نقد و بررسی
نقد الیزابت شدن (Becoming Elizabeth) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی در آستانهٔ تاجوتخت «Becoming Elizabeth» بهجای آنکه الیزابت اول را در مقام ملکهای مقتدر و افسانهای به تصویر بکشد، نگاهش را به سالهایی میدوزد که هنوز آیندهاش نامعلوم است: نوجوانی یتیم که در دربار پدرش، هنری هشتم، با نظمی بیثبات و مناسباتی خطرناک روبهرو میشود. مرگ پادشاه، بر تخت نشستن ادوارد ششم و رقابت میان چهرههای بانفوذ، فضایی میسازند که در آن پیوندهای خانوادگی بهسادگی از سیاست جدا نمیشوند.
الیزابت در چنین جهانی بیش از آنکه مسیر روشنی بهسوی قدرت داشته باشد، باید بیاموزد چگونه از خود و جایگاهش محافظت کند. این انتخاب، دستمایهٔ دراماتیک مؤثری دارد: شخصیت اصلی هنوز آن چهرهٔ تاریخی تثبیتشده نیست و اطرافیانش نیز هرکدام روایتی متفاوت از آیندهٔ کشور در ذهن دارند. بااینحال، مجموعه گاه در تعیین مرکز ثقل خود مردد میماند.
آیا قرار است داستان بلوغ سیاسی الیزابت را دنبال کنیم، یا تصویری گسترده از دربار تودوری و نزاعهای قدرت در دوران ادوارد؟ این دو مسیر میتوانند مکمل یکدیگر باشند، اما پیوند میانشان همیشه بهاندازهٔ کافی محکم نیست. دربار بهمثابه میدان قدرت یکی از جذابیتهای اصلی مجموعه، نمایش دربار بهعنوان فضایی است که در آن هر رابطه میتواند معنایی سیاسی پیدا کند.
گفتوگوها، تصمیمها و حتی رفتارهای ظاهراً شخصی، زیر سایهٔ جانشینی، مذهب و نفوذ قرار میگیرند. شخصیتها تنها برای بهدستآوردن قدرت نمیکوشند؛ آنان میخواهند امنیت، اعتبار و امکان اثرگذاری خود را نیز حفظ کنند. همین چندلایگی باعث میشود کشمکشهای خانوادگی، بهویژه میان ادوارد، ماری و الیزابت، از یک رقابت ساده بر سر تاجوتخت فراتر برود.
« بااینحال، مجموعه گاه در تعیین مرکز ثقل خود مردد میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این میان، ماری حضوری پررنگ و انسانی دارد. او را نمیتوان بهآسانی در قالب رقیبی بدخواه یا چهرهای یکبعدی جا داد؛ باورهای دینی، انزوای سیاسی و جایگاه متزلزلش در دربار، رفتارهایش را پیچیده میکند. ادوارد نیز، با وجود جوانی، تنها شاهزادهای بیتجربه نیست؛ اقتدار تازهاش او را در موقعیتی میگذارد که رابطهاش با خواهرانش پیوسته میان محبت و فرمانروایی نوسان میکند.
این سهگانه، از بهترین ظرفیتهای دراماتیک مجموعه است و هر زمان که روایت به آن بازمیگردد، جان میگیرد. الیزابت؛ شخصیتی در حال ساختهشدن الیزابتِ مجموعه نه نابغهای سیاسی است که از همان آغاز همهچیز را میفهمد و نه قربانیای منفعل که تنها به حوادث واکنش نشان دهد. او در پی شناخت حدومرز اختیار خود است؛ گاهی زیرکانه عمل میکند، گاهی اشتباه میکند و گاه در برابر موقعیتهایی قرار میگیرد که فهم کاملشان برایش ممکن نیست.
این ناتمامی، دستکم در سطح ایده، برای روایتی دربارهٔ سالهای آغازین زندگی او مناسب است: مخاطب با شخصیتی روبهروست که هنوز در حال شکلگرفتن است، نه با نسخهٔ کامل و تاریخی ملکه. با این همه، بازی آلیسیا فون ریتبرگ ممکن است برای بخشی از تماشاگران قانعکننده نباشد. مسئله فقط کیفیت بازی نیست؛ فاصلهٔ میان سن ظاهری بازیگر و سن شخصیت نیز بر دریافت مخاطب اثر میگذارد.
