نقد و بررسی
نقد 7 Women | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کارنامهٔ جان فورد «۷ زن» واپسین فیلم بلند جان فورد است؛ اثری که برخلاف بسیاری از فیلمهای شناختهشدهٔ او، نه در پهنهٔ باز غرب آمریکا، بلکه در مأموریتی کوچک و دورافتاده در چینِ سال ۱۹۳۵ میگذرد. فیلم بر پایهٔ داستان کوتاه «پایان چینی» نوشتهٔ نورا لوفتس ساخته شده و گروهی از بازیگران برجسته، از جمله آن بنکرافت، مارگارت لیتون و سو لیون، در آن حضور دارند.
این اثر را میتوان در حکم خداحافظیای دانست که بهجای بازگشت به قلمرو آشنای فورد، تصویری تلختر و محدودتر از جهان او عرضه میکند: جهانی که در آن اجتماع، ایمان و اقتدار، در برابر خشونت و ترس به آزمون گذاشته میشوند. محصورشدن؛ جغرافیای اضطراب مأموریت مذهبی در فیلم صرفاً پسزمینهای دوردست نیست؛ حصاری است که شخصیتها را از جهان بیرون جدا میکند و در همان حال، اختلافها و آسیبپذیریهای درونیشان را آشکار میسازد.
محیط کمدامنه و محصور، از اتاق غذاخوری و فضاهای داخلی تا چشماندازهای بیرونی، به تماشاگر مجال آسودگی نمیدهد. خطر مهاجمان تنها از دوردست نزدیک نمیشود؛ از همان آغاز، حسِ ناپایداری در روابط و نظم روزمره حضور دارد. در این فضا، تعلیق الزاماً به کنشهای پرشتاب وابسته نیست. مکثها، نگاهها و گفتوگوهای روزمره نیز بار تهدید را حمل میکنند.
« محیط کمدامنه و محصور، از اتاق غذاخوری و فضاهای داخلی تا چشماندازهای بیرونی، به تماشاگر مجال آسودگی نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم گاهی عمداً کند پیش میرود تا نشان دهد فروپاشی یک اجتماع چگونه پیش از هجوم بیرونی، در اعتماد متزلزل و ترسهای پنهان آغاز شده است. با این همه، اتکای فراوان به گفتوگو در برخی بخشها آهنگ روایت را سنگین میکند و انتظار برای تشدید خطر را طولانیتر از حد لازم میسازد. دو شیوهٔ قدرت: انضباط و عملگرایی در مرکز درام، رویارویی دو نگاه قرار دارد.
آگاتا اندروز، سرپرست مأموریت، به نظم، خویشتنداری و رعایت قواعد پایبند است؛ دکتر کارترایت، تازهواردی که از شیکاگو آمده، با رویکردی مستقیم و عملگرایانه به مسائل مینگرد. اختلافشان صرفاً نزاعی بر سر آداب و رفتار نیست. هر یک، تصویری متفاوت از مسئولیت و اقتدار عرضه میکند: آیا مسئولیت یعنی پاسداری از اصول، حتی هنگامی که واقعیت آنها را به چالش میکشد، یا یافتن راهی فوری برای کاهش رنج و حفظ جان؟
کارترایت با بیاعتناییاش به تشریفات مذهبی و راحتیاش در شکستن هنجارها، نظم مأموریت را برهم میزند؛ اما فیلم او را نیز بیخطا نمینمایاند. عملگرایی او به معنای رهایی کامل از پیشداوری نیست و همین امر شخصیتش را از الگوی سادهٔ «قهرمانِ درستکار» دور میکند. در سوی دیگر، اندروز نیز صرفاً نماد شرارت یا تعصب نیست؛ سختگیری او از تصویری از وظیفه و ایمان نیرو میگیرد، هرچند بحران آشکار میکند که پایبندی به قواعد، بهتنهایی برای مواجهه با رنج کافی نیست.
« دو شیوهٔ قدرت: انضباط و عملگرایی در مرکز درام، رویارویی دو نگاه قرار دارد. »
شخصیتها و اجرا
زنان؛ شجاعت در دل ترس یکی از امتیازهای اصلی فیلم، قرار دادن زنان در مرکز کنش و تصمیم است. آنان از نظر سن، تجربه، باور و منش با یکدیگر تفاوت دارند و فیلم، دستکم در لحظات مهم، این تفاوتها را به سرچشمهٔ تنش بدل میکند، نه صرفاً نشانههایی برای دستهبندی شخصیتها. شجاعت در اینجا خصلتی آماده و بیهزینه نیست؛ از تردید، وحشت و مواجهه با انتخابهای دشوار پدید میآید.
حضور کارترایت بهخصوص تصوری جاافتاده از قهرمان فوردی را دگرگون میکند. در بسیاری از آثار او، مردی تنها در پهنهای خشن با بحران روبهرو میشود؛ اینجا اما جامعهای زنانه باید در فضای بسته، زیر فشار تهدید و تعارض، امکان همبستگی را بیازماید. همبستگی در فیلم به معنای صمیمیت ناگهانی یا توافق کامل نیست.
