نقد و بررسی
نقد دفتر مرگ (Death Note) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با پیامدهایی هولناک فیلم ژاپنی «Death Note» ساختهٔ Shūsuke Kaneko، داستانی فراطبیعی را به پرسشی اخلاقی و سیاسی بدل میکند: اگر انسانی بتواند بیواسطه و بیآنکه گرفتار قانون شود، جان دیگران را بگیرد، چه چیزی مانع میشود که عدالتخواهی او به استبداد تبدیل شود؟ نقطهٔ آغاز ماجرا روشن و گیراست.
لایت یاگامی دفترچهای مییابد که نوشتن نام یک انسان در آن، مرگ او را در پی دارد. او با این قدرت میکوشد جهانی عاری از مجرمان بسازد و خود را مجری عدالت بداند؛ اما تصمیمهایش توجه اِل، کارآگاهی رازآمیز و نابغه، را جلب میکند. فیلم برای ساختن تعلیق، بهجای آنکه تنها بر سازوکار فراطبیعی دفترچه تکیه کند، پیامدهای اجتماعی استفاده از آن را نیز پیش میکشد: جامعه چگونه دربارهٔ مجازات داوری میکند؟
آیا ترس از مجازات میتواند جای قانون را بگیرد؟ و اگر کسی خود را سزاوار تعیین مرگ دیگران بداند، چه تفاوتی میان او و همان کسانی خواهد بود که محکومشان میکند؟ اثر پاسخ نهایی را بهسادگی تحویل نمیدهد؛ کشش اصلیاش در تماشای برخورد این پرسشها با انتخابهای شخصیتهاست. اقتباسی فشرده از جهانی گسترده «Death Note» اقتباسی سینمایی از مانگایی به همین نام، نوشتهٔ Tsugumi Ohba و تصویرگری Takeshi Obata است.
فیلم بهجای بازسازی کامل جهان گستردهٔ منبع، روایتی فشردهتر را دنبال میکند و بخشهایی از مسیر داستانی را کنار میگذارد یا خلاصه میکند. این انتخاب هم امتیاز است و هم محدودیت: اثر ریتمی سینماییتر پیدا میکند و میتواند مخاطب را بیدرنگ وارد بازی اصلی کند، اما برخی تحولات و پیوندهای داستانی فرصت کافی برای شکلگیری نمییابند.
« لایت یاگامی دفترچهای مییابد که نوشتن نام یک انسان در آن، مرگ او را در پی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
معرفی فیلم و عوامل اصلی آن در اطلاعات تولید اثر نیز بر اقتباس بودنش از مانگا تأکید دارد. این فشردگی گاهی به سود فیلم تمام میشود. ایدهٔ مرکزی زود جا میافتد و تعارض لایت و اِل، ستون محکمی برای پیشبرد روایت فراهم میآورد. در مقابل، گاه احساس میشود فیلم از روی اتفاقها میگذرد، بیآنکه برای هر تغییر در روابط یا انگیزهها مکثی متناسب داشته باشد.
تماشاگر آشنا با انیمه یا مانگا ممکن است جای خالی بعضی بخشها را بهوضوح حس کند؛ بینندهٔ تازهوارد نیز احتمال دارد در چند گذار داستانی، از فرصت شناخت عمیقتر شخصیتها محروم بماند. بااینحال، اثر در مقام فیلمی مستقل، بهاندازهٔ کافی از مصالح خود بهره میگیرد تا رشتهٔ تعلیق را تا پایان نگه دارد.
لایت؛ آرمانخواهی در آستانهٔ خودکامگی لایت در آغاز با تصوری ظاهراً روشن از عدالت وارد ماجرا میشود: اگر مجرمان از میان برداشته شوند، جهان امنتر خواهد شد. اما ارزش دراماتیک شخصیت از همینجا شکل میگیرد که مرز میان اصلاح جهان و سلطه بر آن، زیر فشار قدرتی بیمهار، کمکم مبهم میشود.
