نقد و بررسی
نقد مثل اینکه Gibi () (As If) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوبی که از امر کوچک آغاز میشود «As If» که با نام ترکیِ «Gibi» شناخته میشود، کمدیای استوار بر شکافی ساده اما پربار: میان اندازهٔ واقعی یک اتفاق و اندازهای که شخصیتها در ذهن خود به آن میدهند. یلماز و ایلکان با مسئلههایی روبهرو میشوند که در زندگی روزمره چندان مهم به نظر نمیرسند؛ اما واکنشهای شتابزده، بحثهای بیپایان و تصمیمهای نسنجیدهشان آنها را به بحرانی تمامعیار بدل میکند.
جذابیت سریال نه در پیچیدگی طرح، بلکه در تماشای همین فرایند است: چطور یک سوءتفاهم کوچک، با اندکی غرور و سماجت، به گردابی از دردسر میافتد. این الگو بهسرعت به امضای اثر تبدیل میشود. هر ماجرا مسیر مستقلی دارد و لازم نیست مخاطب درگیر معمایی پیوسته یا داستانی پرپیچوخم باشد. بااینحال، استقلال قسمتها به معنای بیاهمیتی آنها نیست؛ هرکدام جهان کوچکی میسازند که قواعدش از منطق روزمره آغاز میشود و آرامآرام به قلمرو نامعقول پا میگذارد.
حاصل، طنزی است که از برخورد امر عادی با واکنشی نامتناسب نیرو میگیرد. دوستی در هیئت میدان نبرد رابطهٔ یلماز و ایلکان موتور اصلی روایت است. این دو دوستاند، اما رفاقتشان بیشتر از آنکه بر آرامش و همدلی تکیه کند، با کلکل، مخالفت و رقابت پیش میرود. آنها حتی هنگام تلاش برای حل مسئله، خود به بخشی از مسئله بدل میشوند.
گفتوگوها اغلب از موضوعی ساده شروع میشوند، اما هر شخصیت با اصرار بر برداشت خود، بحث را به مسیری تازه میکشاند. گویی اصل ماجرا دیگر حلکردن مشکل نیست؛ پیروزی در جدل و ثابتکردن برتری خویش است. این رابطه، با وجود ظاهر پرتنشش، لایهای از صمیمیت دارد. دعواها نشان نمیدهند که دو شخصیت از هم بیزارند؛ بیشتر از ناتوانی مشترکشان در مدیریت زندگی پرده برمیدارند.
« این الگو بهسرعت به امضای اثر تبدیل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرکدام در لحظهای میتواند دیگری را به بنبست بکشاند، و بااینحال این همراهی را رها نمیکنند. همین تناقض، دوستیشان را باورپذیر میسازد: نزدیکیای که نه با مهرورزی آشکار، بلکه با تحملکردن بیوقفهٔ عادتهای آزاردهندهٔ یکدیگر دوام میآورد. شخصیتپردازی و بازیها بازی Feyyaz Yiğit در نقش یلماز و Kıvanç Kılınç در نقش ایلکان، به تفاوتهای کوچک میان این دو وزن میدهد.
یلماز اغلب با نیشوکنایه و لحنی مطمئن وارد بحث میشود؛ ایلکان نیز میکوشد رفتار خود را منطقی و سنجیده جلوه دهد، حتی وقتی تصمیمهایش او را به وضعیتی مضحک میکشاند. این تضاد، نه با حرکات اغراقشده، بلکه با مکثها، لحن و تغییرات ظریف در واکنشها شکل میگیرد. بازیها به همین دلیل از مرز اجرای صرفِ شوخی عبور میکنند و شخصیتهایی میسازند که جدیبودنشان، خود بخشی از کمدی است.
