نقد و بررسی
نقد بن هور: داستانی از مسیح (Ben-Hur: A Tale of the Christ) | 1925
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای که از پرده فراتر میرود «بنهور: حکایتی از مسیح» ساختهٔ فرد نیبلو، از آن فیلمهایی است که مقیاس و جاهطلبیشان را نمیتوان تنها با روایت داستان سنجید. این اثر صامتِ سال ۱۹۲۵، با بازی رامون نووارو در نقش یهودا بنهور، بر پایهٔ رمانی از لو والاس ساخته شده و از نخستین اقتباسهای بلند سینمایی آن به شمار میرود.
فیلم میخواهد هم ماجرایی پرتحرک از ستم و رهایی باشد و هم تصویری گسترده از جهانی که در آستانهٔ دگرگونی معنوی قرار دارد. همین دوگانه، هم سرچشمهٔ شکوه آن است و هم گاه سبب میشود روایت زیر بار عظمت خودش کند شود. داستانی میان خیانت، آزادی و ایمان بنهور شاهزادهای یهودی و برخوردار از جایگاه اجتماعی است که پیوند دیرینش با مسالا، سردار رومی، زیر فشار سیاست و سلطهٔ امپراتوری از هم میگسلد.
خیانت مسالا، زندگی بنهور را به مسیری ناخواسته میراند: از آزادی به اسارت، و از آسایش به تجربهٔ خشونت و محرومیت. در عین حال، فیلم از همان آغاز سرنخهایی میگذارد که نشان میدهند داستان فقط دربارهٔ انتقام شخصی نیست؛ حضور مسیح و رویدادهای پیرامون او، افقی اخلاقی و مذهبی به ماجرا میافزاید.
« همین دوگانه، هم سرچشمهٔ شکوه آن است و هم گاه سبب میشود روایت زیر بار عظمت خودش کند شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دو محور همیشه بهیک اندازه روان و منسجم پیش نمیروند. روایت گاه از زندگی بنهور فاصله میگیرد تا صحنههایی از جهان دینی داستان را پیش چشم بگذارد؛ برای بینندهای که با این زمینه آشنا نیست، تغییر مسیرها ممکن است کمی گنگ باشد. افزون بر آن، فیلم حجم بزرگی از ماجرا را در زمانی طولانی روایت میکند.
نتیجه، اثری است که بیشتر به حماسهای فصلفصل شباهت دارد تا داستانی فشرده و یکدست. سینمای صامت و نیروی تصویر تماشای فیلم امروز، بهویژه برای مخاطبی که با سینمای صامت کمتر آشناست، نوعی تغییر در عادت دیدن میطلبد. داستان با گفتوگوهای شنیداری پیش نمیرود؛ بازی چهره، حرکت بدن، میاننویسها و ترکیببندی قابها بار روایت را به دوش میکشند.
این شیوه در بخشهایی به فیلم قدرتی چشمگیر میدهد: احساسها بهصورت آشکار و نمایشی بیان میشوند و تصویر، بهجای پنهانکردن معنا در گفتوگو، آن را به حرکت و ژست میسپارد. بااینحال، زبان بازیگری و تدوین آن دوره ممکن است برای تماشاگر امروز دور از عادت باشد. برخی واکنشها اغراقشده به نظر میرسند و میاننویسها گاهی بهجای آنکه به جریان صحنه کمک کنند، آن را متوقف میسازند.
« این دو محور همیشه بهیک اندازه روان و منسجم پیش نمیروند. »
شخصیتها و اجرا
این ویژگیها را بهتر است نه صرفاً نقصهایی مستقل، بلکه بخشی از دستور زبان سینمایی زمانه دانست؛ زبانی که فیلم در آن، با وجود محدودیتهایش، توانسته لحظاتی از هیجان و عظمت بصری بسازد. شکوه صحنههای بزرگ دو مجموعهٔ بزرگ فیلم، یعنی صحنههای کشتی و مسابقهٔ ارابهرانی، نمونههای برجستهای از سینمای پرخرج و پرتماشای دوران صامتاند.
صحنهٔ کشتی با حس محصوربودن، خطر و فشار جسمانیاش، فضایی خشن و پرتنش میسازد. مسابقهٔ ارابهرانی نیز با حرکت پیوسته، ازدحام و احساس خطر، از آن لحظههایی است که فیلم با تمام توان تصویریاش به میدان میآید. هیجان آن صرفاً حاصل سرعت نیست؛ فیلم با چینش بازیگران و وسایل نقلیه در قاب، و با جابهجایی نگاه میان شرکتکنندگان و جمعیت، تجربهای جمعی و نمایشی شکل میدهد.
رنگ نیز یکی از شگفتیهای اثر است. بخشهایی از فیلم با شیوههای رنگی اولیه ارائه شدهاند و تفاوت آنها با بخشهای دیگر، حسی تشریفاتی و گاه رؤیایی پدید میآورد. این رنگآمیزی نه فقط آرایهای زیبا، بلکه راهی برای برجستهکردن جهان اسطورهای و مذهبی داستان است. صحنهآرایی و طراحی لباس نیز میکوشند تصویری عظیم از دوران باستان بسازند؛ تصویری که حتی وقتی از دقت تاریخی فاصله میگیرد، از نظر تماشاییبودن جذابیت خود را حفظ میکند.
