نقد و بررسی
نقد در جهان… (In a World...) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که باید صدایش را بشنویم «In a World...» کمدی مستقلی است که از گوشهای کمتر دیدهشده از صنعت سرگرمی سراغ موضوعی آشنا میرود: چه کسی حق دارد صدای اقتدار باشد؟ کارول سولومون، مربی صدا و لهجه، میخواهد از پشت میکروفنِ دیگران بیرون بیاید و در حرفهٔ گویندگی تیزرهای سینمایی برای خودش جایگاهی پیدا کند؛ حرفهای که پدر نامدارش، سام، آن را قلمرو مردان میداند.
همین ایده، هم موتور داستان است و هم استعارهای روشن از دیدهنشدن و شنیدهنشدن زنان. فیلم بهجای آنکه مسئلهٔ تبعیض را در قالب خطابهای مستقیم عرضه کند، آن را در موقعیتهای کاری و خانوادگی میگنجاند. پرسش اصلی فقط این نیست که آیا کارول در رقابت حرفهای موفق میشود؛ مسئله این است که معیارهای «صدای مناسب» را چه کسی ساخته و چرا قدرت و اعتمادبهنفس در این فضا چنین آسان با صدای مردانه یکی گرفته میشود.
فیلم ایدهٔ خود را ساده و قابلفهم نگه میدارد، اما از همین سادگی برای ساختن طنزی اجتماعی بهره میگیرد. صدای پشت میکروفن و پشتوانهٔ فیلم یکی از جذابترین انتخابهای اثر، بردن تماشاگر به دنیای گویندگی تیزرهاست؛ فضایی که معمولاً فقط محصول نهاییاش را میشنویم و کمتر به آدمها، آزمونها و رقابتهای پشت آن فکر میکنیم.
« همین ایده، هم موتور داستان است و هم استعارهای روشن از دیدهنشدن و شنیدهنشدن زنان. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
استودیوهای ضبط، تمرینهای صوتی و بحث بر سر لحن و حضور، به فیلم بافتی خاص میبخشند. صدا در اینجا صرفاً ابزار حرفهای نیست؛ نشانهای از شخصیت، منزلت و میزان نفوذ آدمهاست. Lake Bell، که فیلمنامه را نوشته و کارگردانی کرده و نقش کارول را نیز بر عهده دارد، از علاقهاش به صدا و شیوههای گفتار برای ساختن جهان فیلم استفاده میکند.
نتیجه، اثری است که موضوعش با فرم رواییاش پیوند دارد: فیلم دربارهٔ این است که چه کسی شنیده میشود و خودش هم پیوسته به لحن، سکوت، قطعکردن حرف دیگری و قدرت کلام توجه نشان میدهد. «In a World...» از این حیث ایدهای تازه دارد؛ نه به این دلیل که همهٔ مسیرهای داستانیاش نو هستند، بلکه چون محیطی غیرمعمول را مرکز یک کمدی شخصیتمحور قرار میدهد.
کارول؛ جاهطلبی، نقص و جذابیت کارول قهرمانی بینقص و همیشه دوستداشتنی نیست. او بااستعداد و مصمم است، اما گاه چنان سرگرم تلاش برای اثبات خود میشود که به اطرافیانش گوش نمیدهد. این تناقض، شخصیت او را از نمونهٔ سادهٔ «زن شایستهای که فقط قربانی تبعیض است» فراتر میبرد. کارول هم با مانع بیرونی روبهروست و هم باید سهم خود را در ناکامیهای رابطهای و حرفهایاش ببیند.
« استودیوهای ضبط، تمرینهای صوتی و بحث بر سر لحن و حضور، به فیلم بافتی خاص میبخشند. »
شخصیتها و اجرا
بازی Lake Bell مهمترین تکیهگاه فیلم است. او کارول را با ترکیبی از اعتمادبهنفس، دستپاچگی و سرسختی میسازد؛ شخصیتی که ممکن است در یک لحظه خندهدار و در لحظهای دیگر آزاردهنده باشد. این نوسان به فیلم انرژی میدهد، هرچند همیشه به تعادل نمیرسد. حضور Bell پشت دوربین و در مرکز قاب نیز به اثر انسجامی شخصی میبخشد: به نظر میرسد فیلم به موضوعش فقط علاقهمند نیست، بلکه از دل کنجکاوی و شناخت سازندهاش شکل گرفته است.
خانواده؛ رقابت با پدر و دشواری شنیدن رابطهٔ کارول با سام، پدر مشهور و خودمحورش، یکی از محورهای اصلی فیلم است. سام فقط رقیبی در بازار کار نیست؛ معیار و سایهای است که کارول سالها در برابر آن سنجیده شده. اصرار او بر مردانهبودن این حرفه، هم بیانگر تعصب آشکار است و هم شکل ظریفتری از سلطهٔ خانوادگی: سام حرف میزند، داوری میکند و اغلب فضای گفتوگو را به سود خود میگیرد.
