نقد و بررسی
نقد تری (Terri) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوجوانی در حاشیه «Terri» به کارگردانی Azazel Jacobs، داستان نوجوانی را روایت میکند که نه با شورشهای پرهیاهو، بلکه با نوعی تسلیم خاموش از جهان فاصله گرفته است. تری با لباس خواب به مدرسه میرود، دیر میرسد و در برابر آزار همکلاسیها واکنشی نشان نمیدهد؛ گویی پیشاپیش پذیرفته است که جایی در نظم معمول مدرسه و جامعه ندارد.
این ویژگیها در نگاه نخست میتوانند او را به نمونهای آشنا از نوجوانِ متفاوت در سینمای مستقل بدل کنند، اما فیلم با پرهیز از اغراق و ترحمفروشی، بهتدریج شخصیتی ملموستر از یک «غریبِ دوستداشتنی» میسازد. تری نه قهرمانی پنهان است که قرار باشد با یک تصمیم بزرگ همه را شگفتزده کند، نه قربانیای که تمام هویت او در رنجش خلاصه شود؛ او نوجوانی است که روزهایش را پشت سر میگذارد، بیآنکه هنوز بداند چگونه باید در آنها مشارکت کند.
همین مقیاس کوچک، انتخاب مهم فیلم است. «Terri» به جای آنکه هر صحنه را پلهای به سوی بحران یا تحول پرسرعت قرار دهد، در جزئیات معمول زندگی نوجوانانه مکث میکند. حاصل، روایتی است که گاهی کمحادثه به نظر میرسد، اما در بهترین لحظاتش بهخوبی نشان میدهد بیگانگی چگونه میتواند در رفتارهای عادی، سکوتها و عادتهای ظاهراً کماهمیت پنهان شود.
لباس خواب بهمثابه نشانه لباس خواب تری صرفاً شوخی بصری یا نشانهای برای معرفی شخصیت نیست؛ تصویری فشرده از رابطه او با جهان بیرون است. او با پوششی به مدرسه میآید که از او انتظار نمیرود، اما فیلم این انتخاب را بهانهای برای تحقیر یا نمایش مضحک او نمیکند. ظاهر تری بخشی از بیاعتنایی و انزوایش است، اما در عین حال از او محافظت میکند: گویی با کنار گذاشتن قواعد پوشش و آراستگی، فاصلهای میان خود و نگاه دیگران ایجاد کرده است.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، فیلم برای توضیح همهچیز به یک نشانه تکیه نمیکند. فشارهای خانه، مسئولیت مراقبت از عمویش و تجربههای روزمره در مدرسه، زمینهای برای فهم وضعیت او فراهم میآورند، بیآنکه شخصیت را به پروندهای روانشناختی تبدیل کنند. تری در برابر جهان صرفاً «بیتفاوت» نیست؛ در او حساسیتی خاموش وجود دارد که در لحظههای کوتاه و رفتارهای کوچک آشکار میشود.
فیلم از تماشاگر نمیخواهد هر کنش او را رمزگشایی کند؛ بیشتر دعوتش میکند که پیش از قضاوت، مدتی با او همراه بماند. رابطهای نامتعارف و دلنشین ورود آقای فیتزجرالد، معاون مدرسه، به زندگی تری مسیر روایت را تغییر میدهد، اما نه با الگوی آشنای بزرگسالِ دانا که نوجوان گمگشته را با چند سخن حکیمانه نجات میدهد.
فیتزجرالد شخصیتی عجیب، پرجنبوجوش و گاه پیشبینیناپذیر است. شیوهاش در ارتباط با دانشآموزان مسئلهدار، با اقتدار خشک مدرسهای فاصله دارد و همین صمیمیت گاهی هم خندهدار است و هم اندکی ناآرامکننده. فیلم از این ابهام بهره میگیرد: مهربانی او ارزشمند است، اما رابطهای که شکل میدهد بیپیچیدگی و بیمرز نیست.
جان سی. رایلی این نقش را با آمیزهای از شوخطبعی، گرمی و ناتمامی انسانی اجرا میکند. فیتزجرالد بهجای آنکه آموزگار بینقصی باشد، فردی است با خلقوخوی نامتعارف و محدودیتهای خودش. همین نکته رابطه او با تری را باورپذیر میکند؛ ارتباطشان نه بر پایه موعظه، بلکه از دل گفتوگوها، مکثها و تلاشهای ناپیوسته برای نزدیکشدن شکل میگیرد.
« با این حال، فیلم برای توضیح همهچیز به یک نشانه تکیه نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این رابطه، معنای همراهی را نه در حلکردن مشکلات دیگری، بلکه در جدیگرفتن حضور او میجوید. پژوهشها و نقدهای همزمان فیلم نیز بر نقش رابطه میان تری و فیتزجرالد و بازیهای طبیعی اثر تأکید کردهاند. بازیها و شخصیتهای پیرامونی بازی Jacob Wysocki نقطه اتکای اصلی فیلم است. او تری را نه با نمایش آشکار اندوه، بلکه با کمینهگرایی میسازد: نگاههایی که بیش از کلمات میگویند، پاسخهایی که دیر به زبان میآیند و رفتاری که میان کنارهگیری و توجه پنهان در نوسان است.
