نقد و بررسی
نقد هملت (Hamlet) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تراژدیای که هنوز زنده است «هملت» محصول ۲۰۱۸، بیش از آنکه فیلمی روایی به معنای متعارف باشد، ثبتِ اجرایی تئاتری است: برداشتی از نمایش رابرت آیک که نخست در تئاتر آلمیدا روی صحنه رفت و سپس در تئاتر هارولد پینتر لندن ضبط شد. این تمایز مهم است؛ اثر نه میکوشد زبان سینما را جایگزین صحنه کند و نه اجرای زنده را در قالبی بیطرفانه محبوس نگه میدارد.
دوربین، تماشاگر را به فضای اجرا نزدیک میکند، اما همچنان اجازه میدهد حضور جمعی و ضرباهنگ تئاتر بخشی از تجربه باقی بماند. در مرکز این تجربه، متن ویلیام شکسپیر و هملتِ اندرو اسکات قرار دارد؛ شاهزادهای که در این برداشت نه یادگاری ادبی، بلکه انسانی زنده، متزلزل و دشوارفهم است. جهان امروز در لباس تراژدی تصمیم آیک برای دور کردن نمایش از هیئت تاریخیِ آشنای دربار، صرفاً نوسازیِ ظاهر نیست.
لباسها و فضا به جهان معاصر تعلق دارند و همین انتخاب، مناسبات قدرت و خانواده را از فاصلهای اسطورهای به محدودهای آشنا میکشاند. دربار، دیگر مکانی دوردست و رازآلود نیست؛ میتواند شبیه یک خانواده بانفوذ باشد که سوگ، رقابت و مصلحت در آن به هم گره خوردهاند. تصمیمهای سیاسی نیز از روابط شخصی جدا نمیمانند و عاطفه، در کنار قدرت، به نیرویی تعیینکننده بدل میشود.
« جهان امروز در لباس تراژدی تصمیم آیک برای دور کردن نمایش از هیئت تاریخیِ آشنای دربار، صرفاً نوسازیِ ظاهر نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد به نمایش طراوت میبخشد، بیآنکه ادعا کند هر جزء متن را به یک مسئله روز فروکاسته است. زبان شکسپیر همچنان محور اجراست و لباسهای امروزین قرار نیست جایگزین پیچیدگی ادبی آن شوند. بااینحال، جهان مدرن همیشه مناسبات داستان را روشنتر نمیکند. گاهی فاصله میان ظاهر آشنا و ساختار پیچیده تراژدی، بر ابهام میافزاید؛ ابهامی که برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر مانعی در دنبالکردن روابط و انگیزهها خواهد بود.
اندرو اسکات و هملتِ ناآرام نقشآفرینی اندرو اسکات مهمترین دستاورد اجراست، زیرا هملت را به یک کیفیت ثابت—اندوه، خشم یا هوشمندی—تقلیل نمیدهد. او میان شوخی و جدیت، میان تندی و آسیبپذیری، با تغییرهایی گاه بسیار ظریف حرکت میکند. در نتیجه، رفتار هملت به نمایشِ یک تصمیم از پیشگرفتهشده شباهت ندارد؛ گویی فکرها همان لحظه در ذهن او شکل میگیرند، تغییر جهت میدهند و دوباره زیر پرسش میروند.
این ناپایداری، شخصیت را هم زنده میکند و هم پیشبینیناپذیر نگه میدارد. اسکات هملت را نه قهرمانی صرفاً غمگین میسازد و نه نابغهای که بر همهچیز تسلط دارد. او جوانی است با ذهنی تیز و حساس، اما گرفتار فشار عاطفی و آشفتگیای که حتی خود نیز نمیتواند بهتمامی مهارش کند. لحظههایی از بازیگوشی و کنایه، به جای آنکه وزن تراژیک را سبک کنند، نشان میدهند که طنز چگونه میتواند شکل دیگری از دفاع در برابر اندوه باشد.
« این رویکرد به نمایش طراوت میبخشد، بیآنکه ادعا کند هر جزء متن را به یک مسئله روز فروکاسته است. »
شخصیتها و اجرا
گفتار شکسپیر؛ از حافظه تا لحظه یکی از دشوارترین آزمونهای هر اجرای «هملت»، زنده نگهداشتن سخنرانیهای مشهور آن است؛ گفتارهایی که آنقدر بارها نقل شدهاند که خطر دارند پیش از شنیدهشدن، در حافظه تماشاگر به کلیشه تبدیل شوند. اجرای اسکات بهجای آنکه آنها را چون قطعاتی برای نمایش مهارت ادبی عرضه کند، بر حسِ کشف و شکلگیری لحظهای تأکید دارد.
کلمات آشنا به نظر میرسند، اما لحن و نوسانهای اجرایی مانع میشوند که صرفاً پژواکی از اجراهای پیشین باشند. البته این دستاورد بیهزینه نیست. تراکم متن در بخشهایی چنان بالاست که مجال مکث، تأمل و هضم جملهها محدود میشود. شکسپیر همزمان در سطح کنش، اندیشه و بازی زبانی حرکت میکند؛ اگر اجرا با شتاب از یک لایه به لایه دیگر برود، برخی دلالتها از دسترس تماشاگر دور میمانند.