ورود شخصیتهای دیگر نیز به جهان دونفرهٔ سریال تنوع میبخشد. آنها گاه نقش تماشاگر، گاه محرک بحران و گاه عاملی برای پیچیدهترشدن سوءتفاهمها را دارند. حضورشان معمولاً قرار نیست ساختار اصلی را بر هم بزند؛ بیشتر زاویهای تازه برای دیدن رفتار یلماز و ایلکان فراهم میکند. مجموعه در بهترین لحظاتش میداند که خنده تنها از کنشهای مضحک نمیآید؛ گاهی کافی است شخصیتی با تمام جدیت، چیزی را توضیح دهد که از اساس نامعقول است.
سازوکار طنز: جدیت در دل ابسورد طنز «As If» بیش از آنکه بر شوخیهای آماده یا ضربههای کلامیِ پیدرپی متکی باشد، از جدیت شخصیتها در برابر موقعیتهای بیتناسب نیرو میگیرد. آنها معمولاً باور دارند که رفتاری معقول دارند و حق با آنهاست؛ تماشاگر اما فاصلهٔ میان این اعتمادبهنفس و آشفتگی واقعی ماجرا را میبیند.
« هرکدام در لحظهای میتواند دیگری را به بنبست بکشاند، و بااینحال این همراهی را رها نمیکنند. »
شخصیتها و اجرا
همین فاصله، سرچشمهٔ خنده است. سریال بهجای آنکه هر لحظه با موسیقی یا واکنشی نمایشی به مخاطب بگوید کجا بخندد، اجازه میدهد موقعیت بهتدریج از کنترل خارج شود. این شیوه در عین حال نوعی نگاه به زندگی روزمره دارد. گاهی آنچه آدمها را درمانده میکند، فاجعهای بزرگ نیست، بلکه ترکیب خستگی، لجاجت، سوءبرداشت و میل به جدی گرفتهشدن است.
سریال این خصلتها را تا مرز ابسورد پیش میبرد و از آنها تصویری کمیک میسازد. بااینهمه، طنز اثر یکدست یا همگانی نیست. تکیه بر گفتوگو و تداوم یک موقعیت ممکن است برای مخاطبی که شوخیهای سریع و متنوع میخواهد، کند یا تکراری به نظر برسد؛ بعضی شوخیها نیز بیش از آنکه به اوج برسند، در همان فضای عجیب معلق میمانند.
ریتم و ساختار روایی روایت روان و قابلدنبالکردن سریال، یکی از امتیازهای مهم آن است. مخاطب معمولاً خیلی زود میفهمد مسئله از کجا آغاز شده و چرا شخصیتها به آن واکنش نشان میدهند. پس از آن، قصه بهجای انباشتن گرههای پیچیده، بر تشدید تدریجی وضعیت تمرکز میکند. این سادگی، میدان را برای جزئیات رفتاری و گفتوگوها باز میگذارد و اجازه میدهد حتی اتفاقی پیشپاافتاده، ظرفیت یک داستان کامل را پیدا کند.
اما همین تمرکز، نقطهضعف ریتم نیز هست. گاه بحثها بیش از حد امتداد مییابند و یک موقعیت، پس از آنکه اثر کمیک اصلی خود را گذاشته، همچنان ادامه پیدا میکند. در چنین لحظاتی، تکرار بهجای آنکه تنش را فزونی دهد، از نیروی شوخی میکاهد. ساختار قسمتمحور، هرچند ورود به سریال را آسان میکند، میتواند به حس آشنایی بیش از اندازه بینجامد: مخاطب میداند که تصمیمی نابجا یا جدلی بیحاصل در پیش است و منتظر میماند تا ابعاد تازهٔ دردسر پدیدار شود.
« این شیوه در عین حال نوعی نگاه به زندگی روزمره دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هنر سریال در این است که بسیاری از بارها این انتظار را به نتیجهای تازه میرساند؛ اما همیشه موفق نیست. فضاسازی و لحن بصری فضای ساده و روزمرهٔ سریال با منطق کمدی آن هماهنگ است. جهان اثر برای خندهگرفتن به جلوههای پرزرقوبرق یا صحنهآرایی نمایشی متوسل نمیشود؛ موقعیتها عمدتاً در محیطهایی آشنا شکل میگیرند و همین آشنایی، نامعقولشدن تدریجی آنها را برجستهتر میکند.