فیلم میکوشد تماشاگر را در برابر این پرسش قرار دهد که آیا لایت واقعاً به دنبال کاهش رنج است یا بیش از هر چیز شیفتهٔ اختیاری شده که به او امکان قضاوت و مجازات میدهد. اجرای Tatsuya Fujiwara به شخصیت نیرویی جوان و گاه تندخو میبخشد، اما این برداشت ممکن است برای کسانی که انتظار ذهنی بسیار حسابگر و چندلایه از لایت دارند، رضایتبخش نباشد.
« معرفی فیلم و عوامل اصلی آن در اطلاعات تولید اثر نیز بر اقتباس بودنش از مانگا تأکید دارد. »
شخصیتها و اجرا
او در بعضی لحظات بیش از آنکه نابغهای سرد و دوراندیش به نظر برسد، عجول و واکنشی جلوه میکند. این ویژگی گاهی تنش میسازد، اما گاهی نیز از ابهت فکری شخصیت میکاهد. فیلم بیش از آنکه همواره زیرکی او را از راه نقشههای پیچیده نشان دهد، بر جسارت و بیپرواییاش تکیه میکند؛ تفاوتی که فاصلهٔ اقتباس با تصویری را که دوستداران اثر اصلی در ذهن دارند، آشکارتر میسازد.
اِل و معماری تعلیق در سوی دیگر، اِل قرار دارد؛ کارآگاهی که شیوهٔ رفتارش با کلیشهٔ کارآگاه متعارف فاصله دارد و همین تفاوت، او را به حضوری بهیادماندنی تبدیل میکند. Ken’ichi Matsuyama در نقش او، بیگانگی و تمرکز شخصیت را با حرکات و سکوتهای حسابشده منتقل میکند. جذابیت اِل تنها در هوش او نیست؛ در فاصلهای است که از قواعد معمول رفتار اجتماعی میگیرد و در شیوهای که میتواند با کمترین نشانه، فضای صحنه را تغییر دهد.
رویارویی این دو، هستهٔ تعلیق فیلم است. نبردشان بیشتر از آنکه بر برخوردهای فیزیکی استوار باشد، بر حدسزدن نیتها، پنهانکاری و تلاش برای پیشبینی حرکت بعدی طرف مقابل بنا شده است. از اینرو، هر مواجهه میتواند معنایی فراتر از گفتوگویی ساده پیدا کند: پرسشی که مطرح میشود، سکوتی که ادامه مییابد یا اطلاعاتی که عمداً آشکار نمیشود، بخشی از بازی ذهنی است.
سکانسهای پایانیِ تقابل آنها، بر همین سرمایهگذاری روایی تکیه دارند و از پرتنشترین بخشهای فیلماند؛ بیآنکه لازم باشد برای ایجاد هیجان، راز اصلی داستان فاش شود. رییوک و جهان فراطبیعی رییوک، موجود فراطبیعی پیوندخورده با دفترچه، قرار است هم یادآور وجه هراسآلود داستان باشد و هم بر بیاعتنایی جهان فراطبیعی به اخلاق انسانی تأکید کند.
« او در بعضی لحظات بیش از آنکه نابغهای سرد و دوراندیش به نظر برسد، عجول و واکنشی جلوه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور او برای فیلم ضروری است، زیرا دفترچه را از یک ابزار سادهٔ داستانی فراتر میبرد و به جهان اثر کیفیتی غریب و نامأنوس میبخشد. بااینحال، پرداخت تصویری شخصیت در همهٔ صحنهها به یک اندازه موفق نیست. جلوهٔ رایانهای او گاهی با فضای زنده و واقعگرایانهٔ فیلم ناهمگون میشود و حضورش بهجای آنکه پیوسته تهدیدآمیز یا رازآلود باشد، در بعضی لحظات غریب و ناهماهنگ جلوه میکند.
