نقد و بررسی
نقد تلفن (Telefon) | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی جاسوسی با هستهای علمیتخیلی فیلم «Telefon» محصول ۱۹۷۷، ساختهٔ Don Siegel، از آن دسته آثار جاسوسی است که ایدهٔ مرکزیاش از همان آغاز توجهبرانگیز است: مأمورانی که سالها پیش در جامعهٔ آمریکا جای گرفتهاند، بیآنکه خود از هویت و مأموریتشان خبر داشته باشند. محرکی کلامی، برگرفته از شعری از رابرت فراست، میتواند آنان را ناگهان به عاملانی خرابکار بدل کند.
این فرض داستانی، هم به قلمرو تریلر جاسوسی تعلق دارد و هم به خیالپردازی علمیتخیلی؛ زیرا پرسشهایی دربارهٔ تلقین، حافظه و اختیار فردی پیش میکشد. فیلم بر پایهٔ رمانی از Walter Wager ساخته شده و فیلمنامه را Peter Hyams و Stirling Silliphant نوشتهاند. جذابیت این طرح فقط در غافلگیریهای روایی آن نیست.
تصور زندگی عادیای که زیر سطحش برنامهای پنهان و خطرناک نهفته است، از همان ابتدا فضایی ناآرام میسازد. شهروندان معمولی، خانهها و تلفنهای روزمره ناگهان ممکن است به اجزای یک سازوکار سیاسی و امنیتی بدل شوند. همین پیوند میان امر عادی و تهدید، به «Telefon» امکان میدهد از الگوی مأموریتهای پرزرقوبرق جاسوسی فاصله بگیرد و اضطرابش را از دل زندگی روزانه بیرون بکشد.
تعلیق و ریتم روایت فیلم در نیمهٔ نخست با شتابی محتاطانه پیش میرود. بهجای آنکه بیدرنگ وارد زنجیرهای از تعقیبها و انفجارها شود، اطلاعات را تدریجی آشکار میکند و مخاطب را با چند مسیر روایی روبهرو میسازد. این انتخاب در نگاه نخست میتواند با فضای رازآلود داستان سازگار باشد: تهدیدی گسترده در حال شکلگیری است و مأموران هنوز تصویر روشنی از آن ندارند.
« محرکی کلامی، برگرفته از شعری از رابرت فراست، میتواند آنان را ناگهان به عاملانی خرابکار بدل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، تأنی روایت همیشه به تعلیق ثمربخش تبدیل نمیشود. برخی لحظات بیش از آنکه به کشف تازهای بینجامند، صرف جابهجایی میان شخصیتها و موقعیتها میشوند. این کندی، بهویژه برای تماشاگر امروز که به روایتهای فشردهتر عادت دارد، ممکن است محسوس باشد. فیلم در جاهایی مکث میکند که میتوانست با تدوینی موجزتر، حس خطر و فوریت را تقویت کند.
از سوی دیگر، همین تأخیر باعث میشود نیمهٔ پایانی که حرکت و تنش بیشتری دارد، انرژی متفاوتی پیدا کند. «Telefon» در آغاز بیشتر زمینه میچیند و در ادامه به سوی هیجان آشکارتر میرود؛ اما فاصلهٔ میان این دو حالت گاه بهجای افزایش تدریجی تنش، شکافی در ضرباهنگ ایجاد میکند. روایت موازی و مسئلهٔ انسجام یکی از ویژگیهای ساختاری فیلم، حرکت میان چند خط داستانی است: از یک سو تلاش برای جلوگیری از خرابکاریها دنبال میشود و از سوی دیگر، هر کنش منفرد میتواند به صحنهای مستقل با حالوهوای خود تبدیل شود.
این شیوه در اصل با وسعت جغرافیایی و سیاسی ماجرا تناسب دارد؛ تهدید، محدود به یک مکان یا یک مأمور نیست و اثر آن در نقاط مختلف پدیدار میشود. اما همین گستردگی، گاهی تمرکز روایی را کاهش میدهد. پرشهای پیدرپی میان شخصیتها و موقعیتها ممکن است مانع شکلگیری پیوند عاطفی پایدار با برخی از آنان شود.
تماشاگر بهسرعت از مسیری به مسیر دیگر منتقل میشود و فرصت نمییابد در هر بخش بهاندازهٔ کافی مکث کند. در نتیجه، بخشهایی از فیلم بیشتر کارکرد اطلاعاتی دارند تا دراماتیک: خبر میدهند که تهدیدی رخ داده یا موقعیتی تغییر کرده است، اما همیشه آن را به تجربهای پرتنش و ماندگار بدل نمیکنند.
