نقد و بررسی
نقد جزیره گنج (Treasure Island) | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجرایی وفادار به روح رمان اقتباس سال ۱۹۹۰ از «جزیرهٔ گنج»، ساختهٔ فریزر کلارک هستون، در روزگاری که بسیاری از نسخههای داستان رابرت لوئیس استیونسن آن را به ماجرایی کودکانه و بیخطر تبدیل میکردند، رویکردی جدیتر برمیگزیند. فیلم جهان دزدان دریایی را نه عرصهای رنگارنگ و بیگزند، بلکه فضایی خشن و آکنده از تهدید میبیند؛ جهانی که در آن اعتماد بهسادگی شکل نمیگیرد و بقا گاه به تشخیص لحظهای نیت دیگران وابسته است.
اهمیت اصلی فیلم نیز در همین نگاه نهفته است: ماجرا را برای تماشاگر خردسال سادهسازی نمیکند و میکوشد پیچیدگی اخلاقی و خطر واقعی رمان را حفظ کند. روایت با جیم هاوکینز و مادرش در مهمانخانهٔ بنبو آغاز میشود؛ با ورود بیلی بونز، و سپس رسیدن نشانههای خطر، داستان از محیطی محدود به سفری دریایی و بعد به جزیرهای دورافتاده گسترش مییابد.
فیلم در این مسیر به استخوانبندی شناختهشدهٔ رمان وفادار میماند و بخش مهمی از جذابیتش را از همین وفاداری میگیرد. برای خوانندهٔ کتاب، آشنایی با رخدادها لزوماً تجربه را کممایه نمیکند؛ لذت بیشتر در دیدن چگونگی بازآفرینی شخصیتها، لحظههای کلیدی و فضای قصه است، نه در غافلگیریهای پیاپی.
جیم هاوکینز و گذار به بزرگسالی در مرکز داستان، جیم قرار دارد: نوجوانی که ماجراجوییاش صرفاً راهی برای رسیدن به گنج نیست، بلکه آزمونی است برای سنجیدن شجاعت، استقلال و قضاوت اخلاقی او. کریستین بیل در این نقش، جیمی را باورپذیر و متناسب با سن و جایگاهش تصویر میکند. او نه قهرمانی بینقص است و نه حضوری منفعل که صرفاً در پی رویدادهای بزرگسالان کشیده شود.
« کریستین بیل در این نقش، جیمی را باورپذیر و متناسب با سن و جایگاهش تصویر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در مواجهه با خطر، واکنشهایش آمیزهای از هراس، کنجکاوی و ارادهاند؛ همین ناپختگیِ همراه با جسارت به شخصیتش جان میدهد. فیلم بهخوبی از منظر جیم، جهان بزرگسالان را سرزمینی دوپهلو میسازد. کسانی که میتوانند راهنما و پشتیبان باشند، همزمان گرفتار ضعفها و خطاهای خودند؛ و مردانی که ظاهراً خشن و خطرناکاند، گاه واجد جاذبهای انسانی میشوند.
این وضعیت، مسیر رشد جیم را از یک سفر بیرونی به تجربهای درونی بدل میکند. با این همه، فیلم همیشه فرصت کافی برای تعمیق این تحول فراهم نمیآورد؛ گاهی رخدادهای داستانی با چنان شتابی پشت سر هم میآیند که تأثیر عاطفیشان پیش از آنکه کاملاً بنشیند، جای خود را به اتفاق بعدی میدهد. سیلور؛ جاذبه و تهدید در یک چهره چارلتون هستون در نقش لانگ جان سیلور، ستون اصلی فیلم است.
اقتدار جسمانی و حضور پرصلابت او با تصویری که از یک رهبر دزدان دریایی انتظار میرود تناسب دارد، اما جذابیت بازیاش فقط در هیبت و خشونت خلاصه نمیشود. سیلور او مردی چربزبان، زیرک و حسابگر است که میتواند همزمان پناهی دلگرمکننده و تهدیدی جدی به نظر برسد. این دوگانگی، قلب رابطهٔ او با جیم را میسازد: تماشاگر، همچون پسر نوجوان، ناچار است میان دلبستگی به جذابیت سیلور و آگاهی از خطر نهفته در او در نوسان بماند.