این مسئله بهویژه برای مخاطبی که با متن آشنایی کمتری دارد، میتواند تجربه را دشوارتر کند. در چنین لحظاتی، نیروی بازیگر جاذبه را حفظ میکند، اما همیشه فرصت کافی برای روشنشدن معنای گفتار فراهم نمیشود. خانواده، قدرت و ابهام اخلاقی در این برداشت، تراژدی فقط داستان انتقام نیست؛ کاوشی است در خانوادهای که اعضایش از محبت و آسیبپذیری خالی نیستند، اما همین احساسها نیز نمیتوانند آنها را از پیامدهای انتخابهایشان برهانند.
« کلمات آشنا به نظر میرسند، اما لحن و نوسانهای اجرایی مانع میشوند که صرفاً پژواکی از اجراهای پیشین باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطه هملت با مادرش، پیوندهای خانوادگی و کشمکشهای سیاسی در فضایی شکل میگیرند که مرز میان صمیمیت و سلطه همیشه روشن نیست. قدرت در اینجا صرفاً ابزار فرمانروایی نیست؛ به شیوهای برای تنظیم روابط و تحمیل روایتهای گوناگون از حقیقت نیز تبدیل میشود. ازاینرو، اجرا از داوریهای سادهانگارانه فاصله میگیرد.
شخصیتها بهآسانی در جایگاه قهرمانان پاک یا بدکاران یکدست قرار نمیگیرند و تنش از برخورد انگیزهها و برداشتهای مختلف نیرو میگیرد. این پیچیدگی از نقاط قوت اثر است، زیرا تماشاگر را وادار میکند درباره اعتماد، سوگ و مسئولیت بیندیشد، بیآنکه پاسخها را از پیش مرتب و آماده دریافت کند.
در عین حال، فضای معاصر گاه بهجای سادهکردن این روابط، لایهای تازه بر ابهام آنها میافزاید؛ انتخابی که ممکن است برای بخشی از مخاطبان ثمربخش و برای بخشی دیگر گیجکننده باشد. اجرا و دوربین ضبط اجرا در فضایی تئاتری، به اثر کیفیتی دوگانه میبخشد. از یکسو، تماشاگر میتواند جزئیات بازی، تغییرهای چهره و حضور بازیگران را از فاصلهای نزدیکتر تجربه کند؛ از سوی دیگر، فیلم همچنان به منطق صحنه وفادار میماند و ادعای تبدیل کامل نمایش به سینما را ندارد.
« ازاینرو، اجرا از داوریهای سادهانگارانه فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
همین وفاداری باعث میشود انرژی زنده اجرا در تصویر حفظ شود، هرچند طبیعتاً بخشی از آزادیِ نگاهکردن در سالن تئاتر جای خود را به قاببندی دوربین میدهد. بازی گروهی نیز در حفظ کشش اهمیت دارد. هملت هرچند شخصیت محوری است، در خلأ شکل نمیگیرد؛ واکنش دیگران و حضورشان در صحنه، به نوسانهای او معنا میدهد.
بااینهمه، مدت طولانی اجرا و تغییر سرعت در بخشهای مختلف، ریتم را گاهی ناهموار میکند. بعضی لحظهها چنان متمرکز و پرتنشاند که زمان بهسرعت میگذرد؛ در بخشهایی دیگر، حرکت کندتر میشود و انرژی روایت افت میکند. این نوسان نه نقصی پیوسته، بلکه بهایی است که اجرا برای حفظ گستردگی متن و لایههای آن میپردازد.
جمعبندی «هملت» رابرت آیک اجرایی است که با تکیه بر جهان معاصر، متن شکسپیر را از فاصله تاریخی بیرون میآورد، اما آن را به بازگویی ساده مسائل روز فرو نمیکاهد. اندرو اسکات در نقشی چندوجهی و پرتنش، هملت را انسانی متحرک و دستنیافتنی میسازد؛ کسی که شوخی، اندوه و خشم در او نه مرحلههایی منظم، بلکه نیروهایی همزمان و متعارضاند.
« هملت هرچند شخصیت محوری است، در خلأ شکل نمیگیرد؛ واکنش دیگران و حضورشان در صحنه، به نوسانهای او معنا میدهد. »
جمعبندی
اجرای او به گفتارهای مشهور طراوت میبخشد و ثبت تصویری نیز بخش مهمی از نیروی صحنه را حفظ میکند. تراکم متن، ریتم نابرابر و ابهامی که گاه بهجای روشنکردن روابط بر پیچیدگی آنها میافزاید، از محدودیتهای اثرند. بااینحال، همین ناآرامی با ماهیت تراژدی سازگار است: نمایش نمیخواهد جهان را به پاسخهای ساده فروبکاهد.
حاصل، برداشتی زنده و جدی از اثری کلاسیک است که برای تماشاگر علاقهمند به بازیگری، زبان و بازخوانی معاصر، تجربهای پربار فراهم میآورد.
« اجرای او به گفتارهای مشهور طراوت میبخشد و ثبت تصویری نیز بخش مهمی از نیروی صحنه را حفظ میکند. »



ثبت دیدگاه