نقد و بررسی
نقد رجب ایودیک 5 (Recep Ivedik 5) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در مجموعه «رجب ایودیک ۵» ساختهٔ توگان گوکباکار، بار دیگر شخصیت آشنای رجب را در مرکز یک کمدی عامهپسند قرار میدهد؛ شخصیتی که نیروی محرک او نه ظرافت اجتماعی، بلکه واکنشهای بیواسطه، اعتمادبهنفس افراطی و بیاعتنایی به قواعد معمول است. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قصد ندارد این الگو را از نو تعریف کند.
در عوض، آن را به محیطی تازه میبرد: سفری گروهی در کنار ورزشکاران جوان که قرار است به رقابتی ورزشی در خارج از کشور برسند. این جابهجایی، فرصتهایی برای موقعیتهای تازه فراهم میکند، اما لزوماً به معنای تحول بنیادی در شخصیت یا جهان داستان نیست. رجب همچنان همان قهرمان پرهیاهویی است که مرز میان خودسری و دلسوزی را محو میکند.
او ممکن است در ظاهر بیفکر و بیملاحظه باشد، اما گاه انگیزهای انسانی و ساده پشت رفتارش دیده میشود. فیلم از این تضاد بهره میگیرد: قهرمانش را نه الگوی اخلاقی میسازد و نه صرفاً دلقکی بیهدف؛ بلکه او را نیرویی آشوبگر نشان میدهد که در لحظهٔ بحران، به شکلی نامنتظر وارد میدان میشود.
پیرنگ؛ سفر بهمثابه موتور کمدی آغاز داستان بر انگیزهای نسبتاً قابلفهم تکیه دارد. رجب در مراسم یادبود عصمت درمییابد که خانوادهٔ او ممکن است از نیمهتمامماندن قرارداد کاریاش آسیب مالی ببیند. او میکوشد مسئولیت باقیمانده را برعهده بگیرد و همراه نورالله رانندگی اتوبوس حامل گروهی از ورزشکاران را قبول میکند.
« فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قصد ندارد این الگو را از نو تعریف کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصمیم، رجب را از محیط آشنای روزمره بیرون میبرد و به فضایی میکشاند که در آن با جمعی متنوع، مسیر نامطمئن و مجموعهای از موانع روبهرو میشود. ساختار سفر، برای کمدی امتیازی عملی دارد: هر توقف و هر بحران میتواند بهانهای برای شوخی یا درگیری تازه باشد. حضور گروه ورزشکاران نیز امکان میدهد فیلم از یک رشتهٔ موقعیتهای دونفره فراتر رود و برخورد رجب با جمعی از آدمها را به نمایش بگذارد.
بااینحال، همین ساختار اپیزودیک به نقطهٔ ضعف اثر هم بدل میشود. ماجراها گاه بیشتر شبیه قطعاتی کنار هم چیدهشدهاند تا حلقههای زنجیری از علت و معلول. فیلم بارها از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود، بیآنکه همیشه پیوندی محکم میان آنها بسازد یا هر حادثه را به تحولی در داستان و شخصیتها تبدیل کند.
رجب؛ انرژی اجرایی و محدودیتهای شخصیت بخش بزرگی از جذابیت فیلم بر دوش اجرای شاهان گوکباکار است. او رجب را با حرکات درشت، تغییرهای ناگهانی لحن و واکنشهایی پرشتاب زنده نگه میدارد. این اجرا از نوعی دقت بدنی برخوردار است: بازیگر میداند چگونه با مکث، نگاه یا اغراق در یک حرکت، توجه را به خود جلب کند.
رجب پیش از آنکه با استدلال حرف بزند، با حضور جسمانیاش صحنه را اشغال میکند؛ بنابراین فیلم بیش از آنکه به ظرافتهای دیالوگنویسی متکی باشد، بر ریتم و رفتار او تکیه دارد. در مقابل، انرژی بازی همیشه به معنای رشد شخصیت نیست. رجب در این فیلم بیش از آنکه درونیات پیچیدهای پیدا کند، همان الگوی شناختهشده را در موقعیتی تازه تکرار میکند.