هستون این تضاد را با تسلطی چشمگیر پیش میبرد. او سیلور را به شروری یکبعدی بدل نمیکند و از سوی دیگر، مهربانیهای مقطعی شخصیت را نیز بهانهای برای نادیدهگرفتن بیرحمیاش قرار نمیدهد. نتیجه، شخصیتی است که حضورش حتی در لحظههای آرام نیز تنش تولید میکند. در برابر او، بازی الیور رید در نقش بیلی بونز و کریستوفر لی در نقش پیو کور، در آغاز فیلم سایهای تیره و مؤثر بر داستان میاندازد.
« فیلم بهخوبی از منظر جیم، جهان بزرگسالان را سرزمینی دوپهلو میسازد. »
شخصیتها و اجرا
جولیان گلاور و ریچارد جانسن نیز در مقام دکتر لیوزی و اسکواِر ترلانی، به دو نیروی متفاوت در جبههٔ همراهان جیم شکل میدهند. فضای بصری و حس خطر فیلم در ساختن فضای ماجراجویانه، بیش از آنکه بر جلوههای پرزرقوبرق تکیه کند، به محیط و جزئیات ملموس متوسل میشود. مهمانخانه، کشتی و جزیره هر یک حالوهوای جداگانهای دارند؛ از فضای بسته و ناآرام آغازین تا پهنهٔ دریا و انزوای سرزمین ناشناخته.
این جابهجاییها حس سفر را زنده نگه میدارند و مخاطب را از محیط آشنا به جهانی میبرند که در آن قانون و امنیت هر دو شکنندهاند. خشونت نیز در تصویرسازی فیلم حضوری جدی دارد: درگیریها بیش از آنکه بازیوار باشند، پیامد و وزن دارند و همین امر به ماجرا لحنی خشنتر از بسیاری از روایتهای خانوادگی میبخشد.
با این حال، فیلم از نظر ضرباهنگ همیشه به اندازهٔ فضای خود پرتحرک نیست. زمان نسبتاً طولانی آن در بخشهایی احساس میشود که داستان درگیر توضیح موقعیتها، گفتوگوهای دریانوردی یا جابهجایی میان گروههاست. این کندی بهتنهایی نقصی قطعی نیست؛ گاه به فیلم فرصت میدهد تا موقعیت و روابط را جا بیندازد.
اما در لحظههایی دیگر، مکثها بیش از آنکه تعلیق بسازند، جریان روایت را متوقف میکنند. بنابراین تماشاگرانی که انتظار ماجرایی پیوسته و تندآهنگ دارند، ممکن است احساس کنند فیلم بیش از حد در مسیر رسیدن به ایستگاه بعدی درنگ میکند. وفاداری به کتاب؛ امتیاز و محدودیت وفاداری به رمان از برجستهترین ویژگیهای این اقتباس است.
« با این حال، فیلم از نظر ضرباهنگ همیشه به اندازهٔ فضای خود پرتحرک نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیالوگها و جزئیات روایی، تا حد زیادی حالوهوای اثر استیونسن را نگه میدارند و فیلم در بازآفرینی زنجیرهٔ اصلی رویدادها، کمتر به سادهسازیهای شتابزده تن میدهد. این انتخاب برای دوستداران کتاب ارزشمند است؛ شخصیتهای فرعی و بخشهایی از ماجرا که در اقتباسهای فشرده ممکن است کنار گذاشته شوند، مجال حضور مییابند و حس میشود جهان داستان تنها به چند صحنهٔ مشهور محدود نشده است.