« بااینحال، تأنی روایت همیشه به تعلیق ثمربخش تبدیل نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این پراکندگی، در جمعبندی کلی فیلم نیز اثر میگذارد؛ زیرا خطوط روایی بهجای آنکه همواره با استحکام یکدیگر را تقویت کنند، گاهی در کنار هم قرار میگیرند بیآنکه از پیوندشان بیشترین بهره گرفته شود. کارگردانی و فضای دوران جنگ سرد Don Siegel در «Telefon» جهانی میسازد که در آن مرز میان دشمن و متحد، و میان مأموریت رسمی و بحران ناخواسته، روشن و مطمئن نیست.
در این جهان، سازمانهای امنیتی فقط به دنبال مهار دشمن بیرونی نیستند؛ گاه ناچارند از پیامدهای تصمیمهای خود نیز جلوگیری کنند. این نگاه، به فیلم لایهای از بدگمانی سیاسی میبخشد. بحران نه صرفاً نتیجهٔ بدخواهی یک فرد، بلکه حاصل شبکهای از پنهانکاری، خطا و سازوکارهایی است که زمانی طراحی شدهاند و اکنون از کنترل خارج شدهاند.
کارگردانی فیلم در لحظات پرتحرک، بر وضوح کنش و تأثیر مستقیم رویدادها تکیه دارد. انفجارها و خرابکاریها قرار نیست فقط نمایشهایی پرسروصدا باشند؛ آنها یادآورند که ایدهٔ جاسوسیِ پنهان در این فیلم پیامدهای عینی دارد. بااینحال، لحن اثر همیشه یکدست نیست. گاهی حالوهوای آن به تریلری جدی و سیاسی نزدیک میشود و گاهی به ماجرایی عامهپسند با تأکید بر موقعیتهای هیجانانگیز.
این نوسان میتواند بخشی از جذابیت فیلم باشد، اما در بعضی لحظات نیز از انسجام فضای کلی میکاهد. بازیگران و حضور ستارهها Charles Bronson در نقش مأمور شوروی، با بازی کمحرف و خونسرد خود، به فیلم محور محکمی میدهد. او قهرمانی نیست که با توضیحهای طولانی یا نمایش آشکار احساسات، مرکزیتش را اثبات کند؛ اقتدارش بیشتر از سکون، نگاه و آمادگیاش برای عمل میآید.
« این نگاه، به فیلم لایهای از بدگمانی سیاسی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کیفیت با جهان محتاط و پرخطر فیلم سازگار است، اما گاه به بهای کمرنگشدن حضور او تمام میشود. در صحنههایی که روایت میان چند مسیر تقسیم میشود، نقش برانسون ممکن است برای مدتی از کانون توجه فاصله بگیرد؛ نکتهای که از یک سو به گستردگی ماجرا مربوط است و از سوی دیگر، فرصت بهرهگیری کامل از نیروی ستارهای او را محدود میکند.
Lee Remick در برابر او حضوری متفاوت دارد. بازیاش ظرافت و هوشیاری بیشتری وارد فضای فیلم میکند و رابطهٔ میان دو مأمور را از یک همراهی صرفاً اجرایی فراتر میبرد. این تضاد میان خویشتنداری برانسون و انعطاف رمیک، به صحنههای مشترکشان تنوع میدهد؛ هرچند فیلم همیشه برای پرورش رابطهٔ آنان زمان کافی اختصاص نمیدهد.
Donald Pleasence نیز در نقش نیروی محرک بحران، با نوعی آرامش ناآرامکننده ظاهر میشود. بازی او بهجای تکیه بر نمایش آشکار شرارت، از رفتار حسابشده و فاصلهٔ عاطفی شخصیت بهره میگیرد و از این راه، تهدید را شخصیتر میکند. حضور این سه بازیگر یکی از امتیازهای روشن فیلم است. تلفن، شعر و مضمون کنترل نام فیلم به شیئی معمولی اشاره دارد که در این داستان کارکردی دوگانه پیدا میکند: وسیلهٔ ارتباط است، اما همزمان ابزاری برای بیدارکردن چیزی پنهان در ذهن آدمهاست.
