نقد و بررسی
نقد عروس هومپتی شارما (Humpty Sharma Ki Dulhania) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای آشنا با انرژی تازه «Humpty Sharma Ki Dulhania» در ظاهر از همان الگوی آشنای کمدیهای عاشقانهٔ بالیوود پیروی میکند: دیداری اتفاقی، کشش میان دو شخصیت متفاوت، مانعی خانوادگی و تلاشی برای رسیدن به عشقی که با برنامههای ازپیشتعیینشده سازگار نیست. کاویا پراتاپ سینگ، دختر جوان و پرجنبوجوش امبالایی، برای تهیهٔ لباس عروسی به دهلی میرود و با هومپتی شارما، جوانی شوخطبع و بیقید، آشنا میشود.
همین برخورد، مقدمات رابطهای را میچیند که در ادامه باید میان خواستهٔ شخصی، تعهد خانوادگی و انتظارهای اجتماعی راه خود را پیدا کند. فیلم بهخوبی میداند که تازگی قصه نقطهٔ قوتش نیست. از همان ابتدا نشانههایی از آشنایی با الگوهای قدیمیتر سینمای عاشقانه دیده میشود و اثر نیز آشکارا به سنت رمانتیک بالیوود تکیه دارد.
مسئله این است که آیا شخصیتها و فضای فیلم میتوانند به این روایتِ شناختهشده جان تازهای بدهند؛ پاسخ، تا اندازهای مثبت است. «Humpty Sharma Ki Dulhania» داستانی نوآورانه نمیسازد، اما با ریتم پرجنبوجوش و شخصیتهایی که حضورشان از طرح کلیشهای فراتر میرود، تماشاگر را با خود همراه میکند.
کاویا؛ حضوری فراتر از نقش معشوقه یکی از جذابیتهای فیلم، کاویاست؛ شخصیتی که تنها بهانهای برای حرکت قهرمان مرد یا موضوعی برای رقابت عاشقانه نیست. او سرزنده، صریح و مصمم است و در مواجهه با اطرافیان، اراده و سلیقهٔ خودش را نشان میدهد. خواستههایش، از انتخاب لباس عروسی تا شکل زندگی آینده، بخشی از شخصیت او هستند، نه صرفاً ابزارهایی برای پیشبرد ماجرا.
« فیلم بهخوبی میداند که تازگی قصه نقطهٔ قوتش نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آلیا بات در این نقش، با انرژی و واکنشهای سریع، به کاویا کیفیتی زنده میبخشد و بهخوبی میان سرسختی و آسیبپذیری تعادل برقرار میکند. این استقلال البته همیشه به عمق دراماتیک نمیانجامد. فیلم گاه کاویا را به مجموعهای از ویژگیهای دلنشین و تماشایی محدود میکند و فرصت چندانی نمیدهد تا تضادهای درونیاش بهطور کامل شکل بگیرند.
بااینحال، او در بسیاری از صحنهها حضوری فعال دارد و رابطهاش با هومپتی صرفاً بر محور دلربایی یکطرفه نمیچرخد. همین نکته کمک میکند که پیوند میان آن دو، دستکم در لحظههای بهتر فیلم، باورپذیر و متقابل به نظر برسد. هومپتی و نیروی شیمی بازیگران وارون دهاوان، هومپتی را با نوعی شیطنت و آسودگی بازی میکند که بهسرعت فضای داستان را گرم میسازد.
او شخصیت را نه به قهرمانی بیعیب تبدیل میکند و نه اجازه میدهد بیخیالیاش به بیروحی برسد. هومپتی گاهی کودکانه، گاهی جسور و گاهی بیش از اندازه مطمئن به خود است؛ ترکیبی که میتوانست خستهکننده شود، اما بازی پرتحرک دهاوان به آن کشش میبخشد. مهمتر از بازیهای جداگانه، هماهنگی میان دهاوان و بات است.
شوخیها و مشاجرههایشان از ریتم طبیعی برخوردار است و رابطه بهجای آنکه تنها با گفتوگوهای عاشقانه پیش برود، از واکنشهای کوچک، نگاهها و کلکلهای مکرر نیرو میگیرد. در کمدی رمانتیک، چنین شیمیای میتواند بخش زیادی از ضعفهای طرح را جبران کند و اینجا نیز یکی از دلایل اصلی تماشاییماندن فیلم است.
« این استقلال البته همیشه به عمق دراماتیک نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
دوستان هومپتی نیز در ایجاد لحظههای کمیک سهم دارند، هرچند حضورشان گاهی به شوخیهای پررنگ و کمظرافت محدود میشود. خانواده، سنت و سایهٔ یک الگوی سینمایی در پسِ ماجرای عاشقانه، تنش میان انتخاب فردی و اقتدار خانواده قرار دارد. پدر کاویا، با سختگیری و نگاه سنتیاش، مانعی جدی در مسیر خواستههای اوست؛ اما فیلم او را صرفاً مانعی بیمنطق نمیبیند.
ترسها و تجربههای خانوادگی در شکلگیری موضع او نقش دارند، هرچند پرداخت این لایه گاه به راهحلهای آشنا و احساساتی متوسل میشود. اثر در ترسیم خانواده، بیش از آنکه تحلیل اجتماعی دقیقی عرضه کند، به فضای پررفتوآمد و پرهیاهوی خانوادههای پنجابی تکیه دارد؛ فضایی که با شوخی، موسیقی و مناسبات فامیلی جان میگیرد.