بازی او مانع میشود تری به تیپی ساده فروکاسته شود. حتی وقتی فیلم او را در موقعیتی کمیک قرار میدهد، خنده از تفاوت میان شخصیت و محیط برمیخیزد، نه از تمسخر او. شخصیتهای فرعی نیز هرکدام شکل متفاوتی از حاشیهنشینی را نمایندگی میکنند. چاد با خلقی تند و رفتاری نامأنوس، و هدر با موقعیتی پیچیده در میان همسالان، جهان فیلم را از دوگانه ساده «دانشآموز عادی و دانشآموز طردشده» دور میکنند.
این جوانها صرفاً وسیلهای برای رشد تری نیستند؛ حضورشان نشان میدهد آسیبپذیری و تنهایی در مدرسه به یک شکل ظاهر نمیشود. بااینهمه، فیلم برای همه آنها فرصت یکسانی جهت عمقیافتن فراهم نمیکند. برخی شخصیتها بیشتر بهصورت طرحی گذرا باقی میمانند و تماشاگر ممکن است بخواهد شناخت بیشتری از انگیزهها و زندگیشان به دست آورد.
طنز در کنار اندوه طنز «Terri» نرم و گاه خشک است؛ از برخورد شخصیتها، ناموزونی موقعیتها و جدیت نامتناسب برخی رفتارها شکل میگیرد. فیلم با ترفندهای کمدی پرسرعت پیش نمیرود و برای گرفتن خنده به تحقیر شخصیتهایش متوسل نمیشود. در عوض، موقعیتهایی میآفریند که در آنها خنده و ناراحتی همزمان حضور دارند.
« فیلم در این رابطه، معنای همراهی را نه در حلکردن مشکلات دیگری، بلکه در جدیگرفتن حضور او میجوید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین آمیزه به فیلم کمک میکند از تبدیلشدن به ملودرامی یکسره اندوهبار یا قصهای شیرین و بیخطر فاصله بگیرد. با وجود این، تعادل میان شوخی و تلخی همیشه یکسان نیست. برخی لحظهها بهخوبی از دل شخصیتها بیرون میآیند، اما بعضی بخشها عمداً ناآرامکنندهاند و اجازه نمیدهند تجربه نوجوانی به تصویری دلپذیر و سادهسازیشده تبدیل شود.
فیلم میفهمد که نوجوانی فقط دوران کشف دوستی و هویت نیست؛ دورهای است که در آن آدمها گاه بیآنکه بدانند با چه چیزی روبهرو هستند، وارد موقعیتهایی دشوار میشوند. این نگاه، تلخی فیلم را واقعیتر میکند، هرچند ممکن است برای مخاطبی که انتظار کمدی پررنگتری دارد، حالوهوای اثر را کمسرگرمکننده سازد.
ریتم و محدودیتهای روایت آرامش فیلم هم بزرگترین امتیاز آن است و هم روشنترین محدودیتش. ریتم آهسته به تماشاگر فرصت میدهد جزئیات رفتار تری و شکلگیری تدریجی روابط را ببیند؛ اما همین مکثها گاهی به سکون نزدیک میشوند. روایت بهندرت با شتاب به سوی گرهی بزرگ حرکت میکند و بیشتر شبیه مشاهده چند برش از زندگی شخصیتهاست.
این انتخاب با جهان درونی تری تناسب دارد، اما الزاماً برای همه تماشاگران جذاب نیست. داستان نیز از نظر طرح کلی چندان غافلگیرکننده نیست. نشانههایی از فیلمهای بلوغ و دوستی میان افراد مطرود در آن آشنا به نظر میرسند و فیلم آگاهانه از پیچشهای پرطمطراق یا دگرگونیهای ناگهانی پرهیز میکند.
« همین آمیزه به فیلم کمک میکند از تبدیلشدن به ملودرامی یکسره اندوهبار یا قصهای شیرین و بیخطر فاصله بگیرد. »
قوتها و کاستیها
در عوض، میکوشد تازگی را در شیوه نگاهکردن و بازیها پیدا کند. این رویکرد اغلب نتیجه میدهد، اما تحول تری آنقدر محدود و آرام است که ممکن است برای بعضی مخاطبان ناکافی جلوه کند. اثر بیش از آنکه درباره تغییر بنیادین باشد، درباره امکان یک گام کوچک به سوی ارتباط است. جمعبندی «Terri» فیلمی کمادعا و شخصیتمحور است که به جای ساختن داستانی پرحادثه، به مشاهده نوجوانی تنها و آدمهایی میپردازد که به شکلی نامنظم به زندگی او نزدیک میشوند.
بازی متین Jacob Wysocki و حضور گرم و نامتعارف جان سی. رایلی، رابطه مرکزی فیلم را به یادماندنی میکنند؛ طنز آرام اثر نیز در کنار اندوه، لحنی انسانی و بیتکلف میسازد. در مقابل، ریتم کند، طرح نسبتاً آشنا و دگرگونی کمرنگ قهرمان ممکن است صبر مخاطب را بیازماید و پایان را برای کسانی که انتظار گرهگشایی پررنگتری دارند، ناکافی بگذارد.
بااینحال، قوت فیلم در وعدهدادنِ معجزه نیست. «Terri» به جای آنکه تنهایی را با راهحلی ساده برطرف کند، امکان دیدهشدن و ارتباط را جدی میگیرد. گرمایی که از فیلم باقی میماند، از همین نگاه میآید: گاهی زندگی کسی دگرگون نمیشود، اما حضور یک آدم دیگر میتواند روزهایش را اندکی قابلتحملتر کند.
« در عوض، میکوشد تازگی را در شیوه نگاهکردن و بازیها پیدا کند. »



ثبت دیدگاه