هرچه زمینه عادیتر باشد، واکنشهای افراطی شخصیتها بیشتر به چشم میآید. فضا نه صرفاً پسزمینهای برای شوخی، بلکه بخشی از سازوکار آن است. لحن بصری نیز معمولاً اجازه میدهد توجه بر بازی و گفتوگو متمرکز بماند. این انتخاب با سبک اثر سازگار است، هرچند گاهی ممکن است حاصل آن بیش از اندازه کمتحرک به نظر برسد.
سریال زیباییشناسی خود را بر نمایش پرزرقوبرق بنا نمیکند؛ تأثیرش بیشتر از تکرار فضاهای آشنا و تغییر تدریجی معنای آنها پدید میآید. در نتیجه، حالوهوایی شکل میگیرد که دلنشینیاش نه از شکوه تصویری، بلکه از نزدیکی به زندگی روزمره میآید. مخاطب و محدودیتهای اثر «As If» برای تماشاگرانی مناسبتر است که از کمدیِ مبتنی بر مکث، گفتوگو و تشدید یک موقعیت لذت میبرند.
اگر مخاطب با طنز ابسورد و شخصیتهایی که در برابر آشفتگی، همچنان با جدیت بحث میکنند ارتباط برقرار کند، احتمالاً از تماشای آن لذت خواهد برد. در مقابل، کسانی که به شوخیهای سریع، روایت پرشتاب یا تحول آشکار شخصیتها علاقه دارند، ممکن است با یکنواختی برخی قسمتها روبهرو شوند. همچنین، سریال همیشه برای هر تماشاگر به یک اندازه خندهدار نیست.
« هنر سریال در این است که بسیاری از بارها این انتظار را به نتیجهای تازه میرساند؛ اما همیشه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
بخشی از شوخیها به شناخت دقیق لحن و تحمل کشآمدن گفتوگو وابستهاند. گاهی موقعیتها چنان بر تکرار و سماجت تکیه میکنند که مرز میان طنز حسابشده و فرسودگی باریک میشود. بااینحال، این محدودیتها با ویژگیهای اصلی اثر پیوند دارند: «As If» ترجیح میدهد در جهان کمیک خاص خود بماند، نه آنکه با تغییر مداوم سبک، همهٔ سلیقهها را راضی کند.
جمعبندی «As If» کمدیای شخصیتمحور است که از آشوبهای کوچک زندگی روزانه، میدانهایی بزرگ برای جدل و بدبیاری میسازد. نقطهٔ قوت آن، پیوند میان بازیهای باورپذیر، رابطهٔ پرتنش و صمیمیِ دو شخصیت اصلی و طنزی است که جدیت را در دل امر نامعقول حفظ میکند. روایت ساده و فضاسازی آشنا، به این جهان کمیک هویتی روشن میبخشند؛ در عوض، کندی گاهبهگاه و تکرار گفتوگوها میتواند از اثر شوخیها بکاهد.
ارزش سریال بیش از آنکه در پیچیدگی داستان باشد، در مشاهدهٔ آدمهایی است که با اطمینان کامل راهی اشتباه میشوند و سپس با سماجت، اشتباهشان را به مسئلهای بزرگتر بدل میکنند. این نگاه، هم خندهآور است و هم اندکی تلخ؛ زیرا پشت هر بحران مضحک، تصویری آشنا از غرور، ناتوانی در شنیدن دیگری و دشواریِ کنارآمدن با روزمرگی دیده میشود.
« بخشی از شوخیها به شناخت دقیق لحن و تحمل کشآمدن گفتوگو وابستهاند. »



ثبت دیدگاه