نقد و بررسی
نقد اینک جواناناند (Here Are the Young Men) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نسلی در آستانهٔ خلأ «Here Are the Young Men» بیش از آنکه روایتی سرراست از چند نوجوانِ خطاکار باشد، تلاشی است برای ثبت لحظهای ناپایدار: تابستانی که در آن مدرسه تمام شده، اما بزرگسالی هنوز معنای روشنی ندارد. متیو، رز و کرنی در دوبلینِ فیلم، میان آزادیِ تازهیافته و بیهدفیِ فرساینده سرگرداناند.
نوشیدن، مصرف مواد و خرابکاری برایشان نه صرفاً تفریح، بلکه راههایی موقت برای پرکردن خلأییاند که نه خودشان قادر به توضیحش هستند و نه جهان پیرامونشان نشانهای از پرشدن آن میدهد. فیلم از همان ابتدا میکوشد این سرگشتگی را در فرم خود نیز بازتاب دهد: رویدادها با آرامشی تأملبرانگیز پیش نمیروند، بلکه گاه ناگهان شدت میگیرند، از واقعگرایی فاصله میگیرند و به ذهنیت آشفتهٔ شخصیتها نزدیک میشوند.
این انتخاب با مضمون اثر تناسب دارد؛ اما تناسب داشتن با مضمون بهتنهایی کافی نیست. پرسش اصلی این است که آیا آشفتگیِ ساختاری، تجربهٔ گمگشتگی را به شکلی معنادار منتقل میکند یا تنها روایت را از انسجام محروم میسازد. جوانی، رفاقت و مردانگی مسموم یکی از محورهای مهم فیلم، رفاقت پسرانهای است که در ظاهر بر شوخی، همراهی و شور مشترک استوار است، اما در عمق خود به میدان رقابت، فشار و خشونت بدل میشود.
« متیو، رز و کرنی در دوبلینِ فیلم، میان آزادیِ تازهیافته و بیهدفیِ فرساینده سرگرداناند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جمعِ کوچکِ سهنفره به پناهگاهی در برابر مسئولیتهای بزرگسالی شباهت دارد؛ بااینحال، همین پناهگاه گاهی رفتارهای مخرب را تقویت میکند. شخصیتها در حضور یکدیگر تشویق میشوند که بیپرواتر، بیاعتناتر و سرسختتر به نظر برسند؛ گویی اعتراف به ترس یا اندوه، نقضِ نانوشتهٔ قواعد جمع است. فیلم در بهترین لحظاتش بهدرستی نشان میدهد که این سرسختی، نشانهٔ قدرت نیست؛ پوششی است بر ناتوانی در مواجهه با عاطفه و پیامدهای عمل.
بااینهمه، پرداخت شخصیتهای پسرانه همیشه از کلیشه فاصله نمیگیرد. بهویژه کرنی گاه بیشتر کارکردی روایی پیدا میکند تا انسانی چندلایه؛ رفتارش تنش میآفریند، اما انگیزهها و پیچیدگیهای درونیاش بهاندازهای بسط نمییابد که حضورش همزمان هولناک و قابلفهم شود. در نتیجه، آزاردهندهبودن او از نیروی شخصیتپردازی پیشی میگیرد.
متیو و دشواریِ واکنش نشاندادن متیو در مرکز تجربهٔ فیلم قرار دارد؛ نه قهرمانی با ارادهای استوار، نه ناظری کاملاً بیطرف. او میان میل به پذیرفتهشدن، نیاز به داشتن پیوندی عاطفی و تردید دربارهٔ آنچه درست است، گرفتار میشود. این بلاتکلیفی برای شخصیتی که ناگهان با واقعهای تکاندهنده روبهرو شده، ظرفیت دراماتیک دارد: گاهی انسان نه فوراً میشکند و نه میتواند به روال پیشین بازگردد؛ فقط از درون تغییر میکند و نمیداند با این تغییر چه کند.
« بااینهمه، پرداخت شخصیتهای پسرانه همیشه از کلیشه فاصله نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بازی دین-چارلز چپمن این ناتوانی را با نوعی انفعالِ پُرتنش منتقل میکند. در چهره و مکثهای او، مرد جوانی دیده میشود که میخواهد زندگی عادیاش را ادامه دهد، اما ذهنش پیوسته به تجربهای بازمیگردد که هنوز توان پردازش آن را ندارد. ضعف فیلم آنجاست که این کشمکش را گاه بیشتر اعلام میکند تا بپروراند.
متیو در بسیاری از لحظات مهم بهجای آنکه از راه انتخابها و رفتارهای دقیق شناخته شود، در میان آشوب اطرافش شناور میماند. این شناوری با حالوهوای اثر سازگار است، اما ممکن است فاصلهٔ تماشاگر با او را نیز افزایش دهد. بازیها و حضور آنیا تیلور-جوی بازیگران جوان، بار قابلتوجهی از انرژی فیلم را به دوش میکشند.
چپمن و فین کول در نقش متیو و کرنی، تنشی متقابل میسازند که گاه بیش از خود گفتوگوها در نگاهها و تغییر ناگهانیِ رفتارشان نمایان میشود. فِردیا والش-پیلئو نیز به رز کیفیتی ناآرام میبخشد؛ شخصیتی که اندوه و بیاعتنایی را نه همچون دو حالت جدا، بلکه چون دو سوی یک وضعیت روانی تجربه میکند.
