نقد و بررسی
نقد حماقتها (Follies) | 2026
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یادداشتی درباره سال و جایگاه فیلم «Follies» که با عنوان فرانسوی «Folichonneries» نیز شناخته میشود، فیلمی کانادایی به کارگردانی Éric K. Boulianne است. این اثر در سال ۲۰۲۵ ساخته و نخستینبار در جشنواره لوکارنو نمایش داده شد؛ تاریخ اکران آن در کانادا ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶ ثبت شده است. بنابراین، اگر مراد از «Follies (2026)» نسخهٔ اکرانشده در آن سال باشد، این نقد به همان فیلم میپردازد؛ اثری که پیشینهاش به سال پیش بازمیگردد.
قصهٔ فرانسوا و ژولی، زوجی پس از شانزده سال زندگی مشترک و والدین دو فرزند، از تصمیمشان برای گشودن رابطه آغاز میشود؛ تصمیمی که قرار است راهی به تجربههای تازه و خودشناسی باشد، اما خیلی زود پیچیدگیهای عاطفی خود را آشکار میکند. آزادی در برابر امنیت جذابیت اصلی فیلم در آن است که آزادی را نه مفهومی آرمانی و بیهزینه، بلکه انتخابی دشوار و پرتناقض میبیند.
فرانسوا و ژولی با توافقی مشترک پا به قلمرویی تازه میگذارند، اما توافق بهتنهایی احساسات را مهار نمیکند. حسادت، کنجکاوی، ترس از置ماندن و میل به حفظ پیوندی آشنا، در کنار هم حرکت میکنند و هر تجربه، پرسشی تازه درباره مرزهای رابطه پیش میکشد. فیلم در این زمینه از داوری شتابزده پرهیز میکند.
نه تکهمسری را پاسخی قطعی معرفی میکند و نه رابطهٔ باز را راهحلی جادویی. در عوض، نشان میدهد که هر شکل از رابطه نیازمند گفتوگو، بازنگری و توجه به تفاوت خواستههای دو نفر است. همین نگاه، داستان را از یک کمدی صرفاً موقعیتمحور فراتر میبرد و به مطالعهای درباره اعتماد و تعهد بدل میسازد.
« فرانسوا و ژولی با توافقی مشترک پا به قلمرویی تازه میگذارند، اما توافق بهتنهایی احساسات را مهار نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پرسش محوری نه فقط این است که زوج چه تجربههایی را میپذیرند، بلکه این است که آیا میتوانند در جریان تغییر، همچنان یکدیگر را ببینند و بشنوند. روایت چندلایه و پیوند داستانها ساختار فیلم بر برخورد مسیرهای متفاوت و رفتوبرگشت میان تجربههای فردی و مشترک بنا شده است. این چندلایگی، در بهترین لحظهها، به روایت انرژی میدهد: رخدادی که برای یکی از شخصیتها فرصتی برای کشف خود است، ممکن است برای دیگری سرچشمهٔ ناامنی یا رنج شود.
فیلم از این تضادها برای ساختن تنش استفاده میکند و نشان میدهد که یک تصمیم واحد، در ذهن دو نفر معنای یکسانی ندارد. پیوند میان داستانها نیز به جذابیت اثر میافزاید. تجربههای فرعی صرفاً حاشیههایی برای پر کردن زمان نیستند؛ اغلب چیزی از وضعیت زوج اصلی را بازتاب میدهند یا پرسشی تازه به آن میافزایند.
با این همه، چنین رویکردی همیشه به یک اندازه منسجم نیست. گاه روایت چنان به شاخههای مختلف سر میزند که رشتهٔ عاطفی اصلی کمرنگ میشود و ریتم، بهجای آنکه آرام و سنجیده باشد، پراکنده به نظر میرسد. فیلم در صحنههای گفتوگومحور توانمندتر است؛ جاهایی که واکنشها و مکثها، خود حامل پیشرفت داستاناند.
بازیها و پیچیدگی شخصیتها Catherine Chabot در نقش ژولی، ترکیبی از احتیاط، کنجکاوی و سردرگمی را با ظرافت پیش میبرد. شخصیت او نه با یک تصمیم ناگهانی به فردی کاملاً متفاوت بدل میشود و نه تجربههای تازه را بیتردید میپذیرد. تغییراتش تدریجی و گاه متناقضاند؛ همین امر باعث میشود مسیر او باورپذیر بماند.
« پیوند میان داستانها نیز به جذابیت اثر میافزاید. »
شخصیتها و اجرا
ژولی ممکن است در لحظهای عقب بنشیند و در لحظهای دیگر با اشتیاقی غیرمنتظره پیش برود، بیآنکه فیلم این نوسان را نشانهٔ بیثباتی سادهانگارانه بداند. Éric K. Boulianne نیز در نقش فرانسوا به شخصیتی جان میدهد که کنجکاویاش گاه با نیاز به اطمینانگرفتن و حفظ کنترل درهم میآمیزد. یکی از نکات مثبت بازی او این است که اضطراب و غرور شخصیت را آشکار میکند، بیآنکه او را به تیپی یکبعدی فروبکاهد.
شیمی میان دو بازیگر نیز به حس تاریخ مشترک زوج کمک میکند: رابطهٔ آنها تنها از راه دیالوگ توضیح داده نمیشود؛ گاهی در مکثها، واکنشهای کوتاه و چیزهایی که نمیگویند، نیز حضور دارد. معرفی بازیگران و نقشهای اصلی در اطلاعات فیلم نیز بر محور همین دو شخصیت است. لحن کمدی و لحظههای صمیمی کمدی فیلم از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها آرزو دارند و آنچه واقعاً از پسش برمیآیند شکل میگیرد.