« صحنهٔ کشتی با حس محصوربودن، خطر و فشار جسمانیاش، فضایی خشن و پرتنش میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و شخصیتپردازی رامون نووارو در نقش بنهور حضوری محوری دارد و موفق میشود میان نجابت شاهزادهوار شخصیت و رنجی که بر او تحمیل میشود، پیوندی روشن برقرار کند. بازی او آشکارا متعلق به سنت نمایشی سینمای صامت است: احساسها از راه چهره و حرکات تأکیدی منتقل میشوند، نه از طریق گفتوگوی طبیعی.
این بیان گاه پررنگ و اغراقآمیز میشود، اما نووارو به شخصیت نوعی ثبات میدهد که برای همراهی با روایت طولانی فیلم ضروری است. مسالا در مقام نیروی مقابل، بیش از آنکه شخصیتی چندلایه باشد، نمایندهٔ اقتدار روم و انتخاب سیاسیِ بیرحمانه است. تقابل این دو دوست قدیمی، ظرفیت عاطفی فراوانی دارد، اما فیلم همیشه برای کاوش در پیچیدگی رابطهٔ آنها مکث نمیکند.
در نتیجه، شخصیتها گاهی در خدمت طرح بزرگ داستان قرار میگیرند و فرصت کمتری مییابند تا به موجوداتی کاملاً مستقل و پیچیده بدل شوند. ریتمی باشکوه اما نابرابر طولانیبودن فیلم بهخودیخود مسئله نیست؛ اثرهای حماسی برای گستراندن جهان و ساختن حس گذر زمان به مجال نیاز دارند. مشکل آنجاست که «بنهور» در همهٔ بخشها از این مجال به یک اندازه بهره نمیبرد.
« مسالا در مقام نیروی مقابل، بیش از آنکه شخصیتی چندلایه باشد، نمایندهٔ اقتدار روم و انتخاب سیاسیِ بیرحمانه است. »
قوتها و کاستیها
برخی صحنهها، بهویژه لحظههای پرتحرک و برخوردهای بزرگ، نیروی روایی را بالا نگه میدارند؛ اما در بخشهایی دیگر، جزئیات و میاننویسها حرکت داستان را کند میکنند. گاهی احساس میشود فیلم میخواهد هر رخداد را با شکوهی همسنگ صحنههای عظیمش عرضه کند، حال آنکه همهٔ لحظهها به چنین تأکیدی نیاز ندارند.
پس از صحنههای پرهیجان، افت ریتم بیشتر به چشم میآید. تماشاگر ممکن است انتظار داشته باشد انرژی بصری فیلم همچنان در همان سطح ادامه یابد، اما روایت به مسیرهای طولانیتر و کمتحرکتری میرود. این تفاوت، هم میتواند از کاستیهای ساختاری فیلم باشد و هم نشاندهندهٔ آنکه اثر میان دو خواستهٔ متفاوت در نوسان است: ارائهٔ یک ماجرای پرکشش و ساختن حماسهای مذهبی و اخلاقی.
جایگاه تاریخی و تجربهٔ تماشا ارزش فیلم فقط در این نیست که نسخهای قدیمیتر از داستانی مشهور را عرضه میکند؛ «بنهور» نشان میدهد سینمای صامت تا چه اندازه میتوانست به مقیاسهای عظیم نزدیک شود. تولید پرهزینه و دشوار آن، در کنار صحنههای انبوه و تجربههای تصویری، یادآور دورهای است که فیلمسازان برای ساختن تماشاییترین تصویر ممکن، مرزهای فن و تولید را میآزمودند.
« پس از صحنههای پرهیجان، افت ریتم بیشتر به چشم میآید. »
جمعبندی
اثر در سال ۱۹۹۷ برای حفظ در فهرست ملی فیلم ایالات متحده برگزیده شد؛ تصمیمی که اهمیت فرهنگی، تاریخی و زیباییشناختی آن را بازمیتاباند. تماشای نسخهٔ مرمتشده، همراه با موسیقی مناسب، میتواند تجربه را بهمراتب کاملتر کند؛ کیفیت نسخهٔ در دسترس نیز بر برداشت از بافت تصویر و رنگ اثر میگذارد.
اما حتی بدون آنکه فیلم را با معیارهای فنی امروز بسنجیم، ارزش آن در قدرت صحنهپردازی، جسارت مقیاس و تواناییاش در ساختن لحظههای پرشور آشکار است. این اثر بیش از آنکه نمونهای بینقص از روایت منسجم باشد، سندی زنده از تخیل و بلندپروازی سینمای دوران خود است. جمعبندی «بنهور: حکایتی از مسیح» فیلمی عظیم، پرتصویر و ناهموار است؛ اثری که گاه زیر بار طول و جزئیاتش کند میشود و بعضی مسیرهای رواییاش را دشوار دنبال میتوان کرد، اما در صحنههای بزرگ به نیرویی تماشایی دست مییابد.
مسابقهٔ ارابهرانی و بخشهای کشتی، همچنان از مهمترین دلایل دیدن آناند؛ بازی رامون نووارو نیز مرکز عاطفی نسبتاً استواری برای این حماسه فراهم میآورد. این فیلم شاید برای هر تماشاگر امروزی تجربهای یکسان و بیدردسر نباشد، اما برای علاقهمندان به سینمای صامت، تاریخ تولیدهای بزرگ و شکلگیری حماسهٔ سینمایی، اثری ارزشمند و سزاوار توجه است.
« این اثر بیش از آنکه نمونهای بینقص از روایت منسجم باشد، سندی زنده از تخیل و بلندپروازی سینمای دوران خود است. »



ثبت دیدگاه