در نتیجه، برخی تصمیمها یا واکنشهای الیزابت ممکن است کمتر بهعنوان رفتار نوجوانی گرفتار فشار دربار فهمیده شوند و بیشتر رنگ انتخابهای بزرگسالانه بگیرند. این نکته بهخصوص در خطوط داستانی حساس، اهمیت پیدا میکند و بر همدلی مخاطب با شخصیت اثر میگذارد. ماری و ادوارد؛ قلب عاطفی مجموعه اگرچه عنوان مجموعه بر الیزابت تأکید دارد، بخش مهمی از نیروی عاطفی آن از رابطهٔ سه خواهر و برادر سرچشمه میگیرد.
« در این میان، ماری حضوری پررنگ و انسانی دارد. »
شخصیتها و اجرا
این رابطه در خلأ شکل نمیگیرد: آنان اعضای یک خانوادهاند، اما هرکدام در نظامی سیاسی جایگاهی متفاوت دارند و از آیندهٔ انگلستان تصوری جداگانه میسازند. محبت میانشان واقعی است، ولی این محبت نمیتواند رقابت، سوءظن و اختلاف باورها را از میان بردارد. حاصل، تنشی است که بهجای تکیه بر توطئههای پیدرپی، از تضاد میان پیوند خونی و منفعت سیاسی نیرو میگیرد.
رومولا گارای در نقش ماری از برجستهترین بازیگران مجموعه است و به شخصیتش وقار، سرسختی و آسیبپذیری میبخشد. الیور زتراستروم نیز ادوارد را با ترکیبی از اقتدار تازهیافته و جوانی به تصویر میکشد. حضور این دو گاه چنان پرقدرت است که الیزابت از مرکز توجه کنار میرود؛ این امر هم امتیاز مجموعه است و هم چالشی برای آن.
جهان داستان غنیتر میشود، اما تمرکز روایی بر قهرمان عنواندار گاهی کاهش مییابد. طراحی بصری و فضای تودوری لباسها و دکورها از نقاط قوت آشکار مجموعهاند. فضای دربار نه صرفاً با شکوه ظاهری، بلکه با جزئیات روزمره و حس تراکم و مراقبت ساخته میشود: اتاقها، راهروها و مناسبات حضور و غیاب، یادآور جهانیاند که در آن افراد بهندرت از نگاه دیگران در اماناند.
لباسها نیز فقط زینت صحنه نیستند؛ نشانهای از منزلت، هویت و جایگاه اجتماعی شخصیتها به شمار میآیند. در نتیجه، جهان تودوری برای مخاطب ملموستر میشود و شکوهش در کنار محدودیتها و فشارهایش قرار میگیرد. این کیفیت بصری بهویژه زمانی اهمیت دارد که داستان از توضیح مستقیم فاصله میگیرد.
« محبت میانشان واقعی است، ولی این محبت نمیتواند رقابت، سوءظن و اختلاف باورها را از میان بردارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
درباری که با آداب و نمادهایش سخن میگوید، میتواند بخشی از اطلاعات سیاسی را بینیاز از گفتار منتقل کند. بااینحال، زیبایی صحنهها بهتنهایی برای جبران ضعفهای روایت کافی نیست. گاهی مجموعه چنان به فضای رازآلود و فشردهٔ دربار تکیه میکند که تماشاگر برای فهم انگیزهها و تحولات به توضیح بیشتری نیاز پیدا میکند.
بازیها و شخصیتهای پیرامونی گروه بازیگران، در مجموع، به زندهماندن فضای پرتنش اثر کمک میکند. بازیگران نقشهای محوری به شخصیتهای تاریخی ویژگیهای متمایزی میبخشند و بسیاری از صحنهها را از سطح بازگویی وقایع فراتر میبرند. تفاوت میان شخصیتها تنها در دیالوگهایشان نیست؛ در شیوهٔ ایستادن، مکثکردن و سنجیدن طرف مقابل نیز دیده میشود.
چنین جزئیاتی برای داستانی که بخش بزرگی از تنش آن در مذاکره و مناسبات پنهان جریان دارد، ضروری است. در مقابل، برخی شخصیتهای فرعی و مسیرهای داستانی فرصت کافی برای شکلگیری نمییابند. وقتی شمار چهرهها و منازعات زیاد باشد، هر خط داستانی نیازمند زمینهچینی دقیق است؛ اما مجموعه همیشه این فرصت را فراهم نمیکند.
گاهی یک تصمیم یا تغییر موقعیت پیش از آنکه انگیزهاش بهخوبی روشن شود، به مرحلهٔ بعدی روایت میرسد. این شتاب، نه فقط فهم داستان را دشوار میکند، بلکه میتواند اهمیت عاطفی حوادث را نیز کاهش دهد. تاریخ، بازآفرینی و حساسیتهای امروز «Becoming Elizabeth» یک بازآفرینی دراماتیک از تاریخ است، نه گزارشی بیواسطه از آن.
