دلپذیرش، خشونت پنهان مناسبات را ببیند.
« این نرمی الزاماً نقصی مطلق نیست؛ بخشی از نگاه انسانیتر و کمتر محکومکنندهٔ فورمن است. »



ثبت دیدگاه