این نوسان فقط مسئلهای فنی نیست؛ بر لحن فیلم نیز اثر میگذارد. «Death Note» میخواهد هم تریلری جنایی و روانشناختی باشد و هم داستانی دربارهٔ موجودی بیرون از نظم انسانی. هرگاه رییوک در تصویر جا میافتد، این دو وجه به هم نزدیک میشوند؛ اما هرگاه کیفیت بصری او چشم را از فضای صحنه بیرون میکشد، پیوستگی لحن آسیب میبیند.
نتیجه، شخصیتی است که ایده و کارکرد روایی جذابی دارد، اما تحقق تصویریاش همیشه همسنگ اهمیتش نیست. کارگردانی، فضا و ضرباهنگ کارگردانی Shūsuke Kaneko جهان فیلم را در فضایی تیره و جدی نگه میدارد؛ فضایی که با موضوع مرگ، نظارت و عدالت خودخوانده تناسب دارد. فیلم بیشتر از آنکه بر نمایش گستردهٔ جهان داستان تکیه کند، توجهش را به برخورد شخصیتها و پیشروی تعقیب متمرکز میسازد.
موسیقی Kenji Kawai نیز در شکلدادن به حس ناآرامی و تشدید لحظات پرتنش سهم دارد. چنین انتخابهایی به اثر کمک میکنند تا حتی در بخشهایی که روایت شتاب میگیرد یا مکثهایش طولانی میشود، حالوهوای مشخص خود را حفظ کند. بااینهمه، ریتم فیلم یکدست نیست. بعضی بخشها تند از روی زمینهچینیها میگذرند و بعضی دیگر بیش از اندازه درنگ میکنند؛ به همین سبب ممکن است اثر همزمان شتابزده و کشدار به نظر برسد.
« بااینحال، پرداخت تصویری شخصیت در همهٔ صحنهها به یک اندازه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
این تناقض از دشواری تبدیل روایتی گسترده به قالب فیلمی بلندمدت ناشی میشود: داستان برای پیشبرد بازی ذهنی به جزئیات نیاز دارد، اما زمان محدود اجازهٔ بسط همهٔ آنها را نمیدهد. با وجود این، تعلیق میان لایت و اِل معمولاً نیروی کافی دارد تا فیلم از پراکندگی کامل نجات یابد و مخاطب را تا بخشهای پایانی همراه نگه دارد.
جمعبندی «Death Note» اقتباسی بینقص نیست و قرار هم نیست جانشین کامل جهان مفصل مانگا یا انیمه باشد. حذف بخشهایی از روایت، کموبیش بر عمق شخصیتپردازی و پیوستگی بعضی تحولات اثر میگذارد؛ لایت نیز همیشه زیرکی مورد انتظار را نشان نمیدهد و رییوک در برخی نماها از فضای فیلم بیرون میزند.
اما ایدهٔ اخلاقی نیرومند، تضاد جذاب دو شخصیت محوری و کشمکش ذهنی میان آنها، اثر را از یک بازگویی صرف فراتر میبرد. تماشای فیلم برای دوستداران داستان اصلی میتواند تجربهٔ مقایسهٔ دو شیوهٔ روایت باشد؛ برای مخاطبی که با جهان «Death Note» آشنایی ندارد نیز، دروازهای سرگرمکننده به داستانی دربارهٔ قدرت، قضاوت و بهای آرمانهای مطلق است.
ارزش اصلی فیلم در پاسخهای قطعیاش نیست، بلکه در پرسشی نهفته است که پیوسته پیش روی تماشاگر میگذارد: وقتی کسی اختیار مرگ دیگران را در دست میگیرد، آیا هنوز میتواند خود را مدافع عدالت بداند؟
« جمعبندی «Death Note» اقتباسی بینقص نیست و قرار هم نیست جانشین کامل جهان مفصل مانگا یا انیمه باشد. »



ثبت دیدگاه