تلفن، بهجای آنکه فقط فاصلهها را کم کند، در اینجا فاصلهای روانی و اخلاقی میسازد. تماس کوتاه میتواند سالها از زندگی عادی را قطع کند و فرد را به مأموریتی بدل سازد که از آن آگاهی نداشته است. بدینترتیب، وسیلهای خانگی و آشنا، حامل تهدیدی سیاسی میشود. مصراع شعر رابرت فراست نیز نقشی فراتر از رمز عبور دارد.
« این کیفیت با جهان محتاط و پرخطر فیلم سازگار است، اما گاه به بهای کمرنگشدن حضور او تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
شعر، که در اصل حامل تصویری آرام و تأملبرانگیز است، به کلیدی برای فعالکردن خشونتی ازپیشکاشتهشده بدل میشود. این تضاد میان لطافت زبان شاعرانه و پیامدهای خشن آن، یکی از ایدههای هوشمندانهٔ فیلم است. در عین حال، اثر بهخوبی از ظرفیت فکری همین مفهوم بهره نمیبرد. میتوانست بیش از این در پیامدهای اخلاقی تلقین و محرومشدن فرد از اختیار مکث کند؛ اما معمولاً ترجیح میدهد پرسشها را در خدمت پیشبرد ماجرا نگه دارد.
اکشن، تعلیق و تأثیر احساسی لحظات پرحادثهٔ فیلم، بهویژه در بخشهای متأخر، به آن نیروی تازهای میبخشند. انفجارها و خرابکاریها از نظر مقیاس، تهدید را ملموس میکنند و مخاطب را از فضای گفتوگوها و رفتوآمدهای مأموران بیرون میآورند. بااینحال، اثرگذاری صحنههای اکشن همیشه به معنای تعلیق عمیق نیست.
گاهی فیلم بیش از آنکه مخاطب را دربارهٔ سرانجام موقعیت نگران کند، بر انتظار برای رخداد بعدی تکیه دارد. تفاوت میان «حادثهٔ پرسروصدا» و «تعلیق پایدار» در اینجا اهمیت پیدا میکند: «Telefon» در اولی موفقتر از دومی است. همچنین، تکرار الگوی خرابکاری میتواند نیروی شگفتی را کاهش دهد. هنگامی که سازوکار اصلی داستان روشن میشود، هر واقعهٔ تازه الزاماً افق تازهای نمیگشاید.
از همین رو، بخشهایی از فیلم بهجای تشدید اضطراب، صورتهای متفاوتی از یک تهدید واحد را عرضه میکنند. با وجود این، طراحی ایدهٔ اولیه و تغییر تدریجی فضای روایت کمک میکند که فیلم از یکنواختی کامل دور بماند و در نیمهٔ پایانی جان بیشتری بگیرد. جمعبندی «Telefon» فیلمی است که بیش از هر چیز با ایدهٔ مرکزیاش در ذهن میماند: مأموران خفته، رمز شاعرانه و خطری که از دل زندگی روزمره سر برمیآورد.
« شعر، که در اصل حامل تصویری آرام و تأملبرانگیز است، به کلیدی برای فعالکردن خشونتی ازپیشکاشتهشده بدل میشود. »
جمعبندی
این عناصر، زمینهای غنی برای تریلری سیاسی و روانشناختی فراهم میکنند، اما اجرای فیلم همیشه به اندازهٔ طرحش فشرده و متمرکز نیست. آغاز کند، جابهجاییهای مکرر میان خطهای داستانی و پیوند نهچندان روان برخی از آنها، از نیروی کلی روایت میکاهد. در مقابل، ترکیب بازیگران، فضای بدگمانانهٔ دوران جنگ سرد، چند موقعیت پرتنش و پیوند خلاقانهٔ تلفن با شعر و تلقین، فیلم را همچنان دیدنی میکند.
«Telefon» نه اثری بینقص است و نه صرفاً ماجرایی فراموششدنی؛ فیلمی است با تخیلی جذاب که گاه در پرداخت خود پراکنده میشود، اما هر بار که به هستهٔ اصلیاش بازمیگردد، ظرفیت واقعیاش را نشان میدهد. برای تماشاگرانی که از تریلرهای جاسوسیِ متکی بر ایدههای نامتعارف و حالوهوای سینمای دههٔ هفتاد لذت میبرند، تجربهای قابلتأمل و در بخشهایی هیجانانگیز خواهد بود.



ثبت دیدگاه