« ساختار سفر، برای کمدی امتیازی عملی دارد: هر توقف و هر بحران میتواند بهانهای برای شوخی یا درگیری تازه باشد. »
شخصیتها و اجرا
احساس مسئولیت او نسبت به خانوادهٔ عصمت و تلاش برای کمک به تیم، لایهای گرمتر به شخصیت میافزاید؛ اما این لایه بهندرت به کشمکشی عمیق بدل میشود. فیلم به انگیزههای خوب او اشاره میکند، ولی معمولاً ترجیح میدهد بهسرعت به شوخی بعدی برسد. در نتیجه، تماشاگر بیشتر با شمایل پرجنبوجوش رجب همراه میشود تا با مسیری روانشناختی و تدریجی.
طنز؛ میان لحظههای موفق و تکرار طنز «رجب ایودیک ۵» بر اغراق، بیپروایی و تضاد میان جدیت موقعیت و رفتار نامتعارف قهرمان بنا شده است. وقتی گروهی درگیر مسئلهای جدی است، رجب ممکن است با راهحلی کاملاً شخصی و نامنتظر وارد شود؛ همین ناهمخوانی، سرچشمهٔ اصلی خنده در فیلم است. برخی از شوخیها از برخورد او با قواعد رسمی یا انتظارات دیگران نیرو میگیرند و حضور جمعی ورزشکاران، امکان واکنشهای گوناگون را فراهم میکند.
از این نظر، فیلم میداند برای حفظ تحرک کمدی، رجب را در برابر آدمهایی قرار دهد که به اندازهٔ او بیقاعده نیستند. اما تکیه بر همان ابزارهای همیشگی، پس از مدتی اثر خود را از دست میدهد. بسیاری از شوخیها به لودگی، صدای بلند، واکنشهای افراطی یا تکرار رفتارهای آشنای شخصیت وابستهاند.
این شیوه برای مخاطبی که دقیقاً همین جنس طنز را میپسندد، ممکن است سرگرمکننده و حتی اطمینانبخش باشد؛ ولی برای تماشاگرانی که تنوع در لحن و ظرافت در ساخت شوخی را میجویند، یکنواختی ایجاد میکند. فیلم کمتر میکوشد از طنز کلامی پیچیده، کنایهٔ اجتماعی یا موقعیتهای چندلایه بهره ببرد و بیشتر بر تأثیر فوری صحنه حساب میکند.
« فیلم به انگیزههای خوب او اشاره میکند، ولی معمولاً ترجیح میدهد بهسرعت به شوخی بعدی برسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گروه ورزشکاران و رابطههای کمپرداخت ایدهٔ همراهی رجب با ورزشکاران جوان، ظرفیت نمایشی قابلتوجهی دارد. این گروه میتوانست در برابر نگاه سطحی و بیقاعدهٔ رجب، نظمی متفاوت و هدفی جمعی نمایندگی کند. همچنین تفاوت رشتهها و شخصیتها میتوانست به شکلگیری رابطههایی متمایز و حتی رقابتهای کوچک درونگروهی بینجامد.
فیلم از این ظرفیت برای متنوعکردن فضای سفر بهره میبرد، اما اعضای گروه اغلب بیشتر نقشهایی در خدمت ماجرا دارند تا شخصیتهایی مستقل با مسیر و ویژگیهای روشن. نورالله نیز در کنار رجب، حضوری آشنا و مکمل دارد. رابطهٔ میان آن دو از تفاوت خلقوخو و همراهی دیرینهشان برای ایجاد لحظههای کمدی استفاده میکند، اما بهندرت به عمقی تازه میرسد.