بااینحال، فیلم رابطهٔ پدر و دختر را به تقابل دو چهرهٔ کاملاً یکبعدی تقلیل نمیدهد. ضعف سام در شنیدن دیگران با ضعف کارول در توجه به اطرافیانش آینه میشود. این همپوشانی، از بهترین ایدههای شخصیتپردازانهٔ فیلم است؛ زیرا نشان میدهد تلاش برای شنیدهشدن همیشه به معنای خوب شنیدن نیست.
« بازی Lake Bell مهمترین تکیهگاه فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی کسی که سالها نادیده گرفته شده، خود نیز ناخواسته همان رفتار را تکرار میکند. بازی Fred Melamed به سام اقتدار و غروری میدهد که در عین خندهداربودن، میتواند واقعاً رنجآور باشد. کمدی؛ شوخیهای درخشان و لحظههای ناهماهنگ طنز فیلم از برخورد فضای کوچک و تخصصی گویندگی با خودبزرگبینی هالیوودی جان میگیرد.
بعضی شوخیها از تفاوت میان صدای نمایشی و زندگی روزمره ساخته میشوند؛ بعضی دیگر از رقابتهای مضحک، گفتوگوهای بدزمانبندیشده و آدمهایی که بیش از آنکه گوش کنند، در انتظار نوبت حرفزدناند. چند لحظه واقعاً خندهدار است و بازیگران مکمل نیز به فضای شوخ و نامتعارف اثر کمک میکنند. اما شوخیها یکدست نیستند.
برخی دیالوگها بیش از حد شلوغ یا اصرارآمیز میشوند و بعضی موقعیتها بهجای آنکه از دل شخصیت بیرون بیایند، تصنعی به نظر میرسند. همین مسئله باعث میشود واکنش تماشاگر به کمدی فیلم احتمالاً متفاوت باشد: برای گروهی، لحن نامتعارف و کمی awkward آن بخشی از جذابیت اثر است؛ برای گروهی دیگر، شوخیها پراکنده و کماثر میمانند.
« گاهی کسی که سالها نادیده گرفته شده، خود نیز ناخواسته همان رفتار را تکرار میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین لحظههایش بهجای توضیحدادنِ بامزگی، اجازه میدهد موقعیت خودش خنده بسازد؛ در ضعیفترها، به دیالوگ تکیه میکند و ضرباهنگش را از دست میدهد. ریتم و آمیختگی ژانرها «In a World...» هم کمدی موقعیت است، هم درام خانوادگی و هم قصهای دربارهٔ پیشرفت شغلی. این ترکیب بالقوه غنی است، اما همیشه بهخوبی مهار نمیشود.
بخشهایی از قصه پیشبینیپذیرند و مسیر رقابت حرفهای، گاه از الگوهای آشنای داستانهای «اثبات شایستگی» پیروی میکند. در کنار آن، خطوط فرعی خانوادگی و عاطفی نیز بعضی وقتها تمرکز فیلم را از موضوع مرکزی دور میکنند. ریتم اثر به همین دلیل نامنظم میشود: صحنههایی پرتحرک و بامزه در کنار بخشهایی قرار میگیرند که بیش از اندازه مکث میکنند یا داستان را به جلو نمیبرند.
فیلم همچنین همیشه تصمیم نمیگیرد که در لحظهٔ معین، کمدی باشد یا درام؛ تغییر لحن گاهی طبیعی است و گاهی حس میشود دو فیلم متفاوت در حال رقابت برای جلب توجهاند. بااینهمه، این ناهماهنگیها جذابیت کلی فیلم را از بین نمیبرند، بلکه بیشتر حد و مرزهای تجربهگرایی آن را آشکار میکنند. جمعبندی «In a World...» فیلمی خوشقلب و نامتعارف است که ایدهای تازه را با موضوعی اجتماعی و روابط خانوادگی پیوند میدهد.
« ریتم و آمیختگی ژانرها «In a World...» هم کمدی موقعیت است، هم درام خانوادگی و هم قصهای دربارهٔ پیشرفت شغلی. »
جمعبندی
جذابیت اصلیاش در دنیای کمتر دیدهشدهٔ گویندگی، بازی گرم Lake Bell و پرسشی نهفته است که از دل رقابت کارول بیرون میآید: چرا بعضی صداها از پیش معتبرتر به گوش میرسند؟ اثر در پرداخت قصه، ریتم و کیفیت شوخیها بینقص نیست و گاهی میان خنده و تأمل معلق میماند؛ بااینحال، شخصیت مرکزیاش و نگاه کنجکاوش به قدرت صدا، فیلم را از یک کمدی معمولی متمایز میکند.
نه شاهکاری بیعیب، بلکه تجربهای دوستداشتنی است که حتی پس از پایان، توجه را به صداهایی جلب میکند که معمولاً در پسزمینه میمانند.



ثبت دیدگاه