نقد و بررسی
نقد این آرزوی من (Eyimofe (This Is My Desire)) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میلِ گریز در شهرِ ماندن «Eyimofe (This Is My Desire)» فیلمی دربارهٔ آرزوی رفتن است؛ اما نه آنگونه که این آرزو را به سفر، ماجراجویی یا وعدهای ساده از رهایی تقلیل دهد. در نگاه فیلم، مهاجرت پیش از هر چیز تصویری دوردست است که آدمی در برابر فشار زندگی روزمره نگه میدارد: امیدی برای آینده، و در همان حال نشانهای از دشواریِ اکنون.
در لاگوس، موفه و رزا در دو مسیر جداگانه میکوشند راهی به سوی زندگیای دیگر باز کنند؛ مسیری که نه با تصمیمی قاطع، بلکه در میان کار، بدهی، روابط خانوادگی و موانع اداری پیش میرود. فیلم ساختهٔ آرie Esiri و Chuko Esiri، بهجای آنکه مهاجرت را به روایتی هیجانانگیز از عزیمت بدل کند، به لحظههای پیش از آن توجه دارد: به محاسبههای کوچک، امیدهای شکننده و تلاشی که برای حفظ امکانِ رفتن لازم است.
همین انتخاب، اثر را از قصهای دربارهٔ مقصد دور میکند و به تأملی دربارهٔ زندگی در مبدأ نزدیک میسازد. دو مسیر، یک آرزوی ناپایدار ساختار فیلم بر دو بخش و دو شخصیت اصلی استوار است. موفه، کارگر فنی، با فشارهای اقتصادی و بحرانهای خانوادگی دستوپنجه نرم میکند؛ رزا، آرایشگری جوان، درگیر مسئولیتهایی است که بر دوش او سنگینی میکنند.
هر دو در اندیشهٔ رفتن به اروپا هستند، اما شباهت مقصد، زندگیهایشان را یکسان نمیکند. فیلم تفاوت موقعیت، سن، جنسیت و مناسبات اجتماعی را جدی میگیرد و از تبدیل شخصیتها به دو نمونهٔ مشابه از «مهاجر بالقوه» پرهیز میکند. این دو خط داستانی تنها گذرا به یکدیگر نزدیک میشوند. چنین پیوندی میتواند برای تماشاگرانی که انتظار دارند دو روایت به هم گره بخورند، کمرمق جلوه کند؛ زیرا فیلم بیش از آنکه ساختاری مبتنی بر تلاقی بسازد، بر همنشینی تجربهها تکیه دارد.
« همین انتخاب، اثر را از قصهای دربارهٔ مقصد دور میکند و به تأملی دربارهٔ زندگی در مبدأ نزدیک میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین فاصله معنایی هم دارد: آدمهایی که زیر فشارهای مشابهی زندگی میکنند، لزوماً در مسیر یکدیگر قرار نمیگیرند. پیوند اصلیشان نه رابطهای داستانی، بلکه آرزویی مشترک است که بر فراز شهر و زندگی روزمرهشان معلق میماند. واقعگراییِ امور کوچک قدرت درام از حادثههای بزرگ و پرهیاهو نمیآید؛ از انباشت گرفتاریهایی میآید که در نگاه نخست کوچک به نظر میرسند.
پولی که باید فراهم شود، فرمی که باید پر شود، رابطهای که توقعی تازه بر شخصیت تحمیل میکند یا خدمتی که بیپول پیش نمیرود، هر یک گوشهای از جهان فیلم را شکل میدهد. در اینجا دشواریهای زندگی نه به شکل مانعی منفرد، بلکه همچون شبکهای از وابستگیها و هزینهها ظاهر میشوند. فیلم از این راه نشان میدهد که تصمیم فردی همیشه در خلأ گرفته نمیشود.
میل به رفتن به توان مالی، مناسبات خانوادگی، کار و دسترسی به سازوکارهای اداری وابسته است. این نگاه، از موعظه یا توضیح مستقیم پرهیز میکند؛ تماشاگر بهجای آنکه درس اجتماعی آمادهای دریافت کند، در کنار شخصیتها با جزئیات موقعیتهایشان روبهرو میشود. نتیجه، تصویری ملموس از آرزویی است که برای تحققش باید بارها از میان موانع روزمره عبور کرد.
لاگوس؛ بیش از پسزمینه لاگوس در فیلم صرفاً مکانی برای وقوع رویدادها نیست. شهر با خیابانها، خانهها، محلهای کار و رفتوآمدهایش به حضوری پیوسته بدل میشود؛ حضوری زنده که هم جذابیت و جنبوجوش دارد و هم فشارِ زندگی را بر شخصیتها یادآور میشود. دوربین به شهر نگاهی صمیمی دارد، بیآنکه آن را بزک کند یا به منظرهای تماشایی و بیارتباط با رنج آدمها تبدیل سازد.
« پیوند اصلیشان نه رابطهای داستانی، بلکه آرزویی مشترک است که بر فراز شهر و زندگی روزمرهشان معلق میماند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم با بافت تصویریِ غنیِ نگاتیو ۱۶ میلیمتری، به فضاها کیفیتی ملموس میدهد. این انتخاب با رویکرد واقعگرایانهٔ اثر سازگار است: تصویر نه آنقدر صیقلی و دور از زندگی است که شهر را به پسزمینهای تزئینی بدل کند، نه آنقدر خشن که آدمهایش را به نشانههایی از فلاکت تقلیل دهد. در عوض، قابها به فضا و زمان مجال میدهند؛ لحظههایی که در فیلمهای پرشتاب ممکن است گذرا باشند، اینجا بخشی از تجربهٔ زیستن در شهر میشوند.