زنان ممکن است از یکدیگر برنجند، همدیگر را بد بفهمند یا از ترس واکنشی نامنتظر نشان دهند؛ بااینحال، فشار بیرونی آنها را وامیدارد دوباره دربارهٔ مسئولیت متقابل بیندیشند. ایمان، اخلاق و تناقضهای استعمار «۷ زن» ایمان را در برابر بیایمانی به شکلی ساده و یکسویه قرار نمیدهد. پرسش بنیادیتر آن است که ارزش اخلاقی باورها را باید از گفتار و مناسک سنجید یا از رفتاری که در لحظهٔ خطر از انسان سر میزند؟
« زنان؛ شجاعت در دل ترس یکی از امتیازهای اصلی فیلم، قرار دادن زنان در مرکز کنش و تصمیم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میان دینداریِ رسمی و شفقتِ عملی فاصله میگذارد و به همین سبب، قهرمانبودن را از انحصار صاحبان اقتدار بیرون میآورد. این پرسش، بدون آنکه فیلم به رسالهای نظری بدل شود، در برخوردهای روزانه و کشمکش میان شخصیتها جریان مییابد. بااینحال، نگاه فیلم به چین و مردم آن بیمسئله نیست.
روایت در جایگاه شخصیتهای غربی و تجربهٔ آنان باقی میماند و تصویر مهاجمان مغولی، بهویژه در نحوهٔ بازنمایی و بازیگری، گاه به کلیشه نزدیک میشود. انتخاب بازیگران غیرآسیایی برای نقشهای مغولی و گریم اغراقآمیز نیز فاصلهای میان جهان داستان و باورپذیری تصویری ایجاد میکند. همزمان، فیلم با نمایش حضور مأموریت مذهبی در سرزمینی با سنتهای خود، امکان پرسش از خودبرتربینی و دخالت غربی را فراهم میآورد؛ اما این نقد همیشه به تصویری کامل و متوازن از مردمان محلی نمیانجامد.
تنش میان این ظرفیت انتقادی و محدودیتهای بازنمایی، بخشی مهم از تجربهٔ تماشای فیلم است. بازیگری و ریتم روایت آن بنکرافت در نقش کارترایت حضوری محکم و متمایز دارد. لحن صریح و رفتار بیپیرایهٔ او، در برابر انضباط مأموریت نیرویی تازه وارد میکند و به شخصیت امکان میدهد بدون نیاز به نمایش قهرمانانه، وزن اخلاقی پیدا کند.
« این پرسش، بدون آنکه فیلم به رسالهای نظری بدل شود، در برخوردهای روزانه و کشمکش میان شخصیتها جریان مییابد. »
قوتها و کاستیها
مارگارت لیتون نیز به اندروز صلابت و آشفتگی همزمان میبخشد؛ کشمکش این دو بازیگر، موتور عاطفی بسیاری از صحنههاست. سو لیون در نقش اما نمایندهٔ نگاه کمتجربهتری است که در تماس با بحران ناگزیر به بازنگری در جهان خود میشود. در مقابل، برخی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند.
چند واکنش یا موضع، بیش از آنکه از گذشته و روانشناسی شخصیت برخیزد، کارکردی نمادین مییابد. همچنین، گفتوگوهای طولانی گاه تنش را به جای آنکه فشرده کنند، پراکنده میسازند. با وجود این، گروه بازیگران به روایت حس جمعی میبخشد: مأموریت نه مجموعهای از تکقهرمانها، بلکه جامعهای کوچک است که هر عضو آن در برابر فشار، ضعف و توانایی خود را آشکار میکند.
جمعبندی «۷ زن» فیلمی نامتعارف و تلخ در کارنامهٔ جان فورد است؛ اثری که فضای محصور، تقابل میان انضباط و عملگرایی و تمرکز بر تجربهٔ زنان را به بستری برای پرسش دربارهٔ ایمان، قدرت و مسئولیت بدل میکند. کندی بعضی بخشها، کمعمقی شماری از شخصیتهای فرعی و کلیشههای تصویری در بازنمایی مهاجمان، از کاستیهای جدی آناند.
« سو لیون در نقش اما نمایندهٔ نگاه کمتجربهتری است که در تماس با بحران ناگزیر به بازنگری در جهان خود میشود. »
جمعبندی
در عوض، فیلم در ترسیم شکنندگی اقتدار و شکلگیری شجاعت از دل تردید، نیرویی ماندگار دارد. ارزش آن نه در بینقصبودن، بلکه در این است که حتی در واپسین گامهای فورد، جهان آشنای او را به فضایی تنگتر، پرتنشتر و اخلاقاً مبهمتر میبرد.
« در عوض، فیلم در ترسیم شکنندگی اقتدار و شکلگیری شجاعت از دل تردید، نیرویی ماندگار دارد. »
ثبت دیدگاه