« درباری که با آداب و نمادهایش سخن میگوید، میتواند بخشی از اطلاعات سیاسی را بینیاز از گفتار منتقل کند. »
قوتها و کاستیها
آزادی هنری در چنین اثری طبیعی است، اما هرچه مجموعه به چهرهها و وقایع واقعی نزدیکتر میشود، انتظار دقت و ظرافت نیز بالاتر میرود. دستکاری در روایت تاریخی یا فشردهکردن روندها ممکن است برای مخاطبی که با دورهٔ تودوری آشناست آزاردهنده باشد. مسئله فقط تفاوت جزئیات نیست؛ گاهی تغییر در تأکیدها، برداشت ما از شخصیتها و مسئولیتهایشان را نیز عوض میکند.
حساسترین نمونه، رابطهٔ توماس سیمور با الیزابت نوجوان است. این خط داستانی از نظر دراماتیک میتواند تنش و آسیبپذیری شخصیت را آشکار کند، اما نحوهٔ پرداخت آن محل بحث است. اختلاف سن و نابرابری قدرت، پرسشهایی جدی دربارهٔ رضایت و بهرهکشی پیش میکشد؛ اگر روایت این مناسبات را بهاندازهٔ کافی روشن نکند، خطر آن وجود دارد که تجربهٔ الیزابت به ماجرایی صرفاً رازآلود یا عاشقانه تقلیل یابد.
برخی مخاطبان نیز بهسبب همین ابهام و نحوهٔ بازنمایی، با این بخش ارتباط نمیگیرند. این کاستی را نمیتوان تنها با اشاره به تفاوت هنجارهای تاریخی برطرف کرد؛ اثر باید نشان دهد که خودِ مناسبات قدرت را چگونه میفهمد. ریتم و ساختار روایی شروع مجموعه برای برخی تماشاگران کند و دشوار است. روایت اطلاعات را با احتیاط عرضه میکند و ممکن است مخاطب در قسمتهای نخست برای تشخیص جایگاه شخصیتها و اهمیت رخدادها ناچار به حدسزدن شود.
ابهام در درام سیاسی میتواند جذاب باشد، اما ابهامِ بیزمینه گاهی به سردرگمی میانجامد. اگر مخاطب هنوز نداند چه چیزی در خطر است، پیچیدگی روابط لزوماً او را درگیر نمیکند. افزون بر این، مجموعه میان تمرکز بر زندگی الیزابت و پرداختن به سیاست گستردهتر دربار رفتوآمد دارد. این جابهجایی در برخی بخشها به جهان داستان عمق میدهد، اما در بخشهایی دیگر باعث نابرابری ریتم میشود: بعضی روندها مجال کافی مییابند و برخی دیگر فشرده یا گذرا باقی میمانند.
« دستکاری در روایت تاریخی یا فشردهکردن روندها ممکن است برای مخاطبی که با دورهٔ تودوری آشناست آزاردهنده باشد. »
جمعبندی
این مسئله با توقف مجموعه پس از یک فصل نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ مخاطبی که از گسترش این جهان و ادامهٔ مسیر شخصیتها انتظار داشته، با روایتی روبهرو میشود که فرصت کاملکردن چشمانداز بلندمدتش را پیدا نکرده است. جمعبندی «Becoming Elizabeth» اثری دیدنی و نابرابر است: در طراحی لباس و صحنه، ساختن فضای دربار و پرداختن به رابطهٔ پیچیدهٔ ادوارد، ماری و الیزابت توانمند ظاهر میشود؛ بازیهای قدرتمند، بهویژه در نقشهای ماری و ادوارد، به آن نیروی عاطفی میدهند.
در سوی دیگر، کندی آغاز، زمینهچینی ناکافی، تمرکز متغیر و دستکاریهای تاریخی میتوانند تجربهٔ تماشا را برای برخی مخاطبان دشوار کنند. برای کسانی که به درامهای تاریخی و کشمکشهای خانوادگی در بستر سیاست علاقه دارند، مجموعه ارزش دیدن دارد؛ بهخصوص اگر آن را روایتی نمایشی و تفسیری بدانند، نه بازسازیای کاملاً وفادار.
اما انتظار روایتی بینقص، متوازن و از نظر تاریخی دقیق، احتمالاً برآورده نمیشود. مهمترین دستاورد م
« اما انتظار روایتی بینقص، متوازن و از نظر تاریخی دقیق، احتمالاً برآورده نمیشود. »



ثبت دیدگاه