« بازی دین-چارلز چپمن این ناتوانی را با نوعی انفعالِ پُرتنش منتقل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، توازن میان این نقشها یکدست نیست و بعضی شخصیتها بیش از آنکه فرصت رشد بیابند، در خدمت حرکتِ پیرنگ باقی میمانند. آنیا تیلور-جوی در نقش جِن حضوری فوری و گیرا دارد. او بدون آنکه هر صحنه را به نمایش یکنفره تبدیل کند، به لحظات حضورش وضوح و ضرباهنگ میدهد. نگاه، لحن و آرامش نسبیِ او در برابر آشفتگی مردان، نوعی نقطهٔ تعادل میسازد؛ از همین روست که ورودش گاهی بیش از وزن واقعی نقش، به فیلم جان میبخشد.
این جذابیت البته دو لبه دارد: توانایی بازیگر، کمبودهایی را آشکار میکند که در شخصیتپردازی جِن وجود دارد. او میتوانست نیرویی مستقلتر در روایت باشد، اما فیلم اغلب او را در نسبت با بحرانها و خواستههای مردان تعریف میکند. فرم بصری؛ میان جسارت و آشفتگی فیلم از واقعگراییِ ساده فاصله میگیرد و برای نمایش ذهنهای بیقرار، به تصاویر خیالی و لحظاتی غریب متوسل میشود.
این بخشها در اصل فرصتیاند برای آنکه تماشاگر فقط شاهد رفتار شخصیتها نباشد، بلکه به تجربهٔ ادراکیِ آشفتهٔ آنان نزدیک شود. موسیقی و تدوین نیز به ساختن فضایی پرتحرک کمک میکنند؛ فضایی که در آن سرخوشی، خشونت و اندوه با مرزهایی نامطمئن کنار هم قرار میگیرند. اما جسارت فرمی همیشه به انسجام نمیرسد.
« آنیا تیلور-جوی در نقش جِن حضوری فوری و گیرا دارد. »
قوتها و کاستیها
برخی لحظاتِ خیالپردازانه بهجای آنکه لایهای تازه به شخصیتها بیفزایند، ریتم را متوقف میکنند یا توجه را از مسیر احساسی روایت منحرف میسازند. مسئله این نیست که فیلم باید به واقعگرایی وفادار بماند؛ مسئله آن است که هر گسستِ سبکی باید نیرویی دراماتیک داشته باشد. وقتی تصویر عجیب به جای تعمیق معنا فقط بر شلوغی میافزاید، تماشاگر ممکن است از تجربهٔ شخصیتها فاصله بگیرد و در پی یافتن خط رواییِ گمشده بماند.
روایتِ پراکنده و بهای آن ساختار فیلم عمداً آرام و کلاسیک نیست، اما پراکندگیاش گاه از انتخابی سبکی به مسئلهای عملی تبدیل میشود. چندین خط عاطفی و رفتاری در کنار هم حرکت میکنند، بیآنکه همیشه پیوند میانشان بهروشنی شکل بگیرد. در نتیجه، بعضی بخشها احساس تکرار دارند: شخصیتها دوباره به بیپروایی پناه میبرند، تنش بالا میرود و سپس روایت به صحنهای دیگر میلغزد، بیآنکه هر بار معنای تازهای از این چرخه بیرون کشیده شود.
این شلوغی با موضوعِ جوانانی که آینده را پس میزنند همخوان است، اما فیلم در گزینش و تمرکز همیشه به اندازهٔ کافی سختگیر نیست. هر لحظهٔ آشفتهای الزاماً آشفتگی را بهتر بیان نمیکند؛ گاهی یک صحنهٔ دقیق و موجز میتواند بیش از چند گسست بصری، حسِ فروپاشی را منتقل کند. آنچه اثر از دست میدهد، فرصت مکث است: مکثی برای آنکه پیامدهای عاطفیِ رفتارها تهنشین شوند و شخصیتها از تیپهای آشنای جوانانِ سرکش فراتر بروند.
« چندین خط عاطفی و رفتاری در کنار هم حرکت میکنند، بیآنکه همیشه پیوند میانشان بهروشنی شکل بگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «Here Are the Young Men» فیلمی نابرابر اما صاحب انرژی است؛ اثری که میخواهد سرگشتگیِ جوانی، مردانگیِ مخرب و دشواریِ مواجهه با تجربههای تکاندهنده را با زبانی بصری و بیقرار بیان کند. بازیهای جوانان، حضور چشمگیر آنیا تیلور-جوی و فضای آشفتهٔ فیلم، لحظاتی پرکشش میآفرینند؛ در سوی دیگر، روایتِ پراکنده، بخشهای غریبِ کماثر و شخصیتپردازیِ ناهماهنگ مانع میشوند این نیرو به تأملی پیوسته و ماندگار بدل شود.
فیلم بیش از آنکه دربارهٔ جوانانی باشد که راه خود را پیدا میکنند، دربارهٔ کسانی است که هنوز نمیدانند با آزادی، اندوه و مسئولیت چه کنند. همین ابهام، گاه نقطهٔ قوت اثر است و گاه سرچشمهٔ ضعفش. تماشاگرانی که از روایتهای آشفته و شخصیتهای نامحبوب گریزاناند، احتمالاً با آن فاصله خواهند گرفت؛ اما برای کسانی که به تصویرهای ناپایدار از جوانی و دوستیهای آسیبزا علاقه دارند، فیلم دستکم تجربهای پرانرژی و چند لحظهٔ بهیادماندنی فراهم میکند.
« همین ابهام، گاه نقطهٔ قوت اثر است و گاه سرچشمهٔ ضعفش. »
ثبت دیدگاه