دیالوگها غالباً کارکردی و مستقیماند و بهجای آنکه گذشته، ترس یا خواستهٔ شخصیتها را آشکار کنند، ماجرا را به جلو میرانند یا زمینهٔ شوخی بعدی را میسازند. ازاینرو، جمع حاضر در فیلم بیش از آنکه به گروهی با روابط پیچیده بدل شود، مجموعهای از واکنشها پیرامون قهرمان اصلی باقی میماند.
کارگردانی و ریتم کارگردانی توگان گوکباکار با منطق کمدی عامهپسند فیلم هماهنگ است: صحنهها باید سریع به نتیجه برسند، بازی رجب در مرکز توجه بماند و موانع داستانی راهی برای ایجاد لحظههای تازه فراهم کنند. این رویکرد به فیلم تحرک میدهد و اجازه نمیدهد سفر برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت بماند.
« گروه ورزشکاران و رابطههای کمپرداخت ایدهٔ همراهی رجب با ورزشکاران جوان، ظرفیت نمایشی قابلتوجهی دارد. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، شتاب روایت گاهی مانع شکلگیری مکثهای لازم میشود؛ لحظههایی که میتوانستند رابطهها را بسط دهند یا پیامد یک حادثه را در شخصیتها نشان دهند، زود جای خود را به موقعیت بعدی میدهند. از نظر لحن نیز فیلم میان ماجراجویی جادهای و کمدی مبتنی بر شخصیت حرکت میکند، اما این دو وجه همیشه بهخوبی درهم نمیآمیزند.
مسیر سفر بهانهای برای جابهجایی و تنوع صحنههاست، درحالیکه نیروی اصلی طنز همچنان از رفتار رجب سرچشمه میگیرد. بنابراین، سفر گاه بیشتر پسزمینهای برای نمایش شوخیهاست تا تجربهای که خود بهتدریج معنایی پیدا کند. این انتخاب، فیلم را به اثری سرراست و قابلدنبالکردن تبدیل میکند، اما از انسجام و غنای دراماتیک آن میکاهد.
جمعبندی «رجب ایودیک ۵» فیلمی است که بیش از هر چیز به شناخت مخاطب از قهرمان خود تکیه دارد. سفر در کنار ورزشکاران، زمینهای تازه برای نمایش همان بیپروایی، خودسری و انرژی نمایشی فراهم میکند و انگیزهٔ کمک به خانوادهٔ عصمت نیز لحظههایی از مسئولیتپذیری را به شخصیت میافزاید. اجرای پرتحرک شاهان گوکباکار و تنوع موقعیتهای گروهی، به اثر نیروی سرگرمکننده میبخشد؛ بهویژه برای تماشاگرانی که از پیش با سبک اغراقآمیز مجموعه همراهاند.
بااینحال، پراکندگی پیرنگ، کمپرداختگی شخصیتهای فرعی و تکرار شوخیهای مبتنی بر لودگی، مانع از آن میشود که فیلم از قالب آشنای خود فراتر رود. اثر بیشتر به دنبال خندهٔ فوری است تا ساختن کمدیای چندلایه یا روایتی منسجم دربارهٔ مسئولیت و همبستگی. حاصل، فیلمی پرجنبوجوش اما نابرابر است: در لحظههایی سرگرمکننده و سرزنده، و در بخشهایی گرفتار تکرار.
« بنابراین، سفر گاه بیشتر پسزمینهای برای نمایش شوخیهاست تا تجربهای که خود بهتدریج معنایی پیدا کند. »
جمعبندی
ارزش اصلی آن نه در تازگی روایی، بلکه در تواناییاش برای بردن شخصیت رجب به محیطی تازه و حفظ انرژی آشنای اوست.
« ارزش اصلی آن نه در تازگی روایی، بلکه در تواناییاش برای بردن شخصیت رجب به محیطی تازه و حفظ انرژی آشنای اوست. »



ثبت دیدگاه