بازیگری و انسانهایی فراتر از رنج بازیهای فیلم از نقاط قوت اصلی آناند. Jude Akuwudike در نقش موفه، فشار را بیشتر در سکوت و واکنشهای مهارشدهاش آشکار میکند تا در نمایشهای بیرونی و پررنگ. خستگی شخصیت بهتدریج در رفتار و مکثهای او جا میگیرد؛ چنانکه تماشاگر نه فقط از دشواریهایی که با آنها روبهروست، بلکه از فرسایش ناشی از تکرارشان آگاه میشود.
این بازی، شخصیت را به قهرمانی استثنایی بدل نمیکند؛ او آدمی عادی است که در موقعیتی دشوار میکوشد اختیار زندگیاش را از دست ندهد. Temiloluwa Ami-Williams نیز به رزا حضوری طبیعی و چندلایه میبخشد. رزا صرفاً نمایندهٔ امید یا قربانی شرایط نیست؛ تصمیمها و واکنشهایش از خواستهها، محدودیتها و مسئولیتهای مشخصی برمیآیند.
بازیگران مکمل هم به جهان فیلم حس اجتماع میدهند، هرچند همهٔ روابط فرعی به یک اندازه قانعکننده پرداخت نشدهاند. در بعضی موقعیتها، بهویژه در رابطهٔ وینسنت و رزا، تحول عاطفی یا منطق رفتار شخصیتها آنچنان که باید جا نمیافتد؛ این ناهمواری در اثری که به ظرافت روابط متکی است، محسوس میشود.
« فیلم با بافت تصویریِ غنیِ نگاتیو ۱۶ میلیمتری، به فضاها کیفیتی ملموس میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم آرام و بهای آن «Eyimofe» برای پیشبردن قصه شتاب نمیکند. سکانسها گاه مکث میکنند و اجازه میدهند روزمرگی، سکوت و انتظار وزن پیدا کنند. این ریتم سنجیده با نگاه فیلم به زندگی شخصیتها هماهنگ است: بسیاری از موانع نه با یک رویارویی تعیینکننده، بلکه با صبر، تأخیر و فرسودگی تجربه میشوند.
آرامش روایت، در بهترین لحظههایش، تماشاگر را به مشاهدهٔ دقیقتر وامیدارد و از تحمیل هیجان ساختگی پرهیز میکند. اما همین ویژگی میتواند به کشآمدن بعضی بخشها بینجامد. اگر تماشاگر از درام انتظار چرخشهای مکرر، پیشروی سریع یا پیوند محکم میان همهٔ خطوط روایی داشته باشد، ریتم فیلم احتمالاً خستهکننده خواهد شد.
فاصلهٔ میان دو بخش نیز گاهی بیش از آنکه تنشی سازنده ایجاد کند، حس گسست به وجود میآورد. بنابراین کندی فیلم نه امتیازی بیقیدوشرط، بلکه انتخابی هنری با هزینهای روشن است: فضاسازی و مشاهده را غنی میکند، اما از انسجام و ضرباهنگ متعارف داستان میکاهد. مهاجرت بهمثابه وعده و مسئله فیلم با رؤیای اروپا برخوردی دوگانه دارد.
این رؤیا برای شخصیتها نیرویی واقعی است، اما اثر آن را نسخهای تضمینشده برای خوشبختی نمینمایاند. مهمتر از مقصد، فاصلهای است که میان میل به رفتن و توانِ عملی کردن آن وجود دارد. گذرنامه، عکس و فرم، در چنین جهانی فقط اشیایی روزمره نیستند؛ به نشانههای ملموسِ آیندهای بدل میشوند که شخصیتها میکوشند به آن دست یابند.
« ریتم آرام و بهای آن «Eyimofe» برای پیشبردن قصه شتاب نمیکند. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، فیلم پرسشی دشوارتر را پیش میکشد: چه چیزهایی آدم را وادار به رفتن میکنند و چه چیزهایی، حتی هنگام تصمیم به رفتن، او را نگه میدارند؟ پاسخ اثر نه تکعلتی است و نه شعاری. خانواده، اقتصاد، مسئولیت و نابرابری درهم تنیدهاند و هیچکدام بهتنهایی تمام ماجرا را توضیح نمیدهند.
از همینرو، فیلم با همدلی به آرزوی شخصیتها نزدیک میشود، بیآنکه آنان را به نمادهایی بیفردیت فروبکاهد. جمعبندی «Eyimofe (This Is My Desire)» درام اجتماعیِ آرام و دقیقنگری است که به جای تکیه بر حادثههای پررنگ، از جزئیات زندگی روزمره تصویری گستردهتر میسازد. دو روایت مستقل، بازیهای کنترلشده، حضور زندهٔ لاگوس و توجه به هزینههای انسانیِ امید، به فیلم هویتی ماندگار میدهند.
در مقابل، ریتم کند، پیوند محدود دو بخش و پرداخت نامتوازن برخی روابط ممکن است از اثرگذاری آن بکاهند. بااینهمه، ارزش فیلم در آن است که میل به زندگی بهتر را نه رؤیایی ساده و نه خطایی خامدستانه میبیند. این میل در دل خستگی و مسئولیت دوام میآورد، اما راه تحققش روشن و هموار نیست. فیلم بدون افشای گرهگشاییهای پایانی، تماشاگر را با همین کشاکش تنها میگذارد: با انسانهایی که هنوز آرزو دارند، حتی وقتی جهان پیرامونشان هر روز دلیل تازهای برای دشوار شدن آرزو فراهم میکند.
« خانواده، اقتصاد، مسئولیت و نابرابری درهم تنیدهاند و هیچکدام بهتنهایی تمام ماجرا را توضیح نمیدهند. »



ثبت دیدگاه