موقعیتهای ناخوشایند، گفتوگوهای بیپرده و واکنشهای گاه نامتناسب، خنده میآفرینند؛ اما خنده معمولاً از دل آسیبپذیری بیرون میآید، نه از تحقیر شخصیتها. این انتخاب به فیلم امکان میدهد که هم سبکبال باشد و هم از دشواریهای موضوعش چشم نپوشد. فضای صمیمی و واقعگرایانهٔ فیلم نیز در همین مسیر مؤثر است.
رابطهٔ زوج در محیط زندگی روزمره، در کنار مسئولیتهای خانوادگی و حضور فرزندان، جریان دارد؛ ازاینرو تجربهجویی بیرون از خانه بهسادگی از زندگی عادی جدا نمیشود. زندگی خانوادگی نیرویی است که انتخابهای بزرگسالان را به پیامدهای ملموس پیوند میدهد و مانع میشود داستان به مجموعهای از موقعیتهای جنسی مستقل تبدیل شود.
« معرفی بازیگران و نقشهای اصلی در اطلاعات فیلم نیز بر محور همین دو شخصیت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در لحظههای آرامتر، زمانی که شخصیتها میکوشند آنچه را از سر گذراندهاند برای یکدیگر توضیح دهند، بیش از هر جا عمق عاطفی پیدا میکند. تمرینهای تئاتری و نابرابری ریتم بخشهایی که به تمرینهای تئاتری و فضای هنری مربوط میشوند، برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه کشش ندارند. این لحظهها میتوانند با مضمون نقشآفرینی، بیان احساس و فاصلهٔ میان ظاهر و درون شخصیتها همخوان باشند؛ بااینحال، گاهی بیش از آنکه تنش روایت را افزایش دهند، آن را متوقف میکنند.
اگر تماشاگر در انتظار پیشروی پیوستهٔ داستان زوج باشد، این بخشها ممکن است نامتمرکز یا طولانی جلوه کنند. این کندی فقط به آن بخشها محدود نیست. فیلم گاه با اطمینان به مکالمهها فرصت میدهد تا به سکوت یا دستپاچگی برسند؛ انتخابی که در صحنههای موفق، واقعگرایی میآفریند، اما در صحنههای کماثر به کشآمدن روایت میانجامد.
در نتیجه، ریتم اثر نوسان دارد: بعضی لحظهها با یک واکنش کوچک بار عاطفی زیادی پیدا میکنند، درحالیکه برخی دیگر پیش از آنکه به معنایی تازه برسند، بیش از اندازه مکث میکنند. مرز جسارت و تکرار پرداخت به تجربههای جنسی و تنشهای رابطهای، هم سرچشمهٔ تازگی فیلم است و هم عامل محدودکنندهٔ آن.
این موضوع به اثر اجازه میدهد دربارهٔ میل، هویت و مرزهای صمیمیت بیپرده سخن بگوید؛ اما تکرار موقعیتهای مشابه ممکن است برای بخشی از مخاطبان خستهکننده یا ناخوشایند باشد. فیلم گاهی به جای آنکه از هر تجربه به مرحلهای تازه در شناخت شخصیتها برسد، دوباره به گفتوگو دربارهٔ همان نگرانیها و واکنشها بازمیگردد.
« اگر تماشاگر در انتظار پیشروی پیوستهٔ داستان زوج باشد، این بخشها ممکن است نامتمرکز یا طولانی جلوه کنند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، نقطهٔ قوت رویکرد فیلم آن است که تجربههای تازه را صرفاً وسیلهای برای تحریک یا غافلگیری نمیکند. مسئله در نهایت، چگونگی شنیدن خواستههای دیگری و کنارآمدن با تفاوت میان خیال و واقعیت است. فیلم در این نگاه، از پاسخهای ساده فاصله میگیرد؛ هرچند همهٔ صحنههایش به یک اندازه در خدمت این پرسش نیستند.
جمعبندی «Follies» کمدی رابطهایِ صمیمی و بیپروایی است که آزادی عاطفی را نه راه گریزی آسان، بلکه آزمونی برای شناخت خود و دیگری میبیند. روایت چندلایه، بازیهای طبیعی و فضای روزمرهٔ باورپذیر، آن را به اثری جذاب و در لحظههایی تأثیرگذار بدل میکنند. در سوی دیگر، پراکندگی ریتم، مکثهای طولانی و تکرار برخی تنشها از انسجام کلی میکاهند؛ بخشهای تئاتری نیز ممکن است برای برخی تماشاگران فاصلهای میان آنان و خط اصلی داستان ایجاد کنند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در ارائهٔ نسخهای برای زندگی مشترک باشد، در توجه به فرایند گفتوگو و دشواریِ تغییر است. «Follies» میپرسد آیا دو نفر میتوانند در پی تجربههای تازه، نه فقط میل خود، بلکه آسیبپذیری و مرزهای یکدیگر را نیز بهتر بشناسند. پاسخ فیلم قطعی و بیابهام نیست؛ و همین تردید، در کنار طنز و گرمای انسانیاش، آن را به اثری قابل تأمل تبدیل میکند.
« بااینحال، نقطهٔ قوت رویکرد فیلم آن است که تجربههای تازه را صرفاً وسیلهای برای تحریک یا غافلگیری نمیکند. »



ثبت دیدگاه