در همین زمینه، یادآوری «Dilwale Dulhania Le Jayenge» نیز اجتنابناپذیر است. فیلم از حالوهوای آن اثر بهره میگیرد و بخشهایی از مسیر رواییاش را در گفتوگو با همان سنت پیش میبرد. این ارجاعها برای مخاطبی که با آن پیشینه آشناست میتوانند دلپذیر باشند، اما هرچه پررنگتر میشوند، استقلال فیلم کمتر به چشم میآید.
گاه احساس میشود اثر بهجای بازآفرینی الگو، بیش از اندازه به خاطرهٔ آن تکیه کرده است؛ عاملی که کلیشهایبودن داستان را برجستهتر میکند. موسیقی و بافت گرم فیلم موسیقی از مهمترین ابزارهای فیلم برای ساختن فضای رمانتیک آن است. ترانهها حالوهوای جشن، دلبستگی و شور جوانانه را به روایت وارد میکنند و در کنار رنگهای گرم و محیطهای پرتحرک، تصویری دلنشین از جهان فیلم میسازند.
« خانواده، سنت و سایهٔ یک الگوی سینمایی در پسِ ماجرای عاشقانه، تنش میان انتخاب فردی و اقتدار خانواده قرار دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی قطعهها حتی پس از پایان تماشا نیز در ذهن میمانند؛ نه به این دلیل که روایت را از نو تعریف میکنند، بلکه چون بهخوبی با لحن شیرین و سرزندهٔ اثر هماهنگاند. این گرما، فیلم را به تجربهای راحت و خوشتماشا تبدیل میکند. بااینحال، موسیقی و فضای شاد همیشه به پیشرفت داستان کمک نمیکنند.
گاهی ترانه یا صحنهٔ احساسی بیشتر برای حفظ حالوهوا به کار میرود تا افزودن لایهای تازه به رابطهٔ شخصیتها. نتیجه، اثری است که لحظههای دوستداشتنی فراوان دارد، اما همهٔ آنها در خدمت روایتی منسجم و رو به جلو قرار نمیگیرند. ضعفهای روایت و افت ریتم آشنایی بیش از حد قصه مهمترین محدودیت فیلم است.
بسیاری از گرهها و برخوردها چنان قابلپیشبینیاند که تماشاگر معمولاً زودتر از شخصیتها میتواند مسیر کلی را حدس بزند. فیلم در آغاز، به یاری شوخیها و انرژی بازیگران، این آشنایی را پنهان میکند؛ اما با ادامهٔ روایت، تکیه بر قواعد آشنای ژانر آشکارتر میشود. بعضی دیالوگها نیز بهجای آنکه از شخصیتها و موقعیت برخیزند، بیش از حد نوشتهشده و تصنعی به گوش میرسند.
لحظههایی که قرار است خندهدار یا تأثیرگذار باشند، گاه بهسبب همین تأکید اضافی از طبیعیبودن فاصله میگیرند. نیمهٔ دوم، بیش از نیمهٔ نخست، از مشکل کشآمدن رنج میبرد. پس از آنکه جاذبهٔ اولیهٔ رابطه و فضای پرشور فیلم تثبیت میشود، داستان برای نگهداشتن کشمکش به تکرار برخی مضمونها و موقعیتهای آشنا روی میآورد.
« این گرما، فیلم را به تجربهای راحت و خوشتماشا تبدیل میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، ریتم گاهی کند میشود و احساسات نیز بیش از اندازه برجسته میشوند. فیلم در لحظات پرهیجانش سرگرمکننده است، اما در بخشهایی که باید پیوندهای عاطفی را عمیقتر کند، بهجای ظرافت، بر اغراق تکیه دارد. جمعبندی «Humpty Sharma Ki Dulhania» کمدی عاشقانهای خوشحالوهواست که جذابیت اصلیاش نه در تازگی داستان، بلکه در انرژی بازیگران، رابطهٔ دلنشین کاویا و هومپتی و موسیقی بهیادماندنیاش نهفته است.
آلیا بات و وارون دهاوان به قصهای آشنا شور و سرزندگی میبخشند و فضای گرم فیلم کمک میکند که ضعفهای آن کمتر آزاردهنده شوند. در سوی دیگر، وامگیری آشکار از الگوهای پیشین، دیالوگهای گاه تصنعی و افت ریتم در نیمهٔ دوم مانع از آن میشوند که فیلم به اثری ماندگارتر یا عمیقتر بدل شود. این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که از عاشقانههای پرتحرک و سبک بالیوودی لذت میبرند و بیش از غافلگیری روایی، به شیمی بازیگران و حسوحال اثر اهمیت میدهند.
جذابیتش به همان اندازه که از لحظههای بامزه و گرم میآید، به سادگی و آشناییاش نیز وابسته است؛ آشناییای که گاهی آرامشبخش است و گاهی یادآوری میکند فیلم میتوانست جسورانهتر باشد.
« در نتیجه، ریتم گاهی کند میشود و احساسات نیز بیش از اندازه برجسته میشوند. »



ثبت دیدگاه