اما وفاداری، بهخودیخود تضمینکنندهٔ انسجام سینمایی نیست. فیلم گاهی چنان به واژگان و اصطلاحات دریانوردی و دزدان دریایی نزدیک میشود که توضیح و حرکت داستان زیر سایهٔ آنها قرار میگیرد. برای مخاطبی که با زبان و مناسبات این جهان آشنا نیست، بعضی صحنهها ممکن است بهجای آنکه مسیر روایت را روشنتر کنند، فاصلهای میان او و ماجرا بیندازند.
همچنین وفاداری به جزئیات، به طولانیشدن فیلم کمک میکند و در بعضی مقاطع، روایت را تکهتکه جلوه میدهد؛ گویی مجموعهای از بخشهای وفادار به کتاب کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه همیشه پیوند دراماتیکشان به یک اندازه روان باشد. بازیهای گروهی و شخصیتهای فرعی حضور گروهی از بازیگران شناختهشده به فیلم وزن میبخشد، اما کیفیت بازیها یکدست نیست.
هستون بهروشنی از بیشتر بازیگران پیشی میگیرد و بیل نیز هستهٔ عاطفی داستان را با خویشتنداری حفظ میکند. در مقابل، برخی نقشهای فرعی مجال چندانی برای شکلگیری کامل نمییابند؛ شخصیتها گاه بیش از آنکه افراد مستقل و چندلایه باشند، کارکردی در پیشبرد ماجرا دارند. این نابرابری بهویژه هنگامی دیده میشود که گروه بزرگی از دریانوردان و دزدان دریایی در صحنه حضور دارند و روایت باید میان آنها جابهجا شود.
« اما وفاداری، بهخودیخود تضمینکنندهٔ انسجام سینمایی نیست. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، فیلم از داشتن چهرههای فرعی کاملاً بیاثر فاصله دارد. مجموعهٔ شخصیتهای کشتی و جزیره، حس یک جهان اجتماعی کوچک اما پرتنش را میسازد؛ جهانی که وفاداری در آن دائمی نیست و رقابت برای قدرت میتواند هر رابطهای را دگرگون کند. مشکل آن است که فیلم گاهی برای معرفی یا بهکارگیری این چهرهها به اصطلاحات و اطلاعات محیطی متکی میشود، در حالی که انگیزههای فردیشان به همان اندازه روشن نمیگردد.
از این رو، برخی بازیها در خاطر میمانند و برخی دیگر در ازدحام ماجرا محو میشوند. جمعبندی «جزیرهٔ گنج» سال ۱۹۹۰ اقتباسی جدی و نسبتاً وفادار از رمان رابرت لوئیس استیونسن است؛ فیلمی که بهجای رامکردن دنیای دزدان دریایی، بر خشونت، بدگمانی و جذابیت خطرناک آن تأکید میکند. بازی چارلتون هستون در نقش سیلور، حضور مناسب کریستین بیل در مقام جیم و فضای ماجراجویانهٔ اثر از مهمترین نقاط قوت آناند.
در سوی دیگر، ریتم کند، طولانیبودن محسوس، نابرابری بازیها و تمرکز گاه افراطی بر اصطلاحات و جزئیات دریانوردی، مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ لحظات یکپارچه و روان باشد. این نسخه بیش از هر چیز برای کسانی مناسب است که به خود رمان و اقتباسهای وفادار علاقه دارند و از ماجرایی کلاسیک با لحنی تیرهتر استقبال میکنند.
تماشاگرانی که فیلمی کوتاه، سریع و سرشار از حرکت بیوقفه میخواهند، احتمالاً با مکثهایش کنار نخواهند آمد. بااینحال، جاذبهٔ سیلور و حضور پیوستهٔ خطر، برای بسیاری از کاستیهای روایی آن جبرانکنندهاند: فیلم گاهی سنگین و ناهموار پیش میرود، اما روح ماجراجوییِ قصه و پرسش دشوارش دربارهٔ اعتماد را بهخوبی زنده نگه میدارد.
« با وجود این، فیلم از داشتن چهرههای فرعی کاملاً بیاثر فاصله دارد. »
ثبت دیدگاه